X
تبلیغات
و ناگهان مرگ      ....تذكر به علت اينكه كليات پستهاي نوشته شده در اين وبلاگ در خصوص مرگ و مفايهم تلخ آن و همچنين تصاوير واقعي ثبت شده مربوط به مرگ ميباشد خواندن اين وبلاگ به افراد داراي افسردگي و در آستانه خودكشي و زير بيست و پنج سال سن پيشنهاد نمي شود با تشكر مدير وبلاگ http://otherday.blogfa.com/ مرگ فرصتي نمانده است بيا همديگر را بغل كنيم فردا يا من تو را مي كشم يا تو چاقو را در اب خواهي شست همين چند سطر دنيا به همين چند سطر رسيده است به اينكه انسان كوچك بماند بهتر است به دنيا نيايد بهتر است اصلاً اين فيلم را به عقب برگردان ان قدر كه پالتوي پوست پشت ويترين پلنگي شود كه مي دود در دشتهاي دور ان قدر كه عصاها پياده به جنگل برگردند و پرندگان دوباره به زمين... زمين... نه! به عقب تر برگردد بگذار خدا دوباره دستهايش را بشويد در اينده بنگرد شايد تصميم ديگري گرفت مرگ
آیا تاکنون به آخرین لحظات زندگی خود فکر کرده ای
 در ادامه مباحث قبلی این پست رو اختصاص دادم به یکی از آهنگهای زیبا بنام مریم مجدلیه اگه فرصت شد ترجمه اون رو هم براتون مینویسم فعلا خداحافظ آهنگش هم با بالا آومدن سايت من شنيده ميشود

خداحافظ

مریم مجدلیه

Maria Magdalena

Maria Magdalena

You take my love you want my sun
I would be crazy to share your life
why can't you see what I am
shuffle your senses and turn the life
hurt me and you'll understand

I love a be MARIA MAGDALENA
(you're the preacher of the night)
MARIA MAGDALENA (you're the victim of the fight you need love)
promise me delight (you need love)
I love a be MARIA MAGDALENA
(you're the preacher of the night)
MARIA MAGDALENA (you're the victim of the fight you need love)
promise see delight (you need love)

Why must I love
find any guy
run 'way you wake up and treat your life
I can't surrender to you

Late for affection and win the price
I know this orgy games too

I love a be MARIA MAGDALENA
(you're the preacher of the night)
MARIA MAGDALENA (you're the victim of the fight you need love)
promise me delight (you need love)
I love a be MARIA MAGDALENA
(you're the preacher of the night)
MARIA MAGDALENA (you're the victim of the fight you need love)
promise see delight (you need love)

 

 

دانلود آهنگ مریم مجدلیه یا maria 

+  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 13:53  آدمک  | 

amin hayaee امین حیایی ( بازیگر )

فارغ التحصیل کامپیوتر.
همسر نیلوفر خوش خلق (بازیگر).
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم "دو همسر" (اصغر هاشمی) در سال ١٣٧٠.
- در دوران تحصیل به فعالیت در تئاتر پرداخت و پس از گرفتن دیپلم، ضمن خدمت سربازی در مرکز هنرهای نمایشی عقیدتی - سیاسی نیروی هوایی فعالیتش را آغاز کرد. در سال 1370 بازیگر یک تئاتر کودکان به کارگردانی ثریا قاسمی بود. در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه بازیگر نقش دوم برای فیلم براده های خورشید شد.


 

نام اصلی: امین
نام خانوادگی اصلی: حیایی
......................................
تاریخ تولد: 1349
محل تولد: تهران
ملیت: ایران
......................................
مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل کامپیوتر

بیوگرافی

فارغ التحصیل کامپیوتر.
همسر نیلوفر خوش خلق (بازیگر).
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم "دو همسر" (اصغر هاشمی) در سال ١٣٧٠.
-
در دوران تحصیل به فعالیت در تئاتر پرداخت و پس از گرفتن دیپلم، ضمن خدمت سربازی در مرکز هنرهای نمایشی عقیدتی - سیاسی نیروی هوایی فعالیتش را آغاز کرد. در سال 1370 بازیگر یک تئاتر کودکان به کارگردانی ثریا قاسمی بود. در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه بازیگر نقش دوم برای فیلم براده های خورشید شد.
-
خیلی زمان برد تا بتواند به عنوان بازیگر نقش اول در فیلمهای سینمایی بازی کند. در اولین نقش آفرینی اش به عنوان بازیگر نقش اول در فیلم "سیب سرخ حوا" (1378) چندان موفق نبود.
-
او در فیلم های سیروس الوند توانست خوش بدرخشد. در فیلمهای "هتل کارتن"، "دست های آلوده" و بخصوص در فیلم "مزاحم" که متاسفانه بازی زیبای امین حیایی با شخصیت پردازی ضعیف از دست رفت.
-
او در سال 1381، رکورددار بود. شش فیلم با بازی او در سال 1381 در سینماهای تهران به روی پرده رفت: مزاحم، مانی و ندا، مونس، اثیری، رز زرد، بوی بهشت
-
بازیهای متفاوت او در سال 1382: "عروس خوش قدم" و "دختر ایرونی" و در سال 1383 با فیلمهای "کما" و "مهمان مامان" نام او را به عنوان یک بازیگر توانا سر زبانها انداخت تا جایی که او به عنوان یکی از دو بازیگر برگزیده سال برای بازی در فیلم "دختر ایرونی" از جشن سالیانه ماهنامه دنیای تصویر تندیس حافظ دریافت کرد.
بازی کم نقص و تحسین برانگیز او در فیلم "زن زیادی" در جشنواره بیست و سوم فیلم فجر همچنان نشان از سیر صعودی او در زمینه بازیگری دارد.

گالري عكسهاي امين حيائي

امين حيائي

عكس امين حيائي

و گلزار

امين حيائي محمد رضا گلزار

هنرپيشه مرد ايران امين حيائي

و محمد رضا گلزار

محمد رضا گلزار

لعيا زنگنه امين حيائي

لعيا زنگنه امين حيائي

لعيا زنگنه امين حيائي

سينماي ايران| تب

لعيا زنگنه امين حيائي

سينماي ايران| تب

لعيا زنگنه امين حيائي

سينماي ايران| تب

لعيا زنگنه امين حيائي

سينماي ايران| تب

لعيا زنگنه

سينماي ايران| تب

امين حيائي ستاره سينما و تائتر

سينماي ايران| تب

امين حيائيسينماي ايران| تب

امين حيائيگالری عکس فیلم " تب " با بازی امین حیائی لعیا زنگنه

امين حيائي

سهرابی

 

اشاره:
نقدی بر «تب» ساخته رضا كریمی

بالاخره، بعد از مدتها «تب» آخرین ساخته رضا كریمی به نمایش درآمد. این فیلم در زمان تولید حرف و حدیثهای فراوانی به راه انداخت. گویا حمید فرخ‌نژاد و لعیا زنگنه سر صحنه فیلمبرداری اختلافات زیادی داشته‌اند. چندین بار فیلمبرداری متوقف شد و نام فیلم بارها تغییر پیدا كرد. قرار بود نام فیلم «زیر آواز باران» باشد كه گویا برای دریافت مجوز نمایش دچار مشكل شده بود.
كریمی قبل از «تب» دو فیلم «عشق + 2» و «هزاران زن مثل من» را كارگردانی كرده و در بازی گرفتن از بازیگران حرفه‌ای چون امین تارخ، نیكی كریمی، و فریبرز عرب‌نیا در فیلمهای گذشته‌اش كاملاً حرفه‌ای و موفق نشان داده و توانسته فضائی را به نمایش بگذارد كه مخاطب عام، براحتی بتواند با فیلمهایش رابطه برقرار كند. كریمی تا به‌حال ثابت كرده علاقه زیادی به موضوعات خانوادگی دارد و این موضوع را میتوان در دو ساخته قبلش بوضوح تماشا كرد. ولی او در «تب» سعی كرده با نیم‌نگاهی به آثار جنائی و كلاسیك سینمای جهان، موضوع جدیدی را به نمایش بگذارد. «تب» الگوی داستان آشنائی دارد: جمع شدن یك گروه حرفه‌ای برای دستبردی بزرگ. این موضوع را تا به حال بدفعات در آثار سینمای جهان دیده‌ایم، كه از معروف‌ترینشان میتوان به «گروه یازده نفره اوشن» و از آثار ایرانی به «دستهای آلوده» ساخته سیروس الوند اشاره كرد.

كریمی میكوشد، با به نمایش گذاشتن پیشینه كوتاهی از افراد گروه توانائیهای آنها را نشان دهد. زندگی آزاد و كمی غیراخلاقی ترانه، و رابطه نزدیكش با «نادر» در گذشته، طرد شدن «مهران» از سوی خانواده به سبب علاقه بیش از حدش به ترانه و ازدواج با او از این نمونه‌هاست. كارگردان كوشیده با قرار دادن شخصیتهای فیلمش در موقعیتهای گوناگون، فضاهای بكر و جدیدی را به نمایش بگذارد ولی چینش شخصیتی قهرمانهای فیلم و واكنشهایشان در برابر هم كمی مغشوش و غیرقابل باور است. مثلث ترانه، مهران، و نادر برای یك دستبرد حرفه‌ای كامل نیست. ترانه زنی اغواگر و جذاب است كه میكوشد نادر، دوست سابقش را برای باز كردن در گاو صندوق راضی كند. از طرف دیگر، مهران مردی سست و بیثبات و شكاك است كه گمان میكند بین نادر و ترانه جریانات جدیدی در حال شكل گرفتن است. مهران تصور میكند ترانه و نادر هنوز هم به هم علاقه دارند، و با تبانی میان خود قصد دارند او را از میدان خارج كنند و همه پولها را خودشان بردارند.

به نظر میرسد امین حیائی، انتخاب مناسبی برای ایفای نقش «مهران» نیست و در اكثر صحنه‌ها سعی میكند با داد و فریاد حضور خود را ثابت كند. تماشاگر برای تصمیمگیری درباره شخصیتهای به نمایش درآمده در اكثر صحنه‌های فیلم دچار تردید و اشتباه میشود. در جائی ترانه نیتش از دزدی را گرفتن حق قانونی مهران از پدرش بیان میكند و در جائی دیگر سعی میكند با «نادر» در انجام این دستبرد همكاری كند. یا در جائی دیگر نادر از علاقه ترانه به مهرانِ سست‌عنصر تعجب میكند. قهرمانهای فیلم در بروز واكنشهای خود به یكدیگر خیلی دور از انتظار و دم دستی عمل میكنند. موضوع دستبرد به گاو صندوق خود قابل توجه و مهم است, ولی تعدد شخصیتهای فرعی در كنار سوژه اصلی ضرر بسیاری به فیلم زده است. حضور بیفایده دختر سرایدار در ماجرای اصلی و تأكید زیاد كارگردان بر نشان دادن لال بودن او، اختصاص زمان زیادی از فیلم به مرد جوشكار یا پرداختن به آن دو جوان دزد كه نادر اجیرشان كرده تا بعد از باز شدن در گاوصندوق به نوائی برسند. به روند فیلم لطمه زده. ای كاش كریمی صحنه‌های زائد فیلم را كم میكرد و همت خود را مصروف پرداخت ماجرای سرقت از گاوصندوق میكرد. پرداختن لحظه‌ای به شخصیتهای محوری، كنار قصه نه‌تنها كمكی به جلو بردن خط اصلی فیلم نكرده، بل‌كه آن رابه حاشیه كشانده و بی‌اثر نموده است. ضعف بزرگ «تب» را میتوان در پایان‌بندی مبهم و ضعیفش دانست. كارگردان، ناگهان همه شخصیتها را به حال خود رها میكند. بعد از باز شدن در گاوصندوق و ناكامی ترانه و نادر، كارگردان خیلی ناتوان، فیلمی سرهم شده را عرضه میكند. فیلم كه كوشیده شده در تمام لحظاتش داستان واقعی به نمایش گذاشته شود، در صحنه آخر با تصویری نمادین از نادر و ترانه در دو سوی جاده و یارمحمد با عینك مرد جوشكار به چشم درحالی‌كه به دریا نظاره میكند، به پایان میرسد.

اما بازیگرها: لعیا زنگنه در به نمایش گذاشتن شخصیتی، اغواگر موفق نشان میدهد و بازی متفاوتی ارائه میدهد. امین حیائی فاصله زیادی با نقش مهران دارد و در آخر «حمید فرخ‌نژاد» را میتوان استعداد بینظیر بازیگری در سالهای جدید دانست. ای كاش فرخ‌نژاد در انتخاب نقشهایش حساسیت بیشتری داشته باشد و در هر فیلمی ظاهر نشود. رضا كریمی در سومین ساخته‌اش، سعی كرده با اضافه كردن عنصر تعلیق به درامی جنائی تجربه جدیدی به دست آورد. فیلم «تب» شاید ظرفیت آن را داشته باشد كه مورد توجه مخاطب انبوه قرار گیرد ولی حركت رو به جلوئی در كارنامه كریمی به حساب نمیآید.

 
نمائي از فيلم نقاب با بازي امين حيائي
امين حيائي
امين حيائي
امين حيائي
امين حيائي
امين حيائي
امين حيائي پارسا پيروز فر در نقاب
 نقاب

  نقاب یک قصه ی نو در سینمای ایران است. نقاب قصه ی

  مثلث عشقی را به تصویر می کشد که با بازی های روان

  و خوب هنرمندانش بیشتر به دل بیننده می نشیند. نقاب را

  میتوان یک فیلم قوی از نظر طراحی صحنه و لباس دانست.

  خانه ها،خیابان ها،هتل ها و مکان های دیگری که نقاب در

  آن مکان ها فیلمبرداری شده کیفیت فیلم را بالا می برد.

  چیزی که برای من در هنگام دیدن فیلم عجیب بود نقش

  سارا خوئینی ها بود که در نقش دختر محمدرضا شریفی نیا

  ایفا شده بود. زیرا در گیس بریده این دو هنرمند زن و شوهر

  بودند.شاید اگر جای خوئینی ها هنرمند دیگری ایفای نقش

  می کرد تماشاگر می توانست راحت تر رابطه ی پدرو دختر

  را درک کرد.فیلم را می توان یک فیلم جدی دانست ولی

  امین حیایی با بازی خوب و با تیکه هایی که می اندازد

  خنده را به لب تماشاگر می آورد. انصافاً پارسا پیروزفر

   نقش نیما را به زیبایی هرچه تمام تر ایفا کرد و به جرات

  می توانم بگویم که پیروزفر بعد از مهمان مامان یکی از

   بهترین بازی های خود را انجام داد.

پارسا پيروز فر امين حيائي

امين حيائي


نقاب - امین حیایی و پارسا پیروزفر


 نقاب - سارا خویینی ها


نقاب - سارا خویین ها و پارسا پیروزفر


نقاب - پارسا پیروزفر، سارا خویینی ها و امین حیایی

 


 نقاب - پارسا پیروزفر و امین حیایی

پارسا پيروز فر امين حيائي

پارسا پيروز فر

امين حيائي

حجاب كه نمادي از يك دختر ايراني هست سوار بر لامبورگيني قرمز رنگ امريكايي شروع ميشه شايد تناقضي كه تو همين سكانس اول هست اولين نقد و تمسخريه كه كارگردان نسبت به فرهنگ ايراني و حجاب كرده كه ببينيد اين زن اگه يه دختر ايراني مجبور به حفظ اصل حجاب در دنياي امروز چه حالت تمسخر اميزي داره كه البته در حين فيلم نگار ميگه كه من چادر رو فقط اينجا پوشيدم يعني من فلسفه اي براي حجاب ندارم به حسب اجبار و موقعيت اينو پوشيدم است در سكانسهاي سريع و تند با متن موزيك تند زمينه فيلم چند نما از خط و خالهاي رو دست دختر و و نمايي از ماشين نگار - چشمان نگار- گرفته ميشه كه ميخاد از شروع و اغاز هدف دختر بگه البته به سبك فيلمهاي اكشن امريكايي ...
در يك سكانس نگار با پسري به نام كامران (امين حيايي) ظاهران كاملان بر حسب تصادف اشنا ميشه و طي دعوتي كه از طرف دختر ميشه به دفتر شركت پدر دختر ميرن و بعد فيلم بعد از گفتگويي پرش ميكنه به صحنه ازدواج بين دختر و پسر و شروع يك زندگي سر شار از عشق به ظاهر البته كه دوامي نداره و شخصيت باطني كامران در اولين سكانسهاي زندگي مشترك مشخص ميشه شخصيت بي تفاوت و بي احساس و پول پرست و تهي از شخصيت انساني رو نشون ميده يك صحنه از فيلم كامران به خاطر انداختن نخ دندونش ميخاد نگار رو با سيخ كتك بزنه البته اين كامران هدف مقدسي داره در حقيت خرج مادر و خواهرش رو در ايران تامين ميكنه كه نشون ميده راه فداي هدف شده و در مقابل شخصيت نيما( پارسا پيروز فر) انساني سرشار از احساس با شخصيت و موقر و مودب رو نشون ميده شخصيت ارماني و دلخواه خانومها و و اين تفاوت شخصيتي بسيار بارز بين دو دوست در مقابل چشمهاي نگار قرار ميگيره و ظاهرا بر حسب كششي كه انسان به سوي خوبي داره نگار خانوم فيلم عشقي پنهان به شخصيت نيما پيدا ميكنه .... فيلم رو تعريف نميكنم فقط به نكاتي چند اشاره ميكنم كه بطور مستقيم و غير مستقيم ارزشها اعتقادات و فرهنگ ايراني رو زير سوال ميبره
لوكيشن فيلم در دبي هستش كه كارگردان دستش كاملا باز باشه برا پخش اهنگ و ...
شايد فيلم توهين وقاحت اميزي به فرهنگ ايراني و در وحله دوم اعتقادات ايرانيها داره يه جايي از فيلم از عشق اساطيري مجنون و فرهاد سخن گفته ميشه حتي در يك سكانس فيلم كازابلانكا نشون داده ميشه و از يك عشق متمدن و ارماني غربي صحبت ميشه و وقتي نگار به كامران ميگه كه اين بهترين فيلم دنياست كامران در عين بي علاقگي كه ظاهران از نداشتن سطح درك براي فهم عشق مطرح در كازبلانكا هست ميگه من بهترين فيلم رو تايتانيك ميدونم كه با توجه به ديالوگي مبني بر بي فرهنگي كامران كه نگار بعد از اون عنوان ميكنه داشتن علاقه به عشقي كه در تايتانيك مطرح شده رو سطحي و بي ارزش ميدونه شايد هدف نويسنده اينكه بگه كه در حقيقت كامران(نمادي از مرد ايراني ) چيزي از عشق نميفهمه ... و در حين فيلم پرده از طرح بازي غير انساني و اخلاقي كه صرفا به خاطر پول انجام گرفته پرده برداشته ميشه و شخصيت واقعي نيما كه د ر حقيقت همون كسي كه از عشق اساطيري دم ميزنه پرده برداشته ميشه و در حقيت كذب محض اين عشق ها هم مشخص ميشه(فيلم اين نوع عشق رو دروغ و مايه اي براي سركيسه كردن بيان ميكنه) تو اين فيلم غيرت و تعصب ايراني ها هم به مضحكه گرفته ميشه در حقيقت نه عشق زن و مرد در يك خانواده ايراني رو بي بنياد ميدونه دخترا به خاطر نياز به احساسات و درك از طرف شوهر ازدواج كردند كه اگه بي توجهي به اونا بشه به سرعت جذب غريبه ميشن و در تن به تخليه احساسات و در خيانت به شوهر ناگريز هستند حتي اگر اين عشق نزديكترين دوست شوهر باشه بازم مهم نيست تو اين فيلم جنس زن رو پر از احساسات احمقانه ميدونه و جنس پسرم اماده سو استفاده در يك سكانس كه گوهر خير انديش شوهر رو درحقيت نوكري ميدونه براي خدمت علي الظاهر دليل اينكه كامران زن پيري مثل ماهرخ رو انتخاب كرده صرفا پول بوده در سكانسي كه در رستوران كامران گرفته ميشه كامران دليل بي رونق بودن رستوارنشو سرو نكردن شراب براي ايرانيها ميدونه انگار كه ايراني ها اغده اي ديرينه براي نوشيدن شراب دارن كه حاضرن براش از كشورشون سفر كنند و برن تو يه كشور عربي تا به اين لذت برسن توهين وقيحانه به عقل ايراني كه ظاهرن بر اثر اعمال محدوديت ها ايجاد شده .........

و فيلم در سكانسهاي بي پرده از گذشته اين دو دوست پرده برميداره كه ظاهران شغل اين دو تا دوست سركيسه كردن دخترا بوده و معلوم نيست چرا كامران به خاطر هدف انساني كه داره غير انساني ترين راه رو انتخاب كرده ظاهرن هيچ نوع قدرت تشخيصي نداره و يا اگه داره جامعه اونو مجبور به انجام چنين رفتاري كرده فيلم هيچ نگاه روانكاوانه اي به شخصيتهاي مرد نداره و تنها به بيان رفتارهاي ضد ارزشي ميپردازه نگاهي كه نتيجه گيري ميكنه از رفتار اقليت به فرهنگ اكثريت ميرسه و از حادثه اي سخن ميگه كه ظاهرن به هيچ وجهي قابل كنترل نيست و در پايان نيز هر سه شخصيت فيلم رو به كام مرگ ميبره فيلم حتي هيچ نقطه تكنيكي نداره فيلمنامه در پايان حتي روند منطقي خودشو از دست ميده و انگار كه اتفاقي بايد بيفته ميفته فيلم عاري از هر گونه هنر سينمايي هست ولي از الفاظ ركيك و نشون دادن بي پرده قمار و ديدن صحنه خيانت نيما به زن كامران توسط كامران و حتي فيلمبرداري برا تلكه كردن كه نهايت بي غيرتي مرد رو نشون ميده – سرشاره در اخرين سكانس كه به نظرم مضحك ترين سكانس فيلم هستش كه نويسنده فيلم نامه معلوم نيست اونو بر چه اساسي نوشته ماشين نگار توسط بمبي كه توسط نيما جاسازي شده منفجر ميشه و اين وسط نگار هم در اتش كينه خودش ميسوزه ظاهرا نويسنده هيچي بهتر از اين به نظرش نرسيده و ترجيحا فيلم با يه سكانس رايج فيلم هندي تموم ميشه ..
باعث تاسفه كه صحنه سينماي ما بايد شاهد همچين فيلمي باشه و اين فيلم اكران عمومي پيدا كنه تنها تاثيري كه اين فيلم بر روي ببيننده ميذاره حس شك و ترديد و تنفر نسبت به محيط اطرافش هست نتيجه گيري از جزئ براي كل جالبه كه با وجود اينهمه فيلم نامه خوب و وجود كارگردانهاي خوب كه معلوم نيست چرا و طبق چه سياستي كنار رفتند سينماي ايران شاهد فيلمهاي سبك بي مايه و حتي موهن باشه .. فيلم فقط از معروفيت شخصيتهاي معلومه كه پسوند همچين سياسيتي هم ساخت فيلم سيصد در امريكا باشه و نميدونم تا كي بايد شاهد توهين به فرهنگ و افكار ايراني باشيم.

                                                                                                               

فیلم «نقاب» مسلما با بازیگرانی که برای ایفای نقش‌هایش انتخاب شده یعنی پارسا پیروزفر ، امین حیایی ، شریفی‌نیا ، درصدد جلب گیشه بوده است ، هرچند با کپی میلیونی این فیلم قبل از اکران فیلم ، ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به فروش فیلم وارد آمد. حذف شدن بعضی از سکانس‌ها هم باعث می‌شود ، تماشاگر ، دیدن نسخه تعدیل‌نشده را ترجیح بدهد.

بین ساخت و اکران این فیلم ، سه سال وقفه افتاده است ، «نقاب» در ابتدا قرار بود  عنوان‌های «پوکر» یا «شطرنج» داشته باشد که با این اسامی موافقت نشد.

در معیارهای ایرانی ، فیلمنامه فیلم ، نقطه برجسته آن است و چیزی که فیلمنامه را برجسته می‌کند ، تعلیق و پیش‌پینی‌ناپذیر بودن داستان ان تا نیمه فیلم است. اما متأسفانه در نیمه دوم فیلم نویسنده فیلمنامه-قاسم‌خانی- داستان را دچار آشفتگی کرده و در انتها ، این آشفتگی و غیرمنطقی بودن فیلمنامه به اوج خود رسیده است.

 فیلمنامه و نوع بازیگری نتوانسته ، کاراکتر یک خواهر انتقام‌جو را به درستی به تصویر بکشد.

داستان فیلم گستاخانه انتخاب شده است. عشق یک زن شوهردار به مردی دیگر که در نیمه اول شاهد آن هستیم. اما همین موضوع ممنوعه باعث می‌شود که مخاطب حدس بزند باید کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه باشد و روال داستان ناگزیر ، نباید به همین شیوه پیش برود.

 بازیها چندان برجسته نیستند ، به جای سارا خوئینی‌ها می‌شد از بازیگر تواناتری متناسب با نوع نقش استفاده کرد ، در فیلم به روال نقش‌هایی که قبلا خوئینی‌ها بازی کرده تأکید بیش از حد روی چشم و ابرو شده است

نقاب

نقاب

نقاب

امين حيائي

امين حيائي

امين حيائي

امين حيائي

 

 

 

 

+  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 9:22  آدمک  | 

نسرين مقانلو

نسرين مقانلو متولد 1341 با فيلم «قربانی» به سينما آمد. اما شايد در فيلم « همسر » بيشتر ديده شد و پس از بازی در فيلم « نابخشوده » چند سالی خارج از كشور گذراند.همسر او یکی از فوتبالیست‌های قدیمی ایران است.

پس از بازگشت به ايران بار ديگر بازی در سينما را ادامه داد و به‌عنوان يكی از نقشهای اصلی فيلم «مهمان مامان» انتخاب شد. بازی روان و فوق العاده او، نام او را به عنوان يك بازيگر توانا مطرح كرد.

سایر فیلمهای این بازیگر:

- قرباني (رسول صدرعاملی، 1370)

- اميد (حبيب كاوش، 1371)

- بازيچه (تورج منصوری، 1372)

- همه دختران من (اسماعيل سلطانيان، 1372)

- همسر (مهدي فخيم زاده، 1372)

- نابخشوده (ايرج قادري، 1375)

- بن‌بست (فيلم كوتاه، اصغر نعيمي، 1378)

- مسافری از هند (مجموعه، قاسم جعفري، 1381)

- دختري در قفس (قدرت الله صلح ميرزايي، 1381)

- مهمان مامان (داريوش مهرجويي، 1382)

- مختارنامه (مجموعه. داوميرباقري، 1383)

آخرین کار این بازیگر حضور در سریال "حس سوم" به کارگردانی مهدی فخیم زاده است.

نسرين مقانلو

عكسهاي زن و دختر هنرمند ايراني خانم نسرين مقانلو

نسرين مقانلو

نسرين مقانلو

نسرين مقانلو

 

عشق loveمرگdeathزندگي life مهناز افشارmahnaz afsharمحمد رضا گلزارmohamad reza golzar نيكي كريميniki karimiهديه تهرانيhedieh tehranعكسphotoگالري gallery رزيتا غفاريrozita ghafariايراني iranianدخترgirl زن womenزنان  مهدي سلوكي mehdi soloki بهرام رادانbahram radan هنرمندانactorsهنرمندان زنactressبانوي ايرانيmp3آهنگ دانلود فلسفه philosophyفلاسفه   فيلسوف ژاپن japanژاپني japanees زبان language موزيك merila zarei مريلا زارعي shahab hosini شهاب حسيني behnosh bakhtiariبهنوش بختياري چت chat دانلود downloadكليپ  yosef timori ابرهيم حاتمي کياebrahim hatami kia زهرا مصفا zahra mosafa mohamd reza hedayatiمحمد رضا هدايتي اکبر عبديakbar abdi بيژن امکانيانbijan emkanian رامبد جوانrambod javan مهدي پاکدلmehdi pakdel فرزاد حسنيfarzad hasani

سميرا مخملبافsamira makhmalbaf ميترا حجارmitra hajar ليلا اوتاديlila otadi پانته بهرامpantea baharam شيرين بيناshirin bina رويا نونهاليroya nonahali  عكس photo عكسهايgallery

 

 

نسرين مقانلو

نسرين مقانلو

نسرين مقانلو

نسرين مقانلو

نسرين مقانلو

عكس نسرين مقانلو

عكسهاي خانم نسرين مقانلو

 

+  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 9:48  آدمک  | 

 

عسل بديعي

عسل بدیعی

Asal Badiee

>> اطلاعات بیشتر درباره عسل بدیعی

بیوگرافی و توضیحات:

بخشی از فیلمشناسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نام: عسل بدیعی

تاریخ تولد: 1356

همسر: فریبرز عرب نیا

مدرک تحصیلی: لیسانس تغذیه از دانشگاه آزاد اسلامی

...............................................

سه ترم از دوره نمایش در دانشگاه آزاد اسلامی گذرانده است.

با بازی در اولین حضور سینمایی اش بودن یا نبودن به کارگردانی کیانوش عیاری خوش درخشید اما هیچگاه تنوانست در فیلمهای بعدی  این موفقیت را تکرار کند.

بودن یا نبودن (کیانوش عیاری، 1376)

دستهای آلوده (سیروس الوند، 1378)

هفت پرده (فرزاد مؤتمن، 1379)

از صمیم قلب (بهرام کاظمی، 1379)

شمعی در باد (پوران درخشنده، 1382)

پروانه ای در مه (محمدجواد کاسه ساز، 1384

عسل بديعي

عسل بديعي

گالري عكسهاي عسل بديعي همسر فريبرز عرب نيا

عسل بديعي

عسل بديعي

عشق loveمرگdeathزندگي life مهناز افشارmahnaz afsharمحمد رضا گلزارmohamad reza golzar نيكي كريميniki karimiهديه تهرانيhedieh tehranعكسphotoگالري gallery رزيتا غفاريrozita ghafariايراني iranianدخترgirl زن womenزنان  مهدي سلوكي mehdi soloki بهرام رادانbahram radan هنرمندانactorsهنرمندان زنactressبانوي ايرانيmp3آهنگ دانلود فلسفه philosophyفلاسفه   فيلسوف ژاپن japanژاپني japanees زبان language موزيك merila zarei مريلا زارعي shahab hosini شهاب حسيني behnosh bakhtiariبهنوش بختياري چت chat دانلود downloadكليپ clipeالناز شاكر دوست elnaz shaker doost آنته فقيه نصيري ateneh faghih nasiri بهنوش بختياري behnosh bakhtiari زهرا ابرهيمي zahara ebrahimi مهتاب کرامتي mahtab keramati فريماه فرجامي farima farjami ليلا اسکندري lila eskandari اليزابت امينيelizabet aminiالهام حميدي elham hamidi افسانه بايگان afasane bayeganنيکي کريمي niki karimiهانيه توسلي hanieh tavasoli فاطمه معتمد آريا fateme motamed arya شقايق فراهاني shaghayegh farahaniگلشيفته فراهاني golshifteh farahani mahnaz afsharمهناز افشارنيلوفر خوش خلق nilofar khosh akhlaghمريلا زارعي merila zarei عكس photo عكسهايgallery

عكسهاي عسل بديعي asal badiee

عسل بديعي

عسل بديعي

عسل بديعي

عكسهاي عسل بديعي

عسل بديعي

عروس سينماي ايران خانم عسل بديعي

عسل بديعي ستاره سينماي ايران

عسل بديعي

 

+  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 9:33  آدمک  | 

گفتگو با نیلوفر خوش خلق

نیلوفر خوش خلق خیلی کم مصاحبه می کند اما در جایی گفته بود معیار انتخاب فیلم برای من نقش های خاص و متفاوت است و با ۴ سال بازی نکردن این مساله را ثابت کرد ٬ اما فیلم اگه می تونی منو بگیر نه خاص است و نه متفاوت ٬ چرا بازی در چنین کاری را قبول کردید ؟

جایی از امین حیایی خواندم که گفته بود : «در زمانی که من دچار افسردگی شدید بودم و نتوانسته بودم بجای محمدرضا فروتن در فیلم قرمز ساخته ی فریدون جیرانی بازی کنم ٬ نیلوفر از خانواده اش در خارج از کشور جدا شد و به ایران آمد تا در کنار من باشد » ٬شما متولد ایران هستید ؟

متولد ایران هستم ، مدتی در خارج از کشور زندگی می کردم که فکر نکنم آنقدر بر روی زندگی ام تاثیر داشته باشد .

متولد چه سالی هستید ؟

۱۳۵۱

قبل از اینکه با امین حیایی آشنا بشین ٬ علاقه خاصی به سینما داشتید ؟

نه اصلا هیچ علاقه ای به سینما نداشتم ٬ حتی شاید باور نکنین که من اصلا فیلم هم نگاه نمی کردم .

سریال روزگار جوانی اولین کار شما بود و فیلم مونس دومین کار بازیگری شما ٬ در هر دو با امین حیایی همبازی بودید و در آن زمان ازدواج هم نکرده بودید امین در آن زمان هم به شما کمک می کرد ؟

در آن زمان من و امین نامزد بودیم ٬ بله خیلی کمکم می کرد .

سر فیلم « بوی بهشت » با امین ازدواج کردید درسته ؟

بله ٬ حتی در تیتراژ بوی بهشت هم بجای نیلوفر خوش خلق ٬ نیلوفر حیایی نوشته شد ( ! )

۳ کار اول ضعیف شما برای نابود شدن هر بازیگری کافی است فیلمهای ضعیف مونس ٬ مانی و ندا و بوی بهشت که اتفاقا هر سه نیز در یک سال تولید شدند ( سال ۱۳۷۹ ) و جالب این است که شما پس از فیلم بوی بهشت تا ۴ سال هم بازی نکردید ( ! ) اما با وجود این شرایط در سال ۱۳۸۴ با بازی در فیلم به آهستگی و معرفی دوباره شما به تماشاگران ٬ نه تنها از یاد آنها نرفته بودید بلکه هیچ کس هم باور نمی کرد که نیلوفر خوش خلق ۴ سال است بر پرده سینما دیده نشده است ٬ قبول دارید این باقی ماندن شما به عنوان بازیگر در سینما فقط و فقط بدلیل وجود شخصی به نام امین حیایی است ؟

۱۰۰٪ قبول دارم حرف شما را .

در پشت صحنه فیلم های امین همراه او سر صحنه فیلمبرداری می روید و جایی گفته بودید که این حضور خیلی برای یک بازیگر موثر است . این موثر بودن از دیدن نوع بازی امین حیایی است یا طرز برخورد او با دیگر افراد ؟

هر دو ٬ هر بار حضور در پشت صحنه فیلم های امین برای من خیلی موثر است از هر دو جهت ٬ این حضور می تونه هم در بازی تاثیر بگذارد و هم در اخلاق . اخلاق یکی از اساسی ترین ویژگی های یک هنرمند است .

هنگام بازی سراغ نقش های مشابه که قبلا توسط افراد دیگری بازی شده هم میرید ؟

حتما نه اما فیلم زیاد میبینم .

از کسی شنیدم که قبل از شروع فیلمبرداری امین حیایی یک بار نقش شما را برایتان اجرا می کند و شما سعی می کنید مشابه امین حیایی بازی کنید این درست است ؟

همیشه نه ٬ اما وقتی امین کارش سبک باشد این کار را برای من انجام میدهد .

یکی از فیلم های موفق در کارنامه شما فیلم آتش بس است ٬ لاله ( نیلوفر خوش خلق ) در آتش بس قرار بود با حرف ها و کارهایش باعث به هم ریختگی وضع زندگی سایه و همسرش شود اما این اتفاق فقط در ۱ مورد ( جریان کتابخانه رفتن سایه نیازی ) روی می دهد . نقش به آن شکل که باید در می آمد در نیامد یا از ابتدا قرار بود چنین باشد ؟

من کارهای خانم میلانی را خیلی دوست دارم اما نقش سایه از ابتدا نقش کم رنگی بود شاید حذف چند پلان مربوط به این نقش باعث کم رنگ تر شدن این نقش شد . آدم در هر جایی نباید دیده شود . اما نقش سایه دیده شد چون تعداد بازیگران کار کم بود .

امین کارهای طنز زیادی را بازی کرده با توجه به این مسئله در اولین تجربه طنز شما ( اگه می تونی منو بگیر ) چه کمکی به شما کرد ؟

امین در آن زمان که ما فیلمبرداری را شروع کردیم خودش سر فیلمبرداری بود و من بدون کمک امین این فیلم را بازی کردم .

نیلوفر خوش خلق خیلی کم مصاحبه می کند اما در جایی گفته بود معیار انتخاب فیلم برای من نقش های خاص و متفاوت است و با ۴ سال بازی نکردن این مساله را ثابت کرد ٬ اما فیلم اگه می تونی منو بگیر نه خاص است و نه متفاوت ٬ چرا بازی در چنین کاری را قبول کردید ؟

کار طنز بود و می خواستم یک کار طنز هم در کارنامه ام داشته باشم . فضای کار را هم خیلی دوست داشتم .

" چند روز بعد " به کارگردانی نیکی کریمی آخرین کار سینمایی شما در مقام بازیگر است ٬ کار با نیکی کریمی را چطور دیدید ؟

به نظرم نیکی کریمی کسی است که هم بازیگر بسیار خوبی است هم به واسطه بازیگری بسیار خوبش بزودی یکی از بهترین کارگردان های سینمای ایران هم می شود ٬ همان طور که در " چند روز بعد" در مقام کارگردانی بسیار خوش درخشیده است .

کار آینده ؟

فیلمی است به کارگردانی فرهاد نجفی و به اسم حرکت اول .

علت کم کاری ؟

کم کار نیستم ٬ چند کار پشت سر هم انجام دادم و با هم اکران شدند .

صمیمی ترین دوست شما در بین هنرمندان چه کسی است ؟

سحر ولدبیگی .

نظرتون درباره CD های قاچاق چیه ٬ به نظرم بیشترین لطمه را به فیلم " اگه می تونی منو بگیر" زد ٬ نظز شما چیه ؟

وارد این مساله نمی شوم اما خیلی به سینما ضربه میزند .

عکسهای نیلوفر خوش خلق

نيلوفر خوش خلق

نيلوفر خوش خلق

عكسهاي نيلوفر خوش خلق

نيلوفر خوش خلق

همسر امين حيائي

نيلوفر خوش خلق

 

عكس همسر امين حيائي نيلوفر خوش خلق

نيلوفر خوش خلق

نيلوفر خوش خلق بيوگرافي

نيلوفر خوش خلق

نيلوفر خوش خلق

نيلوفرخلق

نيلوفر خوش خلق

نيلوفر خوش خلق

نيلوفر خوش خلق

Click to view full size image

نيلوفر خوش خلق

نيلوفر خوش خلق و همسرش امين حيائي

نيلوفر خوش خلق

 

+  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 9:15  آدمک  | 

عكسهاي سريال شهريار

یکی از اشعار سریال شهریار

شعر زيباي (آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا؟) از استاد شهريار

ارسال شده توسط نانا  مربوط به بخش استاد شهريار, اشعار استاد شهريار

آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا ؟
بي وفا، بي وفا حالا كه من افتاده ام از پا چرا ؟

نوشدارويي و بعد از مرگ سهراب آمدي
سنگدل اين زودتر مي خواستي حالا چرا ؟

عمر ما ار مهلت امروز و فرداي تو نيست
من كه يك امروز مهمان توام فردا چرا ؟

نازنينا ما به ناز تو جواني داده ايم
ديگر اكنون با جوانان نازكن با ما چرا ؟

وه كه با اين عمر هاي كوته بي اعتبار
اين همه غافل شدن از چون مني شيدا چرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان ، پريشان مي كند
درشگفتم من نمي پاشد ز هم دنيا چرا ؟

شهريارا بي حبيب خود نمي كردي سفر
راه عشق است اين يكي بي مونس و تنها چرا ؟

بي مونس و تنها چرا ؟
تنها چرا ؟ حالا چرا

داستان افتادن سارا درآب و بردن سیل سارا را و کشته شدن او قبل از ازدواج

آرپا چایی درین اولماز
آخار سویو سرین اولماز
سارا کیمی گلین اولماز
آپاردی سئللر سارا´نی
بیر آلا گؤزلو بالانی

آرپا چایی آشدی٬ داشدی
سئل سارانی قاپدی٬ قاچدی
هر گؤره‌نین گؤزو یاشدی
آپاردی سئللر سارا´نی
بیر آلا گؤزلو بالانی

قالی گتیر اوتاق دؤشه
سارا یئری قالدی بوشا
چوبان الین چیخدی بوشا
آپاردی سئللر سارا´نی
بیر آلا گؤزلو بالانی
.......................

شعر سپید شهریار بنام ای وای مادرم

 

---------------------------------------------------------------

آهسته باز از بغل پله ها گذشت
در فكر آش و سبزي بيمار خويش بود
اما گرفته دور و برش هاله ئي سياه
او مرده است و باز پرستار حال ماست
در زندگي ما همه جا وول ميخورد
هر كنج خانه صحنه ئي از داستان اوست
در ختم خويش هم بسر كار خويش بود
بيچاره مادرم
هر روز ميگذشت از اين زير پله ها
آهسته تا بهم نزند خواب ناز من
امروز هم گذشت
در باز و بسته شد
با پشت خم از اين بغل كوچه ميرود
چادر نماز فلفلي انداخته بسر
كفش چروك خورده و جوراب وصله دار
او فكر بچه هاست
هرجا شده هويج هم امروز ميخرد
بيچاره پيرزن ، همه برف است كوچه ها
او از ميان كلفت و نوكر ز شهر خويش
آمد بجستجوي من و سرنوشت من
آمد چهار طفل دگر هم بزرگ كرد
آمد كه پيت نفت گرفته بزير بال
هر شب در آيد از در يك خانه فقير
روشن كند چراغ يكي عشق نيمه جان
او را گذشته ايست ، سزاوار احترام :
تبريز ما ! بدور نماي قديم شهر
در ( باغ بيشه ) خانه مردي است باخدا
هر صحن و هر سراچه يكي دادگستري است
اينجا بداد ناله مظلوم ميرسند
اينجا كفيل خرج موكل بود وكيل
مزد و درآمدش همه صرف رفاه خلق
در ، باز و سفره ، پهن
بر سفره اش چه گرسنه ها سير ميشوند
يك زن مدير گردش اين چرخ و دستگاه
او مادر من است
انصاف ميدهم كه پدر رادمرد بود
با آنهمه درآمد سرشارش از حلال
روزي كه مرد ، روزي يكسال خود نداشت
اما قطارهاي پر از زاد آخرت
وز پي هنوز قافله هاي دعاي خير
اين مادر از چنان پدري يادگار بود
تنها نه مادر من و درماندگان خيل
او يك چراغ روشن ايل و قبيله بود
خاموش شد دريغ
نه ، او نمرده ، ميشنوم من صداي او
با بچه ها هنوز سر و كله ميزند
ناهيد ، لال شو
بيژن ، برو كنار
كفگير بي صدا
دارد براي ناخوش خود آش ميپزد
او مرد و در كنار پدر زير خاك رفت
اقوامش آمدند پي سر سلامتي
يك ختم هم گرفته شد و پر بدك نبود
بسيار تسليت كه بما عرضه داشتند
لطف شما زياد
اما نداي قلب بگوشم هميشه گفت :
اين حرفها براي تو مادر نميشود .
پس اين كه بود ؟
ديشب لحاف رد شده بر روي من كشيد
ليوان آب از بغل من كنار زد ،
در نصفه هاي شب .
يك خواب سهمناك و پريدم بحال تب
نزديكهاي صبح
او زير پاي من اينجا نشسته بود
آهسته با خدا ،‌
راز و نياز داشت
نه ، او نمرده است .
نه او نمرده است كه من زنده ام هنوز
او زنده است در غم و شعر و خيال من
ميراث شاعرانه من هرچه هست از اوست
كانون مهر و ماه مگر ميشود خموش
آن شيرزن بميرد ؟ او شهريار زاد
هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد بعشق
او با ترانه هاي محلي كه ميسرود
با قصه هاي دلكش و زيبا كه ياد داشت
از عهد گاهواره كه بندش كشيد و بست
اعصاب من بساز و نوا كوك كرده بود
او شعر و نغمه در دل و جانم بخنده كاشت
وانگه باشكهاي خود آن كشته آب داد
لرزيد و برق زد بمن آن اهتزاز روح
وز اهتزاز روح گرفتم هواي ناز
تا ساختم براي خود از عشق عالمي
او پنجسال كرد پرستاري مريض
در اشك و خون نشست و پسر را نجات داد
اما پسر چه كرد براي تو ؟ هيچ ، هيچ
تنها مريضخانه ، باميد ديگران
يكروز هم خبر : كه بيا او تمام كرد .
در راه قم بهرچه گذشتم عبوس بود
پيچيد كوه و فحش بمن داد و دور شد
صحرا همه خطوط كج و كوله و سياه
طوماز سرنوشت و خبرهاي سهمگين
درياچه هم بحال من از دور ميگريست
تنها طواف دور ضريح و يكي نماز
يك اشك هم بسوره ياسين چكيد
مادر بخاك رفت .
آنشب پدر بخواب من آمد ، صداش كرد
او هم جواب داد
يك دود هم گرفت بدور چراغ ماه
معلوم شد كه مادره از دست رفتني است
اما پدر بغرفه باغي نشسته بود
شايد كه جان او بجهان بلند برد
آنجا كه زندگي ،‌ ستم و درد و رنج نيست
اين هم پسر ، كه بدرقه اش ميكند بگور
يك قطره اشك ، مزد همه زجرهاي او
اما خلاص ميشود از سرنوشت من
مادر بخواب ، خوش
منزل مباركت .
آينده بود و قصه بيمادري من
ناگاه ضجه ئي كه بهم زد سكوت مرگ
من ميدويدم از وسط قبرها برون
او بود و سر بناله برآورده از مغاك
خود را بضعف از پي من باز ميكشيد
ديوانه و رميده ، دويدم بايستگاه
خود را بهم فشرده خزيدم ميان جمع
ترسان ز پشت شيشه در آخرين نگاه
باز آن سفيدپوش و همان كوشش و تلاش
چشمان نيمه باز :
از من جدا مشو
ميآمديم و كله من گيج و منگ بود
انگار جيوه در دل من آب ميكنند
پيچيده صحنه هاي زمين و زمان بهم
خاموش و خوفناك همه ميگريختند
ميگشت آسمان كه بكوبد بمغز من
دنيا به پيش چشم گنهكار من سياه
وز هر شكاف و رخنه ماشين غريو باد
يك ناله ضعيف هم از پي دوان دوان
ميآمد و بمغز من آهسته ميخليد :
تنها شدي پسر .
باز آمدم بخانه چه حالي ! نگفتني
ديدم نشسته مثل هميشه كنار حوض
پيراهن پليد مرا باز شسته بود
انگار خنده كرد ولي دلشكسته بود :
بردي مرا بخاك كردي و آمدي ؟
تنها نميگذارمت اي بينوا پسر
ميخواستم بخنده درآيم ز اشتباه
اما خيال بود
اي واي مادرم

..............................

این هم شعر دوم سریال شهریار

با ترجمه

حیدربابا

حیدر بابا، دنیا یالان دنیا دی                 حیدر بابا ، دنیا ، دنیای دروغی است.

سلیماندان، نوحدان قالان دنیا دی         از سلیمان و نوح این دنیا مونده

اوغول دوغان، درده سالان دنیا دی        بچه داده و به درد گرفتار میکنه این دنیا

هر کیمسیه هر نه وئریب، الیبدی         به هر کی هر چی داده ازش گرفته 

افلاطوندان بیر قوری آد قالیبدی            از افلاطون فقط یه اسم خشک و خالی مونده

 حیدر بابا، یارــ یولداشلار دوندولر          حیدر بابا، رفقا همشون رو برگردوندن

بیرــ بیر منی چولده قویوب، چوندلر       یکی یکی منو تو صحرا گذاشته و رهام کردن

چشمه لریم، چراغلاریم، سوندولر        چشمه هام، چراغ هام ،خشک و خاموش شدن

یامان یئرده گون دوندی، آخشام اولدی  بد موقعی خورشید رفت و غروب شد

دنیا منه خرابه­ی شام اولدی !             دنیا برام مثل خرابه شام شد

  حیدر بابا ،یولوم سنن کج اولدی          حیدر بابا، راهم از تو جدا شده

عمروم کچدی، گلممه دیم گج اولدی     عمرم گذشت و نیومدم و دیر شد 

هئچ بیلمه دیم گوزللرون نج اولدی        هیچ وقت نفهمیدم زیبائیات چی شدن

بیلمزدیم دنگه لروار، دونوم وار              نمی فهمیدم که برگشتنی هست

ایتگین لیک وار، آیرلیق وار، ئولوم وار       گم شدنی هست، جدایی هست، مرگ هست «محمد حسین شهریار»

 

 

 

 Image

گفت و گوي كمال تبريزي و پروانه پرتو با سهيل محمودي ورسالت بوذري پيرامون ساخت و توليد سريال «شهريار»
تا هستم اي عزيز نداني كه كيستم

سايت خبري سينما فيلم/حميدرضا صفار: سريال بيست و شش قسمتي «شهريار» به كارگرداني كمال تبريزي و تهيه كنندگي پروانه پرتو مدتي است كه مراحل تصويربرداري آن به پايان رسيده و اكنون در نوبت پخش قرار گرفته است.
«شهريار» را سيما فيلم تهيه كرده است؛ مجموعه اي عظيم از دوران قبل از تولد تا مرگ استاد شهريار، شاعر حيدربابا، علي اي هماي رحمت و اشعار بسياري كه در حافظه تاريخي شعر ايران زمين ثبت شده است.
شهريار از خطه آذربايجان آمده است؛ از سرزمين ايران، سرزمين شعر و ادب و اكنون كه جايش در اين عالم خاكي خالي است، يادش را گرامي مي داريم و به پاس سالها ممارست و تلاش براي  به ثمر رساندن نهالي كه بعدها به نام شعر شهريار به درختي تنومند مبدل شد، زندگي اش را از قاب  تلويزيون به نظاره مي نشينيم.
اين تلاش به همت سيما فيلم و پشتكار كمال تبريزي و تيم همراهش در گروه توليد و فني به ثمر رسيد. سريال «شهريار» سالها بعد، گنجينه اي گرانبها خواهد شد براي آيندگان.
كمال تبريزي طي دو سال اخير تصاوير سريال «شهريار» را در تهران، شمال كشور و آذربايجان روي نوار مغناطيسي ويدئو به ثبت رسانده تا دوستداران اين شاعر به زودي هر هفته زندگي نامه شهريار را در قاب تصوير تماشا كنند.
نقش شهريار را در سنين جواني، اردشير رستمي شاعر و گرافيست تواناي كشورمان بازي كرده و سيروس گرجستاني نيز سالهاي پيري وي را زنده كرده است.
به بهانه تهيه و ساخت اين مجموعه عظيم از كمال تبريزي(كارگردان)و پروانه پرتو(تهيه كننده ) دعوت كرديم تا در عصر يكي از روزهاي تابستان به سايت سيما فيلم بيايند و از شهريار، سخن بگويند. سخني از جنس شعر، ادبيات و زندگي...
گفت و گوي ما نه يك طرفه، بلكه ميزگردي شد بين سهيل محمودي(شاعر) كه از زاويه ادبيات و شعر پرسش مي كرد، رسالت بوذري (روزنامه نگار و منتقد فرهنگي) و صاحب اين قلم كه از مسائل فني و هنري پرسيديم. كمال تبريزي و پروانه پرتو نيز با حوصله و بردباري طي دو ساعت پاسخگوي سوالات بسيار ما بودند.
رسالت بوذري: من فقط به عنوان شروع، سوالي را مطرح مي كنم و ان شاءالله بحث هاي تخصصي در حوزه شعر و شخصيت شهريار را سهيل عزيز مي پرسند. با اين سوال كليشه اي آغاز مي كنم كه شهريار از كجا آمد؟ البته من خودم هميشه اين پاسخ را به خودم مي دادم كه شايد چون شما اصالتاً آذري زبان هستيد به سراغ شهريار رفتيد، آياواقعاً اين طور بود؟
كمال تبريزي: ابتدا بگذاريد ماجرايي را تعريف كنم. قبل از هر چيز و قبل از اين كه ما به سراغ شهريار برويم، شهريار به سراغ ما آمد. پروژه «شهريار» يك پروسه نسبتاً طولاني به لحاظ تاريخ تصويب طرح و نگارش فيلمنامه طي كرد. در زمان مديريت آقاي حيدريان بر سيما فيلم بحث تهيه سريالي در خصوص زندگي شهريار مطرح بود.در مورد كارگردان اين مجموعه كه چه كسي باشد، خيلي بحث شده بود. يادم است در دوره اي آقاي محرم زينال زاده همراه يكي از فيلمنامه نويسان كه در واقع حكم دستيار وي را داشت، قرار شده بود پروژه را انجام بدهند. حتي آقاي زينال زاده طي يك قراردادي مقرر شده بود كه تحقيقات پروژه را شروع و فيلمنامه را بنويسند. مدت نسبتاً زيادي طول كشيد تا مراحل تحقيقات و نگارش فيلمنامه به پايان برسد. آقاي زينال زاده قرار بود همين فيلمنامه را كارگرداني كند. خود محرم (زينال زاده) بعداً به من گفت كه قرار بود كارگرداني اين پروژه را انجام بدهد.
اين فيلمنامه به دلايلي در شوراي سيما فيلم تصويب نشد.
رسالت بوذري: كارگرداني آقاي زينال زاده هم تصويب نشد؟
كمال تبريزي: هم كارگرداني و هم فيلمنامه اي كه نوشته بودند. يعني فيلمنامه نهايي علي رغم تصويب طرح اوليه و عقد قرارداد بابت تحقيقات و فيلمنامه و پرداخت هاي مالي آن، از آن فيلمنامه هايي شد كه راهي آرشيو گرديد.
حميدرضا صفار: فيلمنامه آقاي زينال زاده كامل بود، يعني ديالوگ نويسي و صحنه پردازي شده بود؟
كمال تبريزي: من فيلمنامه را نخواندم ولي ديالوگ نويسي كامل بود.
حميدرضا صفار: يعني مرحله سيناپس نبود؟
كمال تبريزي: نه، فيلمنامه كامل بود، ولي من هيچ وقت فيلمنامه را نخواندم و علتش را هم بعداً توضيح مي دهم. اين فيلمنامه به آرشيو رفت و قرار شد دوباره فيلمنامه نويس ديگري، كار را شروع كند. اين قضيه همزمان با ورود آقاي رضا بالا و رفتن آقاي حيدريان بود.
همان موقع بود كه دوستان مجدداً تصميم گرفتند كه شخص ديگري فيلمنامه را بنويسد. البته خود من به شخصه در مورد اين اتفاقات حضور ذهن ندارم. فكر مي كنم اصلاً آقاي خسرويان و رضابالا فيلمنامه را نپسنديدند. شايد هم در دوره آقاي حيدريان اين اتفاق افتاد، اطلاعي ندارم. اين بار براي نگارش فيلمنامه از آقاي مهدي سجاده چي دعوت كردند. آقاي سجاده چي هم آمدند و مشغول شدند.
اين نكته را هم اضافه كنم كه قرار شد متن جديدي نوشته شود كه با متن قبلي كاملا ً متفاوت باشد. آقاي سجاده چي هم مدتي طول كشيد تا فيلمنامه را نوشت.
در خصوص مسؤوليت كارگرداني هم، يادم است يكي از گزينه هايي كه مطرح شده بود، آقاي يدالله صمدي بود، يكي هم خود من. البته افراد ديگري هم بودند كه الان حضور ذهن ندارم.
تا اين كه آقاي رضا بالا از من براي كارگرداني پروژه «شهريار» دعوت كردند. همان موقع به ياد دارم تا قسمت بيستم فيلمنامه نوشته شده بود و در حال نگارش قسمت هاي پاياني بودند كه از من دعوت كردند.
فيلمنامه را خواندم و احساس كردم مشكلات زيادي دارد. با آقاي سجاده چي صحبت كردم و گفتم كه اين فيلمنامه احتياج به بازنويسي دارد...
رسالت بوذري: يعني همان فيلمنامه دوم...
كمال تبريزي: بله، فيلمنامه دوم. فيلمنامه دوم به تهيه كنندگي خانم پرتو، وارد مرحله پيش توليد و توليد شد. در آن موقع وقتي اين فيلمنامه قرار بود در شورايي كه براي پروژه هاي الف ويژه تشكيل مي شد، تصويب بشود، اغلب افراد حاضر در شورا نسبت به فيلمنامه اظهار علاقه مي كردند ولي يك نفر كه اسمش را نمي دانم، دائم مخالفت مي كرد.
رسالت بوذري: واقعاً اسمش را نمي دانيد؟
 Image
 
كمال تبريزي: نه، نمي دانم. اصلاً در ذهنم نمي ماند. مخالفت اين عضو شورا باعث مي شد كه جلسه بدون اين كه به نتيجه برسد، تا هفته آينده تعطيل شود. هفته هاي متوالي مي گذشت و جلسات شورا پيرامون اين فيلمنامه نتيجه اي در برنداشت. مثلاً يكي از دلايل مخالفت اين بود كه ما اين همه شاعر داريم، چرا به شهريار بپردازيم؛ در صورتي كه شعراي ديگري هم داريم، همين موضوع بر جلسه غلبه مي كرد و بحثي پيرامون آن  در مي گرفت. اتفاق جالبي كه افتاد اين بود؛ كه گفتم ما به سراغ شهريار نرفتيم، بلكه شهريار آمد سراغ ما.
در آخرين جلسه شورا، همان آقايي كه دائم مخالفت مي كرد يكمرتبه نظر مساعد خودش را اعلام كرد. همه اعضاي شورا تعجب كردند، چطور آدمي كه تا حالا مخالفت مي كرده  حالا خيلي صريح نظر موافق خودش را اعلام كرده است. همان آقا، بعداً در جايي گفته بود كه در يكي از اين شبها، شهريار آمده به خوابم و گفته كه اين همه آدم جمع شدند فيلمي راجع به ما بسازند، ولي تو نمي گذاري، تو بخيلي؟ بالاخره پس از طي اين مراحل، فيلمنامه سريال «شهريار» در 26 قسمت تصويب و وارد فاز توليد شد.
 سهيل محمودي:آقاي تبريزي! شما خودتان آذري زبان هستيد و هم نامتان و هم اصالتاً تبريزي هستيد، خود شما از كي با شهريار آشنا شديد؟
كمال تبريزي: پدرم خيلي به شعر علاقه داشت. مخصوصاً به اشعار شهريار و حيدربابا، او دائم اشعار شهريار را مي خواند. اين در ذهن من رسوب كرده بود. با ديوان شهريار خيلي آشنايي نداشتم ولي اشعار حيدربابا را در شكل هاي گوناگون شنيده بودم. در مورد شهريار يك حس خاص داشتم. وقتي به پروژه شهريار دعوت شدم، بدون اين كه فكر كنم، جواب مثبت دادم.
رسالت بوذري: به فيلمنامه وفادار بوديد؟
كمال تبريزي: به هر حال بخش هايي داشت كه نمي شد به همان شكلي كه نوشته شده بود، اجرا شود و قابليت اجرايي نداشت. مجبور شديم تغييراتي را اعمال كنيم.
سهيل محمودي: قبل از رسيدن به مسائل فني، مي خواستم اين نكته را بپرسم؛ درباره منابع تحقيقي، شاعران گذشته ما مثل عطار يا فردوسي و يا ... اينها دور از ما بودند و        هاله اي از رمز و راز و افسانه زندگي آنها را فرا گرفته بود. شهريار با اين كه نزديك ماست ولي باز هاله اي از رمز و راز در زندگي او وجود دارد، چه كار كرديد تا آن رمز و رازها و افسانه ها با زندگي واقعي تركيب شود و چقدر از همان رمز و رازها و افسانه ها براي بار دراماتيك اثر استفاده كرديد؟
كمال تبريزي: نشان دادن تمامي اين فراز و نشيب هايي كه در زندگي و شخصيت وي وجود داشته به نظر من يك كار غيرممكن است. ما سعي كرديم از يك دريچه خاص به زندگي شهريار نگاه بكنيم، در عين حال سعي كرديم كه تا حد امكان تمامي نظرات را جمع آوري كنيم به طوري كه قابل ارائه هم باشد.
سهيل محمودي: سريال «شهريار» به روايت كمال تبريزي است يا شهريار واقعي، يعني نزديك به شهريار تاريخي و حقيقي است؟
كمال تبريزي: خيلي سعي كرديم كه نزديك باشد. البته يك نسخه سينمايي هم نوشتيم كه در آنجا زاويه ديد من لحاظ شده است.
رسالت بوذري: يعني P.O.V شهريار از نگاه كمال تبريزي؟
كمال تبريزي: بله، دقيقاً. يعني زاويه نگاه يك آدم ديگر كه اين شخصيت را تجزيه و تحليل مي كند. متأسفانه نسخه سينمايي در سيما فيلم تصويب نشد.
سهيل محمودي: شهريار جزو شعرايي است كه گذشته اش در اشعار او كاملاً مشخص است.
مثل «اي واي مادرم»،«دو مرغ عشقي»و... اينها چقدر معيار بوده براي شما كه قصه را از كجا شروع كنيد و اين كه اصلاً قصه سريال «شهريار» از كجا شروع مي شود و چقدر از نشانه هايي كه در شعرش بوده استفاده كرديد؟
كمال تبريزي (رو به خانم پرتو): اين سوال را شما جواب بدهيد...
پروانه پرتو: ما از جايي شروع كرديم كه شهريار هنوز به دنيا نيامده است. پدرش وكيل معتبري است. خانه اش حالت دادگستري دارد. مسائل مردم...
سهيل محمودي:«صحن حياط و خانه يكي دادگستري»...
پروانه پرتو: بله، دقيقاً همين كه مي فرماييد. سريال از اين جا شروع مي شود، پدر شهريار در حال رسيدگي به مسائل مردم است. يك نفر آمده نامه بگيرد. ديگري براي كاري ديگر آمده است. بعد پدر شهريار به عيادت مردي مي رود. از دختر آن مرد خواستگاري مي كند. تازه پس از اين وصلت شهريار به دنيا مي آيد.
بعد كودكي شهريار و سپس جنگ جهاني اول كه تبريز هم در آن درگير مي شود.
سپس آشنايي با ديوان حافظ، پايان كودكي و اين كه در چهارده، پانزده سالگي به تهران مي آيد. آشنايي با مسائل شهري، دوري از خانواده و...
سهيل محمودي: قبل از آن، يعني دارالفنون هم ديده مي شود؟
پروانه پرتو: بله، چند سكانس در دارالفنون داريم. بعد ورود وي به دانشكده پزشكي، شركت در سخنراني هاي شيخ محمد خياباني ومبارزات مردمي، ...
سهيل محمودي: عشق شهريار با عشق به ثريا شروع شد. اين بخش مي تواند با سه نوع نگاه همراه باشد: نگاه تاريخي، نگاه معرفتي، و نگاه رمانتيك. چه كرديد كه اين عشق دچار آن رمانتيسيسم سطحي نشود؟
كمال تبريزي: ما با شاعري رو به رو هستيم كه خيلي از حساسيت هاي شاعر نسبت به جهان بيني او گفته مي شود. نحوه عاشق شدن، نحوه ارتباط با معشوق و نوع نامه هايي
كه نوشته مي شود و نوع شعرهايي كه سروده شده، اصلاً نمي تواند به ورطه يك رمانتيسيسم سطحي برود. بلكه يك نوع نگاه افلاطوني و اثيري و جهان بيني خاص در آن موج مي زند. مثلاً لحظه اي كه ثريا به نزد شهريار بر مي گردد...
رسالت بوذري: آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا...
كمال تبريزي: بله، من خودم مو به تنم سيخ مي شود، وقتي اين صحنه را مي بينم؛ حالا منهاي شيوه اجرايش...
رسالت بوذري: اين نوع صحنه ها در آمده...
كمال تبريزي: من كه نبايد بگويم....
رسالت بوذري: در كل...
كمال تبريزي: من كه خودم لذت مي برم.
رسالت بوذري: البته برخي معتقدند ماجراي عشق، نقطه عطفي است كه طبع شهريار بعد از قصه عشقش گويا مي شود.
سهيل محمودي: خودش كه مي گويد من از پنج سالگي شروع كردم به گفتن شعر و كلمات موزون و با قرآن و حافظ همدم شدم. از معاصران شهريار چه كساني به تصوير كشيده شده اند؟
كمال تبريزي: ما اساساً به كساني كه در قيد حيات هستند و در كنار شهريار بودند، نپرداختيم.
سهيل محمودي: آنهايي كه نزديك به ما فوت شدند چي؟
كمال تبريزي: به آنهايي هم كه خيلي معاصر بودند نپرداختيم.
سهيل محمودي: فريدون مشيري، حميد مصدق...
كمال تبريزي: نه، ولي به تمام آنهايي كه يك جوري در تاريخ معاصر ما بودند مثل ملك الشعراي بهار ...
پروانه پرتو: ايرج ميرزا...
كمال تبريزي: ابوالحسن صبا، به اينها پرداختيم ولي به اقبال آذر نپرداختيم. البته دلايلي داشت كه مهمترين آن اين بود در روند كار خوب در نمي آمد. البته من جاي صادق هدايت را در اين مجموعه خالي مي بينم.
حميدرضا صفار: گزينش اين شخصيت ها بر چه اساسي انجام گرفته؟
پروانه پرتو: گزينش كار آقاي تبريزي نبوده!
حميدرضا صفار: نه، منظور صرفاً انتخاب آقاي تبريزي نيست، كلي عرض كردم.
پروانه پرتو: وقتي در يك نهاد دولتي...
سهيل محمودي: بگوييم كار فرما
پروانه پرتو: وقتي مثلاً فيلمنامه را كار فرما يا مدير يك شبكه تصويب مي كند، تازه به دست تهيه كننده و كارگردان مي رسد. البته همه اينها به گونه اي بودند كه اگر آقاي تبريزي مي خواست قابل بازنگري بود.
سهيل محمودي: كمال الملك هم هست؟
كمال تبريزي: مي توانستيم به كمال الملك بپردازيم ولي احساس كرديم فرازهايي در زندگي شاعر هست كه آنها مهمترند. و مثلاً به دوران تبعيد شهريار نپرداختيم، چرا كه بايد مسير تا نيشابور را مي رفتيم و فاصله اي ايجاد مي كرد؛ ولي به نيما پرداختيم، به بلده يوش رفتيم و در آنجا تصويربرداري كرديم.
سهيل محمودي: البته نيما آن موقع در يوش نبود، در آمل و بابل بود.
كمال تبريزي: به هر حال ما رفتيم يوش و در منزل خودش تصوير گرفتيم.
سهيل محمودي: البته از لحاظ زيبايي لوكيشن بوده.
كمال تبريزي: من خودم اعتقاد دارم روحي در زندگي آدمها وجود دارد كه آن روح خيلي مهم تر از جزئيات آن زندگي است.
سهيل محمودي: اساس كار شما در آثارتان تحول است. شهريار هم آدمي است كه متحول شده، چقدر به اين قضيه پرداخته ايد؟
كمال تبريزي: خيلي، اساس حركت سريال همين بوده.
سهيل محمودي: صفاي باطن شهريار خيلي زبانزد است.
كمال تبريزي: شهريار زمان زيادي را در تبريز زندگي كرده است.مردم از نزديك او را مي شناختند. درخصوص روند زندگي شهريار وقتي به مقطع انقلا ب رسيديم با مهدي سجاده چي خيلي جلسه گذاشتيم و صحبت كرديم كه چطور شهريار را نشان بدهيم.
سهيل محمودي: شما چه چيزي را نشان داديد؟
كامل تبريزي: حس شهريار را در اين سريال نسبت به شخصيت حضرت امام (ره)، انقلاب و دفاع مقدس آورده ايم، با در نظر گرفتن جنبه هاي واقعي.
سهيل محمودي: موسيقي چنين اثري بايد كار عظيمي باشد، براي موسيقي اين سريال چه كرده ايد؟
پروانه پرتو: همين كه به آقاي فخرالديني سفارش داديم يعني موسيقي برايمان خيلي مهم بوده است.
سهيل محمودي: چه كردند آقاي فخرالديني؟
پروانه پرتو: آقاي فخرالديني خودشان آذري زبان هستند. تا هشت سالگي در تبريز بودند و  پدرشان از دوستان شهريار بودند. آقاي فخرالديني گفتند كه اين كار را با دلم انجام دادم و براي من تداعي يك دوران نوستالژيك است. خود آقاي فخرالديني شاگرد صبا بودند. ايشان آقاي راميز قلي اف را از باكو آوردند و براي خواندن شعر (آمدي جانم به قربانت...) از آقاي سالار عقيلي استفاده كردند.
سهيل محمودي: ورژن بنان هم هست.
پروانه پرتو: صدايشان عين دوران جواني بنان هست.
كمال تبريزي: خانم پرتو خواننده شعر تركي را هم بگوييد.
پروانه پرتو: ودود مؤذن.
سهيل محمودي: آقاي ودود كه بچه تهران هستند.
خانم پرتو: نه آن موقع در باكو بودند.
كمال تبريزي: مقيم باكو هستند. تيتراژ اول (حيدربابا) را ايشان خواندند و تيتراژ آخر را  هم (آمدي جانم به قربانت...) سالار عقيلي خواندند.
حميدرضا صفار:«شهريار»، سريال شخصيت محوري است. با توجه به شناخت مخاطب از اين شخصيت، شما چقدر شهريار را دوباره معرفي كرديد؟
كمال تبريزي: كاملاً تعريف كرديم. ما به حافظه ذهني مخاطب اكتفاء نكرديم.
حميدرضا صفار: براي تعريف اين شخصيت چه زاويه ديدي داشتيد؟
كمال تبريزي: از مجموعه تعاريف قالبي كه وجود دارد، تعريفي كه كاملاً منطبق باشد طوري كه اگر كسي شهريار را اصلاً نمي شناسد، با نوع زندگي و چيزي كه ما ارائه كرده ايم شخصيت شاعر را كاملاً بشناسد و براي كساني كه شهريار را كاملاً مي شناسند، در لايه ديگري تعريف كرديم.
حميدرضا صفار: شهرياري كه كمال تبريزي ساخته، شهريار ايراني است يا شهريار آذري؟ 
كمال تبريزي: شهريار روي اين موضوع خيلي حساسيت داشت. هميشه مي گفته، ما ايراني هستيم، ريشه مان به يك جا  بر مي گردد. شهريار تمام اقوام ايراني را يكپارچه ايراني مي خواند.
سهيل محمودي: شهريار دو نوع اوج دارد. يك نوع اوج كه از وابستگي شديد وي به فولكلور آذربايجان نشأت مي گيرد، مثل حيدر بابا و سهنديه و اوج ديگر شهريار كه برآمده از فولكلور تهران است.
رسالت بوذري: آقاي تبريزي، سريال شهريار نسخه سينمايي هم دارد؟
كامل تبريزي: خير.
پروانه پرتو: از اين مجموعه، خير. از روز اول صحبت اين بود كه از هزار دقيقه يا هزار و دويست دقيقه، چيزي به اسم نسخه سينمايي تهيه نشود.
رسالت بوذري: الان كه سريال آماده پخش است، حستان از توليد سريال شهريار چيست؟
پروانه پرتو: والله تا روزي كه قسمت اول سريال پخش نشود، هنوز كار براي من تمام نشده. واقعاً طي اين سه چهار سال، زندگي من براي اين پروژه متوقف شده.
كمال تبريزي: به اين اطمينان دارم، وقتي سريال پخش بشود، بخش اعظمي از هموطنان ايراني و آذري زبان از ديدن آن لذت خواهند برد. يك جور احساس غرور خواهند كرد، از اين كه چنين شخصيتي در اين سرزمين متولد و بزرگ شده است.
رسالت بوذري: از آن كارهاي ماندگار خواهد شد.
پروانه پرتو: مخصوصاً موسيقي حيدربابا.
سهيل محمودي: آقا كمال، باز هم دوست داري در مورد شعرا فيلم بسازيد؟
كمال تبريزي: خيلي.حتي پيشنهاد هم شده كه فعلاً منتظر فيلمنامه خوبي هستم.
سهيل محمودي: كي؟
كمال تبريزي: اقبال لاهوري.
سهيل محمودي: بسيار عالي.
رسالت بوذري: براي خانم پرتو، آقاي تبريزي، سهيل محمودي عزيز و همه دوستان آرزوي موفقيت دارم و سپاسگذارم از حضورتان در اين گفت و گو.
عكسهاي سريال شهريار
عكسهاي سريال شهريار
عكسهاي سريال شهريار
عكسهاي سريال شهريار
عكسهاي سريال شهريار
عكسهاي سريال شهريار
در باره شهريار



شهریار شاعری عاشق بود که شعر او جلوه ای از پاکی وجود و تبلور حقیقی احساس بود. با آن دلی که غزال چابک دشت های غزل بود، می خرامید و چشم زیبا دوستِ «شاعـری» را به خود وا می داشت. آن جا که در دامـن دل انگیز «حیـدر بابا» طنیـن می افکند، دل هر عاشق وارسته ای به آن سو می شتافت. او در سیر پر دامنه خویش، در سلوک عاشقی تا بدان جا پیش رفت که سزاوار دریافت خرقه از دستان مرشد طریقت گشت؛ اما فروتنی و خاکساری اش او را به عالم شاعری فرا خواند. روح پر تلاطم و پر تکاپوی نغز پرور او را می ستاییم.

٢٧ شهریور روز بزرگداشت استاد محمد حسين شهريار؛ روز شعر و ادب فارسي گرامی باد 

سيد محمد حسين بهجت تبريزي متخلص به شهريار در سال ۱٢٨٥ شمسی در خانواده اي اهل ادب در تبريز به دنيا آمد. ايام کودکي او با جنبش آزادي خواهان مشروطه به رهبري ستارخان و باقرخان همراه بود. وي در کودکي با قرآن و ديوان حافظ آشنا شد. پس از تحصيلات مقدماتي حوزوي به تهران رفت و وارد مدرسه دارالفنون گرديد. شهريار سپس وارد مدرسه طب شد ولي در پي حادثه ای پس از ٥ سال تحصيل بدون اخذ مدرک دکتري تهران و دانشکده را ترک گفت و در خراسان وارد خدمت دولتي گرديد. او در نيشابور به ديدار کمال الملک نقاش مشهور رفت و شعري درباره وي سرود. شهريار از آن پس مدتي در تهران سکونت داشت و از سال ۱۳۱٩ ش. در تبريز اقامت گزيد. وي همزمان با اوج گيري نهضت اسلامي با زبان شعر انقلاب اسلامي را همراهي کرد.

شهريار به عنوان يکي از مشهورترين غزل سران معاصر مطلوب خاص و عام است. او غزلهاي دلنشين بسياري سروده که يادگار نخستين عشق آتشين اوست. عشق عرفاني نيز در اشعار شهريار مقام والايي دارد و بر بيشتر شعرهاي او سايه افكنده است. کليات اشعار شهريار متجاوز از پانزده هزار بيت از قصيده و عزل و مثنوي و قطعه است كه در سه مجلد به چاپ رسيده است. بسياري از خاطرات تلخ و شيرين از دوره هاي گوناگون زندگي، در اشعار شهريار منعكس است و با خواندن آنها مي توان گوشه هايي از زندگي شاعر را از نظر گذراند. از شعرهای به یاد ماندنی او می توان به اثر زیبا و آسمانی او در وصف مولای متقیان علی (ع) اشاره کرد که سالهاست چون گوهری در میان دیگر اشعار او میدرخشد.

شهـرت شهـريار تـقـريـباً بي سابقه است، تمام کشورهاي فارسي زبان و ترک زبان، بلکه هـر جا که ترجمه يک قـطعـه او رفته باشد، هـنر او را مي سـتايـند. منظومه «حـيـدر بابا» نه تـنـهـا تا کوره ده هاي آذربايجان، بلکه به ترکـيه و قـفـقاز هـم رفـته و در ترکـيه و جـمهـوري آذربايجان چـنـدين بار چاپ شده است، بدون استـثـنا ممکن نيست ترک زباني منظومه حـيـدربابا را بشنود و منـقـلب نـشود.

حيدربابا نام کوهى در زادگاه استاد محمد حسين بهجتى تبريزى ملقب به شهريار است. منظومه «حيدر بابايه سلام» نخستين بار در سال ١٣٣٢ منتشر شد و از آن زمان تاکنون به زبانهاى مختلفى ترجمه شده است. ليکن ترجمه بى بديل آن به شعر منظوم فارسى توسط دکتر بهروز ثروتيان شاهکارى ماندگار است. مترجم در توضيح هدف خود از انجام اين کار بسيار دشوار مى گويد: «زيبايى يک شعر در وزن و آهنگِ کلماتِ همنشين در يک بيت و هماهنگى آواها از نظر نرمى و درشتى و حتى برداشت و فروداشتِ حرکات نهاده شده که ذوق و استعداد هنرمند آنها را به هم دوخته است تا خواست دل او را به صورتى مؤثر و دل انگيز بيان کند. از همين روست که هر گونه تغيير در صورتِ شعر زيبايى و دلربايى آن را پريشان مى سازد بى آنکه شايد به شکل خيالى يا معنى آن لطمه اى بزند.»

حيدربابا سندى زنده است، و پرده اى رنگين و برجسته از زندگى در روستا را نشان مى دهد. مضمون اغلب بندهاى آن شایسته ترسيم و نقاشى است. زيرا از طبيعت جاندار سرچشمه مى گيرد. قلب پاک و انسان دوستِ شهريار بر صحنه ها نور مى ريزد و خوانندگان شعرش را به گذشت هاى دور مى برد. نيمى از اين منظومه نامنامه و يادواره است که شاعر در آن از خويشان و آشنايان و مردم زادگاه خود و حتى چشمه ها و زمينها و صخره هاى اطراف خشگناب نام مى برد و هر يک را در شعر خود جاودانگى مى بخشد.

شهريار بي گمان در شاعري، استعدادي درخشان دارد كه در سراسر اشعار او، ‌روحي حساس و شاعرانه، ‌موج زنان بر بال تخيلي پوينده و آفريننده در پرواز است. او به تجدد و نوآوري در شعر گرايش محسوسي داشت و اشعاري كه براي نيما يوشيج و به ياد او سروده، ‌حكايت از اين موضوع دارد.

شهريار در سال ۱۳٦٧ ش. در مراسم مجتمع هنر و ادبيات دفاع مقدس به دريافت لوح دست خط زرين حضرت امام خمینی (ره)، ديپلم افتخار و سکه يادبود مجتمع به عنوان برگزيده شعر نائل آمد. اين شاعر شهير سرانجام در بيست و هفتم شهريور  ۱۳٦٧ ش. در سن ٨٢ سالگي در تهران درگذشت و در مقبره مقبرة الشعراي تبريز، كه مدفن بسياري از شعرا و هنرمندان آن ديار است، به خاک سپرده شد. شعرش جاودانه و نامش ماندگار باد.

استاد شهريار

بـيو گـرافـي استاد شهـريار  

به قـلم جـناب آقاي زاهـدي دوست استاد

اصولاً شرح حال و خاطرات زندگي شهـريار در خلال اشعـارش خوانده مي شود و هـر نوع تـفسير و تعـبـيـري کـه در آن اشعـار بـشود به افسانه زندگي او نزديک است و حقـيـقـتاً حيف است که آن خاطرات از پـرده رؤيا و افسانه خارج شود. 

گو اينکه اگـر شأن نزول و عـلت پـيـدايش هـر يک از اشعـار شهـريار نوشـته شود در نظر خيلي از مردم ارزش هـر قـطعـه شايد ده برابر بالا برود، ولي با وجود اين دلالت شعـر را نـبايد محـدود کرد.

شهـريار يک عشق اولي آتـشين دارد که خود آن را عشق مجاز ناميده. در اين کوره است که شهـريار گـداخـته و تصـويه مي شود. غالـب غـزلهـاي سوزناک او، که به ذائـقـه عـمـوم خوش آيـنـد است، يادگـار اين دوره است. اين عـشـق مـجاز اسـت کـه در قـصـيـده ( زفاف شاعر ) کـه شب عـروسي معـشوقه هـم هـست، با يک قوس صعـودي اوج گـرفـتـه، به عـشق عـرفاني و الهـي تـبديل مي شود. ولي به قـول خودش مـدتي اين عـشق مجاز به حال سکـرات بوده و حسن طبـيـعـت هـم مـدتهـا به هـمان صورت اولي براي او تجـلي کرده و شهـريار هـم با زبان اولي با او صحـبت کرده است. 

بعـد از عـشق اولي، شهـريار با هـمان دل سوخـته و دم آتـشين به تمام مظاهـر طبـيعـت عـشق مي ورزيده و مي توان گـفت که در اين مراحل مثـل مولانا، که شمس تـبريزي و صلاح الدين و حسام الدين را مظهـر حسن ازل قـرار داده، با دوستـان با ذوق و هـنرمـنـد خود نـرد عـشق مي بازد. بـيـشتر هـمين دوستان هـستـند که مخاطب شعـر و انگـيزهًَ احساسات او واقع مي شوند. از دوستان شهـريار مي تـوان مرحوم شهـيار، مرحوم استاد صبا، استاد نـيما، فـيروزکوهـي، تـفـضـلي، سايه و نگـارنده و چـند نـفر ديگـر را اسم بـرد. 

شرح عـشق طولاني و آتـشين شهـريار در غـزلهـاي ماه سفر کرده، توشهً سفـر، پـروانه در آتـش، غـوغاي غـروب و بوي پـيراهـن مشـروح است و زمان سخـتي آن عـشق در قـصيده پـرتـو پـايـنده بـيان شده است و غـزلهـاي يار قـديم، خـمار شـباب، ناله ناکامي، شاهـد پـنداري، شکـرين پـسته خاموش، تـوبـمان و دگـران و نالـه نوميـدي و غـروب نـيـشابور حالات شاعـر را در جـريان مخـتـلف آن عـشق حکـايت مي کـند و غـزلهـا يا اشعـار ديگـري شهـريار در ديوان خود از خاطرات آن عـشق دارد از قـبـيل حالا چـرا، دستم به دامانـت و غـيره که مطالعـهً آنهـا به خوانندگـان عـزيز نـشاط مي دهـد.

عـشقهـاي عارفانه شهـريار را مي توان در خلال غـزلهـاي انتـظار، جمع و تـفريق، وحشي شکـار، يوسف گـمگـشته، مسافرهـمدان، حراج عـشق، ساز صبا، و ناي شـبان و اشگ مريم، دو مرغ بـهـشتي و غـزلهـاي ملال محـبت، نسخه جادو، شاعـر افسانه و خيلي آثـار ديگـر مشاهـده کرد.  براي آن که سينماي عـشقي شهـريار را تـماشا کـنيد، کافي است که فـيلمهاي عـشقي او را که از دل پاک او تـراوش کرده در صفحات ديوان بـيابـيد و جلوي نور دقـيق چـشم و روشـني دل بگـذاريـد هـرچـه ملاحـضه کرديد هـمان است که شهـريار مي خواسته است. زبان شعـر شهـريار خـيلي ساده است. 

محـروميت و ناکامي هاي شهـريار در غـزلهـاي گوهـر فروش، ناکامي ها، جرس کاروان، ناله روح، مثـنوي شعـر، حکـمت، زفاف شاعـر و سرنوشت عـشق به زبان شهـريار بـيان شده است و محـتاج به بـيان من نـيست.

خيلي از خاطرات تـلخ و شيروين شهـريار از کودکي تا امروز در هـذيان دل، حيدر بابا، موميايي و افسانهً شب به نـظر مي رسد و با مطالعـه آنهـاخاطرات مزبور مشاهـده مي شود. 

شهـريار روشن بـين است و از اول زندگي به وسيله رویأ هـدايت مي شده است. دو خواب او که در بچـگي و اوايل جـواني ديده، معـروف است و ديگـران هـم نوشته اند.

اولي خوابي است که در سيزده سالگي موقعـي که با قـافله از تـبريز به سوي تهـران حرکت کرده بود، در اولين منزل بـين راه - قـريه باسمنج - ديده است؛ و شرح آن اين است که شهـريار در خواب مي بـيـند که بر روي قـلل کوهـها طبل بزرگي را مي کوبـند و صداي آن طبل در اطراف و جـوانب مي پـيچـد و به قدري صداي آن رعـد آساست که خودش نـيز وحشت مي کـند. اين خواب شهـريار را مي توان به شهـرتي که پـيدا کرده و بعـدها هـم بـيشتر خواهـد شد تعـبـير کرد. 

خواب دوم را شهـريار در 19 سالگـي مي بـيـند، و آن زماني است که عـشق اولي شهـريار دوران آخري خود را طي مي کـند و شرح خواب مجملا آن است که شهـريار مـشاهـده مي کـند در استـخر بهـجت آباد ( قـريه يي واقع در شمال تهـران که سابقاً آباد و با صفا و محـل گـردش اهـالي تهـران بود و در حال حاضر جزو شهـر شده است) با معـشوقعهً خود مشغـول شـنا است و غـفلتاً معـشوقه را مي بـيـند که به زير آب مي رود، و شهـريار هـم بدنبال او به زير آب رفـته، هـر چـه جسـتجو مي کـند، اثـري از معـشوقه نمي يابد؛ و در قعـر استخر سنگي به دست شهـريار مي افـتد که چـون روي آب مي آيد ملاحضه مي کـند که آن سنگ، گوهـر درخشاني است که دنـيا را چـون آفتاب روشن مي کند و مي شنود که از اطراف مي گويند گوهـر شب چـراغ را يافته است. اين خواب شهـريار هـم بـدين گـونه تعـبـير شد که معـشوقـه در مـدت نـزديکي از کف شهـريار رفت و در منظومهً ( زفاف شاعر ) شرح آن به زبان شهـريار به شعـر گـفـته شده است و در هـمان بهـجت آباد تحـول عـارفانه اي براي شهـريار دست مي دهـد که گـوهـر عـشق و عـرفان معـنوي را در نـتـيجه آن تحـول مي يابد.  

شعـر خواندن شهـريار طرز مخصوصي دارد - در موقع خواندن اشعـار قافـيه و ژست و آهـنگ صدا هـمراه موضوعـات تـغـيـير مي کـند و در مـواقـع حسـاس شعـري بغـض گـلوي او را گـرفـته و چـشـمانـش پـر از اشک مي شود و شـنونده را کاملا منـقـلب مـي کـند. 

شهـريار در موقعـي که شعـر مي گـويد به قـدري در تـخـيل و انديشه آن حالت فرو مي رود که از موقعـيت و جا و حال خود بي خـبر مي شود.  شرح زير نمونهً يکي از آن حالات است که نگـارنـده مشاهـده کرده است:  

هـنـگـامي که شهـريار با هـيچ کـس معـاشرت نمي کرد و در را به روي آشنا و بـيگـانه بـسته و در اطاقـش تـنـها به تخـيلات شاعـرانه خود سرگـرم بود، روزي سر زده بر او وارد شدم، ديـدم چـشـمهـا را بـسـته و دسـتـهـا را روي سر گـذارده و با حـالـتي آشـفـته مرتـباً به حـضرت عـلي عـليه السلام مـتوسل مي شود. او را تـکاني دادم و پـرسيدم اين چـه حال است که داري؟ شهـريار نفـسي عـميـق کشيده، با اضهـار قـدرداني گـفت مرا از غرق شدن و خـفگـي نجات دادي. گـفـتم مگـر ديوانه شده اي؟ انسان که در توي اطاق خشک و بي آب و غـرق و خفـه نمي شود. شهـريار کاغـذي را از جـلوي خود برداشتـه به دست من داد.  ديدم اشعـاري سروده است که جـزو افسانهً شب به نام سـنفوني دريا ملاحضه مي کـنـيد. 

شهـريار بجـز الهـام شعـر نمي گويد. اغـلب اتـفاق مي افـتد که مـدتـهـا مي گـذرد، و هـر چـه سعـي مي کـند حتي يک بـيت شعـر هـم نمي تـواند بگـويد.  ولي اتـفاق افـتاده که در يک شب که موهـبت الهـي به او روي آورده، اثـر زيـبا و مفصلي ساخته است. هـمين شاهـکار تخـت جـمشيد، کـه يکي از بزرگـترين آثار شهـريار است و با اينکه در حدود چـهـارصد بـيت شعـر است در دو سه جـلسه ساخـته و پـرداخـته شده است.

شهـريار داراي تـوکـلي غـيرقـابل وصف است، و اين حالت را من در او از بدو آشـنايي ديـده ام.  در آن موقع که بعـلت بحـرانهـاي عـشق از درس و مـدرسه (کـلاس آخر طب) هـم صرف نظر کرده و خرج تحـصيلي او بعـلت نارضايتي، از طرف پـدرش قـطع شده بود، گـاه مي شد که شهـريار خـيلي سخت در مضيقه قرار مي گـرفت. به من مي گـفت که امروز بايد خرج ما برسد و راهي را قـبلا تعـيـيـن مي کرد. در آن راه که مي رفـتـيم، به انـتهـاي آن نرسيده وجه خرج چـند روز شاعـر با مراجـعـهً يک يا دو ارباب رجوع مي رسيد.  با آنکه سالهـا است از آن ايام مي گـذرد، هـنوز من در حيرت آن پـيش آمدها هـستم. قابل توجه آن بود که ارباب رجوع براي کارهاي مخـتـلف به شهـريار مـراجـعـه مي کردند که گـاهـي به هـنر و حـرفـهً او هـيچ ارتـباطي نـداشت - شخـصي مراجـعـه مي کرد و براي سنگ قـبر پـدرش شعـري مي خواست يا ديگـري مراجـعـه مي کرد و براي امـر طـبي و عـيادت مـريض از شهـريار استـمداد مي جـست، از اينـهـا مهـمـتر مراجـعـهً اشخـاص براي گـرفـتن دعـا بود. 

خـدا شـناسي و معـرفـت شهـريار به خـدا و ديـن در غـزلهـاي جـلوه جانانه، مناجات، درس محـبت، ابـديـت، بال هـمت و عـشق، درکـوي حـيرت، قـصيده تـوحـيد ،راز و نـياز و شب و عـلي مـندرج است. 

عـلاقـه به آب و خـاک وطن را شهـريار در غـزل عيد خون و قصايد مهـمان شهـريور، آذربايـجان، شـيون شهـريور و بالاخره مثـنوي تخـت جـمشـيد به زبان شعـر بـيان کرده است.  الـبـته با مطالعه اين آثـار به مـيزان وطن پـرستي و ايمان عـميـقـي که شهـريار به آب و خاک ايران و آرزوي تـرقـي و تـعـالي آن دارد پـي بـرده مي شود. 

تـلخ ترين خاطره اي که از شهـريار دارم، مرگ مادرش است که در روز 31 تـيرماه 1331 اتـفاق افـتاد - هـمان روز در اداره به اين جانب مراجعـه کرد و با تاثـر فوق العـاده خـبر شوم را اطلاع داد - به اتـفاق به بـيمارستان هـزار تخـتخوابي مراجـعـه کرده و نعـش مادرش را تحـويل گـرفـته به قـم برده و به خاک سپـرديم.  حـالـتي که از آن مـرگ به شهـريار دست داده در منظومه اي واي مادرم نشان داده مي شود. تا آنجا که مي گويد:

مي آمديم و کـله من گيج و منگ بود

انگـار جـيوه در دل من آب مي کـنند

پـيـچـيده صحـنه هاي زمين و زمان به هـم

خاموش و خوفـناک هـمه مي گـريختـند

مي گـشت آسمان که بـکوبد به مغـز من

دنيا به پـيش چـشم گـنهـکار من سياه

يک ناله ضعـيف هـم از پـي دوان دوان

مي آمد و به گـوش من آهـسته  مي خليـد: 

تـنـهـا شـدي پـسـر! 

شيرين ترين خاطره براي شهـريار اين روزها دست مي دهـد و آن وقـتي است که با دخـتر سه ساله اش شهـرزاد مشغـول و سرگـرم ا ست. 

شهـريار در مقابل بچـه کوچک مخـصوصاً که زيـبا و خوش بـيان باشد، بي اندازه حساس است؛ خوشبختانه شهـرزادش اين روزها همان حالت را دارد که براي شهـريا 51 ساله نعـمت غـير مترقبه اي است، موقعي که شهـرزاد با لهـجـه آذربايجاني شعـر و تصـنيف فارسي مي خواند، شهـريار نمي تواند کـثـرت خوشحالي و شادي خود را مخفي بدارد.

شهـريار نامش سيد محـمـد حسين بهـجـت تـبـريـزي است. در اويل شاعـري (بهـجـت) تخـلص مي کرد و بعـداً دوباره با فال حافظ تخـلص خواست که دو بـيت زير شاهـد از ديوان حافظ آمد و خواجه تخـلص او را ( شهـريار ) تعـيـيـن کرد:

که چرخ سکه دولت به نام شهـرياران زد

روم به شهـر خود  و شهـريار خود باشم

و شاعـر ما بهـجت را به شهـريار تـبـديل کرد و به هـمان نام هـم معـروف شد - تاريخ تـولـدش 1285 خورشيدي و نام پـدرش حاجي ميرآقا خشگـنابي است که از سادات خشگـناب (قـريه نزديک قره چـمن) و از وکـلاي مبرز دادگـستـري تـبـريز و مردي فاضل و خوش محاوره و از خوش نويسان دوره خود و با ايمان و کريم الطبع بوده است و در سال 1313 مرحوم و در قـم مـدفون شد. 

شهـريار تحـصـيلات خود را در مدرسه متحده و فيوضات و متوسطه تـبـريز و دارالفـنون تهـران خوانده و تا کـلاس آخر مـدرسهً طب تحـصيل کرده است و در چـند مريض خانه هـم مدارج اکسترني و انترني را گـذرانده است ولي د رسال آخر به عـلل عـشقي و ناراحـتي خيال و پـيش آمدهاي ديگر از ادامه تحـصيل محروم شده است و با وجود مجاهـدتهـايي که بعـداً توسط دوستانش به منظور تعـقـيب و تکـميل اين يک سال تحصيل شد، معـهـذا شهـريار رغـبتي نشان نداد و ناچار شد که وارد خـدمت دولتي بـشود؛ چـنـد سالي در اداره ثـبت اسناد نيشابور و مشهـد خـدمت کرد و در سال 1315 به بانک کـشاورزي تهـران داخل شد و تا کـنون هـم در آن دستگـاه خدمت مي کند.

شهـرت شهـريار تـقـريـباً بي سابقه است، تمام کشورهاي فارسي زبان و ترک زبان، بلکه هـر جا که ترجـمه يک قـطعـه او رفته باشد، هـنر او را مي سـتايـند. منظومه (حـيـدر بابا) نـه تـنـهـا تا کوره ده هاي آذربايجان، بلکه به ترکـيه و قـفـقاز هـم رفـته و در ترکـيه و جـمهـوري آذربايجان چـنـدين بار چاپ شده است، بدون استـثـنا ممکن نيست ترک زباني منظومه حـيـدربابا را بشنود و منـقـلب نـشود. 

شهـريار در تـبـريز با يکي از بـستگـانش ازدواج کرده، که ثـمره اين وصلت دخـتري سه ساله به نام شهـرزاد و دخـتري پـنج ماهـه بـه نام مريم است. 

شهـريار غـير از اين شرح حال ظاهـري که نوشته شد؛ شرح حال مرموز و اسرار آميزي هـم دارد که نويسنده بـيوگـرافي را در امر مشکـلي قـرار مي دهـد.  نگـارنـده در اين مورد ناچار بطور خلاصه و سربـسته نکـاتي از آن احوال را شرح دهـم تا اگـر صلاح و مقـدور شد بعـدها مفـصل بـيان شود:

شهـريار در سالهـاي 1307 تا 1309 در مجالس احضار ارواح که توسط مرحوم دکـتر ثـقـفي تـشکـيل مي شد شرکت مي کـرد. شرح آن مجالس سابـقـاً در جرايد و مجلات چاپ شده است؛ شهـريار در آن مجالس کـشفـيات زيادي کرده است و آن کـشـفـيات او را به سير و سلوکاتي مي کـشاند. در سال 1310 به خراسان مي رود و تا سال 1314 در آن صفحات بوده و دنـباله اين افـکار را داشتـه است و در سال 1314 که به تهـران مراجـعـت مي کـند، تا سال 1319 اين افـکار و اعمال را به شدت بـيـشـتـري تعـقـيت مـي کـند؛ تا اينکه در سال 1319 داخل جرگـه فـقـر و درويشي مي شود و سير و سلوک اين مرحـله را به سرعـت طي مي کـند و در اين طريق به قـدري پـيش مي رود که بـر حـسب دسـتور پـير مرشد قـرار مي شود که خـرقـه بگـيرد و جانشين پـير بـشود. تکـليف اين عـمل شهـريار را مـدتي در فـکـر و انديشه عـميـق قـرار مي دهـد و چـنـدين ماه در حال تـرديد و حـيرت سير مي کـند تا اينکه مـتوجه مي شود که پـيـر شدن و احـتمالاً زير و بال جـمع کـثـيري را به گـردن گـرفـتن براي شهـريار که مـنظورش معـرفـت الهـي است و کـشف حقايق است عـملي دشوار و خارج از درخواست و دلخواه اوست.  اينجاست که شهـريار با توسل به ذات احـديت و راز و نيازهاي شبانه و به کشفياتي عـلوي و معـنوي مي رسد و به طوري که خودش مي گـويد پـيش آمدي الهـي او را با روح يکي از اولياء مرتـبط مي کـند و آن مقام مقـدس کليهً مشکلاتي را که شهـريار در راه حقـيقـت و عـرفان داشته حل مي کند و موارد مبهـم و مجـهـول براي او کشف مي شود.  

باري شهـريار پس از درک اين فـيض عـظيم بکـلي تـغـيـير حالت مي دهـد. ديگـر از آن موقع به بعـد پـي بـردن به افـکار و حالات شهـريار براي خويشان و دوستان و آشـنايانش حـتي من مـشکـل شده بود؛ حرفهـايي مي زد که درک آنهـا به طور عـادي مـقـدور نـبود - اعـمال و رفـتار شهـريار هـم به مـوازات گـفـتارش غـير قـابل درک و عـجـيب شده بود. 

شهـريار در سالهاي اخير اقامت در تهـران خـيلي مـيل داشت که به شـيراز بـرود و در جـوار آرامگـاه استاد حافظ باشد و اين خواست خود را در اشعـار (اي شيراز و در بارگـاه سعـدي) منعـکس کرده است ولي بعـدهـا از اين فکر منصرف شد و چون در از اقامت در تهـران هـم خسته شده بود، مردد بود کجا برود؛ تا اينکه يک روز به من گـفت که: " مـمکن است سفري از خالق به خلق داشته باشم " و اين هـم از حرفهـايي بود که از او شـنـيـدم و عـقـلم قـد نـمي داد - تا اين که يک روز بي خـبر از هـمه کـس، حـتي از خانواده اش از تهـران حرکت کرد وخبر او را از تـبريز گـرفـتم. 

بالاخره سيد محـمد حسين شهـريار در 27 شهـريـور 1367 خورشيـدي در بـيـمارستان مهـر تهـران بدرود حيات گـفت و بـنا به وصيـتـش در زادگـاه خود در مقـبرةالشعـرا سرخاب تـبـريـز با شرکت قاطبه مـلت و احـترام کم نظير به خاک سپـرده شد. چه نيک فرمود:   

براي ما شعـرا نـيـست مـردني در کـار               کـه شعـرا را ابـديـت نوشـته اند شعـار

 


 تصویر:Baku 2.jpg

دختر ترک آذری

دختر ترك آذري

دختر ترك آذري

عكسهاي سريال شهريار

عكسهاي سريال شهريار

 

+  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 10:1  آدمک  | 

ویشکا آسایش

Vishka Sayesh

>> اطلاعات بیشتر درباره ویشکا آسایش

بیوگرافی و توضیحات:

بخشی از فیلمشناسی

نام: ویشکا آسایش

تاریخ تولد: 1351

مدرک تحصیلی: لیسانس طراحی صحنه از دانشگاه لندن.

خواهرزاده مازیار پرتو (‌فیلمبردار )

...............................................

با بازی در نقش قطام در مجموعه تلویزیونی امام علی (ع) به شهرت رسید. سپس در نقش یک عروسک در فیلم ساحره توانایی های اش را به رخ همگان کشید و موافق و مخالفان زیادی پیدا کرد و بازیهای موفق او در دو فیلم عشق + 2 و بلوغ او را به عنوان بازیگری آگاه معرفی کرد.

بازی او که در فیلم « مسافر ری » در نسخه به نمایش درآمده در اکران عمومی بسیار لطمه خورد، متفاوت ترین نقش سینمایی او به حساب می آید.

او طراحی صحنه را هم برای اولین بار در فیلم دنیا تجربه کرد.

...............................................

لینک مرتبط: بهترین های سال 1380

فیلمهای سینمایی:

ساحره (داود میرباقری - 1376)

عشق + 2 (رضا کریمی - 1377)

بلوغ (مسعود جعفری جوزانی - 1378)

مسافر ری (داود میرباقری - 1379)

دنیا (فقط به عنوان طراح صحنه - منوچهر مصیری - 1381)

هشت پا (علیرضا داودنژاد - 1383)

گل یخ (کیومرث پوراحمد - 1383)

 

مجموعه های تلویزیونی:

امام علی (ع) (مجموعه - داود میرباقری - 1370)

معصومیت از دست رفته (فقط طراحی صحنه - داود میرباقری - 1381)

ويشكا آسايش

ويشكا آسايش

ویشکا آسایش

vishka asayesh

عروس سينماي ايران خانم ويشكا آسايش

ويشكا آسايش

ويشكا آسايش

ويشكا آسايش

عشق loveمرگdeathزندگي life مهناز افشارmahnaz afsharمحمد رضا گلزارmohamad reza golzar نيكي كريميniki karimiهديه تهرانيhedieh tehranعكسphotoگالري gallery رزيتا غفاريrozita ghafariايراني iranianدخترgirl زن womenزنان  مهدي سلوكي mehdi soloki بهرام رادانbahram radan هنرمندانactorsهنرمندان زنactressبانوي ايرانيmp3آهنگ دانلود فلسفه philosophyفلاسفه   فيلسوف ژاپن japanژاپني japanees زبان language موزيك merila zarei مريلا زارعي shahab hosini شهاب حسيني behnosh bakhtiariبهنوش بختياري چت chat دانلود downloadكليپ  yosef timori ابرهيم حاتمي کياebrahim hatami kia زهرا مصفا zahra mosafa mohamd reza hedayatiمحمد رضا هدايتي اکبر عبديakbar abdi بيژن امکانيانbijan emkanian رامبد جوانrambod javan مهدي پاکدلmehdi pakdel فرزاد حسنيfarzad hasani

سميرا مخملبافsamira makhmalbaf ميترا حجارmitra hajar ليلا اوتاديlila otadi پانته بهرامpantea baharam شيرين بيناshirin bina رويا نونهاليroya nonahali  عكس photo عكسهايgallery ويشكا آسايش - هشت پا

ويشكا آسايش

ویشکا آسایش (هنرپیشه سینمای ایران)

ويشكا آسايش

ستاره سينماي ايران خانم ويشكا آسايش

 

 

 

 

 

+  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 9:49  آدمک  | 

 

تقديم به تمام افراد قطع نخاعي

این خاطره رو یکی از وبلاگ نویسها تو وبش نوشته بود  و به گفته ی خودش این داستان یک واقعیته ( راست یا دروغش گردن خودشون ) . نکات جالبی داخلش است که من لازم دونستم این مطلب رو تو وبم در کنار سایر مطالب  ریز و درشت مختلف بیارم چون معتقدم که بهشت و جهنم هر کس تو همین دنیاست اگه حتی به ظاهر خوشبخت باشیم این دلیل نمیشه که در درون شاد باشیم شادی یک چیز درونی است اما مواقعی پیش میاد که ما دل افراد رو میشکنیم پس اگه شما دلی رو شکستی بدون اگه یک روز اتفاقی برات افتاد که باعث شد دل تو هم بشکنه نباید ناراحت بشید چون این انعکاس عمل شما بوده که دیر یا زود به شما بر میگرده دوم من تو زندگیم افراد قطع نخاع رو دیدم باهشون حرف زدم حتی با دختر قطع نخاع صحبت کردم و واقعا وقتی داستان زیر رو که در مورد قطع نخاع است میبینیم رنج میکشم چون مشکلات قطع نخاع هم در مردان قطع نخاع و هم در زنان قطع نخاع غیر قابل تحمل است البته بیشتر برای دختران قطع نخاع که کنترل ادراد خود را ندارند و دوست دارند همیشه تمیز باشند بسیار مشکل است از سوی دیگر چسبیدن به یک صندلی چرخدار اونهم برای یک عمر من که تحملش رو ندارم امیدوارم اگه یک معلول قطع نخاع این مطلب رو میخونه بدونه که یک نفر مثل من از صمیم قلب اونها رو دوست داره و حتی دوست داره توی شادی ها و غم های اونها با این افراد باشه    اگه بشه............

حالا داستان یا چی بگم خاطره                                             *******************

حدود ۳ سال پیش با آقایی به نام سینا در چت آشنا شدم . ایشون تعریف می کردن که : 

پنج سال با یک دختر دوست بودم و دوستیمون هم پاک و سالم بود . اما مدتی بود که اون حس همیشگی رو نسبت بهش نداشتم با اینکه همه جوره امتحانش کرده بودم و مطمئن بودم که دوستم داره اما دیگه دلم نمی خواست باهاش باشم . حدود یک ماه بود که جواب تلفن ، تک زنگ ، آف و ایمیل هاشو نمی دادم و خلاصه بی خیالش شدم . اونم مثل اینکه خسته شد . وقتی دو هفته ای ازش بی خبر شدم گفتم خوب خدا رو شکر بالاخره رفت .

حالا من هر چی توی چت بهش می گفتم این کارت اشتباهه و اون دختر گناه داره قبول نمی کرد . راجع به این موضوع خیلی با هم حرف زدیم ولی فایده نداشت ، تا اینکه یک سال از این موضوع گذشت . چند شب پیش دیدم چراغش روشنه . باهاش چت کردم . گفتم : از الناز چه خبر ؟

گفت : تو راست می گفتی من نباید با نامردی از الناز جدا میشدم و باید حس واقعی خودم رو بهش می گفتم . همون طور که تو بهم گفته بودی من اون بیچاره رو فدای خودخواهی خودم کردم و حالا دارم تاوان پس می دم . پرسیدم مگه چی شده ؟ گفت : هیچی ! الناز رفت ولی آهش تا آخر عمر دامن گیر من شد . توی یک تصادف دست چپمو از دست دادم و از کمر به پایین قطع نخاع شدم .

 در حین اینکه اینارو می گفت وبش رو هم روشن کرد . اگه قبلا ندیده بودمش باور نمی کردم . پسری با ۱۹۰ سانتیمتر قد و اندامی ورزشی حالا به این حال و روز افتاده بود ....

سینا ادامه داد : دیروز توی پارک الناز رو دیدم که با  یه دختر با نمک روی نیمکت نشسته . تا چشمش به من و داداشم افتاد بلند شد که بره . صداش کردم . با التماس و زاری گفتم به خاک نشینیمو  ببین . دارم تاوان بی مهریمو پس میدم . گریه کرد و گفت : باور کن سینا دلم رازی نبود اینطوری بشی . اما مامانم وقتی حال و روزم رو میدید دستاشو به طرف آسمون می گرفت و می گفت : خدا تو داد بی کسی ما رو بگیر . سینــا من درد بی پدری دیده بودم ، حقم نبود . سینـــا مادر من از غصه ی من دق کرد . منم به ناچار و از روی اجبار ازدواج کردم و خدا رو شکر زندگی خوبی دارم . امروز میرم سر خاک مادرم و برات دعا می کنم .

او رفت . من هم رفتنشو تماشا کردم ... و زیر لب زمزمه کردم :

من ... به ... چشم ... خویشتن ... دیدم ... نگارم ... می رود

دل شکستن تاوان داره ...

من مي ديدم که تو چشماي هر دومون علاقه بود و کلي ترديد
تو ايستاده بودي
...من پا پيش ميگذاشتم و پس ميکشيدم
...تو منتظر بودي تا من چند قدم به جلو بردارم
منم ميخواستم ،ما پر بودم از دودلي
!پر بودم از اما و اگر و چرا و آيا
اين پا اون پا کردم
تو کم کم خسته شدي
داشتم تمام نيرومو جمع ميکردم که بيام به سمت تو
تو داشتي خسته تر ميشدي
بالاخره دويدم به طرفت
!!!تو ديگه اونجا نبودي


قطع نخاع

 

قطع نخاع

معلول قطع نخاع

ضايعات نخاعي

مشكلات ناشي از قطع نخاع

قطع نخاع چيست

دختر قطع نخاع

پسر قطع نخاع

قطع نخاعي

قطع نخاع و مشكلات اداري

قطع نخاع

قطع نخاع

قطع نخاع

 

 

 

 

..............................................

اطلاعاتی در باره آسیبهای نخاعی(جهت مطالعه)

ستون فقرات
نخاع يا طناب نخاعي بخشي از سيستم اعصاب مركزي است. سيستم اعصاب مركزي از دو قسمت عمده، يعني مغز و نخاع تشكيل شده است. نخاع بافت بسيار ظريفي است كه توسط تعدادي استخوان محافظت مي شود. به اين استخوانها مهره گفته مي شود.



نخاع در وسط اين مهره ها قرار گرفته و به محل قرار گرفتن نخاع كانال نخاعي گفته مي شود. مهره ها به صورت منظم بر روي يكديگر قرار گرفته اند. مهره ها ستون فقرات را ايجاد مي كنند كه به عنوان ستون بدن عمل مي كند و داراي حالت انعطاف پذيري است. بعلاوه مهره ها حفاظت از نخاع را نيز برعهده دارند. ديسكها در بين مهره ها قرار گرفته اند. ديسك از موارد فيبري سفتي تشكيل شده كه در ميان آن ماده نرمتري قرار دارد. وظيفه ديسك جذب ضربه است و به ستون فقرات امكان انعطاف پذيري را مي دهد.
مهره ها توسط رباطهايي بهم متصل مي باشند، اين رباطها باعث مي شوند ستون فقرات حالت ايستاده به خود بگيرد. علاوه بر اين، امكان حركت به ستون فقرات را مي دهند. وقتي آسيب نخاعي روي مي دهد اغلب اين رباطها آسيب مي بينند. موارد زيادي اتفاق مي افتد كه مهره ها آسيب ببينند، ولي نخاع سالم بماند، اما ممكن است نخاع با وجود سالم بودن مهره ها، آسيب ببيند.
در بدن انسان سي مهره وجود دارد كه ستون مهره ها را قسمت بندي مي كنند. اين قسمتها شبيه قسمتهاي نخاع مي باشند و شامل بخشهاي زير مي باشند.
گردني: 7 مهره
پشتي(سينه اي): 12 مهره
كمري: 5 مهره
خاجي: 5 مهره (اين مهره ها بهم چسبيده اند)
دنبالچه: 1 مهره

نخاع
مي توان نخاع را بزرگترين عصب بدن ناميد. اعصاب، ساختمانهاي طنابي شكلي مي باشند كه از رشته هاي عصبي كوچكتر تشكيل شده اند. نخاع مانند كابل اصلي تلفن عمل مي كند و مغز را به ساير قسمتهاي مختلف بدن متصل مي سازد. اگر تصور كنيم كه نخاع به صورت كابل اصلي تلفن عمل مي كند، مركز اصلي تلفن مغز بوده و قسمتهاي مختلف بدن مشتركين تلفن مي باشند. پيامها از مركز تلفن به مشتركين رسيده و همچنين از مشتركين به مركز تلفن مي رسد. به اين معني كه دستوراتي كه منجر به حركت اندامها مي شود، از مغز صادر شده و از طريق نخاع و سپس اعصاب محيطي به عضلات مي رسند و همچنين گيرنده هاي حسهاي مختلف مثل حس لمس و يا درد، آن را ثبت كرده و از طريق اعصاب محيطي به نخاع رسيده و بعد به مغز مي رسند و باعث مي شوند مغز حسهاي مختلف را درك كند. از حسهاي مختلف مي توان به حس لمس، گرما، سرما و درد اشاره نمود. طول نخاع حدود 45 سانتيمتر است و از پايين مغز شروع شده و تا حدود كمر ادامه مي يابد.
سي و يك جفت عصب از نخاع خارج مي شود. اين اعصاب از قسمتهاي مختلف نخاع خارج شده و عمل قسمتهاي مختلف بدن را كنترل مي نمايند. اين اعصاب به صورت زير دسته بندي مي شوند.
گردني: 8 عصب؛ كنترل گردن بازو و دستها را به عهده دارند.
پشتي (سينه اي): 12 عصب؛ كنترل تنه و عضلات فوقاني شكم را به عهده دارند.
كمري: 5 عصب؛ كنترل عضلات پايين شكم و قسمتهاي مختلف اندامهاي تحتاني را بر عهده دارند.
خاجي: 5 عصب؛ كنترل قسمتهاي پاييني اندام تحتاني را بر عهده دارند، همچنين عملكرد مثانه روده و اعمال جنسي توسط اين اعصاب كنترل مي شود.
دنبالچه: يك عصب؛ آخرين قسمت نخاع را بر عهده دارد.

آسيب نخاع چيست؟
ممكن است نخاع در اثر بيماري و يا ضربه آسيب ببيند. در اكثر موارد آسيب نخاع به علت فشار وارد شده از مهره ها مي باشد و در اثر اين آسيب، نخاع ورم كرده يا دچار خونمردگي مي شود. ممكن است آسيب باعث پاره شدن فيبرهاي عصبي نخاع شود. عفونت و يا بيماريهاي ديگر نيز ممكن است باعث همين نوع آسيبها گردند. براي اينكه نخاع آسيب شديد ببيند، لازم نيست كه حتماً قطع شود. اگر چه مطالعات مختلفي در حال انجام است تا امكان ترميم نخاع را فراهم سازد و اين تحقيقات در حيوانات با درصدي از موفقيت همراه بوده است، ولي در حال حاضر نخاع پس از قطع شدن ديگر قابل ترميم نخواهد بود، ولي به تازگي روشهايي براي پيوند نخاع در دست بررسي است و برخي از نتايج اوليه آن اميدوار كننده مي باشد. اين جمله به معني عدم بهبود شرايط بيمار آسيب نخاعي نيست و بسته به اينكه علت آسيب خونمردگي يا تورم باشد، بيمار بهبود عصبي پيدا خواهد نمود. اين بهبودي شامل تغيير در حس و يا توانايي حركت اندامها و يا هر دو است، مقدار بازگشت حس يا حركت در هر بيمار متفاوت بوده و با معاينه دقيق تا حدي قابل پيشگيري است.
بعد از ايجاد آسيب نخاعي تمامي اعصابي كه بالاي محل آسيب قرار دارند به كار خود به همان شكل قبل از آسيب ادامه مي دهند،اما در زير سطح آسيب نخاعي اعصاب نمي توانند پيامها را بين مغز و قسمتهاي بدن رد و بدل نمايند، علت اين مسأله قطع شدن ارتباط بين دو قسمت نخاع است.

تشخيص آسيب نخاع
پس از آنكه پزشك به وجود آسيب نخاعي مشكوك شد، براي تشخيص آن چند كار مختلف را انجام مي دهد. اولين قدم انجام معاينه عصبي است. معاينه عصبي بر اساس امتحان 10 عضله كليدي در هر طرف بدن و 27 نقطه استاندارد حسي در هر سمت بدن است. حسهاي لمس سطحي و درد در هر دو طرف بدن بر روي نقاط خاصي بررسي مي شوند. بسته به نتايج معاينات اوليه، معاينات تكميلي ديگري نيز توسط پزشك انجام مي گيرد. گرفتن عكس راديوگرافي به تشخيص شكستگي مهره ها كمك مي كند و انجام ام.آر.آي به تعيين مقدار آسيب ظاهري نخاع كمك مي نمايد.
بر اساس يافته هاي حاصل از معاينه و راديولوژي، پزشك مي تواند اطلاعات بسياري در مورد آسيب نخاع كسب كند. ميزان آسيب در هر شخص و مقدار بازگشت عملكرد در آن فرد با فرد ديگر كاملاً متفاوت است. آسيب فرد بر اساس سطح ضايعه عصبي و نوع آسيب توصيف مي شود.

آسيب كامل و آسيب ناقص
در هنگام معاينه يكي از مواردي كه پزشك آن را بررسي مي كند، كامل يا ناقص بودن آسيب است. پزشك حركات عضلات مختلف و حس قسمتهاي مختلف را بررسي كرده و بر اساس نتايج معاينه عصبي، ناقص يا كامل بودن آسيب را تعيين مي كند. دو نوع آسيب نخاعي وجود دارد؛ آسيب كامل و آسيب ناقص. مي توان آسيب كامل را به قطع تمام خطوط ارتباطي تلفن به يك ساختمان تشبيه كرد، ولي در آسيب ناقص تعدادي از اين خطوط تلفن هنوز كار مي كنند.
مقدار پيام رد و بدل شده بين مغز و اندامهاي محيطي بستگي به اين دارد كه چه مقدار از اين خطوط قطع نشده باشند. برخي افراد با آسيب ناقص، حس نسبتاً خوبي دارند، ولي توانايي حركت ندارند و برخي از آنها توانايي حركت نسبتاً خوبي دارند، ولي حس آنها خوب نيست. اختلاف بسيار زيادي بين افرادي كه آسيب ناقص نخاع دارند وجود دارد زيرا راههاي سالم باقي مانده در آنها كاملاً با يكديگر متفاوت است.
همانطور كه ذكر شد، در حال حاضر امكان ترميم اعصاب قطع شده در نخاع در دست تحقيق است، اما اعصابي كه دچار تورم يا خونمردگي شده اند، قابليت برگشت دارند. اين روند ممكن است به سرعت اتفاق بيفتد يا بسيار آهسته باشد. برخي افراد فكر مي كنند كه آسيب كامل به معني قطع كامل نخاع است و آسيب ناقص به معني قطع ناقص نخاع. چنين تصوري صحيح نيست و اصطلاح كامل و ناقص براي تعريف عملكرد نخاع است و منظور آسيب فيزيكي نخاع نمي باشد. مثلاً ممكن است يك كابل تلفن به طور ظاهري سالم باشد، ولي سيمهاي داخل آن بطور كامل قطع شده باشند.

منظور از تتراپلژي (كوادري پلژي) يا پاراپلژي چيست؟
بيماراني كه دچار آسيب نخاعي مي گردند، به دو دسته تتراپلژي (كوادري پلژي) و پاراپلژي تقسيم بندي مي شوند. به فردي پاراپلژيك گفته مي شود كه حس و حركت تنه و يا اندام تحتاني خود را از دست داده باشد. اين نوع آسيب در اثر صدمه به نخاع در ناحيه سينه، كمر يا خاجي ايجاد مي شود. بسته به اينكه آسيب در كجا اتفاق بيفتد، كنترل بخشهاي خاصي از بدن از دست مي رود، هر چه محل صدمه بالاتر باشد، مقدار بيشتري از حس و عضلات نسبت به كسي كه دچار آسيب ناحيه خاجي شده، از دست مي رود.
وقتي آسيب در ناحيه گردن اتفاق بيفتد، فرد كنترل حس و حركت اندام فوقاني، تنه و اندام تحتاني را از دست مي دهد. به اين حالت تتراپلژي مي گويند. (تترا و كوادري از لحاظ لغوي به معني چهار مي باشند.)
گاهي اوقات نخاع تنها دچار التهاب و خونمردگي مي شود و وقتي كه التهاب يا خونمردگي برطرف شد، امكان بازگشت عملكرد نخاع وجود دارد، ولي در حال حاضر روش قابل اعتمادي وجود ندارد كه مشخص كند كدام اعصاب احتمال برگشت دارند. اما هر چه زمان طولاني تري بگذرد و اعصاب عملكرد خود را به دست نياورند احتمال برگشت آنها كمتر مي شود. اگر مقداري برگشت در عملكرد ديده شد، اميد ما براي بازگشت بيشتر عملكرد افزايش مي يابد؛ ولي هيچ تضميني در اين مورد وجود ندارد.
برخي افراد چند هفته يا چند ماه بعد از آسيب نخاع دچار حركات خود بخود اندامها، به صورت انقباض عضلات و يا حركت ناگهاني اندام مي شوند. اين حركات غير ارادي است و اسپاسم عضلاني مي باشند و علامت برگشت كار عضله نمي باشند. فرد قادر به كنترل اين حركات نيست. اسپاسم به علت دستورات اشتباه اعصاب است كه باعث حركت عضله مي شوند. اين دستورات از محلي زير ناحيه قطع شده نخاع صادر مي شوند. اسپاسم معمولاً درد ندارد، اما ممكن است مدتي طول بكشد تا فرد به اين حركات غيرارادي عادت كند. اسپاسم عضلات براي فرد مي توانند مفيد نيز باشند، زيرا باعث مي شوند عضلات انقباض خود را حفظ كنند.
به افزايش شدت اين اسپاسم ها اسپاستيسيتي گفته مي شود. شديد شدن اسپاستيسيتي مي تواند علامت وجود مشكلي در زير سطح ضايعه نخاعي باشد. به عنوان مثال افزايش اسپاستيسيتي مي تواند نشانه وجود عفونت ادراري باشد يا حتي رشد ناخن به داخل گوشت و ايجاد عفونت در آن محل مي تواند باعث افزايش اسپاستيسيتي گردد. اسپاسمها اگر باعث بيدار شدن در طول شب شده يا باعث درد شوند، مي توانند براي فرد مشكل ساز باشند.
علاوه بر مشكلات ايجاد شده در زمينه حس و حركت اندامها، آسيب نخاع باعث بروز تغييراتي در وضعيت تنفسي، وضع روده، مثانه و عملكرد جنسي مي شود.

آيا آسيب نخاع قابل بهبود است؟
تقريباً هميشه پس از آسيب نخاع مقداري بهبودي ديده مي شود. تحقيقات بسيار وسيعي در حال انجام است و در برخي حيوانات و حتي در انسانها با موفقيتهايي همراه بوده كه اميد به بهبود قطع نخاع را در آينده ايجاد كرده است. آسيبهايي كه همراه با قطع نخاع نباشند، همراه با درجات متفاوتي از بهبودي مي باشند. و مي توان گفت در بسياري از بيماران مقداري از بهبودي تورم در نخاع باعث برگشتن عملكرد اعصاب قطع نشده مي گردد.

منظور از بهبودي در وضعيت بيمار چيست و مقدار آن چقدر است؟
بعد از آسيب نخاعي مقداري از قدرت حركتي و حسي بيمار برگشت مي كند. اين مقدار تحت تأثير عوامل مختلفي بوده و در بيماران مختلف با يكديگر متفاوت است، ولي تا حدودي قابل پيش بيني است و بيشتر در طي شش ماه اول پس از آسيب ديده مي شود، گاهي حتي سالها بعد نيز بهبودي ديده مي شود

+  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 13:33  آدمک  | 

ژاپن چین کره آمریکا تایلند هند


 

 
بروز

فهرست کشورهای جهان:

  1. اتریش
  2. اتیوپی
  3. آذربايجان (جمهوری آذربایجان)
  4. اردن
  5. آرژانتین
  6. ارمنستان
  7. اروگوئه
  8. اريتره
  9. ازبکستان
  10. اسپانیا
  11. استرالیا
  12. استونی
  13. اسرائیل
  14. اسلوواکی
  15. اسلوونی
  16. آفریقای جنوبی
  17. آفریقای مرکزی
  18. افغانستان
  19. اکوادور
  20. آلبانی
  21. الجزایر
  22. السالوادور
  23. آلمان
  24. امارات متحده عربی
  25. آنتیگوا و باربودا
  26. آندورا
  27. اندونزی
  28. آنگولا
  29. اوکراین
  30. اوگاندا
  31. ایالات متحده امریکا
  32. ایتالیا
  33. ایران
  34. ایرلند
  35. ایسلند
  36. باربادوس
  37. باهاما
  38. بحرین
  39. برزیل
  40. برونئی
  41. بریتانیا
  42. بلاروس
  43. بلژیک
  44. بلغارستان
  45. بلیز
  46. بنگلادش
  47. بنین
  48. بوتان
  49. بوتسوانا
  50. بورکینافاسو
  51. بوروندی
  52. بوسنی هرزگووین
  53. بولیوی
  54. پاپوا گینه نو
  55. پاراگوئه
  56. پاناما
  57. پاکستان
  58. پرتغال
  59. پرو
  60. پورتوریکو
  61. تاجیکستان
  62. تانزانیا
  63. تایلند
  64. تایوان
  65. ترکمنستان
  66. ترکیه
  67. ترینیداد و توباگو
  68. توگو
  69. تونس
  70. تونگا
  71. تووالو
  72. تیمور شرقی
  73. جامائیکا
  74. جزایر سلیمان
  75. جزایر مارشال
  76. جمهوری چک
  77. جمهوری خلق چین
  78. جمهوری خلق کنگو (زئیر)
  79. جمهوری دومینیکن
  80. جیبوتی
  81. چاد
  82. دانمارک
  83. دومینیکا
  84. رواندا
  85. روسیه
  86. رومانی
  87. زامبیا
  88. زلاند نو
  89. زیمبابوه
  90. ژاپن
  91. سائوتومه و پرنسیپ
  92. ساحل عاج
  93. ساموآی غربی
  94. سان مارینو
  95. سری‌لانکا
  96. سنت کیتس و نویس
  97. سنگاپور
  98. سنگال
  99. سوئد
  100. سوئیس
  101. سوازیلند
  102. سودان
  103. سورینام
  104. سوریه
  105. سومالی
  106. سیرالئون
  107. سیشل
  108. شیلی
  109. صربستان
  110. عراق
  111. عربستان سعودی
  112. عمان
  113. غنا
  114. فرانسه
  115. فلسطین
  116. فنلاند
  117. فیجی
  118. فیلیپین
  119. قبرس
  120. قرقیزستان
  121. قزاقستان
  122. قَطَر
  123. کامبوج
  124. کامرون
  125. کانادا
  126. کره جنوبی
  127. کره شمالی
  128. کرواسی
  129. کستاریکا
  130. کلمبیا
  131. کنگو
  132. کنیا
  133. کوبا
  134. کومور
  135. کویت
  136. کیپ ورد
  137. کیریباتی
  138. گابن
  139. گامبیا
  140. گرجستان
  141. گرنادا
  142. گرینلند
  143. گوآتمالا
  144. گویان
  145. گینه
  146. گینه استوایی
  147. گینه بیسائو
  148. لائوس
  149. لبنان
  150. لتونی
  151. لسوتو
  152. لهستان
  153. لوکزامبورگ
  154. لیبریا
  155. لیبی
  156. لیتوانی
  157. لیختنشتاین
  158. ماداگاسکار
  159. مالاوی
  160. مالت
  161. مالدیو
  162. مالزی
  163. مالی
  164. مجارستان
  165. مراکش
  166. مصر
  167. مغولستان
  168. مقدونیه
  169. مکزیک
  170. موریتانی
  171. موریس
  172. موزامبیک
  173. مولداوی
  174. موناکو
  175. میانمار
  176. میکرونزی
  177. نائورو
  178. نامیبیا
  179. نپال
  180. نروژ
  181. نیجر
  182. نیجریه
  183. نیکاراگوآ
  184. واتیکان
  185. وانواتو
  186. ونزوئلا
  187. ویتنام
  188. هائیتی
  189. هلند
  190. هندوراس
  191. هندوستان
  192. یونان
  193. یمن
 
رسانی : دوشنبه 14 آبان 1386
عکس زنان ارتش های مختلف جهان




























































































































































































































 



 
+  شنبه بیست و چهارم آذر 1386 14:16  آدمک  | 

منصور سهراب پور

:تهيه كننده

 

سعيد سلطاني

:کارگردان

 

:دیگرعوامل

 

ساخت موسيقي :كهن ديري   

 

   :بازیگران

 

هوشنگ توكلي ، پوريا پورسرخ ، عاطفه رضوي ، حسن جوهرچي ، مريم كاوياني و حامد بهداد

پوریا پور سرخ

پوریا پور سرخ

پوریا پور سرخ

حامد بهداد

حامد بهداد

پوریا پور سرخ

پوریا پورسرخ

پوریا پور سرخ

هنرپیشه تاجیکی سریال شکرانه دختر در کنار پوریا پور سرخ

پوریا پور سرخ

پوریا پور سرخ حامد بهداد

پوریا پور سرخ

هنرپیشه زیبای دختر تاجیکی در سریال شکرانه به همراه حامد بهداد

دختر تاجیکی

پوریا پور سرخ هنرپیشه دختر زیبای تاجیکی

باران کوثری 

 

+  شنبه بیست و چهارم آذر 1386 9:15  آدمک  | 

صیغهزنان خیابانی

zan-k-1.jpg
خانواده سبز :اگر يك روز كه از خانه خارج مي‌شويد با دقت بيشتري به اطراف نگاه كنيد شايد شماهم يكي از آنها را ببينيد. هيچ فرق نمي‌كند كه در كدام منطقه شهر باشيد. آنها متعلق به طبقه خاصي نيستند، ظاهر به خصوصي هم ندارند.
zan-k-2.jpg

نبود آماري منطبق بر واقعيت از يك سو و مشاهده ملموس اين معضل اجتماعي در گوشه و كنار جامعه از سوي ديگر نگراني‌هايي را براي خانواده‌ها پديد آورده است، اما چرا چنين پديده‌اي به وجود مي‌آيد و راه مبارزه با آن چيست؟ انحرافات اجتماعي به ويژه انحرافات زنان سلامت و امنيت رواني ـ اجتماعي و حتي سياسي و اقتصادي جامعه را تهديد مي‌كند. از اين رو جامعه براي بقاء و پايداري خود بايد تدابير خاصي به منظور جلوگيري از انحرافات زنان بزهكار و اقداماتي جهت باز پروري آنها اتخاذ كند كه اين امر جز از طريق شناسايي عوامل زمينه‌ساز و تشديد كننده اين معضل اجتماعي امكان‌پذير نيست. روسپيگري تنها متعلق به طبقه خاصي از جامعه نبوده و تحقيقات انجام شده نيز بيانگر اين واقعيت است كه عليرغم دخيل بودن عامل فقر و تنگناي اقتصادي اما در مواردي روسپيگري در ميان زنان طبقه مرفه جامعه نيز ديده مي‌شود. زنان روسپي در طبقه بالا و مرفه جامعه اين كار را نه تنها وسيله‌اي براي ارضاي خواسته‌هاي جنسي خويش مي‌دانند بلكه آن را نشانه متمدن بودن نيز دانسته و حتي به آن افتخار هم مي‌كنند، اما دليل عمده گرايش زنان طبقه پايين به خياباني شدن اغلب از روي فقر اقتصادي و به منظور امرار معاش است كه به هر حال در اين ميان عده‌اي سود جو و فرصت طلب نيز اين امر را وسيله‌اي براي استثمار اين زنان قرار داده و از اين طريق هستي آنها را به تباهي مي‌كشانند. برخي زنان به نشانه مقاومت و يا پاسخ به فقر به فحشا روي مي‌آورند. اين زنان معمولا فاقد تحصيلات و مهارتهايي هستند كه بتواند موفقيت آنها را در دستيابي به شغل مناسب تضمين كند. بيشتر آنها بي‌سوادند و يا تحصيلات بسيار كمي دارند. مهارتهاي كم، تحصيلات اندک، امكانات محدود اشتغال و وجود شرايط منفي احتمال سوق دادن برخي زنان را به سمت انحرافاتي چون فحشا و مصرف مواد مخدر افزايش مي‌دهد. مطالعات انجام شده بر روي زندگي برخي از زنان خياباني بيانگر وضعيت به مراتب سخت‌تر زندگي اين زنان پس از ازدواج است. گويي تقدير اين زنان بر اين است كه نه در
zan-k-3.jpg

خانه پدري روي خوشبختي را ببينند و نه در خانه همسر. گويي تنگدستي، نكبت و فلاكت دست خود را در دست هم مي‌گذارند تا بدبختي و درماندگي اين زنان را صد چندان كنند. و بدين سان يكي از دردناكترين فصول زندگي اين زنان در گوشه خيابان ورق مي‌خورد، اين زنان پس از مدتي تمام اميدها و آرزوهايشان را دود مي‌كنند تا تمام دردها و رنجهايشان را در چند لحظه هم آغوشي التيام بخشند. در اينجا ذكر يافته‌هاي ناشي از تحقيقي در خصوص زنان خياباني كه توسط عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي، بر روي 147 زن خياباني مقيم مراكز بازپروري سازمان بهزيستي و يا مشغول به كار در خيابان و به منظور شناسايي عوامل زمينه ساز تن دادن اين زنان به روسپيگري،‌ابعاد مختلف زندگي خانوادگي، چگونگي ورود به اين كار و علل عدم بازگشت آنها صورت گرفته، تكان دهنده است. ازدواج 88 درصد زنان خياباني با مردان متأهل . بيش از 80 درصد زنان خياباني قبل از 17 سالگي و 7/43 درصد‌شان نيز قبل از 13 سال ازدواج مي‌كنند و اين در حالي است كه اين ازدواج با مرداني صورت مي‌گيرد كه 6/25 درصدشان قبلاً لااقل يكبار و 3/8 درصدشان بيش از يكبار ازدواج كرده‌اند.
zan-k-4.jpg

جرم و جنايت والدين

آمار حاکي از آن است 5/37 درصد اين زنان دوران كودكي و نوجواني خود را بدون حضور توام پدر و مادر طي كرده‌اند.

براي نزديك به 40 درصد پدران زنان خياباني و 7/13 درصد مادران آنها جرايم و انحرافات اجتماعي روال زندگي بوده است و اين در حالي است كه 28 درصد پدران 9/6 درصد از مادران در اين خانواده‌ها با مواد مخدر سر و كار نزديكي داشته‌اند.

اما مصيبت به همين جا پايان نمي‌پذيرد زيرا اين زنان علاوه بر تن فروشي به دنياي مواد مخدر نيز پا گذارده‌اند. آمارديگري حکايت از آن دارد تنها 32 درصد زنان خياباني فقط سيگار مصرف كرده و دو سوم بقيه يا پيش از روسپيگري به اعتياد روي آورده‌اند و يا بعد از آن. و به اين ترتيب بيشتر روسپيان معتاد در آغاز به تشويق و يا اجبار خانواده به ويژه همسرانشان به قاچاق مواد مخدر روي مي‌آورند و آنگاه خود به سمت مصرف مواد كشيده مي‌شوند. التبه بيشتر مرداني كه زنان خود را به قاچاق مواد مخدر واداشته‌اند، دست آنها را در دست مردان ديگر گذارده‌اند و در واقع اين ازدواج با چنين هدفي پا گرفته است.از طرفي کارشناسان آسيبهاي اجتماعي بر اين باورند که تنها 9 درصد اين زنان به زندگي مشترك خود ادامه مي‌دهند. 50 درصد اين زنان در همان دو سال اول با زندگي مشترك وداع مي‌كنند و اين در حالي است كه 2/75 درصد اين زنان در طول زندگي مشترك نياز به مهر و محبت را با تمام وجود له له مي‌زنند و 70 درصدشان نيز در زندگي مشترك خود قرباني ضرب و شتم و پرخاشگري همسرشان هستند. اما نغمه غم انگيز برخي از اين زنان از همان سالهاي اوليه كودكي و نوجواني برايشان نواخته شده است، جايي كه اين دختران از سوي پدر، برادر، دايي و ناپدري خود مورد سوء استفاده قرار گرفته‌اند. يك جرم شناس در اين زمينه با بيان اينكه بيش از 60 درصد زنان خياباني سوء استفاده جنسي را در كودكي تجربه كرده‌اند، مي‌گويد: اين در حالي است كه برآوردها نشان مي‌دهد كه 70 درصد اين آزارها از سوي پدر يا ناپدري بر قربانيان اعمال مي‌شود. دكتر شهلا معظمي مي‌گويد: مطالعات صورت گرفته بر روي روسپيان نوجوان، دختران بزهكار، معتادان و نوجواناني كه از خانه گريخته‌اند، بيانگر واقعيت تلخ اعمال سوء رفتارهاي جنسي در دوره كودكي است. استاديارد دانشگاه حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران سوء استفاده جنسي را رايج‌ترين عنصر مشترك در ميان دختران فراري از خانه عنوان كرده و اظهار مي‌كند: بسياري از زنان جواني كه در خيابانها پرسه مي‌زنند قرباني سوء استفاده جنسي خانواده‌هايشان هستند. آنها پس از فرار از خانه براي تأمين غذا، لباس و سرپناه مجبور به برقراري رابطه نامشروع مي‌شوند، به طوريكه سابقه آزارهاي جنسي در كودكي بر بي‌خانماني، اعتياد و جرم و جنايت و احتمال خودكشي در خياباني شدن آنها نقش مستقيمي دارد.به گفته مسؤولان تا سال پيش تعداد زنان خياباني كشور حدود 4 هزار عنوان مي‌شد،‌در حالي كه اين آمار همچنان رو به افزايش است گويي تمام اقدامات مسؤولان و كارشناسان براي
كنترل وضعيت موجود بي‌نتيجه بوده و روز به روز بر دامه اين معضل اجتماعي افزوده مي‌شود. مدير كل دفتر آسيب‌ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي در گفتگو با خبرگزاري مهر با بيان اين مطلب (افزايش 15 درصد ساليانه )مي‌گويد: همانطور كه آمار آسيب‌هاي اجتماعي سالانه با رشد 15 درصد مواجه مي‌شود، رشد 15 درصدي زنان خياباني هم دور از انتظار نيست. دكتر سيدهادي معتمدي مي‌افزايد: طي 9 ماهه سال 82 بيش از 1 هزار و 300 زن خياباني در سطح كشور جمع‌آوري شده‌اند كه نيمي از اين زنان در مراكز نگهداري بستري و نيمي ديگر نيز به صورت سرپايي مداوا شده‌اند. 50 درصد دوباره به خيابان بر مي‌گردند! وي در ادامه با بيان اينكه 50 درصد اين زنان پس از بازپروري دوباره به خيابان باز مي‌گردند، اظهار مي‌دارد: متأسفانه عليرغم اقداماتي كه به منظور نگهداري و توانمندسازي اين زنان صورت مي‌گيرد، نيمي از اين زنان پس از بازپروري دوباره به خيابانها باز مي‌گردند و اين در حالي است كه به همين مقدار نيز افراد جديد و كم سن و سال به اين چرخه وارد مي‌شوند. مدير كل دفتر آسيب‌ديدگان بهزيستي به بودجه 150 ميليون توماني اين دفتر در سال جاري و به منظور ساماندهي زنان خياباني اشاره كرده و تصريح مي‌كند: بحث ايجاد اشتغال و توانمندسازي اين زنان به خصوص براي جلوگيري از بازگشت مجدد به خيابان، طرح‌هاي در دست بررسي اين دفتر در سال جاري است.


عضو هيات علمي دانشگاه تهران گفت: براي از بين بردن معضل پديده زنان خياباني بايد متوليان و مسوولان رسيدگي به اين امر به طور مشخص تعيين شوند.
دکتر« سيد ضياء هاشمي» در مصاحبه اختصاصي با پايگاه اطلاع رساني پليس، در خصوص پديده زنان خياباني گفت: براي پرداختن به اين معضل ، بايد در قدم اول بپذيريم که واقعيتي با موضوع زنان خياباني به عنوان يک مسئله اجتماعي وجود دارد و با برنامه ريزي جدي و دقيق براي جلوگيري از علني شدن آن در سطح جامعه ، اقدام کنيم.عضو هيات علمي دانشگاه تهران گفت: براي از بين بردن معضل پديده زنان خياباني بايد متوليان و مسوولان رسيدگي به اين امر به طور مشخص تعيين شوند.

وي با اشاره به ريشه ها، عوامل و علل پيدايش اين معضل اجتماعي اظهارداشت: درصد بالايي از زنان خياباني به دلايل و انگيزه هاي اقتصادي مرتکب اين رفتار مي شوند، بنابراين بايد در حوزه اقتصادي و مالي راه حل هاي براي حل اين پديده در نظر گرفته شود که عمدترين مسئله در اين زمينه فراهم کردن تامين اجتماعي براي اين قشر آسيب پذير است.

سيد ضياء هاشمي خاطر نشان کرد: تامين اجتماعي اين قشر از طريق پرداخت يک سري مساعدت ها و برآورده ساختن نيازهاي اوليه و فوري آنهاست و بخشي نيز شامل تامين سرپناه و حمايت هاي اجتماعي و فرهنگي براي بازگرداندن اين افراد به دامان خانواده و جامعه است.


هاشمي تصريح کرد: براي از بين بردن معضل پديده زنان خياباني بايد مسئولان و متوليان رسيدگي به اين امر تعيين شوند ، بدين منظور که دقيقا مشخص شود که نيروي انتظامي، بهزيستي يا قوه قضائيه کدام يک مسئول رسيدگي به اين معضل اجتماعي هستند.



او اقدامات فرهنگي را به منظور حل معضل زنان خياباني مهم دانست و گفت: اين قشر علاوه بر آسيب پذير بودن، آسيب زا نيز هستند، زيرا زنان خياباني علاوه بر از دست دادن سلامت زندگي خود ، موجب تخريب روال عادي و نرمال زندگي در ميان ساير اقشار جامعه نيز مي شوند .

عضو هيات علمي دانشگاه تهران خاطر نشان کرد : براي حل اين مسئله بايستي به زمينه تقاضا هاي اجتماعي نيز در اين خصوص پرداخته شود که بارزترين وجه در اين مورد تامل و بررسي راه کارهاي تسهيل ازدواج براي جوانان، دخترو پسر وازدواج مجدد براي زنان بي سرپرست است.

به گفته هاشمي با برخورد و روش هاي کنترلي نيز مي شود جلوي اين معضل اجتماعي را گرفت ، در اين مرحله برخورد عيني با کساني که هنجار شکن هستند مي تواند جامعه را از وجود اين مظاهر نامناسب پاک کند .

او تاکيد کرد: اگر زمينه ها و انگيره هاي ارتکاب جرم و خلاف از بين برود ، فضاي عمومي جامعه، ارزش ها و هنجارهاي رايج، آماده جلوگيري از ناهنجاري هايي که موجب مخدوش شدن فرهنگ عمومي جامعه مي شوند، هستند.

عضو هيات علمي دانشگاه تهران ادامه داد: دولت مي تواند با اهتمام در راستاي حل مشکل معيشت، مسکن، اشتغال، ازدواج و ارتقاء توانمندي تامين هزينه هاي زندگي، حل معضلات اجتماعي و اقتصادي، مقابله جدي با احتياط و مواد مخدر از به وجود آمدن اين معضل پيشگيري کند.

هاشمي ، روان درماني زنان آسيب ديده و پيشگيري از کينه ورزي و انتقام جويي، آگاه سازي عمومي خصوصاً متقاضيان ازدواج در امر انتخاب، ارتقاء سطح آرامش و امنيت اخلاقي، فرهنگ سازي و اهتمام در امر حفظ سنتها و آداب اجتماع خودي و جلوگيري از تهاجم و شبيخون بيگانگان، پيشگيري از مهاجرت ها و آمايش جمعيتي مختلف اجتماعي و ايجاد کانون هاي بازپروري براي زنان آسيب ديده و خياباني را از ديگر راه کارهاي پيشگيري براي اين موضوع توسط دولت عنوان کرد.

اوايجاد محيط سالم توام با آرامش ، فراهم نمودن امکانات رفاهي علمي ، تفريحي ورزشي مورد نياز فرزندان در محيط خانواده به منظور عدم احساس کمبود، تقويت و گسترش فرهنگ ديني و اسلامي با توجه به مسائل شرعي و مذهبي توسط والدين و کنترل و نظارت خانواده بر نوع رفتارها ، ارتباطات و معاشرت هاي دوستان در جلوگيري از پيدايش مشکل و معضلات اجتماعي را از ديگر راه کارهاي مبارزه با پديده زنان خياباني برشمرد.

به گفته عضو هيات علمي دانشگاه تهران، آگاه سازي فرزندان از مسائل و مشکلات فرار جوانان به خصوص زنان و دختران در جامعه، توجه به تبعات سوء ناشي از بي بند و باري ها، رعايت حقوق همسر و فرزندان، توجه به خواسته هاي معقول و منطقي با آنان ، برخورد مناسب با کارهاي غير اخلاقي فرزندان، انجام کارها و تدابير منطقي و بازدارنده با فرد آسيب ديده را از عوامل کاهش به وجود آمدن آسيبهاي اجتماعي برشمرد.


 

 

 

اینکه صیغه خوب است یا بد قطعا قسمت دوم سوال مرودود است چون از پیامبر اسلام نقل است در مورد صیغه

پیامبر اعظم  صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : آنکه حلال را حرام می کند مانند کسی است که حرام را حلال می کند .

همچنین در قران کریم آمده است

النساء 25:

و هرکس ازشما توانانی مالی نداشته باشد که بازنانی آزاد مؤمن ازدواج کند – بهتر است – می تواند با کنیزان مومنی ازدواج نماید وخداوند به ایمان شما داناتر است همه از یکدیگرید پس با اجازه سرپرست شان با آنان ازدواج کنید و مهرهایشان را به وجه پسندیده به ایشان بدهید در حالیکه پاکدامنان غیر پلید کار باشند ودوست گیران نهانی نباشند، آنگاه چون ازدواج کردند اگر مرتکب کار ناشایستی – زنا- شدند مجازات آنان به اندازه نصف مجازاتیست که بر زنان آزاد مقرر است ،این حکم – ازدواج با کنیزان- برای کسی از شما است که از آلایش گناه بترسد و شکیبایی – و پاکدامنی – پیشه کردن برایتان بهتر است وخداوند آمرزگار مهربان است .

 

پس خداوند حکیم در کلام پاکش کسانی را که به علت کمبود امکانات به ازدواج دسترسی ندارند دستور داده باکنیزها ازدواج کنند اگر به آن هم دسترسی نداشتند صبر کنند، اگر متعه حلال می بود چرا دراینجا به عنوان آسانترین راه حل که هر کس در هر شرایطی می تواند به آن دسترسی داشته باشد طرح نگردید؟!

 

 

اگر صیغه به قصد لذت جوئی جنسی نباشد جایز است

متعه چیست؟متعه همام صیغه است

احکام صیغه بر اساس رساله حضرت امام خمینی

 

احكام نكاح يا ازدواج و زناشويى

به واسطه عقد ازدواج، زن به مرد حلال مى‏شود و آن بر دو قسم است: دائم و غير دائم. عقد دائم آن است كه مدت زناشويى در آن معين نشود، و زنى را كه به‏اين قسم عقد مى‏كنند دائمه گويند. و عقد غير دائم آن است كه مدت زناشويى در آن معين شود، مثلا زن را به مدت يك ساعت‏يا يك روز يا يك ماه يا يك سال يا بيشتر عقد نمايند، و زنى را كه به اين قسم عقد كنند متعه و صيغه مى‏نامند.

احكام عقد

٢٣٦٣ در زناشويى چه دائم چه غير دائم بايد صيغه خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد كافى نيست و صيغه عقد را يا خود زن و مرد مى‏خوانند يا ديگرى را وكيل مى‏كنند كه از طرف آنان بخواند.

٢٣٦٤ وكيل لازم نيست مرد باشد، زن هم مى‏تواند براى خواندن صيغه عقد از طرف ديگرى وكيل شود.

٢٣٦٥ زن و مرد تا يقين نكنند كه وكيل آنها صيغه را خوانده است نمى‏توانند به يكديگر نگاه محرمانه نمايند، و گمان به اين كه وكيل صيغه را خوانده است كفايت نمى‏كند ولى اگر وكيل بگويد صيغه را خوانده‏ام كافى است.

٢٣٦٦ اگر زنى كسى را وكيل كند كه مثلا ده روز او را به عقد مردى در آورد و ابتداى ده روز را معين نكند در صورتى كه از گفته زن معلوم شود كه به وكيل اختيار كامل داده، آن وكيل مى‏تواند هر وقت بخواهد او را به عقد آن مرد در آورد واگر معلوم باشد كه زن، روز يا ساعت معينى را قصد كرده، بايد صيغه را مطابق قصد او بخواند.

٢٣٦٧ يك نفر مى‏تواند براى خواندن صيغه عقد دائم يا غير دائم از طرف دو نفر وكيل شود و نيز انسان مى‏تواند از طرف زن وكيل شود و او را براى خود به طور دائم يا غير دائم عقد كند، ولى احتياط مستحب آن است كه عقد را دو نفر بخوانند.

دستور خواندن عقد دائم

٢٣٦٨ اگر صيغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند و اول زن بگويد: "زوجتك نفسى على الصداق المعلوم" يعنى خود را زن تو نمودم به مهرى كه معين شده، پس از آن بدون فاصله مرد بگويد: "قبلت التزويج" يعنى قبول كردم ازدواج را عقد صحيح است. و اگر ديگرى را وكيل كنند كه از طرف آنها صيغه عقد را بخواند، چنانچه مثلا اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه باشد و وكيل بگويد: "زوجت موكلتى فاطمة موكلك احمد على الصداق المعلوم" پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد: "قبلت لموكلى احمد على الصداق"، صحيح مى‏باشد.

دستور خواندن عقد غير دائم

٢٣٦٩ اگر خود زن و مرد بخواهند صيغه عقد غير دائم را بخوانند، بعد از آن كه مدت و مهر را معين كردند، چنانچه زن بگويد: "زوجتك نفسى فى المدة المعلومة على المهر المعلوم" بعد بدون فاصله مرد بگويد: "قبلت" صحيح است. و اگر ديگرى را وكيل كنند و اول وكيل زن به وكيل مرد بگويد: "متعت موكلتى موكلك فى المدة المعلومة على المهر المعلوم" پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد: "قبلت لموكلى هكذا"، صحيح مى‏باشد.

شرايط عقد

٢٣٧٠ عقد ازدواج چند شرط دارد: اول: آنكه به عربى صحيح خوانده شود به احتياط واجب، و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عربى صحيح بخوانند به‏هر لفظ‏ى كه صيغه را بخوانند صحيح است و لازم هم نيست كه وكيل بگيرند اما بايد لفظ‏ى بگويند كه معنى "زوجت و قبلت" را بفهماند. دوم: مرد و زن يا وكيل آنها كه صيغه را مى‏خوانند قصد انشاء داشته باشند يعنى اگر خود مرد و زن صيغه را مى‏خوانند، زن به گفتن «زوجتك نفسى‏» قصدش اين باشد كه خود را زن او قرار دهد و مرد به گفتن «قبلت التزويج‏» زن بودن او را براى خود قبول نمايد، و اگر وكيل مرد و زن صيغه را مى‏خوانند، به گفتن «زوجت و قبلت‏» قصدشان اين باشد كه مرد و زنى آنان را وكيل كرده‏اند، زن و شوهر شوند. سوم: كسى كه صيغه را مى‏خواند بالغ و عاقل باشد، جه براى خودش بخواند يا از طرف ديگرى وكيل شده باشد. چهارم: اگر وكيل زن و شوهر يا ولى آنها صيغه را مى‏خوانند، در عقد، زن و شوهر را معين كنند مثلا اسم آنها را ببرند يا به آنها اشاره نمايند. پس كسى كه چند دختر دارد، اگر به مردى بگويد زوجتك احدى بناتى (يعنى زن تو نمودم يكى از دخترانم را) و او بگويد بلت‏يعنى قبول كردم، جون در موقع عقد، دختر را معين نكرده‏اند عقد باطل است. پنجم: زن و مرد به ازدواج راضى باشند، ولى اگر زن ظاهرا به كراهت اذن دهد و معلوم باشد قلبا راضى است عقد صحيح است.

٢٣٧١ اگر در عقد يك حرف غلط خوانده شود كه معنى آن را عوض كند عقد باطل است.

٢٣٧٢ كسى كه دستور زبان عربى را نمى‏داند، اگر قرائتش صحيح باشد و معناى هر كلمه از عقد را جداگانه بداند و از هر لفظ‏ى معناى آن را قصد نمايد،مى‏تواند عقد را بخواند.

٢٣٧٣ اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد كنند و بعدا زن و مرد بگويندبه آن عقد راضى هستيم عقد صحيح است.

٢٣٧٤ اگر زن و مرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگويند به آن عقد راضى هستيم، عقد صحيح است.

٢٣٧٥ پدر و جد پدرى مى‏توانند براى فرزند نابالغ يا ديوانه خود كه به حال ديوانگى بالغ شده است ازدواج كنند و بعد از آن كه طفل بالغ شد يا ديوانه عاقل گرديد، اگر ازدواجى كه براى او كرده‏اند مفسده‏اى نداشته، نمى‏تواند آن را به‏هم بزند و اگر مفسده‏اى داشته، مى‏تواند آن را به هم بزند.

٢٣٧٦ دخترى كه به حد بلوغ رسيده و رشيده است‏يعنى مصلحت‏خود را تشخيص مى‏دهد اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد، بايد از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد، و اجازه مادر و برادر لازم نيست.

٢٣٧٧ اگر پدر و جد پدرى غايب باشند، به طورى كه نشود از آنان اذن گرفت و دختر هم احتياج به شوهر كردن داشته باشد لازم نيست از پدر و جد پدرى اجازه بگيرند و نيز اگر دختر باكره باشد در صورتى كه بكارتش به واسطه شوهر كردن از بين رفته باشد، اجازه پدر و جد لازم نيست. ولى اگر به واسطه وطى به شبهه يا از زنا از بين رفته باشد، احتياط مستحب آن است كه اجازه بگيرند.

٢٣٧٨ اگر پدر يا جد پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرد، پسر- بعد از رسيدن به سن قابل براى تمتع گرفتن - بايد خرج زن را در صورتى كه از او تمكين داشته باشد بدهد.

٢٣٧٩ اگر پدر يا جد پدرى براى پسر نابالغ خود، زن بگيرد، چنانچه پسر در موقع عقد مالى داشته، مديون مهر زن است، و اگر در موقع عقد مالى نداشته، پدر يا جد او بايد مهر زن را بدهند.

عيبهايى كه بواسطه آنها مى‏شود عقد را به هم زد

٢٣٨٠ اگر مرد بعد از عقد بفهمد كه زن يكى از هفت عيب را دارد مى‏تواند عقد را به هم بزند : اول: ديوانگى. دوم: مرض خوره. سوم: مرض برص.چهارم: كورى. پنجم: شل بودن به طورى كه معلوم باشد. ششم: آنكه افضا شده، يعنى راه بول و حيض و يا راه حيض و غائط او يكى شده باشد، ولى اگر راه حيض و غائط او يكى شده باشد، به هم زدن عقد اشكال دارد و بايد احتياط شود. هفتم: آنكه گوشت‏يا استخوانى يا غده‏اى در فرج او باشد كه مانع از نزديكى شود.

٢٣٨١ اگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهر او ديوانه است‏يا آلت مردى ندارد يا عنين است و نمى‏تواند وطى و نزديكى نمايد يا تخمهاى او را كشيده‏اند مى‏تواند عقد را به هم بزند. و تفصيل اين مساله و مساله سابق در كتاب تحرير الوسيله ضبط شده است.

٢٣٨٢ اگر مرد يا زن، به واسطه يكى از عيب‏هايى كه در دو مساله پيش گفته شد عقد را به هم بزند، بايد بدون طلاق از هم جدا شوند.

٢٣٨٣ اگر به واسطه آن كه مرد عنين است و نمى‏تواند وطى و نزديكى كند، زن عقد را به هم بزند شوهر بايد نصف مهر را بدهد. ولى اگر به واسطه يكى از عيبهاى ديگرى كه گفته شد، مرد يا زن عقد را به هم بزنند، چنانچه مرد با زن نزديكى نكرده باشد چيزى بر او نيست و اگر نزديكى كرده، بايد تمام مهر را بدهد.

عده‏اى از زنها كه ازدواج با آنان حرام است

٢٣٨٤ ازدواج با زنهايى كه مثل مادر و خواهر و مادر زن با انسان محرم هستند حرام است.

٢٣٨٥ اگر كسى زنى را براى خود عقد نمايد، اگر چه با او نزديكى نكند، مادر و مادر مادر آن زن و مادر پدر او هر چه بالا روند به آن مرد محرم مى‏شوند.

٢٣٨٦ اگر زنى را عقد كند و با او نزديكى نمايد، دختر و نوه دخترى و پسرى آن زن هر چه پايين روند، چه در وقت عقد باشند يا بعدا به دنيا بيايند، به آن مرد محرم مى‏شوند.

٢٣٨٧ اگر با زنى كه براى خود عقد كرده نزديكى هم نكرده باشد، تا وقتى كه آن زن در عقد او است نمى‏تواند با دختر او ازدواج كند.

٢٣٨٨ عمه و خاله پدر و عمه و خاله پدر پدر، و عمه و خاله مادر و عمه و خاله مادر مادر، هر چه بالا روند به انسان محرمند.

٢٣٨٩ پدر و جد شوهر، هر چه بالا روند، و پسر و نوه پسرى و دخترى او هر چه پايين آيند چه در موقع عقد باشند، يا بعدا به دنيا بيايند به زن او محرم هستند.

٢٣٩٠ اگر زنى را براى خود عقد كند، دائمه باشد، يا صيغه تا وقتى كه آن زن در عقد او است نمى‏تواند با خواهر آن زن ازدواج نمايد.

٢٣٩١ اگر زن خود را به ترتيبى كه در كتاب طلاق گفته مى‏شود طلاق رجعى دهد، در بين عده نمى‏تواند خواهر او را عقد نمايد ، بلكه در عده طلاق بائن هم كه بعدا بيان مى‏شود، احتياط مستحب آن است كه از ازدواج با خواهر او خوددارى نمايد.

٢٣٩٢ انسان نمى‏تواند بدون اجازه زن خود با خواهر زاده و برادر زاده او ازدواج كند ولى اگر بدون اجازه زنش آنان را عقد نمايد و بعدا زن بگويد به آن عقد راضى هستم اشكال ندارد.

٢٣٩٣ اگر زن بفهمد شوهرش برادر زاده يا خواهر زاده او را عقد كرده و حرفى نزد، چنانچه بعدا رضايت ندهد عقد آنان باطل است، بلكه اگر از حرف نزدنش معلوم باشد كه باطنا راضى بوده احتياط واجب آن است كه شوهرش از برادرزاده او جدا شود، مگر آنكه اجازه دهد.

٢٣٩٤ اگر انسان پيش از آنكه دختر عمه يا دختر خاله خود را بگيرد با مادر آنان زنا كند، ديگر نمى‏تواند با آنان ازدواج نمايد.

٢٣٩٥ اگر با دختر عمه يا دختر خاله خود ازدواج نمايد و پيش از آن كه با آنان نزديكى كند با مادرشان زنا نمايد عقد آنان اشكال ندارد.

٢٣٩٦ اگر با زنى غير از عمه و خاله خود زنا كند، احتياط واجب آن است كه با دختر او ازدواج نكند، ولى اگر زنى را عقد نمايد و با او نزديكى كند بعد با مادر او زنا كند، آن زن بر او حرام نمى‏شود، و همچنين است اگر پيش از آنكه با او نزديكى كند با مادر او زنا نمايد، ولى در اين صورت احتياط مستحب آن است كه از آن زن جدا شود.

٢٣٩٧ زن مسلمان نمى‏تواند به عقد كافر در آيد، مرد مسلمان هم نمى‏تواند با زنهاى كافره غير كتابيه بطور دائم ازدواج كند و به احتياط واجب ازدواج دائم با زنهاى كافره اهل كتاب نيز جايز نيست، ولى صيغه كردن زنهاى اهل كتاب مانند يهود و نصارى مانعى ندارد.

٢٣٩٨ اگر با زنى كه در عده طلاق رجعى است زنا كند آن زن بر او حرام مى‏شود و اگر با زنى كه در عده متعه، يا طلاق بائن، يا عده وفات است زنا كند، بعدا مى‏تواند او را عقد نمايد، اگر چه احتياط مستحب آن است كه با او ازدواج نكند و معناى طلاق رجعى و طلاق بائن و عده متعه و عده وفات در احكام طلاق گفته خواهد شد.

٢٣٩٩ اگر با زن بى‏شوهرى كه در عده نيست زنا كند، بعدا مى‏تواند آن زن را براى خود عقد نمايد، ولى احتياط مستحب آن است كه صبر كند تا آن زن حيض ببيند بعد او را عقد نمايد، بلكه احتياط مزبور حتى الامكان نبايد ترك شود، و همچنين است اگر ديگرى بخواهد آن زن را عقد كند.

٢٤٠٠ اگر زنى را كه در عده ديگرى است براى خود عقد كند، چنانچه مرد و زن يا يكى از آنان بدانند كه عده زن تمام نشده و بدانند عقد كردن زن در عده حرام است،آن زن بر او حرام ابدى مى‏شود، اگر چه مرد بعد از عقد با آن زن نزديكى نكرده باشد.

٢٤٠١ اگر زنى را براى خود عقد كند و بعد معلوم شود كه در عده بوده، چنانچه هيچكدام نمى‏دانسته‏اند زن در عده است و نمى‏دانسته‏اند كه عقد كردن زن در عده حرام است، در صورتى كه مرد با او نزديكى كرده باشد آن زن بر او حرام مى‏شود.

٢٤٠٢ اگر انسان بداند زنى شوهر دارد و با او ازدواج كند بايد از او جدا شود و بعدا هم نمى‏تواند او را براى خود عقد كند.

٢٤٠٣ زن شوهردار اگر زنا بدهد بر شوهر خود حرام نمى‏شود و چنانچه توبه نكند و بر عمل خود باقى باشد، بهتر است كه شوهر او را طلاق دهد ولى بايد مهريه‏اش را بدهد.

٢٤٠٤ زنى را كه طلاق داده‏اند و زنى كه صيغه بوده و شوهرش مدت او را بخشيده يا مدتش تمام شده، چنانچه بعد از مدتى شوهر كند و بعد شك كند كه موقع عقد شوهر دوم عده شوهر اول تمام بوده يا نه بايد به شك خود اعتنا نكند.

٢٤٠٥ مادر و خواهر و دختر پسرى كه لواط داده بر لواط كننده حرام است اگر چه لواط كننده و لواط دهنده بالغ نباشند، ولى اگر گمان كند كه دخول شده،يا شك كند كه دخول شده يا نه، بر او حرام نمى‏شوند.

٢٤٠٦ اگر با مادر يا خواهر يا دختر كسى ازدواج نمايد و بعد از ازدواج با آن كس لواط كند، آنها بر او حرام نمى‏شوند.

٢٤٠٧ اگر كسى در حال احرام كه يكى از كارهاى حج است با زنى ازدواج نمايد عقد او باطل است، و چنانچه مى‏دانسته كه زن گرفتن بر او حرام است، ديگر نمى‏تواند آن زن را عقد كند.

٢٤٠٨ اگر زنى كه در حال احرام است با مردى كه در حال احرام نيست ازدواج كند عقد او باطل است، و اگر زن مى‏دانسته كه ازدواج كردن در حال احرام حرام است احتياط واجب آن است كه بعدا با آن مرد ازدواج نكند، بلكه خالى از قوت نيست.

٢٤٠٩ اگر مرد طواف نساء را كه يكى از كارهاى حج است بجا نياورد، زنش كه به واسطه محرم شدن بر او حرام شده بود حلال نمى‏شود. و نيز اگر زن طواف نساء نكند، شوهرش بر او حلال نمى‏شود، ولى اگر بعدا طواف نساء را انجام دهند به يكديگر حلال مى‏شوند.

٢٤١٠ اگر كسى دختر نابالغى را براى خود عقد كند و پيش از آنكه نه سال دختر تمام شود، با او نزديكى و دخول كند، چنانچه او را افضا نمايد هيچ وقت نبايد با او نزديكى كند.

٢٤١١ زنى را كه سه مرتبه طلاق داده‏اند بر شوهرش حرام مى‏شود، ولى كند، شوهر اول مى‏تواند دوباره او را براى خود عقد نمايد.

احكام عقد دائم

٢٤١٢ زنى كه عقد دائمى شده نبايد بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود و بايد خود را براى هر لذتى كه او مى‏خواهد، تسليم نمايد و بدون عذر شرعى از نزديكى كردن او جلوگيرى نكند و اگر در اينها از شوهر اطاعت، كند تهيه غذا و لباس و منزل او و لوازم ديگرى كه در كتب ذكر شده بر شوهر واجب است و اگر تهيه نكند چه توانايى داشته باشد يا نداشته باشد مديون زن است.

٢٤١٣ اگر زن در كارهايى كه در مساله پيش گفته شد اطاعت‏شوهر را نكند گناهكار است و حق غذا و لباس و همخوابى ندارد ولى مهر او از بين نميرود.

٢٤١٤ مرد حق ندارد زن خود را به خدمت‏خانه مجبور كند.

٢٤١٥ مخارج سفر زن اگر بيشتر از مخارج وطن باشد با شوهر نيست ولى اگر شوهر مايل باشد كه زن را سفر ببرد، بايد خرج سفر او را بدهد.

٢٤١٦ زنى كه از شوهر اطاعت مى‏كند اگر مطالبه خرجى كند و شوهر ندهد مى‏تواند جهت الزام شوهر بر پرداخت نفقه به حاكم شرع و اگر ممكن نباشد به عدول مؤمنين و اگر آن هم ممكن نباشد به فساق مؤمنين مراجعه نمايد. و چنانچه الزام شوهر بر دادن نفقه ممكن نباشد، مى‏تواند در هر روز باندازه خرجى آن روز بدون اجازه از مال او بردارد و اگر ممكن نيست چنانچه ناچار باشد كه معاش خود را تهيه كند، در موقعى كه مشغول تهيه معاش است اطاعت‏شوهر بر او واجب نيست.

٢٤١٧ مرد نمى‏تواند زن دائمى خود را به طورى ترك كند كه نه مثل زن شوهردار باشد نه مثل زن بى‏شوهر، لكن واجب نيست هر چهار شب يك شب نزد او بماند.

٢٤١٨ شوهر نمى‏تواند بيش از چهار ماه نزديكى با عيال دائمى خود را ترك كند.

٢٤١٩ اگر در عقد دائمى مهر را معين نكنند عقد صحيح است، و چنانچه مرد با زن نزديكى كند بايد مهر او را مطابق مهر زنهائى كه مثل او هستند بدهد.

٢٤٢٠ اگر موقع خواندن عقد دائمى براى دادن مهر مدتى را معين نكرده باشند، زن مى‏تواند پيش از گرفتن مهر از نزديكى كردن شوهر جلوگيرى كند، چه شوهر توانايى دادن مهر را داشته باشد چه نداشته باشد. ولى اگر پيش از گرفتن مهر به نزديكى راضى شود و شوهر با او نزديكى كند ديگر نمى‏تواند بدون عذر شرعى از نزديكى شوهر جلوگيرى نمايد.

متعه يا صيغه

٢٤٢١ صيغه كردن زن اگر چه براى لذت بردن هم نباشد صحيح است.

٢٤٢٢ شوهر بيش از چهار ماه نبايد نزديكى با متعه خود را ترك كند.

٢٤٢٣ زنى كه صيغه مى‏شود اگر در عقد شرط كند كه شوهر با او نزديكى نكند، عقد و شرط او صحيح است و شوهر فقط مى‏تواند لذتهاى ديگر از او ببرد ولى اگر بعدا به‏نزديكى راضى شود، شوهر مى‏تواند با او نزديكى نمايد.

٢٤٢٤ زنى كه صيغه شده اگر چه آبستن شود حق خرجى ندارد.

٢٤٢٥ زنى كه صيغه شده حق همخوابى ندارد و از شوهر ارث نمى‏برد و شوهر هم ازاو ارث نمى‏برد.

٢٤٢٦ زنى كه صيغه شده اگر نداند كه حق خرجى و همخوابى ندارد عقد او صحيح است و براى آن كه نمى‏دانسته، حقى به شوهر پيدا نمى‏كند.

٢٤٢٧ زنى كه صيغه شده، مى‏تواند بدون اجازه شوهر از خانه بيرون برود، ولى اگر به واسطه بيرون رفتن، حق شوهر از بين مى‏رود بيرون رفتن او حرام است.

٢٤٢٨ اگر زنى مردى را وكيل كند كه به مدت و مبلغ معين او را براى خود صيغه نمايد، چنانچه مرد او را به عقد دائم خود در آورد يا به غير از مدت يا مبلغى كه معين شده او را صيغه كند، وقتى آن زن فهميد اگر بگويد راضى هستم عقد صحيح و گرنه باطل است.

٢٤٢٩ پدر و جد پدرى مى‏توانند براى محرم شدن، يك ساعت‏يا دو ساعت زنى را به عقد پسر نابالغ خود در آورند و نيز مى‏توانند دختر نابالغ خود را براى محرم شدن، به عقد كسى در آورند ولى بايد آن عقد براى دختر مفسده نداشته باشد.

٢٤٣٠ اگر پدر يا جد پدرى، طفل خود را كه در محل ديگرى است و نمى‏داند زنده است‏يا مرده، براى محرم شدن به عقد كسى در آورد، بر حسب ظاهر محرم بودن حاصل مى‏شود و چنانچه بعدا معلوم شود كه در موقع عقد آن دختر زنده نبوده عقد باطل است‏و كسانى كه به واسطه عقد ظاهرا محرم شده بودند نامحرمند.

٢٤٣١ اگر مرد مدت صيغه را ببخشد، چنانچه با او نزديكى كرده بايد تمام چيزى را كه قرار گذاشته باو بدهد و اگر نزديكى نكرده بايد نصف آن را بدهد.

٢٤٣٢ مرد مى‏تواند زنى را كه صيغه او بوده و هنوز عده‏اش تمام نشده به عقد دائم خود در آورد.

احكام نگاه كردن

٢٤٣٣ نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذت و چه بدون آن حرام است و نگاه كردن به صورت و دستها اگر به قصد لذت باشد حرام است ولى اگر بدون قصد لذت باشد مانعى ندارد و نيز نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم حرام مى‏باشد و نگاه كردن به صورت و بدن و موى دختر نابالغ اگر به قصد لذت نباشد و به واسطه نگاه كردن هم انسان نترسد كه به حرام بيفتد اشكال ندارد، ولى بنابر احتياط بايد جاهايى را كه مثل ران و شكم معمولا مى‏پوشانند نگاه نكند.

٢٤٣٤ اگر انسان بدون قصد لذت به صورت و دستهاى زنهاى اهل كتاب مثل زنهاى يهود و نصارا نگاه كند در صورتى كه نترسد كه به حرام بيفتد اشكال ندارد.

٢٤٣٥ زن بايد بدن و موى خود را از مرد نامحرم بپوشاند بلكه احتياط واجب آن است كه بدن و موى خود را از پسرى هم كه بالغ نشده ولى خوب و بد را مى‏فهمد و به حدى رسيده كه مورد نظر شهوانى است بپوشاند.

٢٤٣٦ نگاه كردن به عورت ديگرى حرام است اگر چه از پشت‏شيشه يا در آئينه يا آب صاف و مانند اينها باشد و احتياط واجب آن است كه به عورت بچه مميز هم نگاه نكنند. ولى زن و شوهر مى‏توانند به تمام بدن يكديگر نگاه كنند.

٢٤٣٧ مرد و زنى كه با يكديگر محرمند اگر قصد لذت نداشته باشند مى‏توانند غير از عورت به تمام بدن يكديگر نگاه كنند.

٢٤٣٨ مرد نبايد با قصد لذت به بدن مرد ديگر نگاه كند و نگاه كردن زن هم به بدن زن ديگر با قصد لذت حرام است.

٢٤٣٩ عكس برداشتن مرد از زن نامحرم حرام نيست، ولى اگر براى عكس برداشتن مجبور شود كه حرام ديگرى انجام دهد مثلا دست به بدن او بزند يا نظرش به صورت زينت‏شده او يا به ساير بدن او بيافتد، نبايد عكس او را بردارد.و اگر زن نامحرمى را بشناسد، در صورتى كه آن زن متهتك نباشد نبايد به عكس او نگاه كند.

٢٤٤٠ اگر در حال ناچارى زن بخواهد زن ديگر، يا مردى غير از شوهر خود را تنقيه كند، يا عورت او را آب بكشد بايد چيزى در دست كند كه دست او به عورت نرسد و همچنين است اگر مرد بخواهد مرد ديگر ديگرى، يا زنى غير زن خود را تنقيه كند يا عورت او را آب بكشد.

٢٤٤١ اگر مرد براى معالجه زن نامحرم ناچار باشد كه او را نگاه كند و دست به بدن او بزند اشكال ندارد، ولى اگر با نگاه كردن بتواند معالجه كند نبايد دست به بدن او بزند و اگر با دست زدن بتواند معالجه كند نبايد او را نگاه كند.

٢٤٤٢ اگر انسان براى معالجه كسى ناچار شود كه به عورت او نگاه كند، بنابر احتياط واجب بايد آئينه را در مقابل گذاشته و در آن نگاه كند ولى اگر چاره‏اى جز نگاه كردن به عورت نباشد اشكال ندارد.

مسائل متفرقه زناشويى

٢٤٤٣ كسى كه به واسطه نداشتن زن به حرام ميافتد، واجب است زن بگيرد.

٢٤٤٤ اگر شوهر در عقد شرط كند كه زن باكره باشد و بعد از عقد معلوم شود كه باكره نبوده، مى‏تواند عقد را به هم بزند.

٢٤٤٥ اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتى باشند كه كسى در آنجا نباشد و ديگرى هم نمى‏تواند وارد شود چنانچه بترسند كه به حرام بيفتند بايد از آنجا بيرون‏بروند.

٢٤٤٦ اگر مرد مهر زن را در عقد معين كند و قصدش اين باشد كه آن را ندهد عقد صحيح است ولى مهر را بايد بدهد.

٢٤٤٧ مسلمانى كه منكر خدا يا پيغمبر شود، يا حكم ضرورى دين يعنى حكمى را كه مسلمانان جزو دين اسلام مى‏دانند مثل واجب بودن نماز و روزه انكار كند، در صورتى كه منكر شدن آن حكم، به انكار خدا يا پيغمبر برگردد مرتد است.

٢٤٤٨ اگر زن پيش از آن كه شوهرش با او نزديكى كند به طورى كه در مساله پيش گفته شد مرتد شود عقد او باطل مى گردد ولى اگر بعد از نزديكى مرتد شود بايد به دستورى كه در احكام طلاق گفته خواهد شد عده نگه دارد پس اگر در بين عده مسلمان شود عقد باقى و اگر تا آخر عده مرتد بماند عقد باطل است.

٢٤٤٩ كسى كه پدر يا مادرش در موقع بسته شدن نطفه او مسلمان بوده‏اند،چنانچه بعد از بالغ شدن اظهار اسلام كند، اگر مرتد شود زنش بر او حرام مى‏شود و بايد به مقدارى كه در احكام طلاق گفته مى‏شود عده وفات نگهدارد.

٢٤٥٠ مردى كه از پدر و مادر غير مسلمان به دنيا آمده و مسلمان شده، اگرپيش از نزديكى با عيالش مرتد شود عقد او باطل مى‏گردد و اگر بعد از نزديكى مرتد شود زن او بايد به مقدارى كه در احكام طلاق گفته مى‏شود، عده نگهدارد پس اگرپيش از تمام شدن عده، شوهر او مسلمان شود، عقد باقى و گرنه باطل است.

٢٤٥١ اگر زن در عقد با مرد شرط كند كه او را از شهرى بيرون نبرد و مرد هم قبول كند نبايد زن را از آن شهر بيرون ببرد.

٢٤٥٢ اگر زن انسان از شوهر ديگرش دخترى داشته باشد انسان مى‏تواند آن دختر را براى پسر خود كه از آن زن نيست عقد كند و نيز اگر دخترى را براى پسر خود عقد كند مى‏تواند با مادر آن دختر ازدواج نمايد.

٢٤٥٣ اگر زنى از زنا آبستن شود، جايز نيست بچه‏اش را سقط كند.

٢٤٥٤ اگر كسى با زنى كه شوهر ندارد و در عده كسى هم نيست زنا كند چنانچه بعد او را عقد كند و بچه‏اى از آنان پيدا شود، در صورتى كه ندانند از نطفه حلال است‏يا حرام آن بچه حلال زاده است.

٢٤٥٥ اگر مرد نداند كه زن در عده است و با او ازدواج كند، چنانچه زن هم نداند و بچه‏اى از آنان به دنيا آيد، حلال زاده است و شرعا فرزند هر دومى باشد ولى اگر زن مى‏دانسته كه در عده است، شرعا بچه فرزند پدر است و در هر دو صورت عقد آنان باطل است و به يكديگر حرام مى‏باشند.

٢٤٥٦ اگر زن بگويد يائسه‏ام نبايد حرف او را قبول كرد ولى اگر بگويد شوهر ندارم حرف او قبول مى‏شود.

٢٤٥٧ اگر بعد از آنكه انسان با زنى ازدواج كرد كسى بگويد آن زن شوهر داشته و زن بگويد نداشتم، چنانچه شرعا ثابت نشود كه زن شوهر داشته، بايد حرف زن را قبول كرد.

٢٤٥٨ اگر زنى كه آزاد و مسلمان و عاقل است، دخترى داشته باشد، تا هفت‏سال دختر تمام نشده، پدر نمى‏تواند او را از مادرش جدا كند.

٢٤٥٩ مستحب است در شوهر دادن دخترى كه بالغه است‏يعنى مكلف شده عجله كنند، حضرت صادق عليه السلام فرمودند: يكى از سعادتهاى مرد آن است كه دخترش در خانه او حيض نبيند.

٢٤٦٠ اگر زن مهر خود را به شوهر صلح كند كه زن ديگر نگيرد، احتياط واجب آن است كه زن مهر را نگيرد و شوهر هم با زن ديگر ازدواج نكند.

٢٤٦١ كسى كه از زنا به دنيا آمده، اگر زن بگيرد و بچه‏اى پيدا كند آن بچه حلال زاده است.

٢٤٦٢ هر گاه مرد در روزه ماه رمضان يا در حال حيض زن، با او نزديكى كند معصيت كرده ولى اگر بچه‏اى از آنان به دنيا آيد، حلال زاده است.

٢٤٦٣ زنى كه يقين دارد شوهرش در سفر مرده، اگر بعد از عده وفات كه مقدار آن در احكام طلاق گفته خواهد شد، شوهر كند و شوهر اول از سفر برگردد بايد از شوهر دوم جدا شود و به شوهر اول حلال است ولى اگر شوهر دوم با او نزديكى كرده باشد، زن بايد عده نگه دارد و شوهر دوم بايد مهر او را مطابق زنهايى كه مثل او هستند بدهد، ولى خرج عده ندارد.

احكام شير دادن

٢٤٦٤ اگر زنى بچه‏اى را با شرايطى كه در مساله گفته خواهد شد شير دهد، آن بچه به اين عده محرم مى‏شود: اول: خود زن و آن را مادر رضاعى مى‏گويند. دوم:شوهر زن كه شير مال اوست و او را پدر رضاعى مى‏گويند. سوم: پدر و مادر آن زن هر چه بالا روند، اگر چه پدر و مادر رضاعى او باشند. چهارم: بچه‏هايى كه از آن زن به دنيا آمده‏اند، يا به دنيا مى‏آيند. پنجم: بچه‏هاى اولاد آن زن هر چه پايين روند،چه از اولاد او به دنيا آمده، يا اولاد او آن بچه‏ها را شير داده باشند. ششم: خواهر و برادر آن زن اگر چه رضاعى باشند. يعنى به واسطه شير خوردن، با آن زن خواهر و برادر شده باشند. هفتم: عمو و عمه آن زن اگر چه رضاعى باشند. هشتم: دايى و خاله آن زن اگر چه رضاعى باشند. نهم: اولاد شوهر آن زن كه شير مال آن شوهر است، هر چه پايين روند، اگر چه اولاد رضاعى او باشند. دهم: پدر و مادر شوهر آن زن كه شير مال آن شوهر است، هر چه بالا روند. يازدهم: خواهر و برادر شوهرى كه شير مال او است اگر چه خواهر و برادر رضاعى او باشند. دوازدهم: عمو و عمه و دايى و خاله شوهرى كه شير مال اوست هر چه بالا روند، اگر چه رضاعى باشند. و نيز عده ديگرى هم كه در مسايل بعد گفته مى‏شود، به واسطه شير دادن محرم مى‏شوند.

٢٤٦٥ اگر زنى بچه‏اى را با شرايط‏ى كه در مساله گفته مى‏شود شير دهد پدر آن بچه نمى‏تواند با دخترهايى كه از آن زن به دنيا آمده‏اند ازدواج كند و نيز نمى‏تواند دخترهاى شوهرى را كه شير مال اوست براى خود عقد نمايد بلكه احتياط واجب آن است كه دخترهاى رضاعى او را هم براى خود عقد ننمايد ولى جايز است با دخترهاى رضاعى آن زن ازدواج كند اگر چه احتياط مستحب آن است كه با آنان ازدواج نكند و نگاه محرمانه يعنى نگاهى كه انسان مى‏تواند به محرمهاى خود كند به آنان ننمايد.

٢٤٦٦ اگر زنى بچه‏اى را با شرايط‏ى كه در مساله گفته مى‏شود شير دهد شوهر آن زن كه صاحب شير است به خواهرهاى آن بچه محرم نمى‏شود. ولى احتياط مستحب آن است كه با آنان ازدواج ننمايد و نيز خويشان شوهر به خواهر و برادر آن بچه محرم نمى‏شوند.

٢٤٦٧ اگر زنى بچه‏اى را شير دهد به برادرهاى آن بچه محرم نمى‏شود و نيز خويشان آن زن به برادر و خواهر بچه‏اى كه شير خورده محرم نمى‏شوند.

٢٤٦٨ اگر انسان با زنى كه دخترى را شير كامل داده ازدواج كند و با آن زن نزديكى نمايد ديگر نمى‏تواند آن دختر را براى خود عقد كند.

٢٤٦٩ اگر انسان با دخترى ازدواج كند ديگر نمى‏تواند با زنى كه آن دختر را شير كامل داده ازدواج نمايد.

٢٤٧٠ انسان نمى‏تواند با دخترى كه مادر يا مادر بزرگ انسان او را شير كامل داده ازدواج كند و نيز اگر زن پدر انسان از شير پدر او دخترى را شير داده باشد انسان نمى‏تواند با آن دختر ازدواج نمايد و چنانچه دختر شيرخوارى را براى خود عقد كند بعد مادر يا مادر بزرگ يا زن پدر او از شير همان پدر آن دختر را شير دهد عقد باطل مى‏شود.

٢٤٧١ با دخترى كه خواهر يا زن برادر انسان از شير برادرش او را شير كامل داده نمى‏شود ازدواج كرد و همچنين است اگر خواهرزاده يا برادرزاده يا نوه خواهر يا نوه برادر انسان آن دختر را شير داده باشد.

٢٤٧٢ اگر زنى بچه دختر خود را شير دهد آن دختر به شوهر خود حرام مى‏شود و همچنين است اگر بچه‏اى را كه شوهر دخترش از زن ديگر دارد شير دهد ولى اگر بچه پسر خود را شير دهد زن پسرش كه مادر آن طفل شير خوار است بر شوهر خود حرام نمى‏شود.

٢٤٧٣ اگر زن پدر دخترى، بچه شوهر آن دختر را از شير آن پدر شير دهد، آن دختر به شوهر خود حرام مى‏شود چه بچه از همان دختر يا زن ديگر شوهر او باشد.

شرايط شير دادنى كه علت محرم شدن است

٢٤٧٤ شير دادنى كه علت محرم شدن است هشت‏شرط دارد: اول: بچه شير زن زنده را بخورد، پس اگر از پستان زنى كه مرده است‏شير بخورد فايده ندارد. دوم: شير آن زن از حرام نباشد، پس اگر شير بچه‏اى را كه از زنا به دنيا آمده به بچه ديگر بدهند، به واسطه آن شير، بچه به كسى محرم نمى‏شود. سوم: بچه شير را از پستان بمكد پس اگر شير را در گلوى او بريزند نتيجه ندارد. چهارم: شير خالص و باچيز ديگر مخلوط نباشد. پنجم: شير از يك شوهر باشد. پس اگر زن شيردهى را طلاق دهند بعد شوهر ديگرى كند و از او آبستن شود و تا موقع زاييدن، شيرى كه از شوهر اول داشته باقى باشد و مثلا هشت دفعه پيش از زاييدن از شير شوهر اول و هفت دفعه بعد از زاييدن از شير شوهر دوم به بچه‏اى بدهد، آن بچه به كسى محرم نمى‏شود. ششم: بچه به واسطه مرض شير را قى نكند و اگر قى كند بنابر احتياط واجب كسانى كه به واسطه شير خوردن به آن بچه محرم مى‏شوند بايد با او ازدواج نكنند و نگاه محرمانه هم به او ننمايند. هفتم: پانزده مرتبه يا يك شبانه روز به طورى كه‏در مساله بعد گفته مى‏شود شير سير بخورد يا مقدارى شير به او بدهند كه بگويند ازآن شير استخوانش محكم شده و گوشت در بدنش روييده است، بلكه اگر ده مرتبه هم به او شير دهند احتياط مستحب آن است كسانى كه به واسطه شير خوردن او به او محرم مى‏شوند با او ازدواج نكنند و نگاه محرمانه هم به او ننمايند. هشتم: دو سال بچه تمام نشده باشد و اگر بعد از تمام شدن دو سال او را شير دهند به كسى محرم نمى‏شود بلكه اگر مثلا پيش از تمام شدن دو سال چهارده مرتبه و بعد از آن يك مرتبه شير بخورد به كسى محرم نمى‏شود، ولى چنانچه از موقع زاييدن زن شيرده بيشتر از دو سال گذشته باشد و شير او باقى باشد و بچه‏اى را شير دهد آن بچه به كسانى كه گفته شد محرم مى‏شود.

٢٤٧٥ بايد بچه در بين يك شبانه روز غذا يا شير كس ديگر را نخورد ولى اگر كمى غذا بخورد كه نگويند در بين، غذا خورده اشكال ندارد و نيز بايد پانزده مرتبه را از شير يك زن بخورد و در بين پانزده مرتبه شير كس ديگر را نخورد ودر هر دفعه بدون فاصله شير بخورد ولى اگر در بين شير خوردن نفس تازه كند يا كمى صبر كند كه از اولى كه پستان در دهان مى‏گيرد تا وقتى سير مى‏شود يك دفعه حساب شود اشكال ندارد.

٢٤٧٦ اگر زن از شير شوهر خود بچه‏اى را شير دهد بعد شوهر ديگر كند و از شير آن شوهر هم بچه ديگر را شير دهد آن دو بچه به يكديگر محرم نمى‏شوند اگر چه بهتر است‏با هم ازدواج نكنند و نگاه محرمانه به يكديگر ننمايند.

٢٤٧٧ اگر زن از شير يك شوهر چندين بچه را شير دهد همه آنان به يكديگر و به شوهر و به زنى كه آنان را شير داده محرم مى‏شوند.

٢٤٧٨ اگر كسى چند زن داشته باشد و هر كدام آنان با شرايط‏ى كه گفتيم بچه‏اى را شير دهد همه آن بچه‏ها به يكديگر و به آن مرد و به همه آن زنها محرم مى‏شوند.

٢٤٧٩ اگر كسى دو زن شيرده داشته باشد و يكى از آنان بچه‏اى را مثلا هشت مرتبه و ديگرى هفت مرتبه شير بدهد آن بچه به كسى محرم نمى‏شود.

٢٤٨٠ اگر زنى از شير يك شوهر پسر و دخترى را شير كامل بدهد خواهر و برادر آن دختر به خواهر و برادر آن پسر محرم نمى‏شوند.

٢٤٨١ انسان نمى‏تواند بدون اذن زن خود با زنهايى كه به واسطه شير خوردن خواهرزاده يا برادر زاده زن او شده‏اند ازدواج كند و نيز اگر با پسرى لواط كند نمى‏تواند با دختر و خواهر و مادر و مادربزرگ آن پسر كه رضاعى هستند يعنى به واسطه شير خوردن دختر و خواهر و مادر او شده‏اند ازدواج نمايد.

٢٤٨٢ زنى كه برادر انسان را شير داده به انسان محرم نمى‏شود، اگر چه احتياط مستحب آن است كه با او ازدواج نكند.

٢٤٨٣ انسان نمى‏تواند با دو خواهر اگر چه رضاعى باشند يعنى به واسطه شير خوردن خواهر يكديگر شده باشند ازدواج كند و چنانچه دو زن را عقد كند و بعد بفهمد خواهر بوده‏اند در صورتى كه عقد آنان در يك اولى صحيح و عقد دومى باطل مى‏باشد.

٢٤٨٤ اگر زن از شير شوهر خود كسانى را كه بعدا گفته مى‏شود شير دهد شوهرش براو حرام نمى‏شود، اگر چه بهتر آن است كه احتياط كنند: اول: برادر و خواهر خود را.دوم: عمو و عمه و دايى و خاله خود را. سوم: اولاد عمو و اولاد دايى خود را. چهارم:برادر زاده خود را. پنجم: برادر شوهر يا خواهر شوهر خود را. ششم: خواهر زاده خود يا خواهر زاده شوهرش را. هفتم: عمو و عمه و دايى و خاله شوهرش را. هشتم: نوه زن ديگر شوهر خود را.

٢٤٨٥ اگر كسى دختر عمه يا دختر خاله انسان را شير دهد به انسان محرم نمى‏شود ولى احتياط مستحب آن است كه از ازدواج با او خوددارى نمايد.

٢٤٨٦ مردى كه دو زن دارد اگر يكى از آن دو زن فرزند عموى زن ديگر را شير دهد زنى كه فرزند عموى او شير خورده به شوهر خود حرام نمى‏شود.

آداب شير دادن

٢٤٨٧ براى شير دادن بچه بهتر از هر كس مادر اوست و سزاوار است كه مادر براى شير دادن از شوهر خود مزد نگيرد و خوب است كه شوهر مزد بدهد و اگر مادر بخواهد بيشتر از دايه مزد بگيرد شوهر مى‏تواند بچه را از او گرفته و به دايه بدهد.

٢٤٨٨ مستحب است دايه‏اى كه براى طفل مى‏گيرند دوازده امامى و داراى عقل و عفت و صورت نيكو باشد و مكروه است كم عقل يا غير دوازده امامى يا بد صورت يابد خلق يا زنا زاده باشد و نيز مكروه است دايه‏اى بگيرند كه بچه‏اى كه دارد از زنا به دنيا آمده باشد.

مسائل متفرقه شير دادن

٢٤٨٩ مستحب است از زنها جلوگيرى كنند كه هر بچه‏اى را شير ندهند زيرا ممكن است فراموش شود كه به چه كسانى شير داده‏اند و بعدا دو نفر محرم با يكديگر ازدواج نمايند.

٢٤٩٠ كسانى كه به واسطه شير خوردن خويشى پيدا مى‏كنند مستحب است‏يكديگر را احترام نمايند ولى از يكديگر ارث نمى‏برند و حقهاى خويشى كه انسان با خويشان خود دارد براى آنان نيست.

٢٤٩١ در صورتى كه ممكن باشد مستحب است بچه را دو سال تمام شير بدهند.

٢٤٩٢ اگر به واسطه شير دادن حق شوهر از بين نرود زن مى‏تواند بدون اجازه شوهر بچه كس ديگر را شير دهد، ولى جايز نيست بچه‏اى را شير دهد كه به واسطه شير دادن به آن بچه به شوهر خود حرام شود مثلا اگر شوهر او دختر شيرخوارى را براى خود عقد كرده باشد زن نبايد آن دختر را شير دهد، چون اگر آن دختر را شير دهد خودش مادر زن شوهر مى‏شود و بر او حرام مى‏گردد.

٢٤٩٣ اگر كسى بخواهد زن برادرش به او محرم شود بايد دختر شيرخوارى را مثلا دو روزه براى خود صيغه كند و در آن دو روز با شرايط‏ى كه در مساله گفته شد زن برادرش آن دختر را شير دهد.

٢٤٩٤ اگر مرد پيش از آن كه زنى را براى خود عقد كند بگويد به واسطه شير خوردن آن زن بر او حرام شده: مثلا بگويد شير مادر او را خورده چنانچه تصديق او ممكن باشد نمى‏تواند با آن زن ازدواج كند. و اگر بعد از عقد بگويد و خود زن هم حرف اورا قبول نمايد عقد باطل است پس اگر مرد با او نزديكى نكرده باشد يا نزديكى كرده باشد ولى در وقت نزديكى كردن زن بداند بر آن مرد حرام است، مهر ندارد و اگر بعداز نزديكى بفهمد كه بر آن مرد حرام بوده، شوهر بايد مهر او را مطابق زنهايى كه مثل او هستند بدهد.

٢٤٩٥ اگر زن پيش از عقد بگويد به واسطه شير خوردن بر مردى حرام شده چنانچه تصديق او ممكن باشد نمى‏تواند با آن مرد ازدواج كند و اگر بعد از عقد بگويد مثل صورتى است كه مرد بعد از عقد بگويد كه زن بر او حرام است و حكم آن در مساله پيش گفته شد.

٢٤٩٦ شير دادنى كه علت محرم شدن است به دو چيز ثابت مى‏شود: اول: خبر دادن عده‏اى كه انسان از گفته آنان يقين پيدا كند. دوم: شهادت دو مرد عادل يا چهار زن كه عادل باشند ولى بايد شرايط شير دادن را هم بگويند مثلا بگويند ما ديده‏ايم كه فلان بچه بيست و چهار ساعت از پستان فلان زن شير خورده و چيزى هم در بين نخورده و همچنين ساير شرطها را كه در مساله گفته شد شرح دهند ولى اگر معلوم باشد كه شرايط را مى‏دانند و در عقيده با هم مخالف نيستند و با مرد و زن هم در عقيده مخالفت ندارند لازم نيست‏شرايط را شرح دهند.

٢٤٩٧ اگر شك كنند بچه به مقدارى كه علت محرم شدن است‏شير خورده يا نه يا گمان داشته باشند كه به آن مقدار شير خورده، بچه به كسى محرم نمى‏شود ولى بهتر آن است كه احتياط كنند.

نكاح - طلاق
________________________________________
نكاح و احكام آن
عقد نكاح و احكام آن
اولياي عقد
اسباب تحريم نكاح
نكاح منقطع
عيوب باعث خيار فسخ و تدليس
مهريه
شروط ضمن عقد
قسمت و نشوز و شقاق
احكام اولاد و ولادت
نفقه و هزينه زندگى
شروط طلاق
صيغه طلاق
اقسام طلاق

________________________________________
نكاح واحكا م آن
نكاح يكى از مستحبات مورد تاءكيد است . و رواياتى كه در ترغيب مردم بر آن و مذمت ترك آن وارد شده بى شمار است .
از آن جمله از امام محمد بن على باقر عليه السلام روايت شده است كه فرمود: ((رسول خدا(ص ) فرمودند. هيچ بنائى در اسلام پى ريزى نشده كه نزد خدايتعالى محبوب تر از ازدواج باشد)) و از مولانا جعفر بن محمد الصادق عليه السلام آمده است كه فرمود: ((دو ركعت نماز شخص داراى همسر بهتر است از هفتاد ركعت نماز عزب )) و از همانجناب رسيده كه فرمود: ((رسول خدا فرمود: ((اموات رذل و فرومايه شما آنهايند كه عزب مرده باشند)) و در خبرى ديگر از آن جناب (ص ) نقل شده كه فرمود: ((بيشتر اهل دوزخ عزبها هستند)) و سزاوار نيست فقر و تهى دستى كسى را از ازدواج باز بدارد، زيرا خداى عزوجل وعده داده او را به بى نيازى و وسعت رزق برساند و فرموده : ((ان يكونوا فقراء يغنم الله من فضله )) (1) اگر فقير باشند خدا از فضل خود بى نيازشان كند از رسول خدا(ص ) هم نقل شده : ((كسى كه از ترس فقر ازدواج را ترك كند بخداى عزوجل سوء ظن برده است .)) اين بود نمونه اى از آن ادله .
از جمله مطالبى كه مناسب است بعنوان مقدمه براى كتاب نكاح ايراد گردد امورى است كه بعضى از آنها مربوط به اين است كه چه كسى سزاوار است انتخاب شود براى ازدواج و چه كسى سزاوار نيست ، و بعضى مربوط است به آداب عقد، و بعضى مربوط است به آداب خلوت با همسر، و بعضى ديگر لواحقى است مناسب با اين مقام كه ما آنها را در ضمن چند مسئله يادآور مى شويم .
مساءله 1 - از جمله چيزهائيكه سزاوار است هنگام ازدواج در نظر گرفته شود صفات كسى است كه مى خواهد با او ازدواج كند. همچنانكه از رسول خدا(ص ) روايت شده كه فرمود: ((اختاروا لنطفكم فان الخال احد الضجيعين )) براى نطفه هاى خود بهترين ها را انتخاب كنيد و به اين منظور برادر آن زن را در نظر بگيريد كه چگونه انسانى است زيرا وقتى برادر زن را در نظر بگيرى به روحيات زن پى برده اى . و در خبرى ديگر آمده كه فرمود: ((تلاش كنيد براى نطفه هاى خود كشتزار صالحى انتخاب كنيد و نزديكان او را هم در نظر بگيريد زيرا فرزندان شبيه به دائى ها هستند)) و از مولانا امام صادق عليه السلام روايت شده كه به يكى از يارانش كه گفته بوده تصميم دارم ازدواج كنم فرمود: ((متوجه باش چه جايگاهى براى خود انتخاب مى كنى و چه كسى را شريك مال خود مى سازى و عقايد و اسرارت را در اختيار چه كسى قرار مى دهى و اگر ناچارى كه اين كار را انجام بدهى و فرصت جستجوى زياد ندارى حداقل سه شرط را در نظر بگير، يكى اينكه بكر باشد. و دوم اينكه هر كس او را مى شناسد بخير و خوبى از او ياد كند و سوم اينكه خوش اخلاق بوده باشد)) تا آخر حديث .
و از همانجناب عليه السلام نقل است كه فرمود: ((بايد دانست كه زن آدمى طوق گردن آدمى است متوجه باش چه چيزى بگردن خود مى آويزى ، و براى زن نمى توان ارزشى معين كرد نه براى زن خوب و نه براى زن بد، اما زن خوب از طلا و نقره بهتر است و با آن دو نمى شود تقويمش كرد،(2) و اما زن بد بقدر خاك هم ارزش ندارد زيرا خاك از آن بهتر است .))
همانطور كه براى مرد لازم است همسرى صالحه براى خود انتخاب كند، براى زن ن...
نكاح - طلاق
________________________________________
نكاح و احكام آن
عقد نكاح و احكام آن
اولياي عقد
اسباب تحريم نكاح
نكاح منقطع
عيوب باعث خيار فسخ و تدليس
مهريه
شروط ضمن عقد
قسمت و نشوز و شقاق
احكام اولاد و ولادت
نفقه و هزينه زندگى
شروط طلاق
صيغه طلاق
اقسام طلاق

________________________________________
نكاح واحكا م آن
نكاح يكى از مستحبات مورد تاءكيد است . و رواياتى كه در ترغيب مردم بر آن و مذمت ترك آن وارد شده بى شمار است .
از آن جمله از امام محمد بن على باقر عليه السلام روايت شده است كه فرمود: ((رسول خدا(ص ) فرمودند. هيچ بنائى در اسلام پى ريزى نشده كه نزد خدايتعالى محبوب تر از ازدواج باشد)) و از مولانا جعفر بن محمد الصادق عليه السلام آمده است كه فرمود: ((دو ركعت نماز شخص داراى همسر بهتر است از هفتاد ركعت نماز عزب )) و از همانجناب رسيده كه فرمود: ((رسول خدا فرمود: ((اموات رذل و فرومايه شما آنهايند كه عزب مرده باشند)) و در خبرى ديگر از آن جناب (ص ) نقل شده كه فرمود: ((بيشتر اهل دوزخ عزبها هستند)) و سزاوار نيست فقر و تهى دستى كسى را از ازدواج باز بدارد، زيرا خداى عزوجل وعده داده او را به بى نيازى و وسعت رزق برساند و فرموده : ((ان يكونوا فقراء يغنم الله من فضله )) (1) اگر فقير باشند خدا از فضل خود بى نيازشان كند از رسول خدا(ص ) هم نقل شده : ((كسى كه از ترس فقر ازدواج را ترك كند بخداى عزوجل سوء ظن برده است .)) اين بود نمونه اى از آن ادله .
از جمله مطالبى كه مناسب است بعنوان مقدمه براى كتاب نكاح ايراد گردد امورى است كه بعضى از آنها مربوط به اين است كه چه كسى سزاوار است انتخاب شود براى ازدواج و چه كسى سزاوار نيست ، و بعضى مربوط است به آداب عقد، و بعضى مربوط است به آداب خلوت با همسر، و بعضى ديگر لواحقى است مناسب با اين مقام كه ما آنها را در ضمن چند مسئله يادآور مى شويم .
مساءله 1 - از جمله چيزهائيكه سزاوار است هنگام ازدواج در نظر گرفته شود صفات كسى است كه مى خواهد با او ازدواج كند. همچنانكه از رسول خدا(ص ) روايت شده كه فرمود: ((اختاروا لنطفكم فان الخال احد الضجيعين )) براى نطفه هاى خود بهترين ها را انتخاب كنيد و به اين منظور برادر آن زن را در نظر بگيريد كه چگونه انسانى است زيرا وقتى برادر زن را در نظر بگيرى به روحيات زن پى برده اى . و در خبرى ديگر آمده كه فرمود: ((تلاش كنيد براى نطفه هاى خود كشتزار صالحى انتخاب كنيد و نزديكان او را هم در نظر بگيريد زيرا فرزندان شبيه به دائى ها هستند)) و از مولانا امام صادق عليه السلام روايت شده كه به يكى از يارانش كه گفته بوده تصميم دارم ازدواج كنم فرمود: ((متوجه باش چه جايگاهى براى خود انتخاب مى كنى و چه كسى را شريك مال خود مى سازى و عقايد و اسرارت را در اختيار چه كسى قرار مى دهى و اگر ناچارى كه اين كار را انجام بدهى و فرصت جستجوى زياد ندارى حداقل سه شرط را در نظر بگير، يكى اينكه بكر باشد. و دوم اينكه هر كس او را مى شناسد بخير و خوبى از او ياد كند و سوم اينكه خوش اخلاق بوده باشد)) تا آخر حديث .
و از همانجناب عليه السلام نقل است كه فرمود: ((بايد دانست كه زن آدمى طوق گردن آدمى است متوجه باش چه چيزى بگردن خود مى آويزى ، و براى زن نمى توان ارزشى معين كرد نه براى زن خوب و نه براى زن بد، اما زن خوب از طلا و نقره بهتر است و با آن دو نمى شود تقويمش كرد،(2) و اما زن بد بقدر خاك هم ارزش ندارد زيرا خاك از آن بهتر است .))
همانطور كه براى مرد لازم است همسرى صالحه براى خود انتخاب كند، براى زن ن...
نكاح و احكام آن
عقد نكاح و احكام آن
اولياي عقد
اسباب تحريم نكاح
نكاح منقطع
عيوب باعث خيار فسخ و تدليس
مهريه
شروط ضمن عقد
قسمت و نشوز و شقاق
احكام اولاد و ولادت
نفقه و هزينه زندگى
شروط طلاق
صيغه طلاق
صيغه متعه

+  شنبه بیست و چهارم آذر 1386 8:53  آدمک  | 

طلاق

طلاق

طلاق به معنی پایان قانونی ازدواج و جدا شدن زن و شوهر از یک‌دیگر است.طلاق معمولاً وقتی اتفاق می‌افتد که استحکام رابطه زناشویی از بین می‌رود و میان زن و شوهر ناسازگاری و تنش وجود دارد. طلاق اجتماعی، تغییرات در دوستی‌ها و سایر روابط اجتماعی است که مرد یا زن طلاق گرفته، با آن‌ها سر و کار دارد. طلاق روانی،موقعیتی است که از طریق آن فرد پیوندهای وابستگی عاطفی به همسرش را قطع کند و به تنها زیستن تن دردهد.


 

] آثار طلاق

نبود ناگهانی همسر ممکن است احساس اضطراب یا هراس ایجاد کند؛ هر چند برخی نیز ممکن است پس از طلاق احساس خوشحالی داشته باشند.معمولاً زنان از طلاق بیش از مردان از نظر اقتصادی زیان می‌بینند؛اما فرآیندهای سازگاری روانی و اجتماعی برای مردان و زنان تفاوت چندانی ندارد. بعضی از مردان و زنان ممکن است پس از طلاق؛ به ازدواج مجدد تن در دهند.

] طلاق و کودکان

کودکانی که والدینشان از ازدواج خود راضی نیستند اما با هم زندگی می‌کنند؛ممکن است تحت‌تأثیر تنش ناشی از روابط آن‌ها؛ به اضطراب یا افسردگی مبتلا شوند. کودکان پس از جدایی پدر و مادرشان نیز به اضطراب عاطفی دچار می‌شوند. کودکان بزرگ‌تر بهتر می‌توانند انگیزه‌های پدر و مادرشان را برای طلاق درک کنند. این کودکان ممکن است به خاطر اثراث طلاق بر آینده خود نگران باشند؛ یا این که احساس تنهایی داشته باشند. کودکان هنگامی که پس از جدایی هم با پدر و هم با مادر رابطه مداوم دارند، در وضع بهتری به سر می‌برند تا هنگامی که فقط یکی از آن‌ها را به طور منظم می‌بینند.طلاق هماهنگی میان والدین، مسائل نگه‌داری کودک و حق ملاقات را در برمی‌گیرد.


] تاریخچه

طلاق در بسیاری از سرزمین‌های باستانی از جمله؛ میان‌رودان یونان،ایران،مصر و چین وجود داشته‌است.کنستانتین محدودیت‌های بسیاری برای طلاق ایجاد کرد و در قرن دهم میلادی کلیسای مسیحی آن را ممنوع دانست.هنری هشتم برای نخستین بار از مجلس کلیسای انگلیس خواست که ازدواج او را فسخ نماید.به مرور زمان کشورهای اروپایی و مسیحی حق طلاق را برای زن و شوهر به رسمیت شناختند.با این حال،در سال ۱۹۸۶در ایرلند مجلس طلاق را غیرقانونی اعلام کرد. در انگلستان، در سال ۱۹۶۹ لایحه قانونی اصلاح طلاق به تصویب رسید که گرفتن طلاق را برای زن و شوهر آسان‌تر کرد. بین سال‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰،میزان طلاق در بریتانیا به طور ثابت هر سال ۹درصد افزایش یافت و در طی آن دهه دو برابر سد. امروزه در بسیاری از جوامع اروپایی، میزان طلاق افزایش یافته‌است.

 طلاق در ایران

در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، مرد با مراجعه به دادگاه حق تقاضای طلاق دارد. زن نیز در شرایط خاصی می‌تواند با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق کند. بعضی از این شرایط عبارتند از:

  • ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در یک سال بدون عذر موجه
  • اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر
  • ابتلای زوج به یکی از انواع مشروبات الکلی
  • محکومیت قطعی زوج به بیش از پنج‌سال حبس
  • ضرب و شتم یا سوء رفتار زوج که برای زوجه غیرقابل تحمل است.
  • ابتلای زوج به بیماری‌های صعب‌العلاج روانی و جسمانی

در طلاق،خواندن صیغه طلاق در حضور دو مرد شاهد لازم است.

 طلاق در دین بهائی

بهاءالله شارع دین بهائی در کتاب اقدس امر طلاق را بسیار مکروه و ناپسند ذکر می‌کند ولی در نظر می‌گیرد که اگر زن و شوهری واقعا نتوانستند با هم زندگی کنند باید حکم طلاق جاری شود: شوقی افندی، ولی‌امرالله می‌گوید:

   
طلاق
امر طلاق بسیار مذموم و قبیح و مخالف رضای الهی است [۱]
   
طلاق

پ بعد از تصمیم زن و مرد برای جاری ساختن حکم طلاق، باید به مدت یکسال صبر نمایند، این ایام به اصطلاح بهائی، ایام تربص نامیده می‌شود. و اگر این یکسال گذشت و بین زن و مرد اتحاد مجدد برقرار نشد، آن‌ها به کلی از هم جدا شده و می‌توانند با فرد دیگری ازدواج کنند. در موقع یکسال تربص مرد باید تمام مخارج زندگی زن را به میزانی که محفل روحانی محل تعین می‌کند، بپردازد ولو انکه طلاق به تقاضای زن صورت گرفته باشد.[۲] در دین بهائی طلاق به درخواست زن نیز صورت می‌گیرد و این به عنوان یکی از موارد رعایت یکی از تعالیم دین بهائی با نام تساوی حقوق زن و مرد برشمرده می‌شود.

...................................................

بچه هاي طلاق

بچه هاي طلاق

انواع طلاق

طلاق خاموش، جدايي زير سقف يك خانه

طلاق خاموش، طلاق رواني و يا همان طلاق عاطفي واژه اي است كه در زندگي مدرن امروز بسيار به گوش مي خورد آنگونه كه گاهي فكر مي كنيم تمام زيبايي زندگي مشترك در روزهاي اول آن خلاصه شده است. يعني درست تا وقتي كه هر دو طرف براي هم تازگي دارند و به هرنحوي در صدد جلب رضايت هم هستند اما با گذشت زمان و سايه انداختن سختي ها و مشكلات بر زندگي، بي تفاوتي و بي روحي بر زندگي حاكم مي شود و آن وقت است كه طلاق عاطفي صورت مي گيرد.
    
    جدايي زير يك سقف
    طلاق خاموش يا همان طلاق عاطفي، نوعي از جدايي است كه در آن زن و شوهر اگرچه با هم زير يك سقف زندگي مي كنند اما هيچ مهر و محبت و عاطفه اي بين آنها حاكم نيست، در اين نوع زندگي، تنها چيزي كه زوجين را به هم متصل مي كند قراردادي است كه در ابتداي زندگي آن را پذيرفته اند، قراردادي كه معمولاً هر دو طرف در زمان امضاي بند بند موارد آن، مهر و محبتي را در دل احساس كرده اند اما پس از گذشت سالها، اكنون همين رابطه شيرين و گرم به سردي و خاموشي گراييده است. 
    دكتر محمود دژكام روانشناس و عضو هيأت علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي طلاق عاطفي را اين گونه تعريف مي كند «در طلاق عاطفي دو نفر به صورت فيزيكي از يكديگر جدا نمي شوند، بلكه كنار هم زندگي مي كنند و شرايطي بر روابط آنها حاكم است كه در طلاق متعارف وجود ندارد.» وي ادامه مي دهد: «اين اتفاق مي تواند به صورت يك طرفه و يا دو طرفه و به مرور زمان رخ دهد و دوطرف بتدريج متوجه شوند كه جذابيت، كشش و علاقه و عاطفه مثبتي كه نسبت به هم داشته اند در بين آنها رنگ باخته است. به عبارتي حساسيت ها، كنجكاوي ها و نگراني هايي كه آنها نسبت به هم نشان مي دادند فروكش مي كند و باعث ايجاد كرختي در بين آنها مي شود و اين احساس باعث مي شود كه هميشه يك طرف نسبت به رفتارهاي ديگري شكايت داشته باشد، مواردي مانند درك نشدن، بي توجهي، اشتغال زياد، تكروي و بي توجهي به نيازها و خواسته هاي طرف مقابل كه معمولاً اين شكايت ها بيشتر از جانب زنان نسبت به مردان صورت مي گيرد، ضمن آن، كه گاهي نيز مردان از انرژي و نشاط نداشتن همسر، بي علاقگي و فراموشكاري و بي دقتي درامور گله مند هستند.
    به خصوص آن كه مسائل استرس زا و اشتغال هاي فكري و فيزيكي و نبود آرامش در محيط زندگي و كار نيز باعث تشديد اين موضوع مي شود.»
    دژكام بروز چنين مشكلاتي در جامعه ايراني را نتيجه گذر از جامعه سنتي به صنعتي مي داند و اضافه مي كند: «يكي ازمهمترين آسيب هاي ناشي از مؤلفه هاي متفاوت جامعه سنتي و صنعتي، گسسته شدن روابط خانوادگي و به سردي گراييدن روابط مثبت و شيرين خانوادگي است. روابطي كه با گذشت زمان و گذر از اين پروسه منجر به متفاوت شدن خواسته ها، نگرش ها و نيازهاي زن و مرد و متعاقب آن دور شدن آنها از هم شده است كه در چنين شرايطي تنها وجود انگيزه اي خاص مي تواند دو نفر را به زندگي در كنار هم وادار كند كه معمولاً اين انگيزه نيز وجود فرزندان و يا در كشور ما مسائل خاص اجتماعي است، مسائلي كه منجر به تحمل زندگي و ادامه آن مي شود. در حالي كه اين گونه زندگي كردن هر لحظه آماده رخدادي جديد خواهدبود.
    اين اظهارات دكتر دژكام دقيقاً نكاتي است كه يك آسيب شناس اجتماعي طرح مي كند، نكاتي كه هشداري جدي براي ادامه زندگي است «رسيدن به مرحله طلاق عاطفي در زندگي حكم زنگ خطري را دارد كه به رسيدن به طلاق قانوني منجر مي شود.»
    توضيحات بعدي محمد اكبري نيز ماجرايي است كه شايد براي بعضي از ما به نوعي در زندگي تجربه شده باشد. «معمولاً بيشتر ازدواج ها بر پايه عشق و علاقه صورت مي گيرد اما هميشه آينده مطابق با آن چه فكر مي كنيم پيش نمي رود و گاهي در زندگي مشترك اتفاقاتي رخ مي دهد كه باعث مي شود به ناگاه تمام تصورات ما فرو بريزد. در اين شرايط اگر دو طرف نتوانند بنا به شرايطي كه وجوددارد از هم جدا شوند به ناچار مجبور خواهندشد با سخت ترين شرايط تا پايان عمر، زندگي خود را با طلاق عاطفي سپري كنند.»
    وي درباره عواقب چنين روندي در زندگي توضيح مي دهد: «تفاوت هاي فردي يك اصل مسلم غيرقابل انكار است كه براي نظام اجتماع و طبيعت ضروري است و به پيروي از اين اصل طبيعي اگر هم بين زن وشوهر اختلاف وجود داشته باشد اين اختلاف ها مي تواند با گذشت و چشم پوشي برطرف شود. در حالي كه اگر اين فاصله زياد شود عوارضي متوجه زن و مرد و فرزندان مي شود و البته اگر بالاخره جدايي رخ دهد به خصوص در ايران بيشترين عوارض جدايي را زن متحمل مي شود. آن هم به دليل نوع نگاه جامعه به قشر زن، محدوديت هاي اجتماعي و نوع نگاه مردان به زنان مطلقه، كه آنها را در وضعيت دشواري قرار مي دهد كه به همين دليل هم بسياري از زنان ترجيح مي دهند به زندگي مشترك ادامه دهند و با نا امني هاي رواني و اجتماعي بعد از طلاق مواجه نشوند.»
    به گفته اين آسيب شناس طلاق عاطفي پديده اي فراگير در كشور است، مسأله اي كه به دليل محدوديت هاي اجتماعي و فرهنگي، مشكلات مالي، اجبار خانواده ها و عوامل ديگري كه اجازه جدايي زن و شوهر را نمي دهد، خانواده هاي زيادي را وادار مي كند در شرايطي كه زن و مرد از نظر رواني علاقه اي به ادامه زندگي مشترك ندارند، پس از يك دوره طولاني دعوا و كشمكش، از مرحله دشمني و تنفر عبور كنند و به وضعيت «بي تفاوتي» برسند. به اعتقاد وي بي تفاوتي آخرين مرحله روابط بين زن و شوهر است كه در آن اصل «بود و نبود» همسر فرقي براي زوجين نمي كند بلكه مسائل جنبي ديگر زندگي ازجمله مسائل مالي و امنيت اجتماعي زن است كه احساس نياز به همسر را شكل مي دهد. در چنين شرايطي ميزان ناهنجاري هاي اجتماعي افزايش پيدا مي كند موجب به وجود آمدن ارتباطات خارج از چارچوب خانواده مي شود. ضمن آن كه به گفته اكبري در مرحله طلاق عاطفي اگرچه زوجين در زير يك سقف زندگي مي كنند، ولي به لحاظ عاطفي و اجتماعي جدا هستند و در همين زمان اغلب انحرافات و آسيب هاي اجتماعي رخ مي دهد.
    
    ● حلقه مفقوده رابطه
    داخل اتاق مشاور، زن و مرد بدون آن كه به هم نگاه كنند روبه روي يكديگر نشسته اند. زن به نظر غمگين و مضطرب است و مرد گله مند از بي توجهي همسر از روزهاي خوش اول زندگي مي گويد و شور و نشاطي كه هميشه گرمابخش خانه بود و انتظاري كه هميشه در نگاه همسرش براي ورود او به خانه مي ديد. مرد خاطرات گذشته را يك به يك مرور مي كند و ادعا دارد كه همسرش ديگر به او علاقه مند نيست و زن با خمودگي فقط شنونده است. او بي تفاوت نسبت به اظهارات همسرش فقط گوش مي دهد. مشاور اما به درستي متوجه حلقه مفقوده رابطه بين آنها مي شود. موضوعي كه از عدم شناخت آنها از يكديگر نشأت مي گيرد.
    دژكام اين گونه احساسات و رفتارها را شامل حال همسراني مي داند كه اگرچه به مدت طولاني با هم زندگي كرده اند اما از شرايط روحي و جسمي يكديگر بي اطلاع هستند و اضافه مي كند: «گاهي شرايط به گونه اي است كه تغييرات خلق و خوي يك طرف كه به دلايل مختلف صورت مي گيرد باعث ايجاد زمينه براي دورشدن دو طرف مي شود. مثلاً خانمي به دليل بالا رفتن سن دچار حالت هاي افسردگي، كم شدن فعاليت و بي علاقگي مي شود. بدون آن كه از سوي همسر خود درك شود و به همين دليل متهم مي شود كه از علاقه اش نسبت به شوهرش كاسته شده است و همين امر موجب بروز اختلاف و ريشه دوانيدن آن در زندگي مي شود تا آن جا كه دو طرف از هم دور مي شوند و بعد از مدتي به فكر جداشدن از هم مي افتند كه معمولاً در چنين افرادي به دليل آن كه معمولاً فرزنداني حضور دارند و يا به دلايل محدوديت هاي اجتماعي نمي توانند به راحتي از هم جدا شوند و مجبور به زندگي در كنار هم مي شوند كه حضوري فيزيكي در زندگي است.»
    وي با تأكيد بر اين كه بروز چنين رفتارهايي ناشي از مسائل ميانسالي و يا تغييرات هورموني است، خاطرنشان مي كند: متأسفانه مرد در اين شرايط بدون آن كه همسر خود را درك كند و نسبت به او علاقه مندي بيشتر نشان بدهد رفتارهاي خودسرانه و خودمحورانه انجام مي دهد و به نوعي باعث فاصله گرفتن بيشتر مي شود. در حالي كه از چنين وضعيتي نه تنها خود آنها متضرر مي شوند، بلكه فرزندان نيز قرباني شده و از داشتن محيطي گرم و صميمي محروم مي شوند. در حالي كه تمام اين روند نااميدكننده تنها با شناخت و درك متقابل قابل رفع است.
    وي البته تصريح مي كند: «معمولاً زنان نيز به دليل برخورد انفعالي با مسائل، ازجمله اين موضوع كه قادر به طرح ناكامي هاي خود در زندگي نيستند مسائل ساليان گذشته را در خود نگاه مي دارند و بدون گفت و گو و تلاش براي برطرف شدن خواسته هايي كه داشته اند، فاصله گرفتن و دوري گزيني را درطي زمان انتخاب مي كنند كه همين امر به مرور زمان منجر به طلاق عاطفي مي شود و البته در چنين شرايطي معمولاً زنان به دلايل اجتماعي و يا علاقه به سرنوشت فرزند خود به بياني با شرايط موجود مي سوزند و مي سازند و به زندگي بدون انگيزه و عادي عادت مي كنند. اما مردان در خارج از خانه به دنبال همراهي ديگر مي گردند و يا مشغوليت هاي ديگري براي خود برمي گزينند كه تمام اين رخدادها به نوعي آسيب هاي ديگري را به همراه دارد.»
    و در پايان اين كه دژكام به زوجيني كه با اين مشكل رو به رو هستند پيشنهاد مي كند قبل از اين كه گرفتار معضلات جدي تري شوند با مراكز مشاوره ارتباط برقرار كنند. ضمن آن كه وي در ميان گذاشتن مشكلات زندگي را با اعضاي ريش سفيد يا گيس سفيد فاميل هم توصيه مي كند. «بالاخره هرچه باشد همه قبول داريم كه آنها موهايشان را در آسياب سفيد نكرده اند، پس استفاده از تجربيات آنها را فراموش نكنيم.»

..............................................

دختران طلاق

احکام زوج و زوجه در هنگام طلاق

احكام طلاق


عده طلاقعده زنى كه شوهرش مرده طلاق بائن و طلاق رجعى احكام رجوع كردن

طلاق خلع طلاق مباراتاحكام متفرقه طلاق


(مـسـاله 2507) مردى كه زن خود را طلاق مى دهد, بايد بالغ وعاقل باشد, و به اختيار خود طلاق دهـد, و اگـر او را مـجـبور كنند كه زنش را طلاق دهد, طلاق باطل است , و نيز بايد قصد طلاق داشته باشد, پس اگر صيغه طلاق را به شوخى بگويدصحيح نيست .

(مساله 2508) زن بايد در وقت طلاق از خون حيض ونفاس پاك باشد, و شوهرش در آن پاكى با او نزديكى نكرده باشد.

و تفصيل اين دو شرط در مسائل آينده گفته مى شود.

(مساله 2509) طلاق دادن زن در حال حيض يانفاس در سه صورت صحيح است : اول -آن كه شوهرش بعد از ازدواج با او نزديكى نكرده باشد.

دوم -آن كـه مـعـلوم باشد آبستن است , و اگر معلوم نباشد و شوهر در حال حيض طلاقش بدهد, بعد بفهمد آبستن بوده , احتياط مستحب آن است كه دوباره او را طلاق دهد ولى قبل از طلاق دوم با او معامله زن و شوهرى ننمايد.

سوم -آن كه مرد بواسطه غايب بودن , نتواند بفهمد كه زن از خون حيض يانفاس پاك است يا نه .

(مساله 2510) اگر زن را از خون حيض پاك بداند و طلاقش دهد, بعد معلوم شودكه موقع طلاق در حال حيض بوده , طلاق باطل است.

و اگر او را در حيض بداند وطلاقش دهد, بعد معلوم شود پاك بوده , طلاق صحيح است .

(مساله 2511) كسى كه مى داند زنش در حال حيض يا نفاس است , اگر غايب شود- مثلا مسافرت كـنـد - وبـخواهد او را طلاق دهد, بايد تا مدتى كه معمولا زن ازحيض يا نفاس پاك مى شود صبر كند, و بعد طلاق دهد.

(مساله 2512) اگر مردى كه غايب است , بخواهد زن خود را طلاق دهد, چنانچه بتواند اطلاع پيدا كـنـد كـه زن او در حـال حـيض يا نفاس است يا نه , اگر چه اطلاع او ازروى عادت حيض زن , يا نـشانه هاى ديگرى باشد كه در شرع معين شده , بايد تامدتى كه معمولا زنان از حيض يا نفاس پاك مى شوند صبر كند.

(مـساله 2513) اگر با عيالش كه از خون حيض ونفاس پاك است , نزديكى كند وبخواهد طلاقش دهـد, بايد صبر كند تا دوباره حيض ببيند و پاك شود, و همچنين اگر در حال حيض يا نفاس با او نزديكى كند, نمى تواند در پاكى بعد از آن حيض يانفاس او را طلاق دهد, اگر چه در آن پاكى با او نزديكى نكرده باشد, ولى زنى را كه نه سالش تمام نشده , يا آبستن است , يا اين كه يائسه شده , اگر بعد از نزديكى طلاق دهند اشكال ندارد.

(مـسـالـه 2514) اگـر بـا زنـى كه از خون حيض ونفاس پاك است نزديكى كند, و درهمان پاكى طلاقش دهد, چنانچه بعد معلوم شود كه موقع طلاق آبستن بوده , بنابراحتياط مستحب دوباره او را طلاق دهد.

(مـسـالـه 2515) اگـر بـا زنى كه از خون حيض و نفاس پاك است نزديكى كند ومسافرت نمايد, چـنـانچه بخواهد در سفر طلاقش دهد, بايد بقدرى كه زن معمولابعد از آن پاكى خون مى بيند و دوباره پاك مى شود, صبر كند و بنابر احتياط واجب اين مدت كمتر از يك ماه نباشد.

(مساله 2516) اگر مرد بخواهد زن خود را كه بواسطه اصل خلقت يا مرضى حيض نمى بيند طلاق دهـد, بـايد از وقتى كه با او نزديكى كرده تا سه ماه از جماع با اوخوددارى نمايد, و بعد او را طلاق دهد.

(مساله 2517) طلاق بايد به صيغه عربى صحيح به كلمه طالق خوانده شود, و دومرد عادل آن را بشنوند, و اگر خود شوهر بخواهد صيغه طلاق را بخواند و اسم زن او مثلا فاطمه باشد, بايد بگويد: (زوجتى فاطمه طالق ) يعنى : زن من فاطمه رها است .

و اگر ديگرى را وكيل كند, وكيل بايد بگويد: (زوجه موكلى فاطمه طالق ).

(مـساله 2518) زنى كه متعه شده , مثلا يك ماهه يا يك ساله او را عقد كرده اندطلاق ندارد, و رها شدن او به اين است كه مدتش تمام شود, يا مرد مدت را به اوببخشد, به اين ترتيب كه بگويد: مدت را به تو بخشيدم .

و شاهد گرفتن و پاك بودن زن از حيض لازم نيست .

[1]عده طلاق(مساله 2519) زنى كه نه سالش تمام نشده و نيز زن يائسه عده ندارد, يعنى : اگرچه شوهرش با او نزديكى كرده باشد, بعد از طلاق مى تواند فورا شوهر كند.

(مـسـالـه 2520) زنـى كـه نـه سـالش تمام شده و يائسه نيست , و شوهرش با او نزديكى كند اگر طـلاقش دهد, بعد از طلاق بايد عده نگهدارد يعنى : بعد از آن كه در پاكى طلاقش داد, ومقدارى هر چند كم باشد بعد از طلاق پاك بود, بقدرى صبر كند كه دو بار حيض ببيند و پاك شود, وهمين كـه حيض سوم را ديد عده او تمام مى شود ومى تواند شوهر كند, ولى اگر بعد از عقد با او نزديكى نكرده باشد و طلاقش بدهدعده ندارد يعنى : مى تواند بعد از طلاق فورا شوهر كند.

(مـسـالـه 2521) زنـى كـه حـيض نمى بيند, اگر در سن زنانى باشد كه حيض مى بينند,چنانچه شوهرش او را طلاق دهد,بايد بعد از طلاق سه ماه عده نگهدارد .

(مساله 2522) زنى كه عده او سه ماه است , اگر اول ماه طلاقش بدهند, بايد سه ماه هلالى يعنى : از موقعى كه ماه ديده مى شود, تا سه ماه عده نگهدارد.

و اگر در بين ماه طلاقش بدهند, بايد باقى مـاه را بـا دو مـاه بعد از آن , و نيز كسرى ماه اول را از ماه چهارم عده نگهدارد تا سه ماه تمام شود, مثلا اگر غروب روز بيستم ماه طلاقش بدهند, و آن ماه بيست ونه روز باشد, بايد نه روز باقى ماه را با دو ماه بعد از آن وبيست روز از ماه چهارم عده نگهدارد, و احتياط مستحب آن است كه از ماه چهارم بيست و يك روز عده نگهدارد, تا با مقدارى كه از ماه اول عده نگهداشته سى روزشود.

(مساله 2523) اگر زن آبستن را كه حملش از شوهرش است طلاق دهند, عده اش تا دنيا آمدن , يا سـقـط شـدن بچه او است , بنابراين اگر مثلا يك ساعت بعد از طلاق بچه او به دنيا بيايد, عده اش تـمام مى شود, و اگر حمل از شوهرش نباشد خواه از زناباشد يا از شبهه , به وضع حمل عده طلاق تمام نمى شود, بلى عده وطى به شبهه به وضع حمل تمام مى شود, و زنا عده ندارد.

(مساله 2524) زنى كه نه سالش تمام شده و يائسه نيست , اگر متعه شود مثلا يك ماهه يا يك ساله شـوهـر كـند, چنانچه شوهرش با او نزديكى نمايد, و مدت آن زن تمام شود, يا شوهر مدت را به او ببخشد, بايد عده نگهدارد, پس اگر حيض مى بيند, واجب است به مقدار دو حيض عده نگهدارد, و اگـر حيض نمى بيند, بايدچهل وپنج روز از شوهر كردن خوددارى نمايد و اگر آبستن باشد بنابر احتياط لازم هر كدام از زائيدن و چهل و پنج روز را كه بيشتر است عده قرار دهد.

(مـسـالـه 2525) ابتداى عده طلاق از موقعى است كه خواندن صيغه طلاق تمام مى شود, چه زن بداند طلاقش داده اند, يا نداند, پس اگر بعد از تمام شدن عده بفهمد كه او را طلاق داده اند, لازم نيست دوباره عده نگهدارد.

[2] عده زنى كه شوهرش مرده(مـسـالـه 2526) زنـى كه شوهرش مرده اگر آبستن نباشد, بايد چهار ماه و ده روز عده نگهدارد يـعـنى : از شوهر كردن خوددارى نمايد, اگرچه يائسه يا متعه باشد, ياشوهرش با اونزديكى نكرده بـاشد, و اگر آبستن باشد, بايد تا موقع وضع حمل عده نگهدارد.

ولى اگر پيش از گذشتن چهار مـاه و ده روز, بـچـه اش بدنيا بيايد بايد تا چهارماه و ده روز پس از مرگ شوهرش صبر كند, و اين عده را عده وفات مى گويند.

(مـسـالـه 2527) زنـى كـه در عـده وفـات مى باشد, حرام است لباس الوان بپوشد وسرمه بكشد, وهمچنين كارهاى ديگرى كه زينت حساب شود, بر او حرام مى باشد.

(مـسـالـه 2528) اگر زن يقين كند كه شوهرش مرده , و بعد از تمام شدن عده وفات شوهر كند, چـنـانچه معلوم شود شوهر او بعدا مرده است , بايد از شوهر دوم جداشود, و در صورتى كه آبستن بـاشد به مقدارى كه در عده طلاق گفته شد يعنى : تاموقع زاييدن براى شوهر دوم عده طلاق , و بعد براى شوهر اول عده وفات نگهدارد, و اگر آبستن نباشد, براى شوهر اول عده وفات وبعد براى شـوهـر دوم عـده طـلاق نگهدارد, و ابتداى عده وفات را از موقعى كه خبر صحيح وفات شوهر به اورسيده قرار دهد.

(مساله 2529) ابتداى عده وفات از موقعى است , كه زن از مرگ شوهر مطلع شود.

(مساله 2530) اگر زن بگويد عده ام تمام شده , با دو شرط از او قبول مى شود: اول -آن كه مورد تهمت نباشد.

دوم -آن كـه از طـلاق يا مردن شوهر بقدرى گذشته باشد كه در آن مدت تمام شدن عده ممكن باشد.

[3] طلاق بائن و طلاق رجعى(مـسـاله 2531) طلاق بائن آن است كه بعد از طلاق , مرد حق ندارد به زن خود رجوع كند يعنى : نمى تواند بدون عقد او را به زنى قبول نمايد, وآن بر پنج قسم است : اول - طلاق زنى كه نه سالش تمام نشده باشد.

دوم - طلاق زنى كه يائسه باشد.

سوم - طلاق زنى كه شوهرش بعد از عقد با او نزديكى نكرده باشد.

چهارم - طلاق سوم زنى كه او را سه دفعه طلاق داده اند.

پنجم -طلاق خلع ومبارات .

واحكام اينها بعدا گفته خواهد شد, و غير اينهاطلاق رجعى است , كه بعد از طلاق تا وقتى زن در عده است ,مردمى تواند به او رجوع نمايد.

(مـساله 2532) كسى كه زنش را طلاق رجعى داده , حرام است او را از خانه اى كه موقع طلاق در آن خانه بوده بيرون كند, ولى در بعضى از مواقع كه در كتابهاى مفصل گفته شده , و از جمله آنها فحاشى و رفت وآمد با اجانب است , بيرون كردن او اشكال ندارد,و نيز حرام است زن براى كارهاى غير لازم از آن خانه بيرون برود.

[4]

احكام رجوع كردن

(مساله 2533) در طلاق رجعى مرد به دو قسم مى تواند به زن خود رجوع كند: اول - حرفى بزند كه معنايش اين باشد, كه او را دوباره زن خود قرار داده است .

دوم - كارى كند كه از آن بفهمند رجوع كرده است .

(مساله 2534) براى رجوع كردن لازم نيست مرد شاهد بگيرد, يا به زن خبر دهد,بلكه اگر بدون اين كه كسى بفهمد, بگويد: به زنم رجوع كردم صحيح است , ولى اگربعد از تمام شدن عده , مرد بگويد كه در عده رجوع نموده ام , لازم است اثبات نمايد.

(مـساله 2535) مردى كه زن خود را طلاق رجعى داده , اگر مالى از او بگيرد و با اوصلح كند كه ديگر به او رجوع نكند اگرچه بايد رجوع ننمايد ولى حق رجوع او ازبين نمى رود و اگر رجوع كرد رجوع محقق مى شود.

(مـساله 2536) اگر زنى را دو مرتبه طلاق دهد و به او رجوع كند, يا دو مرتبه او راطلاق دهد, و بعد از هر طلاق عقدش كند, بعد از طلاق سوم , آن زن بر او حرام است .

ولى اگر بعد از طلاق سوم به ديگرى شوهر كند, با پنج شرط به شوهر اول حلال مى شود, يعنى : مى تواند آن زن را دوباره عقد نمايد: اول -آن كه عقد شوهر دوم عقد دائم باشد, و اگر مثلا يك ماهه يا يك ساله اورا عقد كند بعد از آن كه از او جدا شد, شوهر اول نمى تواند او را عقد كند.

دوم -آن كه شوهر دوم با او نزديكى و دخول كند, و بنابر احتياطواجب نزديكى از جلو باشد و انزال هم بنمايد.

سوم - آن كه شوهر دوم طلاقش دهد يا بميرد.

چهارم - عده طلاق يا عده وفات شوهر دوم تمام شود.

پنجم - آنكه بنابر احتياط شوهر دوم بالغ باشد.

[5] طلاق خلع(مـساله 2537) طلاق زنى را كه به شوهرش مايل نيست , و مهر يا مال ديگر خود رابه او مى بخشد كه طلاقش دهد, طلاق خلع گويند.

(مساله 2538) اگر خود شوهر بخواهد صيغه طلاق را بخواند, چنانچه اسم زن مثلا فاطمه باشد, پس از بذل مى گويد: (زوجتى فاطمه خالعتها على ما بذلت هى طالق ) يعنى : زنم فاطمه را در مقابل چيزى كه بذل نموده طلاق خلع دادم او رها است .

(مساله 2539) اگر زنى كسى را وكيل كند كه مهر او را به شوهرش ببخشد, و شوهرهمان كس را وكـيـل كـنـد كـه زن را طلاق دهد, چنانچه مثلا اسم شوهر محمد و اسم زن فاطمه باشد, وكيل صيغه طلاق را اين طور مى خواند: (عن موكلتى فاطمه بذلت مهرها لموكلى محمد ليخلعها عليه ).

پس از آن بدون فاصله مى گويد: (زوجه موكلى خالعتها على ما بذلت هى طالق ).

و اگر زنى كسى را وكيل كند كه غير از مهر, چيز ديگرى را به شوهر او ببخشد كه او راطلاق دهد, وكـيـل بايد بجاى كلمه (مهرها) آن چيز را بگويد, مثلا اگر صد تومان داده بايد بگويد: (بذلت ماه تومان ).

[6] طلاق مبارات(مساله 2540) اگر زن و شوهر يكديگر را نخواهند, و زن مالى به مرد بدهد كه او راطلاق دهد, آن طلاق را مبارات گويند.

(مساله 2541) اگر شوهر بخواهد صيغه مبارات را بخواند, چنانچه مثلا اسم زن فاطمه باشد, بايد بگويد: (بارات زوجتى فاطمه على ما بذلت فهى طالق ) يعنى مبارات كردم زنم فاطمه را در مقابل آنچه بذل كرده او, پس او رهاست و اگر ديگرى را وكيل كند, وكيل بايد بگويد: (بارات زوجه موكلى فاطمه على ما بذلت فهى طالق ) ودر هردو صورت اگربجاى كلمه (على ما بذلت (بمابذلت )) بگويد, اشكال ندارد.

(مساله 2542) صيغه طلاق خلع و مبارات بايد به عربى خوانده شود.

ولى اگر زن براى آن كه مال خود را به شوهر ببخشد, مثلا به فارسى بگويد: براى طلاق , فلان مال را به تو بخشيدم اشكال ندارد.

(مـسـالـه 2543) اگـر زن در بـيـن عـده طلاق خلع , يا مبارات از بخشش خود برگردد ,شوهر مى تواند رجوع كند, و بدون عقد دوباره او را زن خود قرار دهد.

(مـسـاله 2544) مالى را كه شوهر براى طلاق مبارات مى گيرد, بايد بيشتر از مهرنباشد.

ولى در طلاق خلع اگر بيشتر باشد اشكال ندارد.

[7]

احكام متفرقه طلاق

(مساله 2545) اگر با زن نامحرمى به گمان اين كه عيال خود اوست , نزديكى كند,چه زن بداند كه او شوهرش نيست , يا گمان كند شوهرش مى باشد, بايد عده نگهدارد.

(مساله 2546) اگر با زنى كه مى داند عيالش نيست زنا كند, چنانچه زن بداند كه آن مرد شوهر او نـيـسـت , لازم نـيـست عده نگهدارد, و در صورتى كه زن گمان كندشوهرش مى باشد, احتياط مستحب نگهداشتن عده است .

(مساله 2547) اگرمرد, زنى را گول بزند كه از شوهرش طلاق بگيرد, و زن او شود,طلاق و عقد آن زن صحيح است , ولى هر دو معصيت بزرگى كرده اند.

(مـساله 2548) هرگاه زن در ضمن عقد با شوهر شرط كند كه اگر شوهر مسافرت نمايد, يا مثلا شـش مـاه به او خرجى ندهد اختيار طلاق با او باشد, اين شرط باطل است .

ولى چنانچه شرط كند وكـالـت فعلى خود را از طرف شوهر به اين كه در ضمن عقد شرط شود, كه مثلا زن از حين عقد وكـيـل باشد كه اگر شوهر مسافرت كند يامثلا تا شش ماه خرجى ندهد, طلاق خود را بدهد, اين شـرط صـحيح است , و تاشوهر او را عزل نكرده , و يا عزلش از وكالت به او نرسيده , چنانچه خود را طـلاق دهد صحيح است .

ولى چنانچه وكالت معلق بر خرجى ندادن يا مسافرت شوهرباشد صحيح نيست .

(مـسـالـه 2549) زنـى كه شوهرش گم شده , اگر بخواهد به ديگرى شوهر كند بايد نزدمجتهد عادل برود و به دستور او عمل نمايد.

(مساله 2550) پدر و جد پدرى ديوانه , كه ديوانگى او متصل به زمان صغيربودنش باشد, مى توانند زن او را طـلاق بـدهـند.

و اگر متصل نباشد با حاكم شرع است .

و احتياط لازم آن است كه حاكم شرع هم از آنان اذن بگيرد.

(مـسـاله 2551) اگر پدر يا جد پدرى براى طفل خود زنى را متعه كند, اگر چه مقدارى از زمان تكليف بچه جز مدت عقد باشد, مثلا براى پسر چهارده ساله اش زنى را دو ساله متعه كند, چنانچه صلاح بچه باشد, مى تواند مدت آن زن را ببخشد, ولى زن دائمى او را نمى تواند طلاق دهد.

(مساله 2552) اگر از روى علاماتى كه در شرع معين شده , مرد دو نفر را عادل بداند, و زن خود را پـيـش آن دو طـلاق بدهد, ديگرى كه شك در عدالت آن دوداشته باشد, مى تواند آن زن را بعد از تمام شدن عده اش براى خود, يا براى كس ديگر عقد كند.

ولى براى كسى كه آن دو را فاسق بداند اكـتـفا به آن طلاق اشكال دارد, و احتياط واجب آن است كه از ازدواج با او خوددارى نمايد وبراى ديگرى هم او را عقد نكند.

(مـسـاله 2553) اگر كسى زن خود را بدون اين كه او بفهمد طلاق بدهد, چنانچه مخارج او مثل وقـتى كه زنش بوده بدهد, و مثلا بعد از يك سال بگويد: يك سال پيش تورا طلاق دادم وشرعا هم ثـابت كند, مى تواند چيزهايى را كه در آن مدت براى زن تهيه نموده , و او مصرف نكرده است , از او پس بگيرد, ولى چيزهايى را كه مصرف كرده نمى تواند از او مطالبه نمايد.

 

..............................................

اعتياد منشاطلاق

معتاد

دلائل طلاق

اعتیـــــاد، منشاء 85 درصد طـلاق‌ها


 


 

یك قاضی دادگاه خانواده معتقد است كه 85 درصد طلاق‌ها از اعتیاد و بیكاری زوج سرچشمه می‌گیرد و اعتیاد سرچشمه اكثر مشكلاتی است كه در نهایت زوجه را مجبور به رجوع به دادگاه‌ها می‌كند.

از سوی دیگر برخی دیگر از كارشناسان حقوق نیز بر این باورند كه در این مواقع زوجه تقاضای طلاق كرده و حق و حقوق قانونی‌اش را مطالبه می‌كند اما معمولا زوج معمولا استطاعت مالی برای پرداخت این حق و حقوق ندارد و به حبس تا زمان پرداخت محكوم می‌شود و در نهایت زندگی از هم متلاشی شده و حق و حقوقی هم پرداخت نمی‌شود.

به گزارش ایسنا، چندی پیش سرپرست مجتمع قضایی خانواده (1) به تشریح دلایل طلاق پرداخته و تایكد كرده بود: سه علت عمده‌ی طلاق را مباحث اقتصادی، فقر، بیكاری و دغدغه‌های معیشتی؛ اعتیاد كه با توجه به زیاد شدن روز افزون معتادان این پارامتر به یكی از مهم‌ترین علت‌های طلاق تبدیل شده است و در نهایت عدم تفاهم زوجین كه بسیاری از طلاق‌ها در این قالب رخ می‌دهد و زن و شوهر‌ها با وجود این‌كه هیچ كدام مشكل خاصی ندارند، نمی‌توانند با هم زندگی كنند عنوان كرده است.

از سوی دیگر یك قاضی دادگاه خانواده نیز معتقد است: 85 درصد طلاق‌ها از اعتیاد و بیكاری زوج سرچشمه می‌گیرد. اعتیاد سرچشمه اكثر مشكلاتی است كه در نهایت زوجه را مجبور به رجوع به دادگاه‌ها می‌كند.

محمد اكبری می‌گوید: هنگامی كه زوج معتاد باشد علاوه بر مشكلات اقتصادی كه با آن مواجه می‌شود زوجه را با مشكل مواجه می‌كند و در نهایت باعث از هم پاشیدگی خانواده می‌شود.

وی درباره‌ی چگونگی پرداخت حق و حقوق زن در موارد اعتیاد مرد، تصریح می‌كند: در این مواقع زن تقاضای طلاق كرده و حق و حقوق قانونی‌اش را مطالعه می‌كند در صورتی كه مرد استطاعت مالی نداشته باشد به حبس تا زمان پرداخت محكوم می‌شود.

این قاضی دادگاه خانواده یادآور می‌شود: در جامعه كنونی در اكثر موارد زن برای نجات از زندگی گذشته عموماً از تمام حق و حقوق قانونی‌اش از جمله نفقه، مهریه، اجرت المثل می‌گذرد و این مساله ربط چندانی به معتقاد بودن یا نبودن مرد ندارد و در تمام موارد صادق است.

اكبری اظهار می‌دارد: اگر اعتیاد در حدی باشد كه دوام زوجیت را با مشكل مواجه كند موجب می‌شود كه حق طلاق برای زن ایجاد شود.

براساس این گزارش یك وكیل دادگستری نیز معتقد است كه آمار تقریبی طلاق به علت اعتیاد بسیار بالا است. اعتیاد به صورت سرسام‌آوری دادگاه‌ها را مملو از ناسازگاری‌های زنان و شوهران كرده است.

منصور حسینی می‌گوید: اعتیاد و بیكاری علت بسیاری از طلاق‌هاست و بیكاری نیز در بسیاری از موارد از اعتیاد سرچشمه می‌گیرد. علت اصلی این هم بیكاری جوانان یا بالا بودن تورم است.

وی ادامه می‌دهد: قانون برای رسیدن زن به حق و حقوقش حمایت‌هایی كرده است، اما خود این حمایت‌ها تبعات سوئی در پی دارد. بر اساس ماده 2 محكومیت‌های مالی اگر مرد حق و حقوق زوجه را نپردازد باید به زندان برود اما زندان رفتن مرد باعث نمی‌شود كه زن به حق و حقوق خود برسد، بلكه فقط عاملی برای پر شدن زندان‌ها است.

حسینی تصریح می‌كند: این مساله دارای اشكالاتی است، چرا كه عموما مرد در این مدت محل اقامت خود را تغییر می‌دهد و زن دیگر امكان دسترسی به مرد ندارد. این مساله دادگستری‌ها را با مشكلات بسیاری مواجه كرده است.

این وكیل دادگستری خاطرنشان می‌كند: بر اساس شرایط ضمن عقد اگر بعد از ازدواج مرد یا زن معتاد شوند برای طرف مقابل حق طلاق بوجود می‌آید.

همچنین خشایار خسروانی با بیان اینكه علت بسیاری از طلاق‌ها اعتیاد و بیكاری زوج است، می‌گوید: هنگامی كه اعتیاد زوج به حدی برسد كه زندگی امكان‌پذیر نباشد زوجه با رجوع به دادگاه تقاضای طلاق می‌كند.

وی اظهار می‌دارد: اعتباد علاوه بر انگیزه، زوجین را در مسائل اقتصادی نیز با مشكل مواجه ‌كرده و معمولا زوج را مبتلا به اختلالات روحی و روانی می‌كند و سبب می‌شود كه وی با خانواده‌اش بدرفتاری كند. این امر سبب می‌شود كه زوجه برای طلاق به دادگاه مراجعه كند.

این حقوقدان ادامه می‌دهد: هنگامی كه اعتیاد زوج به حدی برسد كه زندگی امكان‌پذیر نباشد زوجه با رجوع به دادگاه تقاضای طلاق خلع می‌كند. در چنین شرایطی در حالی كه زوج توانایی مالی ندارد از پرداخت حق و حقوق زوجه امتناع می‌كند. معمولا این مساله در پرونده‌هایی كه زوج معتاد نیست نیز صادق است و ربط چندانی به معتقاد بودن یا نبودن زوج ندارد.

این وكیل دادگستری تصریح می‌كند: تفاوت پرونده‌هایی كه زوج معتاد است با دیگر پرونده‌ها، این است كه با توجه به اینكه نداشتن اعتیاد مضر زوج یا زوجه یكی از شرایط عقد در هنگام ازدواج است می‌تواند با رجوع به دادگاه و استناد به این شرط عقدنامه به راحتی طلاق و حق و حقوق خود را مطالبه كند. در حال حاضر اعتیاد جزء موارد فسخ نكاح نیست چرا كه ممكن است اعتیاد بعد از ازدواجه ایجاد شود، اما موارد فسج نكاح باید قبل از ازدواج وجود داشته باشد.

وی در پایان می‌گوید: در بسیاری از پرونده‌ها علت طلاق ممكن است اعتیاد نباشد، اما در نهایت مشكل اصلی از آن سرچشمه می‌گیرد. مانند مشكلات اقتصادی و بیكاری، مشكلات روحی و روانی.

........................................................

 

پیشگیری از طلاق

دلايل و عوامل مختلفي در بحث طلاق مورد اشاره قرار گرفت اما بايد ديد كه اين دخالت ها تا چه اندازه در فرسايش عواطف و تزلزل بنيان خانواده ها مؤثر بوده است و درنهايت موجب طلاق مي شود يا نه؟
فكر مي كنم با وصف پذيرش نقش فرهنگ سنتي و نگاه كلان خانواده و احساس حقي كه والدين نسبت به فرزندان شان در جامعه احساسي ايران دارند خود دخالت ها يك فرآيند است كه بايد به علل آن توجه دقيقي كرد. يكي از علت هاي دخالت والدين وابستگي اقتصادي و عاطفي و وابستگي سنتي و عشيره اي و قومي است. زوج ها به دلايل مختلف از جمله مسائل اقتصادي وابستگي مالي را تا سال هاي بعد از ازدواج حفظ مي كنند و اين والدين احساس حقي در خصوص تداوم زندگي فرزند خود پس از كمك هاي اقتصادي به آنان دارند و در مابه ازاي اين كمك اگر تمكين به دستورات آنان نباشد موجب دخالت و بروز اختلافات مي شود علت ديگر وابستگي عاطفي است. در جامعه ما با اين كه حالت مدرنيسم و پست مدرنيستم داريم ولي وابستگي تمام و كامل به سنت ها داريم و نسل تصميم گيرنده اين وابستگي را حفظ كرده و با توجه به تفاوت نسل تصميم گيرنده و فرزندان، آن ارتباط منطقي قطع شده و والدين مي خواهند با دخالت آب رفته را به جوي برگردانند و نتايج منفي بروز مي كند. يكي ديگر از اختلافات وجود تضاد فرهنگي است كه موجب شده است متوجه نشويم فرزندمان چه مي خواهد و چه مي گويد و يا چگونه بايد با او گفتمان داشته باشيم.
مطالعات نشان مي دهد مادرشوهر به دلايلي كه عرض كردم احساس حق مي كند و زن (عروس) را دزد محبت و بيگانه تلقي مي كند و او را بين خود و فرزندش مي بيند و آن بسترهاي منفي اگر نباشد دخالت هاي والدين مؤثر نيست به اين علت در خانواده اي كه فرزند استقلال مالي دارد يا مستقل تربيت شده است و خودش مي تواند سرنوشت خود را اتخاذ كرده و اجازه دخالت به والدين نمي دهد اثرات اين دخالت به حداقل مي رسد.
\ زنان بيشتر تقاضاي طلاق دارند يا مردان؟ و چرا؟
دكتر فرجاد: تقاضاي افرادي كه درخواست طلاق دارند در ۷۰ درصد موارد مربوط به خانم ها است زيرا طلاق حق مرد است. زيرا مرد دچار خطاهايي مثل اعتياد، زندان، ازدواج مجدد و ... مي شود كه براثر آن زن تحمل خود را از دست مي دهد. و درحالي كه نگرش زن در حفظ خانواده بيشتر از مرد است، دادخواست طلاق مي دهد.
\ محل زندگي متقاضيان طلاق بيشتر مربوط به كدام استان ها و شهرهاست؟
دكتر فرجاد: معمولاً محل زندگي متقاضيان طلاق در مراكز استان، تهران بزرگ، اصفهان، شيراز و كرمانشاه است ولي در استان هاي ديگر هم طلاق وجود دارد و اين نشان مي دهد رشد شهرها در ساده و راحت كردن مسأله طلاق نقش دارد و اين قابل پيشگيري است.
\ شغل هم آيا در امر طلاق تأثير دارد؟
دكتر فرجاد: حدود ۵۸ درصد از افرادي كه شغل خود را از دست داده اند به خاطر درگيري در خانواده به دليل بيكاري، از سوي زن يا خود مرد درخواست طلاق داده اند.
\ تعداد فرزنداني كه پس از طلاق در جامعه تنها مي مانند چقدر است؟
دكتر فرجاد: ۵۸ درصد از يك يا دو فرزند، ۲۷ درصد دو تا سه فرزند، ۹درصد بيش از سه فرزند و ۶ درصد بالاي پنج بچه داشته اند. طرفين گاهي نوه داشته اند و از هم جدا شده اند. آيا فاجعه بارتر از اين ما مسأله اي داريم؟
\ نوع روابط خانواده در ايجاد طلاق چقدر تأثير دارد؟
دكتر فرجاد: روابط صميمي و مهربان ۱۳ درصد است. متعادل و عادي ۲۵ درصد است و بقيه كه بالاي
۵۰ درصد است روابط شان خشك و خشن يا سرد و بيروح بوده است و به خاطر اين سردي كارشان به طلاق كشيده شده است. اختلالات رواني از اين سردي به زن و بچه ها دست داده است كه گاهي منجربه قتل شده است و در
۶ و نيم درصد از اين خانواده ها منجربه قتل شده است.
\ سن فرزندان هنگام جدايي معمولاً در چه گروهي است؟
دكتر فرجاد: سن فرزندان هنگام جدايي از خانواده در پسران از ۵ سال بيشتر نبوده است، ولي در دختران ۳‎/۷ درصد است و حدود ۲۷ درصد از بچه ها ۶ تا ۱۰ سال دارند. اين غير قابل باور است كه سن بچه ها وقتي بالا مي رود و ما با زمان و دوام بيشتر ازدواج روبرو هستيم، طلاق مان بيشتر است.
\ در زوجهاي خويشاوند طلاق چگونه است؟
دكتر فرجاد: ۷۸ درصد از طلاقها مربوط به زوجهايي است كه با هم خويشاوند نيستند. در كشور ما و كشورهاي عربي ازدواج با خويشاوند سنت است. البته ازدواج با خويشاوند مشكلات ژنتيكي را به همراه دارد، ولي با پيشرفت علم، اين مشكلات ژنتيكي قابل كنترل است. ريت طلاق در ازدواجهاي خويشاوندي در گذشته و الآن كمتر است. من به ازدواج خويشاوندي توصيه مي كنم، چون اجازه شناخت را در جامعه ما به جوان نمي دهيم، بنابراين در ازدواج خويشاوندي او به دليل آشنايي و شناخت نگرشها و عقايد اين مسأله را حل كرده است، ولي در ازدواج خويشاوندي مشاوره ژنتيكي و آزمايشات لازم قبل و بعد از ازدواج و قبل از بارداري حتماً بايد انجام شود.
دكتر فدايي: ازدواج خويشاوندي و فاميلي از نظر پزشكي از مهمترين دلايل بيماري از جمله عقب ماندگي ذهني است و بسياري از نقايص مادرزادي ناشي از همين ازدواج است، حتي اگر بتوانيم چند بيماري كوچك را از طريق ژنتيك شناسايي كنيم، باز مشكل اصلي قابل پيش بيني و پيشگيري نيست.
دكتر شيوا دولت آبادي: من هم با آقاي دكتر فدايي موافق هستم.
دكتر فربد: من هم در اين زمينه تحقيقي داشته ام.
دكتر فرجاد: اگر مشاوره ژنتيكي قبل و بعد از ازدواج و قبل از بارداري صورت گيرد، اشكالات پايين آمده و به صفر مي رسد. در معلوليت هايي كه اشاره كرديد، بايد بگويم امروزه سن ازدواج بالا رفته و بارداري بعد از ۳۰ سالگي صورت مي گيرد كه احتمال معلوليت را در فرزند بالا مي برد.
دكتر فدايي: چند بيماري كروموزومي را مي توان تشخيص داد. توصيه شما به ازدواج خويشاوندي خطرناك است.
دكتر فربد: در پژوهشي كه روي بيماران تالاسمي داشتم، بيش از ۹۰ درصد از آنان ثمره ازدواج فاميلي بودند.
دكتر نجفي: تصور مي كنم در مسائل علمي قيد اطلاق درست نباشد. نمي شود با اطمينان گفت صد درصد از ازدواجهاي فاميلي با مشكل روبرو مي شود، ولي آنچه مسلم است، اين است كه مطالعات اين را ثابت كرده است. من نظر آقاي دكتر فدايي و دكتر فرجاد را اينگونه همسو مي كنم كه اگر ازدواج فاميلي منجر به اختلال ژنتيكي نشود، به دليل آشنايي و شناخت از هم، از ازدواجهاي ديگر پاياتر است.
دكتر دولت آبادي: در دنيا و بعضي مذاهب دخترعمو و پسرعمو در حكم خواهر و برادر هستند و آنها ازدواج فاميلي شان با يك نسل فاصله انجام مي شود. مطمئناً ژنتيك ما جدا از ژنتيك جهان نيست، درحالي كه خود «ژنتيك» اعلام مي كند در محصولاتش خيلي فقير است.
حجت الاسلام جمشيدي: ما با آمار وحشتناك طلاق اين روزها مواجه هستيم. در ازدواج فاميلي ميزان طلاقها پايين است. اغلب طلاقها به خاطر عدم شناخت است. با حفظ مسائل علمي، ازدواج خويشاوندي با ساير ازدواجها قابل مقايسه نيست.
قاضي دهقان: در ازدواج فاميلي به تمام سؤالات بهتر مي شود پاسخ داد، چون آنها حرف يكديگر را بهتر مي فهمند. مثلاً مادرشوهري كه عمه است، راحت تر با عروس اش كنار مي آيد و عمه وار، دختر برادرش را نصيحت مي كند. در اينجا است كه ديگر بيماري بروز نمي كند.
دكتر فرجاد: با رعايت تمام جوانب، اگر دكتر ژنتيك ازدواج را بين دو خويشاوند توصيه كرد، ازدواج موفق تر و پاياتر است.
در ايران، تحقيقات نشان داده كه از اين چهار هزار خانواده اي كه من تحقيق كردم، دو مورد بچه معلول بود، شانس اختلال فيزيولوژيك ازدواج خويشاوند، بيشتر از غير خويشاوند است.
دكتر فريد: در نسل اول، لزوماً اين اتفاق نمي افتد، اين صفت شايد نهفته باشد و در نسلهاي بعد خود را نشان دهد. مدتي پيش زوجي مراجعه كرده بودند كه در آستانه طلاق قرار داشتند. زن به همسرش مظنون شده بود، زيرا مي گفت نه من و نه تو هيچ كدام چشممان آبي نيست، چگونه بچه مان چشم آبي شده است؟ به توصيه من، پس از تحقيق متوجه شدند در نسلهاي گذشته شان يك مهاجر روس چشم آبي وجود داشته است.
دكتر حميديان: به نظر من، اگر تمام جوانب در نظر گرفته شود، اولويت با ازدواج خويشاوندي است.
\ علت طلاق چه بود؟
دكتر فرجاد: ۴۳ درصد دخالت ديگران، نيمي از زنان، شوهران را مقصر مي دانستند، ۱۵ درصد پدر و مادرشوهر و ۲۷ درصد پدر و مادر زن را در طلاق مؤثر مي دانستند و بايد روي اين مسأله كار كرد.
\ اعتياد در طلاق چه نقشي دارد؟
دكتر فرجاد: اعتياد بالاترين درصد تقاضاي طلاق از سوي زنان است. هر جا رضايت از شغل، محيط زندگي و كار بيشتر است، درصد طلاق كمتر است.
\ آسيبهاي رواني در طلاق چه جايگاهي دارند؟
دكتر فرجاد: ۷۰ درصد از متقاضيان طلاق، از اختلافات خانوادگي خسته شده اند و تصميم به طلاق گرفته اند، چون اعتقاد داشته اند طلاق روي بچه ها اثر رواني بد دارد. هرچه تحصيلات بالاتر است، نسبت طلاق پايين تر است.
\ دخالت در زندگي زوجهاي جوان، چند درصد از پرونده هاي دادگاه خانواده را تشكيل مي دهد؟
دكتر حميديان: يكي از عوامل طلاق دخالت ديگران است. مهمترين علت طلاق كه بيش از ۶۰ درصد از دلايل طلاق را تشكيل مي دهد طلاق و بي كاري است. وقتي صحبت از اعتياد مي كنيم بايد آن را در چارچوب ترك نفقه هم ديد. باعث بي كاري اعتياد است و يا شخص پس از اعتياد شغل خود را از دست مي دهد و به انواع بزهكاري روي مي آورد كه ترك نفقه يكي از آن بزه ها است.
ما اكنون با ۵ ميليون بيكار روبرو هستيم. اين روند در سال ۸۳ به شش ميليون و در سال ۸۵ به ۹ ميليون بي كار تبديل خواهد شد.
وقتي طلاق به وجود مي آيد با منظومه اي از عوامل روبرو هستيم. تكثير طلاق به نفع هيچ كس نيست. با توجه به اهميت اين قضيه و اصل ۱۰ قانون اساسي كه مي گويد كليه مسائل بايد براي تحكيم خانواده باشد، متأسفانه تاكنون روي اين مسأله فكري نشده است.
اگر بودجه ما هزار تومان است بايد ۹۹۹ تومان را خرج خانواده كنيم تا به خدمات جانبي نيازمند نباشيم.
علل ديگري هم براي طلاق وجود دارد مثل ترك مرد از خانه، البته گاهي هم زن خانه را ترك مي كند زيرا از بگومگو هاي شوهر خسته شده و به خانه پدر پناه مي برد جايي كه در آن حرف تندي نشنيده و با خانه شوهر متفاوت است.
عقيم بودن مرد هم از علل طلاق است. غم و درد ناشي از مادر نشدن باعث عسرو حرج است ازدواج سن پايين از علل طلاق است.
سن بلوغ اجتماعي براي ازدواج دختر ۱۳ سال است. در اين سن در جسم و روح او مي شود نفوذ كرد ولي او براي گرفتن مهريه، نفقه و مال خود مشكل دارد و بايد حكم رشد بگيرد.
قاضي آقايي: دختر ۱۰ ساله مي تواند ازدواج كند يا طلاق بگيرد ولي در اموال خودش نمي توان دخالت كند.
دكتر حميديان: دخالت ۲۰ درصد از طلاق ها را به خود اختصاص مي دهد. اين تئوري تا آنجا پيش رفته كه گفته مي شود خانواده ها با هم ازدواج مي كنند.
\ نحوه مداخلات چگونه است؟ اصلاً اظهار نظر والدين در زندگي هاي جوانان درست است يانه؟
دكتر حميديان: عدم رعايت چگونگي اظهار نظر مشكل ساز است و بايد ظرافت اظهار نظر رعايت شود. بايد مادر شوهر بداند كه اگر پسرش را براي مرد بودن تربيت كرده بايد بند ناف ارتباط را قطع كند تا او مستقل باشد و به مادر وابستگي نداشته باشد.
گاهي دخالت ها به علت حسادت است. به تازه عروس گفته مي شود از روزي كه شوهر كردي رنگ پريده اي، حيف از تو و... ظاهر اين جملات دلسوزي است ولي خانواده ها نبايد دخالت كنند.
دكتر فرجاد: بايد به خانواده ها آموزش داد تا دخالت نكنند.
دكتر حميديان: طبيعت انسان با دخالت وتحميل بيزار است. دخالت ها، خلاقيت ها را سركوب مي كند دخالت نوعي ضد دلسوزي و ضد مهرباني است و به آرامش كمك نمي كند. قفل تمام زندانها از درون باز مي شود.
زندگي يك فرآيند است كساني مي توانند اين فرآيند را بسازند كه پروژه اي كار كنند. مشاوره اصول دارد و مشاوره بايد با شد ولي بدون اجازه طرف مقابل نبايد وارد حريم اوشد و بعد از درخواست طرف بايد با او مشاوره كرد. ديگران نبايد خود را مالك احساسات زوجين جوان بدانند و اگر بدانند با مسأله اي كه شاهدش هستيم، روبرو خواهيم شد. براي زوجين جوان، گمشده اي وجود ندارد تا ديگران بخواهند آن را پيدا كنند. اگر قرار به نصيحت است بايد به هر دو كرد و اين در صورت احساس نياز آنان بايد انجام شود. بچه زبان مي آموزد چون احساس نياز مي كند.
مسائل زندگي يافتني است، بافتني نيست و درست مثل حجاب كه باور است، بايد نيست بازور نمي شود به كسي چيزي آموخت. نبايد در حياط خلوت زندگي كسي وارد شد. خداي نكرده نبايد آنان را برهنه به جامعه معرفي كرد و بر آتش بنزين ريخت. حكميت خوب است ولي در اختلاف ها از پدر و مادران عصبي نبايد كمك گرفت چون در اوج جنون هستند و نمي توانند اداي حق كنند.
ما در شوهر بايد بداند توقع از پسرش را كه قبل از ازدواج از او داشت، بايد كنار بگذارد. مادر شوهر بايد بداند استقلال مطلق پسرش به استقلال نسبي تبديل مي شود و بعد از ازدواج يك فعل و انفعالي ايجاد مي شود. اگر مادري هر روز پسرش را مي ديده بايد بداند شخص ديگري هم هست و با جملات اگر زنت را طلاق ندهي، شيرم را حلال ات نمي كنم و بچه هايت را خودم نگه مي دارم، پسرش را تحريك به اختلاف نكند.
پدر و مادر هر اندازه مسؤولانه برخورد كنند
نمي توانند جاي يكديگر را پركنند چه رسد به مادر بزرگ. بايد والدين جوان بدانند فرزندان بي تقصير جايشان دادگاه و كلانتري نيست. جاي آنان خانه است و خانه محيطي اجتناب ناپذير است جايي كه فرزندان قبل از حرف زدن با چشمان خود آموخته ها را فرا مي گيرند.
به يك نكته بايداشاره كنم و آن اين است كه بعد از طلاق بايد يك وحدت نظر بين پدر و مادر باشد. رابطه زن و شوهري بعد از طلاق قطع است ولي رابطه پدري و مادري قطع نمي شود و بايد بعد از طلاق، لااقل يك طلاق موفق وجود داشته باشد.
\ براي كم كردن طلاق در جامعه چه بايد كرد؟
دكتر فربد: طلاق يك واقعيت اجتماعي است. جامعه بدون طلاق نبوده و نيست. تلاش بايد بر اين باشد كه اين رقم را پايين بياوريم در حدي كه جامعه و افكار عمومي بپذيرد و آن را يك خطر براي خود احساس نكند.
در ايران ساليانه براثر تصادفات ۲۲ هزار مرگ داريم ولي سقوط هواپيما روي افكار عمومي تأثير گذار تر از تصادفات جاده اي است. جامعه ما جامعه اي درحال گذار است نه يك خانواده گسترده و نه يك خانواده هسته اي داريم، خانواده در يك برزخ است. بخش عظيمي از نگرش ها مربوط به جامعه سنتي است و بخشي مربوط به جامعه مدرن است. وقتي
مي گويند پسري يا نوه اي پسري به دنيا آمده است براي خريد هديه آيا دقت بيشتري نمي شود؟ زيرا عقيده است پسر روشن كننده چراغ خانواده است، پسرخانواده را حفظ مي كند، عصاي پيري پدر و مادر را پسر مي دانند… خب در اين خانواده و با اين نگرش وقتي پسري ازدواج مي كند چرا بايد مادر ناراحت نباشد؟ اگر مادر در بافت جامعه سنتي باشد، آن دخالت هست ولي اگر خانواده وارد بافت هسته اي و مستقل شده است، در مسكن، شغل، ازدواج، نامگذاري فرزند مستقل عمل مي كند و يك واحد اجتماعي دموكراتيك است.
در جامعه ما چنددرصد از افراد همين خانواده هسته اي است كه وقتي مي خواهد چيزي بخرد از خانواده اش سؤال نكند؟ پس هنوز آن استقلال دروني شده نيست. پس اگر اين دخالت ها وجود دارد، ريشه در ساختار دارد. الان چه اندازه مددكار اجتماعي و مراكز مشاوره وجود دارد؟
دكتر نجفي: اين مراكز بيشتر جنبه صوري دارد تا ماهيتي و اين به علت فقدان تخصص است. حتي نقش «داور» در دادگاه خانواده بيشتر جنبه
تسهيل كننده تشريفات طلاق را دارد.
دكتر حميديان: قانون دست ما را بسته است. طلاق به درخواست مرد نداريم طلاق به خواسته مرد داريم و دادگاه نمي تواند نظرداورها را حتي اگر تداوم زندگي باشد، رد كند.
154440.jpg
دكتر فربد: در جامعه اي كه وابستگي خاك و خون هست، فرد در انتخاب همسرش اختيار ندارد. «بايد بگذاريم خود تصميم بگيرند» مربوط به جامعه اي آرماني است و اين به سياست گذاري جامعه برمي گردد. متفكرين ما تفكر بخشي نگر دارند. تغيير در يك الگو موجب تغيير در ساير الگوها مي شود.
آمار طلاق، فرار و اعتياد در روستاها با شهرها در حال همسوشدن است.
سال گذشته براي انجام اين كار تحقيقي به روستايي در ميانه رفته بودم. از مردي پرسيدم براي پسرت زن گرفته اي؟ گفت: نه سه سال است به شهر رفته است. گفتم: هزينه ازدواجش را تودادي؟ گفت: نه! چون به دلخواه من زن نگرفته است.
الآن تلفن كه يك ابزار اقتصادي است در جامعه روستايي ما وارد شده است، در حالي كه پسر و دختر روستايي كه نامزد بودند، از لحاظ عرفي با هم ظاهر نمي شدند. ما الآن تلفن را به خانه هاي روستا برده ايم و اين ارتباط غيرمستقيم برقرارشده است. در بعضي از مناطقي كه به لحاظ كمي و كيفي هيچ يك از ظرفيت هاي اجتماعي، اقتصادي … را ندارد، دانشگاه تأسيس شده است. در يكي از اين مراكز كه نظام معيشتي، گله داري و كشاورزي است و به هم خوردن نامزدي پسرعمو، دخترعمو جزو عجايب بود، شاهد بودم كه دانشجويان زن از شوهران خود به خاطر آشنايي هاي ديگر طلاق مي گرفتند.
ما بايد با تغييرات هماهنگ شويم يا تغييرات را كند كنيم. يكبار شنيديم مادري به تلويزيون تلفن زد و گفت دخترم ترم دوم دانشگاه است. از وقتي دانشگاه رفته به حرف من گوش نمي كند. كارشناس به او گفت: غلط
مي كند. در حالي كه بايد به او مي گفت تو بايد به روز شوي.
خانواده هسته اي مخصوص جامعه صنعتي است ولي ما يك جامعه فلاحتي هستيم بنابراين خانواده هسته اي ما ويژگي لازم را ندارد بنابراين اصل قضيه ساختار است و اين به مسؤوليت مهندسي اجتماعي برمي گردد. با تصويب چندقانون به جايي نمي رسيم هر اندازه قوانين صادرشده بيشتر باشد، نشان از بيماري بيشتر در جامعه است. انواع قوانين هست ولي چون مطالعات اجتماعي نبوده است اين قوانين عينيت ندارد و خيلي از اين قوانين جلوتر از جامعه ما است. قوانين ما جنبه عاريه شده دارد. بطور كلي بايد بگويم اين پديده كه با آن روبرو هستيم ريشه ساختي دارد. تغييرات نامتوازن در جامعه اتفاق افتاده زيرا حركت و تغييرات متوازي نبوده اند.
چرا تحقيق در جامعه ما جايي ندارد؟ چون تفكرمان سنتي است. اگر پسر ودختر من به حرف من موسفيد گوش ندهند به او پرخاش مي كنيم و توانمندي نهفته ناشكفته مي ماند.
دكتر حميديان: قانونگذارما نظريه نويسي مي كند و نظرات شخصي و ايدئولوژي مذهبي خود را به خورد ما مي دهد. وظيفه قواعد حقوقي اين است كه ثبات حق را با تحرك تكامل مطابقت دهد. موضوعات زيادي امروزه داريم كه در گذشته نبوده است. ساختار حقوقي ما از تحولات اجتماعي ما عقب است. اگر قابليت تغيير را ايجاد نكنيم مثل دايناسورها كه با تحولات موجود مطابقت ندارند، منقرض خواهيم شد.
دكتر آقايي: در تمام دنيا در قوانين خانواده بي محابا نمي شود دست به تغيير زد. سنت ها تخته هاي كهني هستند كه به كمك مي آيند. مشكل ما اين است كه قانونگذار
بي توجه به سنت است در قوانين خانواده بوده است.
دكتر همداني: از زاويه تغييرات اجتماعي به اين مسأله نگاه مي كنم: در جامعه ما تغيير بي چون و چرا است. معمولاً انطباق با تغييرات نيست و بيشتر مقاومت است بنابراين در برابر تغيير مقاومت وجود دارد. خانواده هم مقاومت مي كند و در برابر اقتداري كه قبلاً بوده است . خانواده سنتي اقتدارگر است در خانواده مثبت اقتدار به عدالت بود. پدر يا مادر اقتدار را با عدالت تقسيم مي كردند و سطح خانواده به تعادل مي رسيد ولي وقتي اين تعادل به هم ريخت بحران ايجاد مي شود و عوامل جامعه دچار ناهنجاري مي شوند.
يك سر اين مسأله به پدر و مادر و يك سرآن به زوجين برمي گردد. در زوجين گم گشتگي هويت ايجاد مي شود و در برابر استبداد فشار رواني نمي داند چه كند، تصميم نمي گيرد و ترديد مي كند و بعد تصميم نا به جا مي گيرد.
اكثر طلاق ها به خاطر ارتباطات و اطلاعات ناكافي و غيركافي است. اگر بدانند چه مسائلي بعد از طلاق هست با هم توافق مي كنند اما در اين ماجرا اين اتفاق نمي افتد و از طرف ديگر نيز بانفوذ پدر و مادر روبرو هستيم.
يادم هست دانشگاه پاريس درس مي خواندم از من به عنوان يك ايراني در مورد دخالت والدين پرسيدند گفتم والدين در ايران از ابتدا تا قيامت دخالت مي كنند. زيرا پدر و مادر وقتي بچه دار مي شوند نگران هستند و تا وقتي كه درون قبر هم مي روند نگران بچه هايشان هستند اين نگراني چرا وجود دارد؟ يكي به علت استبداد خانواده است كه ريشه در گذشته تاريخي ما دارد يكي احساس غربت است و آنها تنها مي شوند. در بعضي جوامع پدر يا مادر تنها كه مي شوند استبدادشان بيشتر مي شود. پس بايد حق داد كه بعضي از اين مقاومت ها بيشتر شود. مقداري از اين نگراني ها طبيعي است و غيرعادي نيست و به نظر من حسن است زيرا عامل كنترل است.
پدر و مادر شايد نتوانند اين عامل كنترل را خوب هدايت كنند ولي با آموزش مي شود آن را كنترل و هدايت كرد و اگر نشود مصيبت طلاق را داريم. تعدادي از اين دخالت ها درست و از سراستبداد منطقي است زيرا هميشه نمي شود مسأله را شفاف بيان كرد چون خيلي شخص آينده خود را جلوي خود نمي بيند.
به هر حال ما بايد محور جامعه مان را كه اقتدار خانواده است از بين نبريم و سامان بدهيم و اگر اين نشود يك
سرگم گشتگي هويت و يك سرگم گشتي خانواده است.

...................................................

طلاق

زناشوئی و طلاق در ایران اسلامی

مسائل اخلاقی از دلایل مراجعه زوجین به دادگاه
بررسی ها نشان می دهد به جز مسائل اقتصادی و اعتیاد که همواره عمده دلیل اختلافات میان زوجین بوده است ، مسائل اخلاقی یکی از بیشترین دلایل حضور زوجین در دادگاه خانواده است .

درصد بالایی از زنان به علت عدم مسئولیت پذیری همسران خود به دادگاه مراجعه کرده و تقاضای طلاق می کنند.
مهر: معاون مجتمع قضائی خانواده ، مسائل اخلاقی را یکی از بیشترین دلایل اصلی اختلافات میان زوجین عنوان کرد.

مهین دخت داوودی افزود: بررسی ها نشان می دهد به جز مسائل اقتصادی و اعتیاد که همواره عمده دلیل اختلافات میان زوجین بوده است ، مسائل اخلاقی یکی از بیشترین دلایل حضور زوجین در دادگاه خانواده است .

وی تصریح کرد : اغلب جوانان نسبت به تشکیل خانواده توجیه نیستند و هیچ گونه آگاهی نسبت به روابط زناشویی ندارند و به طور کلی با تکالیف و مسئولیت های پس از ازدواج آشنا نیستند و تفاوتی میان این دوران و دوره مجردی احساس نمی کنند.

معاون مجتمع قضائی ، عدم آشنایی به مسئولیت های زندگی را یکی از دلایل بروز اختلاف میان زوجین عنوان کرد و افزود : در شرایطی که دختر و پسر با عدم آگاهی به وظایف و همچنین مسائل زناشویی، زندگی مشترک را آغاز می کنند بنابراین شکل گیری اختلاف در سالهای ابتدایی زندگی چندان عجیب نیست.

وی گفت : درصد بالایی از زنان به علت عدم مسئولیت پذیری همسران خود به دادگاه مراجعه کرده و تقاضای طلاق می کنند در حالی که اگر آنان قبل از تشکیل خانواده با اصول ابتدایی زندگی آشنا می شدند ، نتیجه زندگی آنان به سرعت به جدایی ختم نمی شد .

...............................................................

طلاق برای دختران کم سن و سال

دختر زير چهارده طلاق

80 درصد متقاضيان طلاق كمتر از 25 سال سن دارند

استاد دانشگاه امام حسين گفت: 80 درصد از متقاضيان طلاق در كشور كمتر از 25سال سن دارند. 
   
 احمد طهماسبي امروز در حاشيه همايش نخبگان خواهر بسيجي استان قزوين در گفت و گو با خبرنگار فارس در قزوين، افزود: از هر 4 ازدواج در تهران و 7 ازدواج در شهرستانها يك مورد منجر به طلاق مي شود.

وي ادامه داد: عدم شناخت طرفين از يكديگر قبل از ازدواج، شرايط سخت طرفين، عدم رعايت حقوق طرفين در زندگي و ازدواجهاي اجباري از مهمترين عوامل اصلي افزايش طلاق در جامعه است.

استاد دانشگاه امام حسين اظهار داشت: خانواده خوب خانواده اي است كه حق سالاري در آن حاكم بوده و زن و مرد با در پيش گرفتن منطق زندگي خود را به خوبي اداره كنند.

وي اضافه كرد: ايجاد اختلافات سليقه‌اي ميان زن و مرد امري طبيعي و غيرقابل انكار است ولي مي بايست زن و مرد با اتخاذ راه حل ماهرانه مشكل پيش آمده را حل نمايند.

طهماسبي تصريح كرد: دينداري، خوش اخلاقي، رعايت تناسب در ازدواج از عوامل مهم در ايجاد ازدواج و زندگي پايدار در جامعه است.

وي با اشاره به افزايش آمار طلاق در جامعه بيان داشت: عمده طلاقهايي كه امروزه اتفاق مي‌افتد در مورد كساني است كه داراي مهريه زيادي هستند و مي توان گفت 82 درصد از متقاضيان طلاق نيز زنان هستند.

استاد دانشگاه امام حسين يادآور شد: عمده مشكلاتي كه براي جوانان در امر ازدواج پيش مي آيد مربوط به نوع انتخاب آنها است، در صورتي كه اين انتخاب از روي شناخت صورت گيرد زندگي پايداري شكل مي گيرد.

وي تاكيد كرد: اكثر آشنايي هاي احساسي و كوركورانه به ازدواج منتهي نمي شود و در ازدواج هاي اين چنين زندگي پايداري را شاهد نخواهيم بود.

وي با اشاره به كاهش 12 درصدي آمار ازدواج در سال 85 خاطرنشان ساخت: تجملاتي كه در زندگي كنوني مردم حاكم شده از مهمترين عوامل كاهش ازدواج در كشور ما است

...................................آمار طلاق

طلاق دختر طلاق دختر طلاق بچه طلاق كودك طلاق آثار طلاق پيامد طلاق

نگاهي به آمار طلاق در ايران

در سال 1365 در برابر هر 340 هزار و 342 ازدواج،‌35 هزار و 211 طلاق در كشور ثبت شده است. اين آمار در سال 1375 به 479هزار و 263 ازدواج در برابر 37 هزار و 817 طلاق و در سال 1381 به 650هزار و 960 ازدواج در برابر 67هزار و 256 طلاق مي‌رسد. اگر چه آمارهاي مربوط به طلاق به دلايل مختلف از جمله ثبت نشدن در دفاتر، جاري كردن صيغه شرعي طلاق بدون درج محضري آن و...با كم شماري مواجه مي‌شوند و چندان قابل استناد نيستند، ولي بررسي همين آمار و محاسبه شاخص‌هايي چون نسبت طلاق به ازدواج و يا نسبت طلاق به كل جمعيت نشان دهنده آن است كه اين آمار طي سال‌هاي مختلف با نوساناتي روبه‌رو بوده است. بررسي رقم مطلق طلاق طي سال‌هاي 1365 تا 1381 نشان دهنده افزايش آمار طلاق طي سال‌هاي مورد بررسي است اما محاسبه شاخص‌هاي آماري نشان مي‌دهد در سال 1365 شاخص طلاق با افزايش روبه‌روست سپس طي سال‌هاي 1370 تا 1377 به‌تدريج كاهش مي‌يابد و از سال 1379 تا 1381 اين آمار مجدداً افزايش مي‌يابد. اين امر، گوياي آن است كه اگرچه به گفته جمعيت‌شناسان افزايش طلاق با افزايش ازدواج رابطه‌اي مستقيم دارد، ولي به صورت غير‌مستقيم نوسانات شاخص‌هاي طلاق تحت تأثير عوامل اقتصادي و اجتماعي و همچنين مسايل حقوقي است، چنانكه وضع قوانين و مقررات مي‌تواند با تسهيل روند طلاق آن را به ميزان طبيعي خود نزديك كرده و فضايي ايجاد كند كه بسياري از زوج‌هايي كه در عمل، زندگي زناشويي آنان به بن‌بست رسيده است و به دليل مسايل حقوقي قادر به جدايي نيستند، اين مرحله را پشت سر‌بگذارند و يا با ايجاد موانع حقوقي و قانوني آمار طلاق را كاهش دهد.

ادامه...

چالش‌ها و تنگناها

واكنش و حساسيت جوامع انساني در مقابل همه پديده‌هاي اجتماعي يكسان نيست، مثلاً حساسيت آنها در مواجهه با افزايش جمعيت به اندازه و اهميت حساسيتي كه در مواجهه با مرگ و ميرهايي همچون تلفات ناشي از سرطان‌ها دارند، نيست. ازدواج و طلاق نيز از جمله مواردي است كه جامعه به محض اطلاع از نوسانات خيره‌كننده آن، بي‌درنگ واكنش نشان مي‌دهد. عرضه و تقاضا در بازار ازدواج و نوسانات و تعادل يا عدم تعادلي كه در آن بروز مي‌كند، همواره به عنوان يكي از پيامدهاي تغييرات جمعيتي و اجتماعي مطرح بوده است. بحثي كه چند سالي است با تمامي جذابيت‌ها و ابهامات خود، تلاش برخي محققان را برانگيخته است. با وجود آنكه هيچ اتفاق نظري در مورد وضعيت ازدواج جوانان وجود ندارد، انگشت اشاره نويسندگان، تغييرات جمعيتي دو دهه گذشته را به عنوان علل بروز مشكلاتي از اين دست، نشانه رفته است. نتيجه چند پژوهش انجام شده در اين مورد، انگاره "تنگناي ازدواج دختران" بوده كه مناقشات زيادي در پي داشته است. اين مختصر تلاش دارد تا نگاهي اجمالي به اين مناقشات بيافكند و گوشه‌اي از واقعيات مربوط به تحولات وضعيت ازدواج را بيان كند. موضوع مهم ديگر يعني "طلاق" نيازمند فرصت مناسب ديگري است كه چنانچه فراهم شود، مورد بحث و بررسي قرار‌خواهد گرفت.

ادامه...

 مساجد؛ تكايا و حسينيه‌ها، جايگاه فرهنگ مذهبي

 شناخت نارسايي‌ها و ضعف‌ها در بخش فرهنگي، مي‌تواند پژوهش‌هاي فرهنگي را به سمت حل نارسايي‌هاي شناخته‌شده راهبر باشد و براساس آن امكان تحليل وضع فرهنگي موجود و تدوين برنامه‌هاي فرهنگي منطبق با واقعيت را فراهم سازد. همچنين توجه به اين نكته ضروري است كه تصميم‌گيري وسياست‌گذاري مبتني بر معيارهاي عيني، صرفاً‌ براساس دسترسي منظم به اطلاعات متقن امكان‌پذير است. از اين رو، طرح سرشماري مراكز و اماكن فرهنگي انجام شد تا به عنوان منبعي موثق و مجموعه‌اي منسجم از كل ظرفيت‌هاي بالقوه و بالفعل بخش فرهنگي اعم از دولتي، غير دولتي و خصوصي، مورد استفاده محققان و پژوهشگران قرار گيرد و چارچوبي براي فعاليت‌هاي بخش فرهنگ و هنر ارائه دهد. اين آمار همچنين مي‌تواند اطلاع دقيقي از مراكز فرهنگي، ورزشي و جاذبه‌هاي گردشگري فراهم آورده و نيز مأخذي معتبر براي پژوهش‌هاي فرهنگي باشد.

ادامه...

دينداري نسل‌هاي قديم و جديد

آيا به راستي نگراني‌ها و دل مشغولي‌هايي كه درباره دينداري نسل جديد و جوانان و نوجوانان مطرح مي‌شود، جدي است؟ آيا به طور كلي جوانان تعلقات ديني دارند يا خير؟ اگر دارند به چه صورتي و اگر در مواردي اين تعلقات وجود ندارد در چه زمينه‌هايي است. در اين باره بر اساس شواهد، پاسخي اجمالي و نيز پاسخي تفصيلي مطرح خواهد شد.  در ابتدا لازم است اشاره كنم موضوع دينداري يا اصولاً پرداختن به بحث ديندار بودن يا نبودن جامعه يا افراد، بحثي است كه از جهت سابقه به دهه‌هاي 1950و 1960 در آمريكا باز مي‌گردد. درست با همان دغدغه‌هايي كه امروز ما با اين سؤال روبرو هستيم، در آنجا هم متخصصان رشته جامعه‌شناسي، پژوهشگران اجتماعي و گاهي هم مديران به اين موضوع مي‌پرداختند. مي‌دانيم كه جامعه آمريكا جامعه‌اي با سنت‌هاي ديني قوي بود و كماكان هم چنين است. در اين جامعه با تحولاتي كه رخ داده بود و بر اثر صنعتي شدن فزاينده و مدرن شدن هر چه بيشتر و مهاجرت‌هاي وسيع و مجموعه تحولات اقتصادي - اجتماعي، مدرنيته‌اي عظيم شكل گرفت. در نتيجه، اين سؤال پيش آمد كه مدرنيته با ايمان چه خواهد كرد؟ آن را تقويت مي‌كند و يا تضعيف؟ مردم ديندارتر شده‌اند يا برعكس؟ عمدتاً نيز جامعه‌شناسان ديني كه سابقه كار در كليسا و دغدغه‌هاي مذهبي داشتند به اين موضوع پرداختند.

ادامه... 

 

هزينه تفريح، سرگرمي فقط 4 درصد

بررسي بودجه خانوار در مناطق شهري ايران در سال 1382 عنوان پژوهشي است كه بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران با كمك مديريت كل آمارهاي اقتصادي، اداره آمار اقتصادي و دايره بررسي بودجه خانوار به انجام رسانده است. آمارگيري از هزينه و درآمد خانوارهاي شهري ايران در سال 1382 با مراجعه به حدود 6 هزار خانوار نمونه انجام گرفت. براساس نتايج اين پژوهش در سال 1382 متوسط تعداد افراد خانوار 36/4 نفر بوده است كه نسبت به سال قبل كاهش داشته است. از كل تعداد خانوارها، خانوارهاي چهار نفري با 8/22درصد بيشترين و خانوارهاي 9 نفري با 4/1 درصد كمترين سهم را به خود اختصاص داده‌اند. براساس نتايج اين بررسي متوسط هزينه ناخالص سالانه يك خانوار حدود 49515 هزار ريال بوده است. هزينه مزبور شامل ارزش اجاري خانه شخصي، پرداخت‌هاي خانوار بابت ماليات و حق بازنشستگي است كه نسبت به سال 1381 معادل 9/12درصد افزايش داشته است.  همچنين از كل هزينه‌هاي ناخالص خانوار، 2/27درصد به هزينه خوراكي‌ها، آشاميدني‌ها و دخانيات، 9/5درصد به هزينه پوشاك و كفش، 3/28درصد به هزينه مسكن، آب، برق و سوخت، 6/5 درصد به هزينه لوازم، اثاث و خدمات مورد استفاده در خانه، 4/5درصد به هزينه درمان و بهداشت، 8/15درصد به هزينه حمل و نقل و ارتباطات، 8/3درصد به هزينه تفريح، سرگرمي، تحصيل و خدمات فرهنگي و 8درصد به هزينه كالاها و خدمات متفرقه اختصاص داشته است.

 

+  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 15:12  آدمک  | 

ليلا اوتادی

 زندگينامه  

ليلا اوتادي متولد 1362 در تهران، داراي مدرك معماري داخلي از دانشگاه هنر تهران است. وي با فيلم «چشمان سياه» ساخته ايرج قادري فعاليت هنري خود را آغاز كرد.

فيلم شناسی :   بازيگر  (۵)



 فيلم شناسی :   بازيگر  
  1. بازيگر  : (۵)مورد
    (۱۳۸۰)

    ۱ -  چهار انگشتي (۱۳۸۵)
    ۲ -  قصه دلها (۱۳۸۵)
    ۳ -  چپ دست (۱۳۸۴)
    ۴ -  بيد مجنون (۱۳۸۳)
    ۵ -  چشمان سياه (۱۳۸۱)

ليلا اوتادي

ليلا اوتادي

عكس ليلا اوتادي

ليلا اوتادي

ليلا اوتادي

ليلا اوتادي

عكسهاي ليلا اوتادي

ليلا

lila otadi photo gallery

lila otady

عکسهای قشنگ لیلا اوتادی هنرپیشه معروف و ستاره زن سینمای ایران

بیوگرافی زیبا بروفه| گالری عکس زیبا بروفه| کارهای زیبا بروفه| کار جدید زیبا بروفه| آهنگ های زیبا بروفه| فیلم های زیبا بروفه| فیلم جدید زیبا بروفه| زندگی نامه زیبا بروفه| اشعار زیبا بروفه|
کتاب زیبا بروفه| فیلم شناسی زیبا بروفه| مقالات زیبا بروفه| آلبوم زیبا بروفه| آلبوم جدید زیبا بروفه| ازدواج زیبا بروفه| درس زیبا بروفه| عکس زیبا بروفه| همسر زیبا بروفه| کارهای زیبا بروفه| آثار زیبا بروفه

+  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 9:48  آدمک  | 

زيبا بروفه

زیبا بروفه

ZIba Boroofeh

>> اطلاعات بیشتر درباره زیبا بروفه

بیوگرافی و توضیحات:

بخشی از فیلمشناسی

نام: زیبا بروفه

تاریخ تولد: 1354

مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل حقوق قضایی از دانشگاه آزاد

...............................................

با سریال « خانه شلوغ » (علی شوقیان، 1373) بازیگری را آغاز کرد.

در  تلویزیون با مجموعه « زیر گنبد کبود » و سپس با مجموعه « دلبندم » شناخته شد. اما شاید بهترین نقش  آفرینی وی در فیلم « پر پرواز » باشد. بازی او در این فیلم شاید یکی از نقاط قوت معدود فیلم باشد که زیبا بروفه به بهترین شکل ممکن از پس آن برآمده است.

اگر زیبا بروفه دست به انتخاب درست بزند شاید در سینما بتواند بسیار موفق تر از تلویزیون باشد.

فیلمهای سینمایی:

شب روباه (فیلم / مجموعه، همایون اسعدیان، 1374)

مانی و ندا (پرویز صبری، 1379)

پر پرواز (خسرو معصومی، 1379)

بی همتا (جهانگیر جهانگیری، 1380)

دوشیزه (محمد درمنش، 1381)

 

مجموعه های تلویزیونی:

خانه شلوغ (علی شوقیان، 1373)

زیر گنبد کبود (مجموعه، بهمن زرین پور، 1374)

شب روباه (فیلم / مجموعه، همایون اسعدیان، 1374)

دلبندم (مجموعه، 1377)

جادوی مهتاب (مجموعه، 1376)

گل های سیاه (مجموعه، 1377)

رویای کبود (مجموعه، 1378)

دختران (مجموعه، یک قسمت، اصغر توسلی، 1379)

همسفر (مجموعه، یک قسمت، قاسم جعفری، 1379)

طلسم شدگان (مجموعه، داریوش فرهنگ، 1382)

ریحانه (1383)

زيبا بروفه

زيبا بروفه

زيبا بروفه

زيبا بروفه

زيبا بروفه

بروفه از جمله بازیگرهایی است که هیچگاه نتوانست در سینما به محبوبیتی همپای تلویزیون دست پیدا کند . اگر چه کارش را از سال 1373 و با مجموعه تلویزیونی خانه شلوغ آغاز کرد و بلافاصله پس از آن به سینما راه پیدا کرد ، اما حضورش گویی دیده نمی شد . تا اینکه سال 1377 از راه رسید و با مجموعه دلبندم که بسیاری با مجید جان آن را می شناسند و محصولی برای کودکان بود به یک چهره شاحص تبدیل شد . بروفه در سال 1354 متولد شد و دارای حقوق قضایی از دانشگاه آزاد است . او پس از بازی در کار تلویزیونی علی شوقیان در سال 73 با عنوان خانه شلوغ بازیگری را به صورت جدی آغاز کرد و بعد از آن در فیلم مجموعه شب روباه به کارگردانی همایون اسعدیان ظاهر شد . فیلم یک شکست همه جانبه بود و بروفه مجال دیده شدن پیدا نکرد و بعد از آن دوباره به تلویزیون بازگشت و تا سال 79 که دومین حضور جدی سینمای اش رقم خورد در آثار تلویزیونی چون زیر گنبد کبود به کارگردانی بهمن زرین پور ، دلبندم ، جادوی مهتاب ،گلهای سیاه و رویای کبود پرداخت که از میان آنها دو مجموعه دلبندم و رویای مهتاب بیشتر از سایرین مورد توجه قرار گرفت . در دلبندم که محصول کودکانه بود در کنار مجید صالحی و یک  عروسک با دستانی بلند که همه چیز را اشتباهی تلفظ می کرد همبازی بود که توانست مخاطبین بسیاری پیدا کند . در رویای مهتاب در کنار سعید آقا خانی ایفا گر زوجی بودند که در یک خانه عجیب زندگی می کنند . در این خانه دو روح حضور دارند که هر بار اتفاقی در آنجا شاهد بودبم. مانی و ندا اولین حضور جدی او در سینما محسوب  می شود کاری ساخته پرویز صبری و بازی امین حیایی که درباره عشق به سینما و بازیگری ساخته شده بود. اما اثر گذارترین بازی او تا به امروز بازی در فیلم سینمایی پر پروازدر همان سال 1379 بود که خسرو معصومی با استفاده از شهرت و محبوبیت شادمهر عقیلی ساخته بود. تنهانقطه قوت فیلم حضور زیبا بود  و او یک تنه جور همه ضعفهای اثر را به دوش می کشد . اگر چه شهرت شادمهر او را گامی به عقب پس می زند ، اما در جدال با رقیب عشقی اش مرجان شیر محمدی یک سرو گردن بالاتر نشان می دهد .آن سال در مجموعه تلویزیونی دختران به کارگردانی  اصغر توسلی که دورنمایه اجتماعی داشت در یک قسمت به عنوان بازیگر مهمان حضور پیدا می کند و سال بعد در بی همتا به کارگردانی جهانگیر جهانگیری به سینما باز می گردد . فیلمی ضعیف که هیچ گونه نقطه مثبتی برای بروفه به همراه نداشت. آخرین فیلمی که از وی به نمایش در آمده دوشیزه ساخته محمد درمنش که با تاخیری دوساله از زمان ساخته اکران شده و شکست سنگینی را متحمل می شود . سال 82 با بازی در یک نقش محوری در مجموعه تلویزیونی طلسم شدگان در کنار بزرگانی چون مهدی هاشمی و پرویز پور حسینی به عنوان نامزد و بعدها به عنوان همسر امین زندگانی حضور موفق را رقم می زند و دوباره به اوج بازمی گردد. او مدتها ست با پیام صابری گریمور ازدواج کرده است و آخرین سریال تلویزیونی وی هم ریحانه کاری از سیروس مقدم می باشد که یکی دیگر از کارهای خوب وی

می باشد

گالري عكس زيبا بروفه

زيبا بروفه

زيبا بروفه

عكس زيبا بروفه

زيبا بروفه

زيبا بروفه

زيبا بروفه

زيبا بروفه

زيبا بروفه

عكس متفرقه

زيبا بروفه شاد مهر عقيلي

زيبا بروفه شاد مهر عقيلي

عشق loveمرگdeathزندگي life مهناز افشارmahnaz afsharمحمد رضا گلزارmohamad reza golzar نيكي كريميniki karimiهديه تهرانيhedieh tehranعكسphotoگالري gallery رزيتا غفاريrozita ghafariايراني iranianدخترgirl زن womenزنان  مهدي سلوكي mehdi soloki بهرام رادانbahram radan هنرمندانactorsهنرمندان زنactressبانوي ايرانيmp3آهنگ دانلود فلسفه philosophyفلاسفه   فيلسوف ژاپن japanژاپني japanees زبان language موزيك merila zarei مريلا زارعي shahab hosini شهاب حسيني behnosh bakhtiariبهنوش بختياري چت chat دانلود downloadكليپ نگار فروزنده negar frozande  لعيا زنگنه laia zangene  زيبا بروفه  iba brofe

باران کوثري baran kosari ماهايا پترسيان mahia petrosian ليلا حاتمي lila hatami شيلا خداداد shila khodadad الهام چرخنده elham charkhande لادن طباطباييladan tabatabaee عسل بديعي asal badiee ترانه عليدوستtarane alidosti فاطمه گودرزي fateme godarzi ليلا اوتادي lila otadi رويا جاويدنيا roya javid nia گوهر خير انديشgohar kheir andish نيوشا ضيغميniosha zighami ليلا زارعي lila zarei آناهيتا همتيanahit hemati کمند امير سليماني   amand amir solimani کتايون رياحي katayoon riahi يکتا ناصرyekta naser مريم کاويانيmaryam kaviani رزيتا غفاريrozita ghafari چکامه چمن ماهchakameh chaman mah مرجان محتشمmarjan mohtasham yalda zabihiيلدا ذبيحي لاله اسکندريlale eskandari

بهاره رهنماbahare rahnema بهنوش طباطباييbehnosh tabatabaee امين حيايي amin hiaee

ژارسا پيروز فرparsa piroz far پرويز پرستوييparviz parastoee خسرو شکيايي khosro shakibaei کامبيز ديرباز kambiz dir baz پژمان بازغي pejman bazeghi مهران مديري mehran modiri رضا کيانيان reza kianian عزت الله انتظامي ezat olah entezami بهرام رادان baharam radan محمد رضا گلزار mohamad reza golzar محمد رضا شريفي نيا mohamad reza sharifi nia محمدرضا فروتن mohamad reza frotan شهاب حسيني shahab hoseini

حسن پور شيرازي hasan poor shirazi مهدي سلوکي mehdi soloki جمشي مشايخي jamshid mashaiekhi خاطره حاتمي khatreh hatami حسام الدين نواب صفوي hesam edin navab safavi حامد بهدادhamed behdad رضا رويگري reza roygari محمد علي کشاورز mohamd ali keshavarz داريوش ارجمند darosh arjman ابولفضل پور عربabolfazl poor arab امين تارخamin tarokh داريوش فرهنگ dariosh farhang علي قربانزاده ali ghorbanzadeh

فرامرز قريبيان faramarz gharibian فرهاد مهاديانfarhad mahadian reza ataranرضا عطاران يوسف تيموريyosef timori عكس photo عكسهايgallery

 

+  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 9:27  آدمک  | 

نام: گلشیفته فراهانی

تاریخ تولد: 1362 

دختر بهزاد فراهانی و فهیمه رحیم نیا

خواهر شقایق فراهانی

...............................................

- تنها خوش شانسی بزرگ او بازی در فیلم  درخت گلابی - یکی از بهترین فیلم های مهرجویی - است.

- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر از بخش بین الملل شانزدهمین جشنواره فیلم فجر.

- بهترین بازیگر جشنواره بیست و دوم فیلم فجر برای بازیهای خیره کننده اش در دو فیلم « بوتیک » و « اشک سرما » به انتخاب نویسندگان و منتقدان

- برنده تندیس زرین هشتمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « اشک سرما »

- درخت گلابی (داریوش مهرجویی - 1376)

- هفت پرده (فرزاد مؤتمن - 1379)

- زمانه (حمیدرضا صلاحمند - 1379)

- جایی دیگر (مهدی کرم  پور - 1381)

- بوتیک (حمید نعمت الله - 1381)

- دو فرشته  (محمد حقیقت - 1381)

- اشک سرما (عزیز الله حمید نژاد - 1381)

- بابا عزیز (محمد ناصر خمیر - 1382)

- ماهی ها هم عاشق می شوند (علی رفیعی - 1383)

- به نام پدر (ابراهیم حاتمی کیا، 1384)

- گیس بریده (جمشید حیدری، 1384)

- میم مثل مادر (رسول ملاقلی پور، 1385)

- سنتوری (داریوش مهرجویی، 1385)

 

گلشيفته فراهاني

عكسهاي گلشيفته فراهاني

گلشيفته فراهاني

عكس گلشيفته فراهاني

گلشيفته فراهاني

golshifteh frahani photo gallery

golshifteh frahani photo gallery

گلشیفته فراهانی

گلشیفته فراهانی

گلشیفته فراهانی

گلشيفته فراهاني

گلشيفته فراهاني

گلشيفته فراهاني

گلشيفته فراهاني

گلشيفته فراهاني

گلشيفته فراهاني

گلشيفته فراهاني

گلشيفته فراهاني

گلشيفته فراهاني

گلشيفته فراهاني

Golshifte-10(shirazpatogh).jpg

گلشيفته فراهاني

 

 
 
Golshifte-08(shirazpatogh).jpg

Golshifte-07(shirazpatogh).jpgGolshifte-04(shirazpatogh).jpgGolshifte-03(shirazpatogh).jpgGolshifte-09(shirazpatogh).jpg

+  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 9:5  آدمک  | 

شقایق فراهانی

Shaghayegh Farahani

>> اطلاعات بیشتر درباره شقایق فراهانی

بیوگرافی و توضیحات:

بخشی از فیلمشناسی

نام: شقایق فراهانی

تاریخ تولد:  1351

مدرک تحصیلی: دیپلم گرافیک از هنرستان هنرهای تجسمی و فارغ التحصیل نقاشی از دانشگاه آزاد اسلامی.

دختر بهزاد فراهانی

...............................................

از کودکی همراه پدر و مادرش (بهزاد فراهانی و فهیمه رحیمی نیا) به بازی در تئاتر پرداخت.

با حضوری کوتاه در فیلم لیلا به سینما آمد اما تنها در فیلم چتری برای دو نفر توانست توانایی های خود را به نمایش بگذارد. بازی او در این فیلم کاملا بر بازی بازیگران مقابلش - رضا کیانیان و هدیه تهرانی - برتری دارد.

با بازی خوبش در فیلم پروانه در سطح بین المللی هم توانست موفق شود.

...............................................

لینک مرتبط: بهترین های سال 1380

لیلا (داریوش مهرجویی، 1375)

مهره  (محمدعلی سجادی، 1376)   

درخت گلابی (داریوش مهرجویی، 1376)

طوطیا (ایرج قادری، 1377)

عشق کافی نیست (مهدی صباغزاده، 1377)

شهرت (ایرج قادری، 1378)

راز شب بارانی (سیامک اطلسی، 1378)

چتری برای دو نفر (احمد امینی، 1379)  

شبهای تهران (داریوش فرهنگ، 1379)

صدای سخن عشق (رضا شالچی، 1379)

سمفونی تاریک (محمد عرب، 1380)

آدمکها (علی قوی تن، 1381)

آخرین پرواز ققنوس (مسعود تکاور، 1381)

پروانه (عباس رافعی، 1382)

شارلاتان (آرش معیریان، 1383)

عشق loveمرگdeathزندگي life مهناز افشارmahnaz afsharمحمد رضا گلزارmohamad reza golzar نيكي كريميniki karimiهديه تهرانيhedieh tehranعكسphotoگالري gallery رزيتا غفاريrozita ghafariايراني iranianدخترgirl زن womenزنان  مهدي سلوكي mehdi soloki بهرام رادانbahram radan هنرمندانactorsهنرمندان زنactressبانوي ايرانيmp3آهنگ دانلود فلسفه philosophyفلاسفه   فيلسوف ژاپن japanژاپني japanees زبان language موزيك merila zarei مريلا زارعي shahab hosini شهاب حسيني behnosh bakhtiariبهنوش بختياري چت chat دانلود downloadكليپ clipeالناز شاكر دوست elnaz shaker doost آنته فقيه نصيري ateneh faghih nasiri بهنوش بختياري behnosh bakhtiari زهرا ابرهيمي zahara ebrahimi مهتاب کرامتي mahtab keramati فريماه فرجامي farima farjami ليلا اسکندري lila eskandari اليزابت امينيelizabet aminiالهام حميدي elham hamidi افسانه بايگان afasane bayeganنيکي کريمي niki karimiهانيه توسلي hanieh tavasoli فاطمه معتمد آريا fateme motamed arya شقايق فراهاني shaghayegh farahaniگلشيفته فراهاني golshifteh farahani mahnaz afsharمهناز افشارنيلوفر خوش خلق nilofar khosh akhlaghمريلا زارعي merila zarei عكس photo عكسهايgallery

شقایق فراهانیshagayegh frahani

شقايق فراهاني

شقايق فراهاني

شقايق فراهانيچ

شقايق فراهاني

شقايق فراهاني

شقايق فراهاني

nights-4

شقايق فراهاني

شقايق فراهاني

شقايق فراهاني

شقايق فراهاني

شقايق فراهاني

شقايق فراهاني

شقايق فراهاني

شقايق فراهاني

شقايق فراهاني

شقايق فراهاني عكس عكسهاي گالري photo

پرستو گلستاني

شقايق فراهاني

شقايق فراهاني

شقايق فراهاني

شقايق فراهاني

شقايق فراهاني

شقايق فراهاني(بازيگر سينما)

شقايق فراهاني

 

+  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 8:45  آدمک  | 

گالری عکس و بیوگرافی هنرمندان زن و مرد و خانم ایرانی در سینما و تلوزیون سر کار خانم فریماه فرجامی عکسهای

 فریماه فرجامی

Farimah Farjami

>> اطلاعات بیشتر درباره فریماه فرجامی

بیوگرافی و توضیحات:

بخشی از فیلمشناسی

نام: فریماه فرجامی

تاریخ تولد: 1332

...............................................

متولد هجدهم اردیبهشت ماه 1331 در تهران.

لیسانس رشته ادبیات دراماتیک از دانشکده هنرهای دراماتیک.

شروع فعالیت از سال 1355 با بازی در نمایش تلویزیونی آدمک مومی.

با بازی در فیلمی از مسعود کیمیایی - خط قرمز (1361) به سینما آمد و با بازی در فیلمی از مسعود کیمیایی اولین جایزه اش را گرفت:  سرب (1367).

بازیهای درخشانش در سه فیلم مادر (1368)، پرده آخر (1369) و بخصوص نرگس (1370) او را به عنوان بهترین بازیگر اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد مطرح کرد. اما نزدیک به یک دهه است که دیگر از فریماه فرجامی خبری نیست. حضور کوتاه او در فیلم آب و آتش علی رغم سعی و تلاش فراوانش برای بازگشت به دوران اوج گذشته چندان کارساز نبود.

او اواخر سال 1381 در فیلم یک کارگردان /  بازیگر به نام زهر عسل (ابراهیم شیبانی) در نقش اول ظاهر شد.

گفت هر سه نفرشان (غلامعلی عرفان، 1359)

خط قرمز (مسعود کیمیایی، 1361)

تیغ و ابریشم (مسعود کیمیایی، 1365)

اجاره نشینها (داریوش مهرجویی، 1365)

بی پناه (علیرضا داودنژاد، 1365)

سرب (مسعود کیمیایی، 1367)

مادر (علی حاتمی، 1368)

پرده آخر (واروژ کریم مسیحی، 1369)

نرگس (رخشان بنی اعتماد، 1370)

تماس شیطانی (حسن قلی زاده، 1371)

بانی چاو (فیلم / مجموعه، احمدرضا گرشاسبی، 1374)

جوانمرد (جمشید آهنگرانی، 75/1374)

عشق گمشده (سعید اسدی، 76/1375)

ساغر (سیروس الوند، 1376)

آب و آتش (فریدون جیرانی - 79/1378)  

زهر عسل (ابراهیم شیبانی، 1382)

کاغذدیواری زرد (رامین لباسچی، 1384)

 

بخش 4 جراحی (مجموعه، 1369)

پهلوانان نمی میرند (مجموعه، حسن فتحی، 1375)

راه سوم (مجموعه، قاسم جعفری، 1377)

فرمان (مجموعه، 1381)

فریماه فرجامی

فريماه فرجامي(بازيگر سينما)

عکسهای فریماه فرجامی

فريماه فرجامي(بازيگر سينما)

گالری عکس فریماه فرجامی

فريماه فرجامي(بازيگر سينما)

عکس خانم فریماه فرجامی

عشق loveمرگdeathزندگي life مهناز افشارmahnaz afsharمحمد رضا گلزارmohamad reza golzar نيكي كريميniki karimiهديه تهرانيhedieh tehranعكسphotoگالري gallery رزيتا غفاريrozita ghafariايراني iranianدخترgirl زن womenزنان  مهدي سلوكي mehdi soloki بهرام رادانbahram radan هنرمندانactorsهنرمندان زنactressبانوي ايرانيmp3آهنگ دانلود فلسفه philosophyفلاسفه   فيلسوف ژاپن japanژاپني japanees زبان language موزيك merila zarei مريلا زارعي shahab hosini شهاب حسيني behnosh bakhtiariبهنوش بختياري چت chat دانلود downloadكليپ  yosef timori ابرهيم حاتمي کياebrahim hatami kia زهرا مصفا zahra mosafa mohamd reza hedayatiمحمد رضا هدايتي اکبر عبديakbar abdi بيژن امکانيانbijan emkanian رامبد جوانrambod javan مهدي پاکدلmehdi pakdel فرزاد حسنيfarzad hasani

سميرا مخملبافsamira makhmalbaf ميترا حجارmitra hajar ليلا اوتاديlila otadi پانته بهرامpantea baharam شيرين بيناshirin bina رويا نونهاليroya nonahali  عكس photo عكسهايgallery

فریماه فرجامیfarimah farjami

فريماه فرجامي

فريماه فرجامي

عكس زيبا خانم فريماه فرجامي در سينما

فريماه فرجامي

فريماه فرجامي

عروس سينماي ايران خانم هانيه توسلي

هانيه توسلي

irania actress

ستارگان سينماي ايران

عشق loveمرگdeathزندگي life مهناز افشارmahnaz afsharمحمد رضا گلزارmohamad reza golzar نيكي كريميniki karimiهديه تهرانيhedieh tehranعكسphotoگالري gallery رزيتا غفاريrozita ghafariايراني iranianدخترgirl زن womenزنان  مهدي سلوكي mehdi soloki بهرام رادانbahram radan هنرمندانactorsهنرمندان زنactressبانوي ايرانيmp3آهنگ دانلود فلسفه philosophyفلاسفه   فيلسوف ژاپن japanژاپني japanees زبان language موزيك merila zarei مريلا زارعي shahab hosini شهاب حسيني behnosh bakhtiariبهنوش بختياري چت chat دانلود downloadكليپ clipeالناز شاكر دوست elnaz shaker doost آنته فقيه نصيري ateneh faghih nasiri بهنوش بختياري behnosh bakhtiari زهرا ابرهيمي zahara ebrahimi مهتاب کرامتي mahtab keramati فريماه فرجامي farima farjami ليلا اسکندري lila eskandari اليزابت امينيelizabet aminiالهام حميدي elham hamidi افسانه بايگان afasane bayeganنيکي کريمي niki karimiهانيه توسلي hanieh tavasoli فاطمه معتمد آريا fateme motamed arya شقايق فراهاني shaghayegh farahaniگلشيفته فراهاني golshifteh farahani mahnaz afsharمهناز افشارنيلوفر خوش خلق nilofar khosh akhlaghمريلا زارعي merila zarei عكس photo عكسهايgallery

Iranian Actresses

Leila Hatami

 

Fatemeh Motamedarya

 

Vishka Asayesh

 

Behnaz Jafari

 

Afsaneh Baygan

 

Farimah Farjami

 

Azita Hajiyan

+  سه شنبه بیستم آذر 1386 14:7  آدمک  | 

عنوان مطلب: ایدز

شرح:

چه افرادي در معرض خطر ابتلا به اين بيماري قرار دارند؟

تنها در كشور آمريكا، گفته ميشود بيش از يك ميليون نفر مبتلا به ايدز بـوده و هر ساله از 40 تا 80 هزار نفر به اين تعداد افزوده مي گردد. بطور قابل توجهي ملاحـظه شد كه در بـيـن مـردان هـمـجنس گرا و معتادان تزريقي همچنان كه بيماري مسري ايدز گـستـرش يافته، گروههاي در مـعـرض خـطـر و راه هـاي انـتـقـال تـغـيير يـافـته است. زنان، جوانان و نـوجـوانـان و اقــليتهـاي نژادي سريع ترن جمعيت درحال گسترش مبتـلا بـه ويـروس ايـدز بشمار مي روند. در ايران پيش از اين الگوي انـتـقـال، بيماري معتادين تزريقي محسوب مي شد، اما اكنون اين الگو به رفتارهاي پرخطر جنسي مبدل گشته است.

با ايزماني تعداد مبتلايان در بين آنها اندك بود، جوانان و زنــان نـوجوان 20 درصد كل تعداد بيماران آلوده را در سراسر جهان تشكيل مي دهـنــد. مهمترين و سريعترين عامل انتقال ويروس HIV از نكه طريق رفتارهاي مخاطره انگيز جنسي ميباشد. در حاليكه  بصورت سنتي در مراكز شهـري متمـركـز شـده، مـوارد بـيـماري بتـدريج به حومه شهرها درحال انتقال ميباشد.

بنابراين در جواب سؤال، "چه افرادي در معرض خطر اين بيماري قرار دارند؟" در يك كلمه-همه! پزشكان فرض را بـر اين ميگيرند كه تمامي بيمارانشان -- نوجوانان و جوانان -- در معرض خطر ابتلا قرار دارنـد. آنـها از هـر كـدام سـؤالاتي خاص درباره رفتارهاي جنسي و رفتارهاي پر خطر ديگر پرسيده، و بر اين اساس مشاوره و آموزش خود را ارائه مينمايند. تصور اينكه فردي در خطر ابتلا قرار ندارد، يك عمل خطرناك و گمراه كننده است.

پيشگريري از HIV و رفتارهاي جنسي

به منظور ارائه مشاوره و آموزش مؤثر در مورد ايدز، يك پزشك ابتدا بايد بتواند از سابـقـه و گـذشته جنـسي فـرد به صـورتي جـامع و فراگير آگاهي حاصل نمايد. اين هدف زماني عملي مي گـردد كه مباحث مربوط به مسائل جنسي براحتـي مـطرح شـده، تـفـاوتهاي فردي محترم شمرده شده، از واژه هاي عاميانه قابل فهم توسط همه بيماران استفاده شده و سؤالاتي واضح در مورد رفتـارهـاي بـخصوص پرسيده شود - نه اينكه فقط سؤال شود، "آيا روابط جنسي داشتي؟"

پرهيز
با تك تك افراد بايـد مـحـدوده اي از گـزيـنـه هـاي جنسي در رابطه با انتقال ويروس HIV و رفتارهاي پر خطر به بحث گذارده شود -- از قبيل پرهيز. هـمه مردم (بخصوص نوجوانـان) بـايـد در تـصميمشان بـراي خـودداري از روابـط جـنـسـي حمـايـت شــونــد. بـا ايــن حـال بسياري از افراد جوان داشتن روابط جنسي را انتخاب ميكنند. راهكار پيـشگيـري از HIV كه صرفا بر اساس پرهيز باشد، گزينه اي گمراه كننده و غير واقعي است. بنابـرايـن بـايـد همه با پيامهاي غير قضاوتي كه بر رعـايـت مسـؤليـتهاي شخصي براي محافظت از HIV تاكيد دارد، راهنمايي و هدايت شوند. بخـصوص، بـا ايـنكه راهبرهاي روابط جنسي ايمن در گـذشتـه بر مـحدود نمودن تعداد شريك هاي جنـسي و دوري از اشخاصي كه احتمال ابتلا به ويروس ايدز در آنها وجود دارد تاكيد مي شد، بـه نـظر بـرخي پـزشكان مسائل تر عبارتند از:

  • از خـود بوسيله اسـتـفـاده از كـانـدومـهاي لاســتيكي و بندهاي دندان مناسب و مستحكم محافظت نماييد

  • خود را به فعاليتهاي جنسي كم خطر تر محدود كنيد

اشخاصي كه بـه لاسـتيك حساسيت دارند ميتوانند كاندومهاي پلي اورتان را بكار ببرند. نحوه استفاده صحيح و مناسب از كاندوم بايد آموخته شود. استفاده نادرست از كاندوم ممكن است باعث پارگي آن شده و عـلاوه بـر بـارداريـهـاي نـاخـواسته، مـنـجـر به انتقال بيماري ايدرز گردد.

مباني HIV
ويروس HIV از طريق عمل جـنسي با در مـعـرض قـرار گـرفتـن غشـاءهـاي مـخـاطي آلت تناسلي مرد، دهان، مهبل و مقعد با مني مبتلا به ويرس ايدز، پيش انزال، ترشـح هـاي مـهبـلي يـا خـون انـتـقال مـي يـابد. چنين راه انتقال ويروس HIV غير قابل پيش بــيـنـي ميباشد. بعبارت ديگر شخصي ممكن است با يكبار عمل جنسي مبتلا شـود، و شخص ديگري چندين بار روابط جنسي داشته باشد و هرگز مبتلا نگردد. به عـلاوه، تعيين درصد احتمال ابتلا هنگام رفتارهاي جنسي خاص قابل برآورد نميباشد. فقط مي توان در مورد هر رفتار، از واژه هاي پرخطر و كم خطر استفاده نمود.

اعمال كم خطر و پر خطر
استمناء متقابل، نوازش و بوسيدن پايين ترين خطر را دارا ميباشند. مقاربتهاي مـهبلي و مقعدي محافظت نشده (بدون كاندوم) بطور واضح پر خطرترين اعمال جنسي هستند. پزشكان سعي نموده اند كج فهمي هاي متداول را برطرف نمايند -- از قبيل اينكه مردان از طريق مقاربت مهبلي يا مقعدي دچار HIV نميشوند. اين واضح است كه صحيح نمي باشد. شايد بزرگترين محدوده خاكستري در ذهن افراد در خصوص انتقال جنسي HIV از طـريـق سـكس دهـانـي بـاشد. انـتقال ويروس ايدز بر اثر سكس دهـانـي ثـابـت شـده و اطلاعات جديد نشان مي دهند كه سكس دهاني بيشتر از آنچه كه قبلا تصور مي شد ميتواند خطرساز باشد. بنابراين، با اينكه در گذشته مباحثاتي راجـع بـه مـيـزان خـطرات سكس دهاني وجود داشته است، موضوع استفاده مناسب از كاندومهاي لاستـيـكي و بندهاي دنداني در حين سكس دهاني بسيار حائز اهميت ميباشد.

پيشگيري از HIV و مواد مخدر، HIV و بارداري، روش معالجه بعد از ابتلا...


پيشگيري از HIV و مواد مخدر

يك سوم مبتلايان به HIV گفته مي شود كه معتادان تزريقي هسـتـنـد. ايـن آمار شامل تـعـداد افـرادي كـه هـم زمـان با اعتياد به مواد مخدر (تزريقي و غير تزيرقي) يـا الـكـل، از طريق رفتارهاي پر خطر جنسي دچار HIV مي شوند، نميـگردد. افرادي كه آلوده به مواد مخدر هستند بايد نكات زير را رعايت نمايند:

  • پرهيز كلي از مصرف مواد مخدر

  • مراجعه به برنامه هاي درمان و ترك اعتياد

  • استفاده از سرنگهاي تميز و خودداري از بكارگيري شراكتي سرنگ

  • دوري از ارتباط جنسي خطرناك يا هر نوع عملي كـه ديـگران را در مـعـرض خـطــر قرار دهد.

متاسفانه اين هدف هميشه عملي نمي شوند. بيماران خيلي اوقات مـايـل يـا قـادر بـه تغيير دادن اعمال و رفتار، پـذيـرش درمـان يــا دستـيابي بــه خـدمات بـكارگيري روشهاي مناسب نيستند. از آنجايي كه اين سناريو اغلب تكرار ميشود، راهبرد پيشگيري از HIV بيشتر شبيه يك مدل كاهش آسيب مي بـاشـد. اين مدل مي پذيرد كه استفاده از مواد مخدر وجود داشته و اتفاق مي افتد، امـا ســعي در به حداقل رساندن پي آمدهاي مضر آن رفتار مي نمايد.

مباني HIV در خصوص مصرف مواد مخدر
اولين قدم آموزش صحيح است.درمورد بيماراني كه مرتبا از مواد مخدر تزريقي استفاده مي كنند نيز نحوه انتقال را شرح ميدهيم -- ويروس HIV هنگـامي از طـريق مصرف مواد منتقل مي شــود كه خون يا ديگر مايعات بدن از يك فرد مبتلا به شخصي كه هنوز مبتلا نشده انتقال يابد. بايد دانست كه سوزنها يا سرنگهـاي مشـتـرك متداول ترين راه انتقال بيماري ايدز در بين معتادان تزريقي محسوب مي گردد. آـنها بايد از چنين رفتارهاي جدا پرهيز كنند. براي هر تزريق بايد از سرنگهاي استريل شده استـفاده نمود. اشخاصي كه همچنان به استفاده اشتراكي از سرنگ مبـادرت مـي ورزند، بـايد از جـزئيات كامل نحوه ضدعفوني نمودن وسايل خود آگاهي يابند.

ويروس HIV بطور مؤثر از طريق شستشوي مناسب وسايل استعمال مواد بـا آب تميز از بين مي رود. بعد از آب كشيدن، آن را حداقل به مدت يك دقيقه در يك مـايع ضـد عفوني كننده قوي بـايد خيـسانـد يا شستشو داد. در برخي كشورها محل هايي وجود دارد كه در معتادان تزريقي مي تـوانند سوزن هاي مستعمل و آلوده خود را با سوزنهاي استريل تعويض كنند. مطالعات نشان داده كه برنامه هاي تعويض سوزن انتقال بيماري را در بين معتادان تزريقي كاهش داده و يك ايده مفـيـد بـراي هـر بـرنامـه فـراگير پيـشگيري از ايـدز است. اگرچـه، بــرخــي نـقـادان بيم دارند كه چنين برنامه ها معتادان تزريقي را از يافتن راههاي درمان بازداشته و مــمكن است بــر استـفاده از مــواد مــخدر صحه بگذارد. هيچ مـدركي ايـن ادعـاهـا را تـصديــق نمي كند. با حمايتهاي شديد انجنهاي علمي، مذاكره درباره برنامه تعويض سوزن ظاهرا بيشتر جنبه سياسي پـيـدا كرده تا جـنـبـه سلامـتـي همگاني. 

پيشگيري از HIV و بارداري

هيچ كدام از برنامه هاي  پيشگيري از HIV به اندازه برنامه هاي پيشگيري در زنان باردار موفق نبوده است. 90 درصد از مـوارد بـيـماري ايـدز در كـودكان بـدليل انتقال آن از طريق مـادر-فـرزنـدي روي ميـدهد. در آمريكا سالانه 7000 كودك از طريق مادران مبـتـلا بـه HIV متولد ميشوند،ولي تعداد نادري از اين كودكان حامل ويروس ايدز نيستند. در كشورهاي در حـال تـوسـعـه ايـن تــعداد بسيار بسيار بيشتر است. در خلال بارداري يـا زايـمـان اگـر درمانهاي مناسبي صورت نگيرد، ويروس HIV ميتواند در بيش از يـك سـوم موارد از مـادر به فرزند انتقال يابد. در سالهاي اخـير معالجات دارويـي در خصـوص مبــارزه با HIV موارد ميزان انتقال بيماري را كاهش داده اند. يك داروي خاص بنام  AZT يا zidovudine، وقتي هم به مادر باردار و هم به كـودك تـازه بـدنيا آمده داده ميشود، ميتواند به ميزان 8 درصد انتقال بيماري را كاهش دهد. داروهاي ديگر HIV نـيـز مـمـكن اسـت مـؤثر باشند ولي در اين خصوص مطالعات كافي صورت نگرفته است.

زناني كه در سنين بچه آوري قرار دارنـد بـايد تـست HIV را حتما انجام داده و از مشاوره صحيح در اين زمينه برخوردار گردند. زنــاني كه مبتلا به HIV هستند بايد اطلاعات كافي در مــورد جـلوگيــري از بــارداري، خطر انــتقـال ويــروس HIV از مادر به فرزند، و بكارگيري داروهـــاي ضـد ايدز جهت كاستن احتمال انتقال از پزشك خود كسب نمايند. همـچنـيـن بـراي زنـان مـبــتلا به HIV بخصوص كساني كه شوهرشان HIV - منـفـي هسـتـنـد لازم است تا مشاوره اي صحـيـح در مـورد رفـتـارهاي جنــسي ايـمن دريافت كنند، و اگر قصد بارداري دارند، جايگزينهاي آميزش محافظت نشده را بياموزند.

در كشورهايي كه داروهاي ضد ايدز ازقبيل AZT بسادگي در دسترس است برنامه هاي پيشگيري در زنان باردار در كاهش تعداد كودكان مبتلا به HIV كاملا موفــق بــوده اسـت. اين وضعيت در كشـورهاي درحال توسعه بسيار بـد مـي بـاشد چـرا كـه فـقـدان مـنـابــع دستـيابي بـه داروهـاي ضد ايدز را محدود كرده و امكان انجام تستهاي مربــوط به HIV را كاهش داده است.

پيشگيري از HIV بعد از در معرض قرار گرفتن

تا قبل از اين، مردم بعد از دچار شدن به HIV، مثلا بدليل پارگي كاندوم و يــا استفاده از سرنگهاي آلوده، انگيزه كمي براي يافتن مراقبتهاي پزشكـي داشـتـنـد. مطالـعات نشان داده اند كه استفاده از AZT بلافاصله بعد از استفاده از سرنگ آلوده، مي تـواند تا ميزان 80 درصد احتمال ابتلا به HIV را كاهش دهد. پيشگيري پس از پيدايش (PEP) مسـتـلزم استفاده از داروهاي ضد HIV بلافاصله بعد از در معرض ويروس قرار گرفتن مي بـاشد. اگر اين روش براي معتادان تزريقي مفيد بوده باشد، منطقي بنظر مي رسد كه براي افرادي كه از طريق تماس جنسي در معرض ابتلا قرار دارند نيز مفيد واقع گردد.

نظريه اصلي در مورد PEP بعنوان يـك راهبرد پيشگيري كننده از HIV اين است كه مصرف داروهاي ضد ايدز بعد از اينكه فرد در معرض HIV قرار ميگيرد، ممكن است بتواند از طريق متوقف نمودن تكثير عفونت و يا تقــويت سيستم ايمني بدن براي از بين بردن ويروس از ابتلا به بيماري جلوگيري نمايد.

تا به امـروز مـدرك آشـكاري كه PEP را بعد از رفتارهاي پر خطر جنسي مؤثر بداند، وجـود نـداشـتـه و بـراي PEP فعـلا رهنمودهاي ملي و يا موافقت نامه اي در اين شرايـط تـهـيـه نشده است. با اينحال در بسياري از كشورها پـزشــكان و متخصصان باليني PEP را بعد از رفتارهاي پرخطر جنسي به افراد پيشنهاد مي كنند.

اغلب مردم ( و بسياري متخصصان باليني ) تا بحـال چـيـزي در مــورد PEP به گوششان نخورده است. براي پياده سازي راهبردهاي فراگير پيـشگيـري از HIV،  بـالابـردن سـطــح آگاهي جامعه ضروري است. ببينيد آيا PEP در محل زندگي شما ارائه مي شــود. مـردم بايد بدانند كه PEP يك خط مشي اوليه براي پيشگيري از HIV نمي بـاشد. اســتفــاده از كاندوم، اعمال جنسي ايمن و پرهيز از رفتارهاي پـرخــطر ديـگر، "استانداردهاي طلايي" راهبردهاي پيشگيري از ايدز محسوب مي شـوند. با اين حال در صورتيكه متدهاي اوليه پيشگيري دچار نقصان شد، مي توان از PEP براي كاهش احتمال ابتلا به بيماري در فرد استفاده نمود.  مـيزان تـاثير پـذيـري PEP در كـاهـش خـطر ابـتـلا بعد از رفتارهاي پر خطر جنسي كماكان ناشناخته مانده است.

اگر چه رهنمودهاي پذيرفته شده جهـانـي بـراي PEP وجـود ندارد، اين متد براي كساني كه داراي تماسهاي جنسي محافظت نشده مقعـدي، مـهـبلي و يـا دهـاني بـا انـزال فرد مبتلا به HIV يا محتمل به آن (مانند معتادان تزريقي) بوده اند، توصيه ميـگردد. PEP بايد حـداكثر سه روز (72 ساعت) بعد از در مـعرض قـرار گـرفتن شروع شود. PEP براي افرادي كـه از طـريق اعـمال جـنسي ايـزوله در مـعرض ويـروس HIV قـرار گرفته، يـا در آيـنده قصد انجام رفتارهاي ايمن تر را دارند، بسيار مناسب مي بـاشد، امـا رهـنمودهـاي سـريـع و قطعي براي زمان بكارگيري PEP تحت اين شرايط وجود ندارد.

نتيجه

بـا نـبـودن واكسـن و درمان قطعي تلاش ما براي غلبه بر بيماري مسـري HIV بـايـد روي پيشگيري از آن تمركز يابد. چـه اعـمـال جـنـسي بـاشـد، چـه مـصـرف مـواد مخـدر و چه  رفتارهاي ديگري كه فرد را در معرض خطر ابتلا قرار دهد، لازم اسـت مـردم از آموزشها و مهارتهاي صحيح براي محافظت از خودشان بهره مند گردند.

علائم باليني ايدز

علائم بالينی

پس از ورود ويروس به داخل بدن و شروع آلودگي فرد آلوده تا پايان عمر علائم مختلفي را تجربه مي كنند اين علائم بستگي به بيماري زايي ويروس ، تعداد ويروس ، را انتقال و وضعيت ايمني ميزبان در مراحل مختلف دارند . عفونت هاي مختلف به خصوص عفونت هاي ويروسي در شخص آلوده باعث افزايش تكثير ويروس HIV در سلولهاي دفاعي و تسريع در پيشرفت بيماري مي شوند همچنين بر خلاف اكثر عفونت ها ، ايدز داراي 2 مرحله بيماري است يكي در ماههاي اول ورود ويروس و ديگري در انتها و بعد از دوره بي علامت است.

مراحل آلودگي و بيماري ايدز عبارتند از :

1 – مرحله حاد

2 – مرحله بي علامت

3- مرحله بزرگي غده لنفاوي منتشره پايدار

4- مرحله سندرم ايدز

الف : علائم عمومي

ب : علائم عصبي

ج: عفونتهاي ثانويه

د: سرطانهاي ثانويه

هـ : ساير موارد

1- مرحله حاد

دراين مرحله يكسري علائم شايع از جمله تب ، بزرگ شدن غدد لنفاوي ،ضايعات پوستي وگلودردوجود دارد كه حالتي شبيه منونوكلئوسيس ايجاد مي كنند وهمچنين يكسري علائم كه شيوع كمتردارند مثل سردرد ، اسهال ، تهوع ، ستفراغ ، كاهش گلبول سفيد و پلاكت .


2- مرحله بي علامت

دراين مرحله فرد مانند افراد عادي جامعه است وممكن است دچارخستگي ، عرق شبانه ، اسهال متناوب وتب خفيف باشد كه اين علائم مي تواند دركم خوني ها ، اختلالات دستگاه غدددرون ريز وبيماريهاي رواني هم مشاهده شود

3- مرحله بزرگي غده لنفاوي منتشره پايدار

غدد لنفاوي در اندازه هاي نيم تا دو سانتي متر ، بدون درد در بيش از دو نقطه بدن ظاهر ميشوند ناحيه كشاله ران در اين محاسبه قرار نمي گيرد غدد لنفاوي اكثرا به صورت دو طرفه بزرگ مي شوند . حداقل 3 ماه به اين صورت باقي مي مانند و امكان دارد اندازه آنها تغيير پيدا كند .

4- مرحله علامت دار

در اين مرحله ويروس ايدز به تمام سيستم ها و ارگانهاي بدن حمله كرده و به تنهايي و يا به كمك عوامل مختلف مانند ( ميكروب ها – قارچ ها- انگل ها- ويروس ها ) عفونتهاي مختلف را ايجاد مي كند . يكي از شايع ترين علايم بيماري وجود تب طولاني بيشتر از يك ماه ، اسهال به مدت بيشتر از سه ماه و كاهش وزن شديد ( بيشتر از 10 در صد در مدت كمتر از 4 ماه ) است . سل يكي از مهمترين بيماريهايي است كه با گسترش اپيدمي ايدز در دنيا مجددا افزايش يافته است . بيماري سل حتي در كشورهاي پيشرفته نيز بعلت شيوع ايدز از كنترل خارج شده است در مراحل نهايي بيماري كه سلولهاي دفاعي بدن بسيار آسيب ديده اند ، عفونت هاي فرصت طلب مثل سينه ، پهلو به علت قارچ پنوموسيستيس كاريني و سرطان كاپوسي و لنفوم عارض مي شود . همچنين ويروس مستقيما به سلولهاي بخش خاكستري مغز كه مركز يادگيري است حمله ميكند و با از بين بردن سلولهاي آن سبب ايجاد اختلال در حافظه بيمار مي شود.

...............................................................

اچ آی وی ويروسی است که به بيماری مرگبار ايدز منجر می شود. اين ويروس با حملات بی امان خود سيستم دفاعی بدن را چنان تضعيف می کند که حتی کوچکترين عفونت ها جان بيمار را به خطر می اندازند.

تاکنون دست کم 28 ميليون نفر در سراسر جهان در اثر ابتلا به ايدز در گذشته اند.

در حالی که 20 سالی است از شناسايی اچ آی وی می گذرد، هنوز هيچ واکسنی برای اچ آی وی و معالجه ای برای ايدز کشف نشده است. با اين حال نسل تازه داروها، طول عمر افراد آلوده به اچ آی وی را به طور چشمگيری افزايش می دهد.

برای آگاهی از چگونگی حمله ويروس اچ آی وی و نحوه مبارزه داروها با آن راهنمای سمت راست را کليلک کنيد.
ويروس اچ آی وی
 
مراحل مختلف حمله اچ آی وی به سلول
 

اچ آی وی (Human Immunodeficiency Virus) به سيستم دفاعی، يعنی دقيقا همان سيستمی که معمولا در مقابل عفونت ها از بدن دفاع می کند، هجوم می برد.
علائم بیماری ایدز:
علائم ايدز
علادم ايدز

• Hairy leukoplakia — Hairy leukoplakia is one of the most common HIV-associated oral signs. It is a white, corrugated, or "hairy" coating on the lateral borders of the tongue. Unlike thrush, it is not easily scraped off. It is painless, but patients occasionally complain of its appearance and texture. It is caused by the body's reaction to the Epstein-Barr virus (responsible for mononucleosis),

پرونده:Kaposi's Sarcoma.jpg

 

 
 

مرحله ابتدايي و علائم آن:

در مرحله ابتدايي ابتلا به ويروس HIV ، علائم مشابه علائم بيماري آنفولانزا مي باشد. اصولا چند روز بعد از عفوني شدن ، اين علائم بروز مي کند و براي هفته ها به طول مي انجامد. اين علائم عبارتند از :
1- گرفتگي و درد شکم، تهوع و استفراغ
2-اسهال
3-بزرگ شدن غدد لنفاوي زيرکتف، کشاله ران و گلو
4- تب
5-سردرد
6-درد مفاصل و ماهيچه ها
7-کهير پوست
8-گلو درد
9-کاهش وزن
اين علائم با درجات شدت متفاوت بروز مي کند و معمولا به صورت خود به خود 2 تا 3 هفته بعد از بروز، از بين مي رود.

مرحله پيشرفته بيماري و علائم آن:
ممکن است سالها به طول انجامد تا علائم ابتلا به ويروس در بدن به طور کامل توسعه يابد. در اين دوران اگرچه ممکن است هيچ علامتي مشاهده نشود ولي تکثير ويروس ادامه مي يابد. سرعت تکثير ويروس HIV به قدري سريع است که سيستم ايمني بدن قادر به تخريب آنها نخواهد بود و بعد از سالها مبارزه ، بالاخره ضعيف مي شود. پزشکان در صورتي که علائم پايداري مشابه علائم گفته شده در بيمار ببينند که دليل اصلي آن نيز مشخص نشود، مي توانند ابتلا به ويروس HIV را حدس بزنند. همچنين اگر چند علامت به طور همزمان بروز کند، پزشک بهتر مي تواند پي به علت اصلي ابتلا به HIV ببرد. علائمي نظير :
1-گيجي
2- اسهال و تغيير در عملکرد دستگاه گوارش
3-عدم تمرکز
4-سرفه خشک
5-خستگي
6-تب
7-از دست دادن اشتها
8-زخم هاي دهاني
9- تغيير ناخن
10-تعريق شبانه
11- تورم غدد لنفاوي زير کتف، کشاله ران و گردن
12- درد در هنگام بلع
13- تغيير شخصيتي
14- بروز مکرر تبخال ساده
15- نفس نفس زدن
16- ضعف ، کرختي و مور مور شدن دست و پا
17- کاهش وزن بدون دليل
18- عفونت کپکي دهان يا برفک
ابتلا به ويروس HIV در زنان با مشاهده علائم زير نيز قابل تشخيص است.
1- ابتلا به عفونت کپکي واژن بيشتر از 3 بار در سال که مربوط به مصرف آنتي بيوتيک ها نيز نمي باشد.
2- بيماري التهابي لگن خاصره به صورت مکرر
3- تست پاپ اسمير غير نرمال و يا سرطان گردن رحم
کودکان مبتلا به ايدز اغلب علائم متفاوتي مثل تاخير در رشد و يا بزرگ شدن طحال را نشان مي دهند.

مرحله آخر
ايدز در آخرين مراحل ابتلا به عفونت HIV بروز مي کند. اگر HIV بدون درمان رها شود، بعد از 12 تا 13 سال از شروع ابتلا، ايدز شکل واقعي خود را نشان مي دهد. در صورت درمان ويروس HIV امکان پيشرفت بيماري به تاخير مي افتد و حتي مانع از پيشرفت مي شود.

اگر سيستم ايمني بدن به دليل ابتلا به عفونت HIV ضعيف شود، امکان ابتلا به عفونت ها و بيماري هاي خاص افزايش مي يابد. مثلا ابتلا به ذات الريه و سرطان در بين افراد داراي سيستم ايمني ضعيف رايج تر است. در افراد کمي که مبتلا به ويروس HIV هستند و پيشرفت بيماري سريع است، در صورت عدم درمان، بعد از 3 سال ايدز شکل واقعي خود را نشان مي دهد و اين مي تواند دليل پيشرفت سريع بيماري در آنها باشد.


اين ويروس به يک نوع خاص از گلبولهای سفيد خون به نام "سی دی 4 +" حمله می کند. اچ آی وی اين سلول را ربوده، ژن های خود را وارد دی ان ای آن می کند، و از آن برای توليد ذرات ويروسی بيشتری استفاده می کند. اين ذرات سپس ساير سلول های سالم سی دی 4 + را آلوده می کنند.

آن دسته از سلول های سی دی 4 + که ميزبان ويروس اچ آی وی هستند در نهايت از بين می روند. نحوه نابودی اين سلول ها هنوز برای دانشمندان مجهول است.

با کاهش شمار سلول های سی دی 4 + توانايی بدن برای مبارزه با بيماری ها افت می کند و به تدريج به سطحی خطرناک می رسد. از اين مرحله به بعد بيمار به ايدز (Acquired Immune Deficiency Syndrome) مبتلا شده است.

اچ آی وی نوع خاصی از ويروسی به نام "رتروويروس" (retrovirus) است. هرچند اين رتروويرسها نسبت به ويروس های معمولی ارگانيسم ساده تری دارند، اما از ميان بردن آنها دشوارتر است.

ژن های رتروويروسها در داخل دی ان ای سلول ها لانه می کنند. به اين ترتيب هر سلول جديدی که از سلول ميزبان تکثير شود حاوی ژن های اين ويروس خواهد بود.

رتروويروس ها همچنين ژن های خود را با ضريب خطای بالا در سلول ميزبان کپی می کنند. توام شدن اين خصيصه با سرعت بالای تکثير اچ آی وی ، باعث می شود اين ويروس با همان سرعتی که منتشر می شود، تعيير شکل نيز بدهد.

علاوه بر اين، "پوششی" که ذرات ويروس اچ آی وی در آن محفوظ است، جنسی مشابه سلول های بدن دارد که باعث می شود سيستم دفاعی بدن نتواند ذرات ويروس را از سلول های سالم به راحتی تشخيص دهد.

شرح تصوير

اچ آی وی چگونه تکثير می شود:

1- ويروس خود را می چسباند: خوشه های پروتئينی در سطح بيرونی ذرات ويروس، به دريافت کننده های پروتئينی "سی دی 4 +" سلول مقصد "ملحق" می شوند.

2- ژن ها کپی می شوند: ويروس اچ آی وی نمونه ای از اطلاعات ژنتيکی خود را کپی می کند.

3- تکثير: ويروس اين کپی از ژن ها را وارد دی ان ای سلول ميزبان می کند. وقتی سلول ميزبان شروع به تکثير می کند، بخشهای تشکيل دهنده ويروس اچ آی وی را هم تکثير می کند.

4- ويروس جديد آزاد می شود: بخشهای تشکيل دهنده ويروس اچ آی وی در نزديکی جداره سلول جاسازی می شوند. آنها يک "جوانه" را تشکيل می دهند که از سلول جدا می شود و به يک ذره جديد اچ آی وی تبديل می شود.

 

آلودگی

 
ويروس اچ آی وی - در مايعات تناسلی و خون
 

ويروس اچ آی وی در خون، مايعات تناسلی افراد و همينطور شير مادر آلوده يافت می شود.

اين ويروس همراه با اين مايعات وارد بدن ديگران می شود.

راه های سرايت اچ آی وی:

- آميزش جنسی با فرد آلوده بدون رعايت اقدامات پيشگيرانه
- استفاده اشتراکی از سرنگ آلوده يا ابزاری که برای سوراخ کردن اعضای بدن استفاده می شود و آلوده هستند
- از طريق خون آلوده
- در معرض تماس قرار دادن زخم يا بريدگی در بدن با مايعات آلوده به اچ آی وی
- نوزادان مادران آلوده ممکن است در دوران جنينی، هنگام تولد يا از طريق تغذيه از شير مادرآلوده شوند

ويروس اچ آی وی در بزاق دهان شخص آلوده وجود دارد، اما ميزان آن کم تر از حدی است که بتواند بيماری را منتقل کند.

زمانی که مايعات حامل ويروس خشک شده باشد، خطر انتقال ويروس نزديک به صفر خواهد بود.

برای پيشگيری از انتقال اچ آی وی، بهترين راه خودداری از برقراری رابطه جنسی با فرد آلوده به ايدز و استفاده از کاندوم های جنس "لاتکس" (نوعی پلاستيک) است.

ذرات با ابعاد اچ آی وی نمی توانند از کاندوم لاتکس عبور کنند و اگر به درستی و به طور منظم استفاده شوند شيوه کاملا موثری در کاهش خطر انتقال بيماری محسوب می شوند.

هرچند تنها شيوه صد در صد موثر خودداری کامل از آميزش جنسی است.

معتادان تزريقی می توانند با خودداری از مصرف سرنگ های مشترک خطر آلودگی به اچ آی وی را کاهش دهند.



توهمات پيرامون اچ آی وی

آی وی به طرق زير غير قابل سرايت است
- از طريق هوا، سرفه و عطسه
- از طريق بوسيدن، تماس پوستی يا دست دادن
- از طريق استفاده مشترک از لوازم آشپزی مانند ديگ و چاقو
- از طريق تماس با صندلی توالت
- از طريق حشرات، نيش يا گاز حيوانات
- از طريق شنا در استخرهای عمومی
- از طريق خوردن غذايی که توسط فرد آلوده به اچ آی وی تهيه شده باشد
 
 

مراحل ابتدايی

 
پيشروی اچ آی وی
 

حدود نيمی از افرادی که تازه به اچ آی وی آلوده می شوند در عرض دو تا چهار هفته به علائمی شبيه آنفولانزا مبتلا می شوند. اين علائم شامل تب، خستگی، ناراحتی پوستی، درد مفصل، سردرد و تورم در غدد لنفاوی است.

نمودار سمت چپ فرآيند تدريجی آلودگی به اچ آی وی را نشان می دهد. واحد شمارش گلبولهای سفيد سی دی 4 + برابر با تعداد آنها در يک ميليمتر مکعب خون است. با پيشرفت ويروس از تعداد آن کاسته می شود.

يک سيستم دفاعی سالم دارای 600 تا 1200 سلول سی دی 4 + در ميليمتر مکعب است. اگر اين رقم به 200 عدد کاهش يابد، بيمار مبتلا به ايدز محسوب می شود.

"بار ويروسی" شمار ذرات ويروسی در ميليمتر مکعب است. در مراحل ابتدايی، اين رقم با تکثير سريع ويروس در خون به اوج می رسد.

در برخی از افراد آلوده به اچ آی وی سالها طول می کشد تا بيماری ايدز ظاهر شود و در اين مدت آنها احساس سلامت کرده و هيچ علائم بيرونی حضور اين ويروس در آنها ديده نشود.

در ساير افراد آلوده به اچ آی وی ممکن است علائمی مانند کاهش وزن، تب و عرق، کهير و برای مدتی کوتاه پاک شدن حافظه نمود کند.

آزمايش های اچ ای وی:

- در جريان عمومی ترين آزمايش برای تشخيص اچ آی وی، يک نوع خاص از پادتن ها يا همان پروتئين های ضدبيماری رديابی می شود
- با اين که پادتن ها در واکنش به حضور اچ آی وی در بدن توليد می شوند، اما اين اتفاق شش تا دوازده هفته پس از آلودگی رخ می دهد
- در حالی که اين پادتن ها در مبارزه با ويروس چندان موثر نيستند، اما به عنوان نشانه وجود ويروس در بدن قابل اعتماد هستند
- در چند هفته ای که رديابی آلودگی بی ثمر و جواب آزمايش منفی است، فرد آلوده می تواند ويروس را به سايرين منتقل کند.
 


 

پيشروی بيماری ايدز در بدن

 

سيستم دفاعی بدن که از حمله ويروس صدمه ديده است، قوای خود را برای مبارزه با بيماری ها از دست می دهد و هر نوع عفونتی می تواند جان بيمار را تهديد کند.

کسانی که به اچ آی وی آلوده هستند در مقابل بيماری هايی مانند سل، مالاريا و ذات الريه آسيب پذيرتر می شوند و با افت شمار گلبولهای سفيد سی دی 4 +، آسيب پذيری آنها از قبل هم بيشتر می شود.

بيماران مبتلا به اچ آی وی همچنين در مقابل آنچه به "عفونت های فرصت طلب" معروف است آسيب پذير هستند. اين نوع از عفونتها از باکتری های شايع، قارچ ها و انگل هايی نشات می گيرد که يک بدن سالم قادر به مبارزه با آنهاست، اما می تواند در افرادی که سيستم دفاعی بدن آنها آسيب ديده ايجاد بيماری کند و گاه آنها را از پا در آورد.

برخی از اين عوامل بيماری زا زمانی که شمار سلول های سی دی 4 + زياد است به بدل حمله می کنند، اما اکثر آنها زمانی که شمار اين سلولها به کمتر از 200 رسيد، يعنی نقطه آغاز ظهور ايدز، فعال می شوند.

در صورتی که مراقبتهای کامل پزشکی در دسترس باشد، آن وقت می توان به بيمار داروهای درمانگر و محافظ در برابر برخی از اين عفونت ها را داد. البته اين داروها گاه گران است و به علاوه می تواند عوارض جانبی داشته باشد.

*برفک

برفک و زونا
برفک يک عفونت قارچی است که معمولا به دهان، گلو يا دهانه رحم حمله می کند.

ويروس زونا،"هرپيس سيمپلکس" (herpes simplex)، می تواند در دهان يا رحم ايجاد شود. هر دو عفونت شايع هستند، اما درصد وقوع آنها در ميان افراد مبتلا به اچ آی وی افزايش می يابد و حتی می تواند افرادی را که شمار سلول های سی دی 4 + آنها هنوز بالاست مبتلا کند.

علائم: برفک باعث پيدايش برآمدگی های سفيدرنگ در پوست و خشکی دهان می شود و فرآيند بلعيدن غذا را دشوار می سازد. زونا باعث پيدايش تاول های دردناک در ناحيه مبتلا می شود.

سل*

سل عامل اصلی مرگ و مير در ميان مبتلايان به ايدز در سراسر جهان است و بسياری از کشورها همزمان با اپيدمی های اچ آی وی و سل روبرو هستند. سل ناشی از يک نوع باکتری است که بسياری از مردم حامل آن هستند، اما تنها در برخی از افراد باعث بيماری می شود.

اگر افرادی که حامل اين باکتری هستند به اچ آی وی هم آلوده شوند، احتمال بروز سل در آنها 30 برابر افزايش می يابد. سل ابتدا به ريه حمله می کند، اما می تواند به غدد لنفاوی و مغز هم سرايت کند.

علائم: سرفه شديد، درد در قفسه سينه، سرفه همراه با خون، خستگی مفرط، کاهش وزن، تب و تعرق شديد در هنگام خواب.

سرطان سيستم دفاعی بدن*

افراد آلوده به اچ آی وی بيش از ديگران در معرض ابتلا به انواع سرطانهای سيستم دفاعی بدن موسوم به ان اچ ال (Non-Hodgkin’s Lymphomas) قرار دارند. ان اچ ال می تواند به هر بخشی از بدن از جمله نخاع و مغز حمله کند و می تواند ظرف يک سال بيمار را از پا درآورد. اين بيماری می تواند، صرف نظر از شمار گلبولهای سفيد سی دی 4 + در بدن بيمار اچ آی وی، بروز کند. شيمی درمانی راه مقابله با اين نوع سرطانهاست.

علائم (ان اچ ال): تورم غدد لنفاوی، تعرق به هنگام خواب و کاهش وزن.

شمار سی دی 4+ : زير 250

زخم های بدخيم (کی اس)

کی اس (Kaposi’s sarcoma) يک نوع بيماری مشابه سرطان بوده و در ميان مردان آلوده به اچ آی وی شايع است. اين بيماری موجب ظهور زخم های (ليژن) قرمز يا بنفش رنگی می شود که معمولا روی پوست ظاهر می شود. اين بيماری همچنين می تواند دهان، غدد لنفاوی، دستگاه گوارش و ريه ها را تحت تاثير قرار دهد و مرگبار باشد. اين بيماری معمولا به بيمارانی که شمار سی دی 4 + آنها کمتر از 250 است حمله می کند، اما در کسانی که شمار اين سلول در آنها کمتر است وخيم تر خواهد بود.

علائم: زخم، نفس تنگی در صورتی که به ريه حمله کرده باشد، و خونريزی در صورتی که به دستگاه گوارشی حمله کرده باشد.

شمار سی دی 4+ : زير 200

ذات الريه (پی سی پی)
موضع: ريه

پی سی پی (Pneumocystis pneumonia) يکی از عفونت های "فرصت طلب" است که باعث ذات الريه می شود. اين عفونت معمولا به ريه حمله می کند اما همچنين می تواند غدد لنفاوی، طحال، کبد يا مغز استخوان را هدف قرار دهد. اين بيماری همواره از علل عمده مرگ و مير در ميان بيماران آلوده به اچ آی وی بوده است، اما اکنون به کمک دارو قابل پيشگيری و معالجه است. اين بيماری اغلب افرادی را که شمار سی دی 4 + در آنها کمتر از 200 است مبتلا می کند.

علائم: تب، سرفه خشک، حس فشردگی در قفسه سينه و دشواری در عمل تنفس.

شمار سی دی 4+ : زير 100

عفونت های مغزی
بيماران اچ آی وی همچنين در مقابل دو نوع عفونت، که عموما به مغز حمله می کند، آسيب پذير هستند. توکسوپلاسموسيس (Toxoplasmosis) که از يک انگل در حيوانات ناشی می شود، می تواند باعث پيدايش زخم در مغز شود. کريپتوکوکوس (Cryptococcus) - نوعی قارچ در خاک - اغلب باعث مننژيت می شود. اين بيماری در پرده نخاع و مغز عفونت ايجاد می کند و می تواند به اغما و مرگ منجر شود. اين عفونت ها در بيمارانی که شمار سلول های سی دی 4 + در آنها کمتر از 100 است شايع است.

علائم: سردرد، تب، مشکلات بينايی، تهوع و استفراغ، ضعف در يک طرف بدن، دشوار شدن تکلم و راه رفتن (توکسوپلاسموسيس)، گرفتگی عضلات گردن (مننژيت).

شمار سی دی 4+ : زير 75

عفونت شکم (ام ای سی)

ام ای سی يا ام ای آی (Mycobacterium avium complex) عفونتی است که از باکتری های موجود در آب، گرد و غبار، خاک و مدفوع پرندگان ناشی می شود. اين بيماری به لايه بيرونی معده و روده حمله می کند و در نهايت می تواند در خون و ساير بخش های بدن منتشر شود. ام ای سی اغلب کسانی را که شمار گلبولهای سفيد سی دی 4 + در آنها کمتر از 75 است مبتلا می کند.

علائم: شکم درد ، تهوع و استفراغ که به تب می انجامد، تعرق در خواب، بی اشتهايی، کاهش وزن، خستگی، اسهال.

شمار سی دی 4+ : زير 50

خطر نابينايی (سی ام وی)

سی ام وی (Cytomegalovirus) يک عفونت مرتبط با ويروس زونا (هرپيس) است و در بيماران اچ آی وی اغلب باعث ابتلا به تورم شبکيه چشم (retinitis) می شود. اين بيماری با مرگ سلول های شبکيه در ناحيه عقب چشم همراه است و در صورتی که معالجه نشود به سرعت می تواند باعث نابينايی شود. سی ام وی توسط دارو قابل مهار است. اين ويروس همچنين می تواند بر ساير بخش های بدن اثر بگذارد. اين بيماری به ندرت به افرادی که شمار سلول های سی دی 4 + آنها بيش از 100 است حمله می کند، و اغلب افرادی را که شمار اين سلول در آنها کمتر از 50 است مبتلا می کند.

علائم: مشکل بينايی مانند ديدن لکه های سياه متحرک، تاری در ديد و پيدايش نقاط کور.

 

 

داروهای ضد ايدز

 

 

از زمان آغاز اپيدمی اچ آی وی، مجموعه ای از داروها ساخته شده اند که از طريق مهار توانايی تکثير اين ويروس، عمر افراد مبتلا به اچ آی وی را به طور قابل ملاحظه ای افزايش می دهد. اين داروها از سرعت نابودی سی دی 4 + بيماران می کاهد و می تواند بروز ايدز را به تاخير بياندازد، اما آن را معالجه نمی کند.

در مجموع چهار دسته دارو وجود دارد که در مقاطع مختلف آلودگی و رشد اچ آی وی و ايدز عمل می کنند:

1) بازدارنده های ورودی: اين داروها به پروتئين های موجود بر سطح بيرونی ويروس اچ آی وی می چسبد و از پيوستن و ورود آن به سلول های سی دی 4 + جلوگيری می کند. تاکنون تنها يک نمونه از دارو، به نام "فوزيون" (Fuzeon)، وارد بازار شده است.

2) بازدارنده های ان آر تی (Nucleoside reverse transcriptase): اين بازدارنده ها ويروس اچ آی وی را از نسخه سازی از ژنهای خود باز می دارد. نوکليوسايدها مصالح ساختمانی اين ژنها هستند. اين دارو فرآيند نسخه سازی را از طريق توليد نمونه های معيوبی از اين مصالح ساختمانی مختل می کند.

3) بازدارنده های ان ان آر تی (Non-nucleoside reverse transcriptase): اين بازدارنده ها نيز فرآيند نسخه سازی را مختل می کنند. آنها با چسباندن خود به آنزيمی که اين فرآيند را کنترل می کند نسخه سازی را مختل می کنند.

4) بازدارنده های نوع پروتيز (Protease): اين داروها به آنزيم ديگری به نام پروتيز که نقشی اساسی در جمع آوری ذرات ويروس تازه دارد، می چسبند.

داروهای ضدويروس ايدز بايد به صورت ترکيبی مصرف شوند. معمولا سه نوع داروی مختلف از دست کم دو دسته مختلف از داروها به طور همزمان به بيمار تجويز می شود. با تغيير شکل دادن ويروس اچ آی وی، برخی از نمونه های اين ويروس در مقابل داروها مقاوم می شوند. بنابراين شانس کنترل اچ آی وی در صورت استفاده از چند دارو بيشتر خواهد بود. در برخی موارد از آلودگی های تازه، ويروسهايی رديابی شده اند که حتی پيش از آغاز معالجات در برابر داروهای موجود مقاومت نشان می دهند.

عوارض جانبی

عوارض جانبی شايع:
- تهوع، استفراغ، سردرد، خستگی مفرط، کهير، اسهال، بی خوابی، بی حسی در اطراف دهان، درد معده

ساير عوارض جانبی
- التهاب لوزالمعده، آسيب به کبد و لوزالعمده، زخمهای درون دهان، تغيير شکل بدن، آسيب به سلولهای عصبی، کم خونی، درد عضلانی و ضعف.
 
 

مراحل مختلف بيماري ايدز

ویروس ایدز (HIV) سلولهاي سيستم ايمني و سيستم عصبي مركزي را آلوده مي‌كند.

T- helper lymphocyte (لنفوسيت T كمك كننده) سلول اصلي است كه توسط HIV  آلوده مي‌شود. سلول T- helper يك سلول سرسخت در سيستم ايمني است و با  تمامی ديگر سلولهاي سيستم ايمني همكاري مي‌كند بنابراين صدمه يا از بين رفتن سلول T- helper تاثير جدي در سيستم ايمني مي‌گذارد.

HIV براي ورود به سلول T- helper  به مولکول CD4 سطح سلول متصل شده و آنرا آلوده میکند. به اين همین خاطر به سلول T- helper ، لنفوسيت CD4+  یا CD4+ Lymphocyte  هم گفته مي‌شود.

وقتي كه سلول T- helper با HIV آلوده شد، HIV در آن تكثير مي‌شود و طي 6-2 روز سلول آلوده مي‌ميرد و ويروسها آزاد شده و ويروسهای جديد وارد سلولهای T- helper ديگري مي‌شوند و آنها آلوده مي‌كنند.

در مبارزه با اين فرآيند سيستم ايمني بسرعت HIV و سلول‌هاي آلوده با HIV را مي‌كشد و سلولهاي T- helper از دست رفته را جايگزين مي‌كند

بطور كلي، مراحل آلودگی با HIV به 4 مرحله تقسيم مي‌شود:

1 – عفونت اوليه         2 – مرحله بدون علامت باليني         3 – مرحله علامتدار عفونت با HIV و                       4-پيشروي از HIV تا AIDS

 

 

 

 

 

علائم بيماری چگونه ظاهر می شود؟

 

با کاهش قدرت سيستم دفاعی٬ به مرور زمان بدن آمادهٴ ابتلا به عفونتها و سرطانهايی می شود که به طور معمول در مردم عادی ديده نمی شوند ، اين بيماريها بصورت بيماريهاي ريوی ، اسهالهاي شديد و مزمن ،‌ تبهای طولانی ، کاهش وزن ،‌ اختلالات شخصيتی ،‌ بيماريهاي مغزی و پوستی خود را نشان مي دهند که درنهايت منجر به مرگ فرد مبتلا خواهد شد.
 

 

علائم آلودگی با HIV بسیار پیچیده است و دارای مراحل چندی است كه الزاماً همه آنها در افراد آلوده مشاهده نمی شود.
این مراحل عبارتند از: ‪

مرحله عفونت اوليه HIV : (مرحله اول)

اين مرحله چند هفته طول مي‌كشد و معمولاً با يك حالت شبيه سرماخوردگي كه بلافاصله بعد از عفونت رخ مي‌هد همراه است اين حالت شبيه سرماخوردگي گاهي اوقات تحت عنوان حالت seroconversion  ياد مي‌شود. (علائمی نظیر تب، گلودرد، بزرگی غدد لنفاوی، درد مفاصل و عضلات ، سر درد، ضعف و بی حالی، بی اشتهایی ، تهوع و استفراغ، كاهش وزن، اسهال و گاهی دانه های جلدی و یا تظاهرات عصبی)

در حدود 20% موارد علائم به گونه‌اي است كه فرد به پزشك مراجعه مي‌كند ولي معمولاً تشخيص داده نمي‌شود و حتي اگر تست HIV آنتي بادي در اين موقع انجام شود ممكن است هنوز مثبت نباشد.

طي اين مرحله مقدار زيادي HIV در خون محيطي فرد وجود دارد و سيستم ايمني با توليد پادتن ها (آنتي بادي ها)، و لنفوسيتهاي سلول كش (لنفوسیتهای سيتوتوكسيك) شروع به پاسخ در برابر ويروس مي‌كنند.

از هنگام ورود ویروس ایدز تا مثبت شدن نتیجه آزمایشگاهی كه نشانگر آلودگی فرد است حدود 2 تا 12 هفته و گاهی تا 16 ماه طول می كشد.

 

  

مرحله بدون علامت باليني (مرحله دوم)

اين مرحله بطور متوسط 10 سال طول مي‌كشد و همانطور كه از نام اين مرحله پيدا است، خالي از هر علامتي است هرچند ممكن است غدد متورم لنفاوي هم وجود داشته باشند (لنفادنوپاتي). سطح HIV در خون محيطي به سطح بسيار پائيني كاهش مي‌يابد ولي بیماری همچنان مسري است و آنتي بادي HIV در خون قابل ارزيابي است.

تحقيقات اخير نشان داده است كه HIV طي اين مرحله غير فعال نيست و در غدد لنفاوي بسيار فعال است. تعداد زيادي از سلولهاي T- helper آلوده شده و مي‌ميرند و ويروس فراواني توليد مي‌شود.

تست آزمايشگاهي جديدي وجود دارد كه مقدار ناچيز HIV كه از غدد لنفاوي آزاد مي‌شود را اندازه مي‌گيرد اين تست HIV-RNA را اندازه مي‌گيرد (RNA ماده ژنتيكي HIV مي‌باشد) این تست را تست بارگيري ويروس (viral load test) مي‌گويند که نقش بسيار مهمي در درمان آلودگی با HIV دارد.

 

 

 

 

مرحله علامتدار عفونت HIV (مرحله سوم)

با گذشت زمان، سيستم ايمني توان خود را از دست مي‌هد كه به 3 دليل عمده زير است.

1 – بافتها و غدد لنفاوي بدليل سالها فعاليت، آسيب مي‌بينند  

2 –  و HIV جهش پيدا مي‌كند و آلوده كنندگي‌اش تشديد مي‌شود بعبارت ديگر براي تخريب سلولهاي  ،T- helper قويتر و متنوعتر ميشود

3 – بدن توانايي جايگزيني سلولهاي T – helper از دست رفته را ندارد.

با ايجاد نقص در سيستم ايمني، علائم بوجود مي‌آيند که در آغاز بسياري از علائم خفيف هستند. ولي با تحليل سيستم ايمني، علائم تشديد مي‌شوند.

 

 

 

پيشروي از HIV تا AIDS

با آسيب بيشتر سيستم ايمني، بيماري به سمت بدتر شدن پيش مي‌رود تا اينكه تشخيص ايدز مطرح شود. در حال حاضر در انگلستان تشخيص ايدز وقتي تأييد مي‌شود كه فرد HIV مثبت تعداد خاصي از عفونتهاي فرصت طلب يا سرطانها را بروز مي‌دهد اگر چه فرد HIV مثبت مي‌تواند بشدت بيمار باشد ولي تشخيص ايدز نداشته باشد.

 

 

 

 

 

 

 

عفونتهاي فرصت طلب و سرطانها كجا رخ مي‌دهند؟

مرحله علامتدار عفونت با HIV اغلب بدليل عفونتهاي فرصت طلب و سرطانهايي است كه بطور طبيعي سيستم ايمني جلوي آنها را مي‌گيرد. كه تقريباً در تمام بدن مي‌تواند رخ دهند ولي نمونه‌هاي شايع آن در جدول زير آورده شده است.

همانطور كه در جدول زير نشان داده شده است مرحله علامتدار عفونت HIV اغلب با درگير كردن چندين سيستم مشخص مي‌شود درمان عفونت خاص يا سرطان اغلب انجام مي‌شود اما علت زمينه كه عملكرد HIV است سيستم ايمني را تضعیف مي‌كند

تا زمانيكه خود HIV آهسته نشود علائم سركوب سيستم ايمني بسمت بدتر شدن پيش مي رود.

 

 

 

 

 

نمونة عفونت / سرطان

سيستم

 

  پنوموني پنوموسيستيس كاريني (pcp)

  سل (TB)

  ساركوم كاپوزي (KS)

 

سيستم تنفسي

 

Cryptosporidiosis

Candidia

Cytomegalovirus (CMV)

Isosporiasis

Kaposi sarcoma

 

سيستم گوارشي

 

HIV

Cytomegalovirus

Toxoplasmosis

Cryptococcosis

Non- Hodgkin’s lymphoma

Varicella zoster

 

سيستم عصبي مركزي / محيطي

 

Herpes simplex

Kaposi’s sarcoma

Varicella zoster

 

پوست

 

 

 

 

 

(1)

 

 

 

 

 

 

سيستم مرحله بندي بيماري ، سازمان جهاني بهداشت (WHO)

 

 

 

 

سازمان جهاني بهداشت روشي براي تعريف افراد HIV مثبت در مراحل مختلف بر اساس علائم باليني دارد كه بعنوان سيستم مرحله بندي WHO براي عفونت و بيماري HIV شناخته مي‌شود

 

 

 

سيستم مرحله بندي بيماري براي عفونت و بيماري HIV در نوجوانان و بالغين:

 

 

مرحله باليني يك:

 

  1. بدون علامت
  2. لنفادنوپاتي منتشر و پايدار

مرحله باليني دو:

 

  1. كاهش وزن كمتر از 10% كل وزن بدن
  2. تظاهرات پوستي مينور مثل درماتيت سبورئيك، خارش، زخم هاي دهاني عودكننده، عفونت قارچي ناخن
  3. هرپس زوستر در پنج سال گذشته
  4. عفونت هاي دستگاه تنفسي فوقاني عود كننده مثل سينوزيت چركي و غيره

مرحله باليني سه:

 

  1. كاهش وزن بيش از 10% كل وزن بدن
  2. اسهال طول كشيده بدون توجيه( بيش از يك ماه)
  3. تب طول كشيده بدون توجيه ( مداوم يا گهگاهي) بيش از يك ماه
  4. برفك دهاني
  5. لوكوپلاكي پرزي دهاني
  6. سل ريوي در يك سال اخير
  7. عفونت هاي باكتريايي شديد (‌پنوموني، پيوميوزيت)

مرحله باليني چهار:

 

  1. سندروم تحليل منتشر بدن[2]
  2. پنوموني پنوموسيستيس كاريني
  3. توكسوپلاسموز مغز
  4. كريپتوسپوريديوز و/يا ايزوسپوريازيس با اسهال براي بيش از يك ماه
  5. كريپتوكوكوز خارج ريوي
  6. بيماري سيتومگالو ويروسي ارگاني غير از كبد، طحال، غدد لنفاوي
  7. عفونت با هرپس سيمپلكس پوستي مخاطي بيش از يك ماه يا احشايي براي هر مدت زماني
  8. لوكوانسفالوپاتي پيشرونده چند كانوني[3]
  9. كانديدياز مري، تراشه، برونش يا ريه
  10. مايكوباكتريوز آتيپيك منتشر
  11. سپتي سمي سالمونلاي غيرتيفوئيدي
  12. سل خارج ريوي
  13. لنفوم
  14. ساركوم كاپوشي
  15. انسفالوپاتي HIV
  16. سرطان مهاجم گردن رحم
 

 

 

 

در خصوص كودكان طبقه بندي باليني سازمان بهداشت جهاني به شرح زير است:

 

 

مرحله باليني يك:

 

  1. بدون علامت
  2. لنفادنوپاتي منتشر

مرحله باليني دو:

 

  1. اسهال مزمن بدون توجيه
  2. كانديدياز شديد پايدار يا عود كننده بعد از دوران نوزادي
  3. كاهش وزن يا نارسايي رشد[4]
  4. تب پايدار
  5. عفونت هاي باكتريايي شديد و عود كننده

مرحله باليني سه:

 

  1. عفونت هاي فرصت طلب نشانگر ايدز
  2. نارسايي رشد شديد
  3. انسفالوپاتي پيشرونده
  4. بدخيمي
  5. سپتي سمي يا مننژيت عود كننده

 

 

 

 

بطور کلی میتوان گفت که علایم اصلی و فرعی، مرحله نهایی آلودگی با HIV یعنی "ایدز" اینها هستند (البته در صورت مشاهده هر کدام از علایم زیر با پزشک مشورت کنيد)

 

◄ علائم اصلی ایدز:

• كاهش وزن بیشتر از 10 درصد
• اسهال مزمن بیشتر از یك ماه
• تبهای متناوب یا ثابت بیش از ی
◄ علائم فرعی ایدز:

• سرفه پایدار به مدت بیش از یك ماه
• عفونت پوستی منتشر همراه با خارش
• تبخالهای عود كننده
• برفك دهانی
• عفونت تبخالی مزمن پیشرونده و منتشر

 

+  سه شنبه بیستم آذر 1386 9:45  آدمک  | 

روشهای و راههای ترک مواد مخدر

ترك اعتياد

اهداف و مراحل درمان اعتياد

درمان معتاد يك فرآيند است و از زماني شروع مي شود كه فرد مصرف كننده مواد مخدر به مراكز درماني مراجعه مي كند و فرد معتاد تحت يك برنامه درماني خاص قرار مي گيرد اين برنامه ممكن است تا زماني كه فرد به بالاترين سطح بهداشتي و احساس خوب بودن برسد ادامه يابد.

 براي موفقيت دردرمان بايستي سازمان ها و ارگانهاي مختلف مثل سازمانهاي بهداشتي آموزشي حقوقي رفاه اجتماعي و آموزش شغلي نيز در گير شوند و واضح است كه درمان معتادان بدون توجه به مسائل رواني فرهنگي اجتماعي و خانوادگي آنان نمي تواند موفق باشد .

نكته مهم در درمان اين است كه به فرد معتاد به عنوان يك اسان و يك عضو جامعه كه درحال حاضر نيازمند كمك است نگريسته شود نه مثل يك فرد خاطي مجرم و گناه كار كه مستوجب كيفرو يا دلسوزي است .

از نكات مهم ديگر كه لازم است در درمان اعتياد به آن توجه كرد اينست كه از يك طرف معتاد نسبت به درمان يك نگرش دو گانه اي دارد به ا ين صورت كه علي رغم ميل دائمي براي ترك و تصميم هاي مكرر جهت ترك از مراجعه به مراكز درماني به علت اينكه مصرف مواد مخدر خلاف عرف و ارزش هاي جامعه است اكراه دارد و از طرف ديگر معتاد ممكن است با اصرار والدين همسر خواهر يا برادر دوستان معلمان و يا روساي محل كار براي ترك مراجعه كرده باشد .

در اين حالت بايد دقت شود كه احتمال عدم همكاري بيمار يا بروز حالت هاي دفاعي وخصمانه وجود دار بنابرراين مي بينيم كه اولين برخورد و نحوه ارتباط با فرد معتاد و جلب اعتماد او نقشي مهم در روند درمان ايفا مي كند بعد از پيدايش اين ارتباط واعتماد لازم است كه براي درمان وي نيز تشويق صورت گيرد .

اما چرا بايد يك معتاد رابراي درمان تشويق كرد؟

1-چون مصرف مواد مخدر ايجاد وابستگي جسمي و رواني مي كند و علي رغم ميل دائمي براي ترك تصميم به ترك مشكل است

2-اعتياد باعث از دست دادن حمايتهاي خانوادگي و اجتماعي شده و فردتنها ميشود بنابر اين معتاد نيازمند كمك است

3-معاشرت با دوستان و افراد معتاد فرد را به ادامه مصرف مواد تشويق مي كند

4-معتاد معمولا از احتمال بهبودي نااميد و نسبت به درمان بد بين است

5-برخي از معتادان از خطرها و عواقب مصرف مواد اطلاعي ندارند و يا مشكلاتي ناشي از آن را انكار مي كنند

بنابراين لازم است به خاطر داشته باشيم كه يكي از وظايف مهم افراد جامعه تشويق معتادان به درمان است

چگونه مي توان معتادان را به درمان تشويق كرد؟

1-با تشريح خطرات وعواقب مصرف مواد

2-به معتاد اطمينان دهيم كه با مراجعه به مراكز درماني به او كمك مي شود تا با كمترين درد و ناراحتي اعتياد را كنار بگذارد

3-به بيمار اطمينان دهيم در صورت تصميم قطعي موفق به ترك خواهد شد ومثالهايي از افرادي كه موفق به ترك شده اند براي او بياورند

در مواردي كه فرد مبتلا تلاش كرده مصرف مواد را ترك كند ولي موفق نشده است و احساس نااميدي مي كند به او تذكر دهيد كه بسياري از افراد قبل از موفقيت كامل در درمان بارها و بارها كوشش كرده و نهايتا موفق گرديده اند

4-به معتاد اطمينان دهيم در صورت ترك اعتياد دوستان جديدي پيدا خواهد كرد و خانواده و اطرافيان او را در جمع خود خواهند پذيرفت

اهداف و مراحل درمان اعتياد

درمان معتاد يك فرآيند است و از زماني شروع مي شود كه فرد مصرف كننده مواد مخدر به مراكز درماني مراجعه مي كند و فرد معتاد تحت يك برنامه درماني خاص قرار مي گيرد اين برنامه ممكن است تا زماني كه فرد به بالاترين سطح بهداشتي و احساس خوب بودن برسد ادامه يابد.

 براي موفقيت دردرمان بايستي سازمان ها و ارگانهاي مختلف مثل سازمانهاي بهداشتي آموزشي حقوقي رفاه اجتماعي و آموزش شغلي نيز در گير شوند و واضح است كه درمان معتادان بدون توجه به مسائل رواني فرهنگي اجتماعي و خانوادگي آنان نمي تواند موفق باشد .

نكته مهم در درمان اين است كه به فرد معتاد به عنوان يك اسان و يك عضو جامعه كه درحال حاضر نيازمند كمك است نگريسته شود نه مثل يك فرد خاطي مجرم و گناه كار كه مستوجب كيفرو يا دلسوزي است .

از نكات مهم ديگر كه لازم است در درمان اعتياد به آن توجه كرد اينست كه از يك طرف معتاد نسبت به درمان يك نگرش دو گانه اي دارد به ا ين صورت كه علي رغم ميل دائمي براي ترك و تصميم هاي مكرر جهت ترك از مراجعه به مراكز درماني به علت اينكه مصرف مواد مخدر خلاف عرف و ارزش هاي جامعه است اكراه دارد و از طرف ديگر معتاد ممكن است با اصرار والدين همسر خواهر يا برادر دوستان معلمان و يا روساي محل كار براي ترك مراجعه كرده باشد .

در اين حالت بايد دقت شود كه احتمال عدم همكاري بيمار يا بروز حالت هاي دفاعي وخصمانه وجود دار بنابرراين مي بينيم كه اولين برخورد و نحوه ارتباط با فرد معتاد و جلب اعتماد او نقشي مهم در روند درمان ايفا مي كند بعد از پيدايش اين ارتباط واعتماد لازم است كه براي درمان وي نيز تشويق صورت گيرد .

معتاد

اما چرا بايد يك معتاد رابراي درمان تشويق كرد؟

1-چون مصرف مواد مخدر ايجاد وابستگي جسمي و رواني مي كند و علي رغم ميل دائمي براي ترك تصميم به ترك مشكل است

2-اعتياد باعث از دست دادن حمايتهاي خانوادگي و اجتماعي شده و فردتنها ميشود بنابر اين معتاد نيازمند كمك است

3-معاشرت با دوستان و افراد معتاد فرد را به ادامه مصرف مواد تشويق مي كند

4-معتاد معمولا از احتمال بهبودي نااميد و نسبت به درمان بد بين است

5-برخي از معتادان از خطرها و عواقب مصرف مواد اطلاعي ندارند و يا مشكلاتي ناشي از آن را انكار مي كنند

بنابراين لازم است به خاطر داشته باشيم كه يكي از وظايف مهم افراد جامعه تشويق معتادان به درمان است

معتاد

چگونه مي توان معتادان را به درمان تشويق كرد؟

1-با تشريح خطرات وعواقب مصرف مواد

2-به معتاد اطمينان دهيم كه با مراجعه به مراكز درماني به او كمك مي شود تا با كمترين درد و ناراحتي اعتياد را كنار بگذارد

3-به بيمار اطمينان دهيم در صورت تصميم قطعي موفق به ترك خواهد شد ومثالهايي از افرادي كه موفق به ترك شده اند براي او بياورند

در مواردي كه فرد مبتلا تلاش كرده مصرف مواد را ترك كند ولي موفق نشده است و احساس نااميدي مي كند به او تذكر دهيد كه بسياري از افراد قبل از موفقيت كامل در درمان بارها و بارها كوشش كرده و نهايتا موفق گرديده اند

4-به معتاد اطمينان دهيم در صورت ترك اعتياد دوستان جديدي پيدا خواهد كرد و خانواده و اطرافيان او را در جمع خود خواهند پذيرفت

اعتياد

هدف از درمان اعتياد چيست ؟

1- رسيدن به شيوه زندگي بدون مواد

2- كمك به افزايش عملكرد فرددر جنبه هاي مختلف زندگي

3- جلوگيري از پيدايش مجدداعتياد

براي رسيدن به اين اهداف نياز به يك برنامه درمان خاص داريم بطور كلي درمان معتاد شامل دو مرحله است :

 - مرحله اول دوره سم زادائي

 - مرحله دوم دوره توانبخشي

مرحله اول:

اين مرحله بسته به نوع و مقدار ماده مصرفي وطول مدت اعتياد بطور متوسط 10 تا 15 روز طول مي كشد و با وجوديكه علائم خماري دراين مرحله براي فرد معتاد سخت وبراي ديگر افرادي كه از معتاد مراقبت مي كنند ممكن است ناراحت كنند باشد ولي خوشبختانه خطري از نظر مرگ و ميرندارد .

مرحله دوم:

اين مرحله مهمترين و حساس ترين زمان براي رسيدن به اهداف درماني است كه اگر در مراقبت از معتاد سهل انگاري صورت گيرد درمان بي نتيجه خواهد بود دراين مرحله بيشتر به علل و عواملي كه باعث گرايش فرد به اعتياد مي شود توجه شده و عمدتا از درمان هاي غير داروئي مثل روان درماني فردي ،گروهي، خانواده درماني، مشاوره، كاردرماني و درمانهاي مذهبي و روحاني وحتي ورزش درماني بمنظور استمراردرمان و جلوگيري از باگشت مجدد به اعتياروان درماني فردي

در روان فردي معتادين به مواد مخدر مسائل بسيار مهم و سودمندي در نظر گرفته مي شود كه از جمله آنها ايجاد رابطه مثبت با بيمار معتاد از طريق پذيرش بي قيد و شرط او بعنوان يك انسان دردمند و نيازمند آشنا نمودن بيمار با ويژگيهاي شخصيتش از طريق روش هاي روانكاوانه به منظور ايجاد تغيير يا تعديل لازم در آن ويژگي ها تقويت صفات مثبت شخصيتي و تصحيح افكار و اعتقادات افراطي از طريق بحث هاي شناختي آموزش مهارت هاي اجتماعي به منظور توانا ساختن بيمار در برخورد مناسب با موقعيت هاي اجتماعي آموزش مهارتهاي مقابله با استرس وروش هاي مناسب حل مسئله در بحران هاي زندگي و ستفاده بهينه از استعدادها خود مي توان اشاره نمود

دران نوع از روان درماني ملاك بهبودي عبارت است از تغيير در باورها و نگرش ها بالا بردن اعتماد به نفس احساس خودكفائي لذت اززندگي و ارتباط سالم با ديگران كه همه اين تغييرات از اهميت بسزائي برخوردار است .

 

د بهره گرفته مي شود .

اعتياد

معتاد

 

خانواده درماني

روان درماني خانواده :باتوجه به اينكه اختلالات رفتاري فرزندان با مشكلات رواني پدرو مادر ارتباط دارد ميتواندر اغلب موارد فرض را بر اين گذاشت كه اختلال رفتاري فرزندان از بافت زندگي خانواده او نشات ميگيرد ناراحتي كودك اغلب نشانه وجود اختلال عصبي در مجموعه خانواده اونيز توجه داشت تحليل هاي رواني حاكي از آن است كه سستي درانجام وظايف سرپرستي از جانب پدرو مادر معمولا پايه غير منطقي داشته واغلب ناشي از اختلال عصبي و بدور از كنترل آنها صورت ميگيرد دراغلب موارد قصد وعمدي در كار نيست بيشتر والدين ميخواهند پدر و مادر هاي خوبي باشند و كاري در جهت منافع فرزندان صورت دهند اما با كمال تعجب آنچه در عمل انجام ميدهند با تصويرايده آلي كه در ذهن خود دارند مطابقت نمي كند براي درمان كودكان بايد به والدين توجه نمود اما فقط با توجيه و آموزش نميتوان طرز تلقي هاي پدر و مادر را اصلاح كرد براي رسيدن به اين مهم بايستي به روشهاي روان درماني اقدام نمود و دراين بين يكي از شاخه هاي مهم روان درماني خانواده درماني است –خانواده درماني به عنوان راهي جديد براي رويا رويي با آن دسته از مشكلات انسان كه قبلا به وسيله يكي از اشكال گوناگون رواندرماني فردي با آن برخورد مي شد شكل گرفت واكنون يك شيوه تازه و ارائه مفهومي جديد از نحوه بوجود آمدن مشكلات است پيش از اين تصورمي شد كه مشكلات مذكور عمدتا نتبجه فرآيندهاي رواني دروني با آسيب شناسي رواني فرد باشند ولذا عقيده برآن بود كه ريشه اغلب مشكلات در تجارب اوايل كودكي است در حالي كه رويكرد خانواداگي براين باور استوار گشته كه اين مشكلات به تعاملات فعلي موجود ميان افراد خانواده و گاهي اوقات ميان افراد و ديگر سيستم هاي اجتماعي مربوط هستند در واقع علت مشكلات افراد درسيستم هاي اجتماعي با وضعيت حال حاضر آنها فهميده      مي شود ونه از تاريخچه و شرح حال گذشته آنها خانواده براي حفظ تعادل خود در مقابل تغيير چه در جهت مثبت و چه در جهت منفي مقابله مي كند اگر فرزند سر به راه خانواده شب دير به خانواده بيايد خانوماده در مقابلش مي ايستد و بالعكس اگر فرزند نااهل خانواده پس از عدم پذيرش وي سر به راه شود خانواده فشار خود را براي تداوم نابهنجاري او افزايش مي دهد رفتار نابهنجار معلول رفتار متقابل اعضاي خانواده با يكديگر است از نقطه نظر اين ديدگاه بيماري فرد حتما به رابطه او با همسر و خانواده وي مربوط مي شود.
 
گروه درماني

روان درماني گروهي يك نوع درمان كاملا پذيرفته شده روانشناختي است كه از تعاملات سازنده بين اعضا و مداخلات يك رهبر آموزش ديده جهت تغيير رفتار غير انطباقي تفكرات و احساسات افراد مبتلا به نارضايتي استفاده مي نمايد. طي دهه هاي گذشته تعداد قابل ملاحظه اي از بيماران رواني توسط گروه درماني مداوا شده اند گروه درماني براي بيماران بستري سرپائي و در خيلي ديگر از موقعيت هاي اجتماعي قابل اجرا مي باشد همچنين بربخي اصول رواندرماني گروهي با موفقيت زيادي در زمينه هاي اقتصادي آموزشي و به صورت گروههاي رويا روي كاربد داشته است.

 بسياري از مسائل و مطالب عنوان شده در روان درماني گروهي در زندگي روزانه ما بسادگي اتفاق مي افتد تدابير درمان كه مهمترين مسئله مورد بحث در روان درماني گروهي است تنها به گروه درماني اختصاص ندارد بلكه در هر گروه عادي كم و بيش وجود دارد بطور عادي ما درزندگي روزمره خود با افراد و گروه هاي مختلفي ارتباط داريم كه اين روابط براي سلامتي ما لازم است البته همه روابط زمينه سلامت بخشي ندارند و حتي بعضي از روابط نيز ناسالم و بيماري زا هستند.

 آن دسته از روابط فيمابين افراد كه توام با ريا و تزوير و فخر فروشي باشد و همچنين روابط توام با فشار تحقير روابطي ناسالم و صميمانه رابطه اي است كه از نظر روانشناسي نيازهاي رواني انسان را ارضا مي كند و هر انساني با تمام وجود آنرا طلب مي كند.

روان درماني گروهي چيزي جز ارائه شناخت و تصحيح رفتار بيمار گونه نيست رفتاري كه باعث شده ديگران از فرد فاصله يگيرند واو تنها منزوي گردد شايد يكي ازعلل رشد درمان هاي رواني در جوامع بزرگ و پيشرفته مسئله تنهائي و بي همدمي افراد باشد بنابراين روان درماني گروهي زماني ضرورت پيدا مي كند كه نيازاجتماعي فرد در ارتباط با ديگران برآورده نشده و يا محيط به گونه اي است كه هر چند روابط انساني به حد كافي وجود دارد ولي روابط موجود غلط و ناسالم مي باشد.

دربررسيهاي كلينيكي به عمل آمده ازمعتادين مشخص شده است كه اغلب آنها قبل از اعتياد دچار بيماري افسردگي بوده و درروابط درون فردي و بين فردي داراي مشكل هستند معتادين معمولا با خانواده خود روابط سالمي ندارند.  همچنين با گروه هاي طبيعي اجتماعي نيز دچار مشكل هستند بنابر اين پس از طي دوره سم زدايي و ترك جسمي بايستي شركت در جلسات گروه درماني با جديت دنيال شود تا خلاء روابط ناسالمي كه قبلا در گروه هاي طبيعي داشته است برطرف گردد و روابط بين فردي بتدريج بهبود يابد. ناگفته نماند كه بر اثر تعامل ايجاد شده در گروه علاوه بر بهبودي روابط بين فردي روابط درون فردي معتادان نيز دستخوش تحول گرديده و نگرش هاي فردي نسبت به خود مثبت شده و نهايتا درمان كامل دنبال مي شود.

گروههاي خود يار

معتادان گمنام يك منبع يا يك سازمان غير انتفاعي بين المللي متشكل از معتادان در حال بهبودي است كه به شكل محلي و منطقه اي در بيش از 60 كشور جهان مشغول به فعاليت ميباشند اعضاء انجمن معتادان گمنام از يكديگر ياد ميگيرند كه چگونه بدون مواد مخدر زندگي كنند و به چه طريق از اثراتي كه اعتياد در زندگيشان گذارده است بهبود يابند.

چه كساني اعضاي معتادان گمنام هستند؟

هر كس كه مايل به قطع مصرف ماده مخدر باشد ميتواند به عضويت معتادان گمنام در آيد عضويت دراين انجمن محدود به مصرف كنندگان هيچ نوع ماده مخدر بخصوصي نيست و هر كس با هر گونه ماده مخدر قانوني و غير قانوني الكل هم جز مواد مخدر محسوب ميشودميتواند به عضوميت معتادان گمنام در آيد.

جلسات معتادان گمنام

زير بناي گروه و طرز برخورد اصولي واساسي معتادان گمنام با مسئله بهبودي برپايه ارزش درماني استوار است اعضاي اين انجمن با در ميان گذاشتن تجربيات ونحوه بهبودي خود از اعتياد فعالانه در جلسات شركت ميكنند جلسات معتادان گمنام حالتي غير رسمي دارد و در مكانهايي كه توسط گروهها اجراره شده اند برگزار ميشودرهبري جلسات وانجام بقيه امور آن را اعضاي جلسه بطور نوبتي وم داوطلبانه برعهده ميگيرند كليه مخارج جلسات معتادان گمنام و خدمات ديگر از طريق كمك مالي داوطلبانه اعضا و فروش نشريات تامين ميشود هيچ گونه كمك مالي از افراد غير عضو پذيرفته نميشود.

اكثر جلسات معتادان گمنام بطور مرتب در همان محل و طبق برنامه زماني همه هفته تشكيل ميشود محل اين جلسات معمولا از ميان مكانها مؤسسات عمومي وعام المنفعه انتخاب ميشود جلسات معمولا دو نوعند:

جلسات علني يا باز و جلسات غير علني يا بسته حضور در جلسات علني براي عموم آزاد است جلسات غير علني فقط با حضور معتادان برگزار ميشوددستور جلسه و موضوع صحبت در هر يك از جلسات با يكديگر تفاوتهاي زيادي دارند در تعدادي از جلسات موضوع خاصي انتخاب ميشود و برخي جلسات مخصوص سئوال وجواب هستند ولي هدف جلسات هميشه يكي است و آن بوجودآوردن يك محيط مطمئن و مناسب براي بهبودي فرد ميباشد.

 روش كار معتادان گمنام

همياري و كمك معتادان به يكديگر بمنظور بهبودي پايه و اساس كار معتادان گمنان است اعضاي اين انجمن بطورمرتب جهت در ميان گذاشتن تجربيات بهبودي خود گرد هم ميايند و همچنين اعضاي با تجربه تر كه به آنها راهنما گفته ميشومد شخصا به اعضاي جديدتر كمك ميكنند.

قدمهاي دوازده گانه اصولي ترين برنامه معتادان گمنام هستند و به منزله قلب اين انجمن ميباشند اين قدمهايكسري دستورالعملهاي شخصي را جهت بهبودي ارائه ميدهد با بكارگيري اين دستورالعملها و تماس نزديك و دائم باساير اعضا در نتيجه معتادان ميآموزندكه چگومنه ا ز مصرف مواد مخدر خودداري كنند و با فراز و نشيبهاي زندگي روبرو شوند.قدم هاي دوازده گانه

اين قدمها اصولي هستند كه بهبودي را ممكن مي سازند

1- ما اقرار كرديم كه در مقابل اعتيادمان عاجز بوديم و زندگيمان آشفته گرديده بود.

2- ما به اين باومر رسيديم كه نيرويي برتر از خودمان مي تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند.

3- تصميم گرفتيم كه اراده و زندگي خود را به خداوند بدان گونه كه او را درك كرديم بسپاريم.

4- ما يك ترازنامه اخلاقي بي باكانه و جسورانه از خود تهيه كرديم .

5- ما چگونگي دقيق خطاهاي خود را به خداوند به خودمان و به يك انسان ديگر اقرار كرديم .

6- ما كاملا آماده شديم كه خداوند تمام اين نواقص شحصيتي ما را برطرف كند.

7- ما با فروتني از او خواستيم كه كمبودهاي اخلاقي ما را برطرف كند.

8- ما فهرستياز تمام كساني كه آزارداده بوديم تهيه كرديم و خواستار جبران خسارت نسبت به تمام آنها شديم .

9- ما بطور مستقيم در هر كجا كه امكان داشت ازاين افراد جبران خسارت نموديم مگر در مواردي كه اجراي اين امر به ايشان و يا ديگران زيان وارد نمايد.

10- ما به تهيه ترازنامه شخصيتي خود ادامه داديم و هر گاه در اشتباه بوديم سريعا بدان اقرار نموديم .

11- ما از راه دعا و تفكر جوياي بهتر نمودن رابطه آگاهانه خود با خداوند بدانگونه كه او را درك مي كرديم شديم و دعا كرديم فقط براي آگاهي از اراده او براي خودمان و قدرتي كه آنرا به انجام رسانيم.

12- بايك بيداري روحاني كه در نتيجه اين قدم ها پيدا كرديم ما سعي نموديم اين پيام را به معتادان برسانيم و اين اصول را رد تمام امور خود به اجرا در آوريم.

...........................

اعتياد

معتاداجتماع درماني

اجتماع درماني بهشكل كنوني آن اولين بار در سال 1958معرفي شد و به سرعت كارآرايي خود را در درمان و توانبخشي معتادان نشان داد.

بازسازي الگوهاي رفتاري مخرب كه در طول زندگي كسب شده است نياز به تغيير دربافت اجتماعي داشته و به همين جهت يك برنامه ساخت يافته و نظارتي قوي جهت درمان مسائل رفتاري هنجاني خانوادگي و عاطفي معتادان را طلب مي كند.

هدف از ايجاد تغييرات كلي در سبكو شيوه زندگي معتادان پرهيز از مصرف مواد مخدر ايجاد صداقت فردي كسب مهارتهاي اجتماعي مفيد حذف عقايد ضد اجتماعي و رفتارهاي غير قانوني است به منظور دستيابي به اين اهداف معتادين بايست مدتي را كه بسته به نوع برنامه درماني مي تواند از سه ماه تا دو سال باشد دراجتماعات مبتني بر درمانهاي روانشناختي و اجتماعي زندگي كنند مطي فيزيكي اين اجتماعات بسته به گروههاي تحت درمان مي تواند متغير باشد مثل بيمارستان شهرك هاي كوچك و...

انواع روش هاي اجتماع درماني

""TCاجتماعي طبقاتي است و در آن بيماران باسطوح مختلف نگهداري مي شوند و به وسيله كاركناني (Staff) كه ارزيابي از وضعيت بيمار وهدايت بسوي تغيير رفتار را بعهده دارند اداره مي شوند در بدو ورود هر بيمار در موقعيتي از اين سلسله مراتب قرار مي گيرد ورفتن به سطوح بالاتر از راه پيشرفت درماني و مولد بودن عملي خواهد شد .

اقدام به تصميم گيري ها در مورد وضعيت بيمار ترخيص انتقال اخراج و بعهده پرسنل درمان مي باشد برنامه روزانه ضمن داشتن تنوع كاملا فشرده است .

ارزيابي هاي متعدد از برنامه هاي TC  نشان ميدهد كه چنين برنامه فشرده و منسجمي براي افرادي كه قبلا در موقعيت هاي نابسامان بهمريخته وبي نظم زندگي كرده و شخصيتشان براين اساس شكل گرفته است منجر به عدم مصرف مواد و پرهيزاز اعمال خلاف خواهد شد يادگيري به شيوه"TC" بعنوان يك يادگيري اجتماعي حداقل به سه روش صورت مي گيرد:

1-يارگيري از طريق رقابت وعمل

2-يادگيري با استفاده ازفرا گيير بودن شرايط و مشكلات در بين همه اعضا اجتماع

3-يادگيري از طريق بروز دادن عواطف فردي مثل رويا خشم ترس وآرزوها و روياروئي با آنها

.......................

معتاد مواد مخدر

اعتياد

كار درماني

كار درماني در اعتياد عبارت است از ارائه انواع فعاليتها و روشهاي درماني بمنظورپيشگيري از اعتياد تسريع روند بهبودي و رفع عوارض آن معمولا معتاد در روابط اجتماعي وسلوك ورفتار دچارمشكل ميگردد و در نتيجه قدرت كاري تمايل به كارحس تشريك مساعي و احساس مسئوليت وي مختل ميشود.

 لذا براي اينكه فرد بتواند زندگي سود مندي را در اجتماع از سر بگيرد لازم است سلوك و رفتار وي طبيعي گرددو احساس مسئوليت وحس اجتماعي را باز يابد .

در برنامه هاي كاردرماني سعي در آمادگي فرد براي زندگي عادي و روزمرهروابط سالم اجتماعي و روبرو شدن با واقعيات زندگي وجود دارد همچنين كاردرماني علائق انگيزه هاو تمايلات انساني را پرورش داده علائم وعوارض بيماري را بهبود مي بخشد و فر را برايسازش با الگوهاي موجودوحاكم در زندگي اجتماعي آماده مي نمايد .

در كار درماني افراد با دقت كامل ارزيابي ميشوند كمبودها نواقص و نيازهاي بيماران بطور كامل مشخص ميگردد و براي هر فرد متناسب با مشكلات و نيازهايش ببرنامه هاي مفيد و موثر تنظيم ميگردد.

 اين برنامه ها هم ازنقطه نظر فردي و هم گروهي بسوي هدفي معين و مشخص رهبري ميشود هرچند اهداف درماني در مورد افراد مختلف متفاوت است ولي بطور كلي بهتر است برنامه هاي زير در مورد اغلب افراد معتاد منظور شده و اجرا گردد:

1- سعي در بهبود و پرورش قابليت هاي فرد با ارضا و تكامل مهارتها وتوانائيهاي او

2- كاهش دادن علائم و عوارض اعتياد تا آنجائيكه فرد وظايف خود را در مسير واقعيت هاي زندگي و اجتماع ايفا كند.

3- كوشش در تكامل و پرورش ابعاد شخصيت و انگيزه هاي بيمار ضمن فعاليت ه هاي روزمره و را قالب تجارب موفقيت آميز بيمار

4- سعي در پرورش وارتقا سطح پذيرش و اقناع فرد از زندگي عادي بر اساس قابليت هاي او

5- سعي در افزايش قدرت تصميم گيري وعادات مطلوب ومثبت نسبت به كار و فعاليت

6- ايجاد وضعيت هاي كافي و لازم براي استقرار مناسبات و ارتباطات اجتماعي مفيد و مؤثر

7-آموزش و پرورش توانائيهاي فرد براي تفريح بهتروبهره بردن مفيد تر از اوقات فراغت خود.

8- ارشاد و تربيت افراد براي پيدا كردن اعتماد به نفس كافي جهت تامين زندگي مستقل در سطوح واقعيت هاي روابط اجتماعي موجود

...................

اعتياد

مواد مخدر

معتاد

كار درماني

كار درماني در اعتياد عبارت است از ارائه انواع فعاليتها و روشهاي درماني بمنظورپيشگيري از اعتياد تسريع روند بهبودي و رفع عوارض آن معمولا معتاد در روابط اجتماعي وسلوك ورفتار دچارمشكل ميگردد و در نتيجه قدرت كاري تمايل به كارحس تشريك مساعي و احساس مسئوليت وي مختل ميشود.

 لذا براي اينكه فرد بتواند زندگي سود مندي را در اجتماع از سر بگيرد لازم است سلوك و رفتار وي طبيعي گرددو احساس مسئوليت وحس اجتماعي را باز يابد .

در برنامه هاي كاردرماني سعي در آمادگي فرد براي زندگي عادي و روزمرهروابط سالم اجتماعي و روبرو شدن با واقعيات زندگي وجود دارد همچنين كاردرماني علائق انگيزه هاو تمايلات انساني را پرورش داده علائم وعوارض بيماري را بهبود مي بخشد و فر را برايسازش با الگوهاي موجودوحاكم در زندگي اجتماعي آماده مي نمايد .

در كار درماني افراد با دقت كامل ارزيابي ميشوند كمبودها نواقص و نيازهاي بيماران بطور كامل مشخص ميگردد و براي هر فرد متناسب با مشكلات و نيازهايش ببرنامه هاي مفيد و موثر تنظيم ميگردد.

 اين برنامه ها هم ازنقطه نظر فردي و هم گروهي بسوي هدفي معين و مشخص رهبري ميشود هرچند اهداف درماني در مورد افراد مختلف متفاوت است ولي بطور كلي بهتر است برنامه هاي زير در مورد اغلب افراد معتاد منظور شده و اجرا گردد:

1- سعي در بهبود و پرورش قابليت هاي فرد با ارضا و تكامل مهارتها وتوانائيهاي او

2- كاهش دادن علائم و عوارض اعتياد تا آنجائيكه فرد وظايف خود را در مسير واقعيت هاي زندگي و اجتماع ايفا كند.

3- كوشش در تكامل و پرورش ابعاد شخصيت و انگيزه هاي بيمار ضمن فعاليت ه هاي روزمره و را قالب تجارب موفقيت آميز بيمار

4- سعي در پرورش وارتقا سطح پذيرش و اقناع فرد از زندگي عادي بر اساس قابليت هاي او

5- سعي در افزايش قدرت تصميم گيري وعادات مطلوب ومثبت نسبت به كار و فعاليت

6- ايجاد وضعيت هاي كافي و لازم براي استقرار مناسبات و ارتباطات اجتماعي مفيد و مؤثر

7-آموزش و پرورش توانائيهاي فرد براي تفريح بهتروبهره بردن مفيد تر از اوقات فراغت خود.

8- ارشاد و تربيت افراد براي پيدا كردن اعتماد به نفس كافي جهت تامين زندگي مستقل در سطوح واقعيت هاي روابط اجتماعي موجود

.........................

اعتياد

ترك اعتياد

مذهبي درماني

اصولي كه در اسلام جهت درمان معتاد مفيد واقع مي شون عبارتند از :

 1- اصل پذيرش :

د رمكتب اسلام بالاترين خطا وگناه كه همان شرك به خد مي باشد د رصورت بازگشت و شناخت ذات يكتاي خداوند قابل بخشش مي باشد و هيچ كس مايوس از رحمت خداوند نيست و شخص معتاد نيز زماني كه جهت درمان پناه به مرجع ذيصلاحي آورد به هيچ عنوان طرد نمي شود.

 2- اصل حمايت :

اسلام به پيروان خود دستور مي دهد زماني كه شخص ولو غيرمسلمان به قصد كمك گرفتن به تو رجوع كرد دست رد به سينه او زده نشود بلكه حتي حمايت از افراد ضعيف و مستضعف علامت ايمان افراد برشمرده شده و كسيكه در فكر اين موضوع نباشد مسلمان نمي باشد لذا معتاد نه تنها پذيرفته مي شود بلكه از نظر درمان حمايت هم مي شود.

 3- اصل بازگشت به اصل خويش :

شخص راهنما كه خود مسلمان دلسوزي است سعي خواهد نمود او را با ارزشهاي انسانيش آشنا كند وجايگاه انسان را در روي زمين به وي نشان دهد و مقام انسان وعزت هميشگي او را در پرتوگرايش به مذهب به وي گوشزد مي كند وهمچنين سعي خواهدت كرد در غيبت بازگشت به اصل خويش ايجاد كند.

 4- اصل تصميم و اراده :

در اسلام حتي نيت و تصميم شخص چنانچه مثبت باشد اجر در پي دارد و لذا زماني كه هر معتاد اراده و تصميم به ترك گرفت همان لحظه گرايش به سمت جاده سلامتي و در مسير صحيح قرارگرفتن آغاز مي شود لذا اسلام سعي دارد زماني كه معتاد تصميم و اراده به ترك كرد اورا مورد حمايت مادي ومعنوي وهمچنين تشويق قرار دهد و بر تقويت اين تصميم و اراده بيفزايدتا به عنوان يك هدف مهم آن را دنبال كند زيرا اساس مذهب رشد مي باشد.

(قدتبين الرشد من الغي ...)( قسمتي از آيات آيت الكرسي ) لذا نيت و اراده انسانها به سمت يك زندگي سالم بايستي مورد حمايت جامعه قرارگيرد. شخصي كه تصميم به ترك گرفته از نظر مذهب مورد حمايت است و بديده احترام به وي نگاه مي كنند بمنظورتقويت اراده نيت و باقي بودن براين بينش راهكاريهاي ذيل از نظر مذهب توصيه مي گردد:

1- حمايت هاي مادي ومعنوي (صله رحم )

2- همنشيني و دلجوئي از وي

3- ياد آوري مكرر توانمنديهاو ارزشهاي انساني وي

4- سوق دادن ذهن اوبه خدا واوليائش

5- اصل مراقبت :

كلكم راع و كلكم كسئول عن رعيته رسول اكرم (ص)مذهب علاوه بر بكار گرفتن چهار اصل فوق اصل مراقبت را تا حصول نتيجه نهايي ارائه مي دهد صله رحم رسيدگي به خويشاوندان وحقوق همسايه از نشانه هاي ايمان در جامعه مي باشد لذا يك مسلمان سعي دارد در برابرافراد ناتوان و آفت هاي اجتماع دوباره به سراغ او نرود و يگر همنوعش را به اين بليه نيز دچار نسازد بنابراين بااو معاشرت دارد حمايت نزديكانش را بطرف او جلب مي كند و پيوسته نگران حال او مي باشد لذا مذهب به مثابه مراقب دلسوزي است كه پيوسته در صدد جهت دادن افراد منحرف به سمت فطرت و طريقه حق مي باشد.

6-اصل بازسازي شخصيت :

دين ايلام يكي ازادياني است كه به وحدت و يكپارچگي شخصيت معتقد است اسلام دين توحيدي بي نظيري است چرا كه خداوند خالق يگانه و واحد است و خلقت او نيز براساسيك نظام يكپارچه و واحد است كه هر عنصر اين خلقت ضمن برخورداري از وحدت دروني به نوبه خود نقش مهمي در برپايي و هماهنگي خلقت دارد .

بهترين ارزشها يكي جان وديگري شخصيت انسان مي باشد و هر دو بالاترين مسئوليت را براي آحادامت اسلامي بهمراه مي آورد لذا هر فردي كه تصميم دارد قدم به جاده سلامتي بگذارد خطا وانحرافات گذشته او محو ميشود و فعاليت هاي مثبت و كوشش در راه صحيح زندگي كردن گناهان گذشته را از بين مي برد (قرآن كريم:عمل صالح زشتيها را از بين مي برد)بنابر اين شخصي كه با دستورات فوق سلامت خود را باز يافته به مانند ديگر افراد جامعه ادامه حيات ميدهد و با حرمت و ارزشمندي زندگي مي كند و هيچ مسلماني به خود اجازه كوچكترين جسارت به او نمي دهد زيرا او بازگشت به اصل خويش نموده و بر همه مسلمانها واجب است براي او ارزش يك انسان كامل را قايل باشند اميد است با دستورات حيات بخش اسلام بتوانيم تولدي ديگر در حيات خود و ديگران بويژه افراد معتاد جامعه ايجاد نمائيم.

.....................

نقش فعاليت هاي بدني در درمان اعتياد

اعتياد در مراحل نسبتا پيشرفته خود سبب مي گردد تا فرد معتاد انساني بي هدف و بدون برنامه شده ساعت هاي خواب و بيداريش نامنظم شود اينكه چه بخورد چه بپوشد ديگر برايش مهم نيست اين موضوع كه چه كار انجام دهد و كجا برود اهميتش را ازدست مي دهد لذا لازم است فرد ترك كرده با كمك خودش برنامه ريزي وهدفش را تعيين كند زيرا نداشتن برنامه مشخص موجب سرگرداني فكري فرد شده و اين خود عاملي جهت عوداعتياداست فردي كه اعتياد را ترك كرده بايد برنامه روزانه اش را مشخص باشد مثلا در اوايل جهت تقويت جسم و يا پرورش عضلات و اندام ها برنامه ريزي كند در ورزش هاي صبحگاهي شركت كرده و راهپيمائي ساده و يادويدن ملايم داشته باشد و يكي از راههاي اساس جهت مبارزه با كسالت بي حوصلگي در معتادان ورزش كردن وفعاليتهاي بدني هدف دار و يا پرداختن به كار و تفريحات سالم است پس بايد فعاليت هاي بدني را هدف دار نمود و مرتبا تغييرات جسماني كه در حقيقت نشان دهنده بهبودي بيشتر است كنترل نمود فرد ترك كرده بايد روز به روزشاداب تر و سر حال تر گردد پرداختن به كار تفريح در مناطق ييلاقي و خوش آب وهوا همچنين قدم زدن درپارك ها فضاي سبز و باغ ها رفتن به سينماها و نمايشگاها باز ديد ازبستگان و دوستان سبب مي گردد فرد معتاد ترك كرده مجددا با افراد جامعه و فعاليتها و تفريحات موجود در آن آشتي كرده و در كنار ديگران بودن به او كمك مي كند تا بتواند دوره درمان را بهتر طي نموده و رفته رفته به زندگي عادي برگردد و فرد قادر خواهد بود زندگي وكارها را بدون مصرف مواد مخدر انجام دهد و اين اولين احساس مثبت در بيماراست كه باعث تداوم و استمراربهبودي در وي خواهد شد. 
 


 


+  سه شنبه بیستم آذر 1386 9:31  آدمک  | 

اعتیاد

اعتیاد

اعتیاد

ترك اعتياد و مواد مخدر

اعتیاد چیست؟


اعتیاد به هرگونه وابستگی جسمی یا روانی که به گونه ای منفی زندگی فرد را متاثر سازد اطلاق می شود و در واقع بیماری است با ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی که علاوه بر آسیبهای فراوانی که به سلامتی جسمی و روانی و در نتیجه تمامی ابعاد زندگی فرد وارد می آورد....


 

1- اعتیاد چیست؟

اعتیاد به هرگونه وابستگی جسمی یا روانی که به گونه ای منفی زندگی فرد را متاثر سازد اطلاق می شود و در واقع بیماری است با ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی که علاوه بر آسیبهای فراوانی که به سلامتی جسمی و روانی و در نتیجه تمامی ابعاد زندگی فرد وارد می آورد، آثار تخریبی فراوانی را نیز بر روی خانواده و جامعه بر جای می گذارد .

وابستگی روانی ( ذهنی ) مشخصه اصلی اعتیاد بوده و برخلاف تصوری که بعضا در جامعه به چشم می خورد بسیاری از موادی که وابستگی جسمی به همراه ندارند ( و از اینرو اعتیاد آور تلقی نمی گردند) دارای وابستگی روانی و کشش شدید بوده ( یعنی در واقع اعتیاد آور هستند ) و به مراتب فاجعه بارتر از مواد با وابستگی جسمی می باشند.

بدنبال اعتیاد فرد با انگیزه بسیار بالا در پی تهیه و مصرف ماده اعتیاد آور بوده و سایر انگیزه ها و ارزشهای واقعی و طبیعی زندگی در نظر وی بی ارزش می گردد. هرچند ممکن است چنین امری در اوایل آشنایی فرد با ماده اعتیادآور نمایان نگردد ولی قطعا با گذشت زمان به این مرحله ختم شده و نهایتا فرد کنترل رفتارهایش را از دست داده و بطور کامل اسیر ماده می گردد.

2- چه مواد و داروهایی اعتیاد آور هستند؟

مواداعتیاد آور طیف بسیار وسیعی را در برگرفته و عمدتا شامل مواد مخدر( مثل تریاک، هروئین، شیره، کدئین، دیفنوکسیلات، مرفین، پتدین، متادون، ترامادول، کرک، تمجزیک یا بوپرنورفین ...) ،مواد محرک و توهم زا( مثل کوکائین، شیشه ، قرص اکستازی، حشیش،LSD ...)، برخی آرامبخشها ( عمدتا از داروهای گروه دیازپام)، سیگار، الکل می باشد. با توجه به تعریف اعتیاد و نقش مهم وابستگی روانی در آن موارد دیگری از جمله قمار، اینترنت نیز اعتیاد آور می باشند.

با توجه به اینکه مواد اعتیاد آور موجود در ایران اغلب همراه با ناخالصیهایی بوده یا بصورت ترکیبی ( مثلا افزودن مخدر به شیشه ) موجود می باشند در برخی موارد تعیین گروه ماده مصرفی فقط با اکتفا به نام ماده صحیح نمی باشد و نیاز به آزمایشات خاصی می باشد.

3- به چه دلیل مواد مخدر وابستگی جسمی بهمراه دارند؟

بدن همه افراد بطور طبیعی ماده مخدر تولید می نماید و تولید این مواد در حد طبیعی یکی از ملزومات اساسی سلامتی بدن است. در افرادیکه تحت شرایط مختلف ماده مخدر از خارج وارد بدن خود می نمایند بتدریج مراکز مخدر ساز بدن غیر فعال میگردد و با ادامه این روند بدن فرد از لحاظ جسمی وابستگی به مواد مخدر خارجی پیدا میکند و از آنجایی که مواد مخدر بر روی سیستمهای مختلف بدن تاثیر میگذارند درصورت عدم مصرف ماده مخدر فرد دچار علائم جسمی متعدد و بعضا شدید( بنام سندرم محرومیت ) میگردد که تحمل این علائم بدون انجام اقدامات درمانی خاص اغلب غیر ممکن می باشد.

معتاد

اعتياد

4- آیا اعتیاد درمان پذیر است؟

علیرغم اینکه اعتیاد یکی از پیچیده ترین بیماریها می باشد چنانچه فرد تمایل واقعی به درمان داشته و این امر برایش ارزشمند باشد و با روش درست به پیش رود قطعا درمان می گردد ، در حالیکه در مورد برخی از بیماریها متاسفانه چنین مسئله ای دیده نمی شود. در مقابل در صورتیکه فرد هنوز به تشخیص درستی نرسیده باشد، به عمق مشکلات و عوارض ناشی از اعتیاد خود واقف نگردیده ، تمایل واقعی جهت درمان نداشته و حتی به ادامه روند اعتیاد خود بیشتر تمایل داشته باشد متاسفانه هرگونه اقدام درمانی بی نتیجه خواهد بود.

البته در موارد نادری بدلیل پیچیدگیهای خاص روانی، اعتیاد یا بیماریهای زمینه ای جسمی امکان درمان وجود نداشته و تنها با برخی از داروهای خاص سعی در کنترل اعتیاد یا کاهش آسیبهای آن می شود.

لازم به ذکر است علم درمان اعتیاد دانش جدید و نوپایی در دنیا بوده و تعدد و تنوع مواد اعتیاد آور در ایران و تفاوت آن با کشورهای دیگر استفاده از منابع پزشکی خارجی را در این زمینه محدود نموده است. از این رو درمان اعتیاد یکی از دشوارترین و پیچیده ترین موارد درمانی در علم پزشکی بوده و موفقیت درمان تنها با آمیزه ای از علم، تجربه، هنر، عشق، صبر و تعهد کادر درمانی در قالب یک کار گروهی منسجم حاصل می گردد که تحقق این همه متاسفانه کمتر به چشم می خورد.

آگاهی کامل فرد از مراحل مختلف درمانی قبل از اقدام به درمان نقش بسیارمهمی در کسب نتیجه مطلوب درازمدت دارد، در مقابل آسان گرفتن امر درمان و اقدام به درمان بدون بررسی و مطالعه کافی منجر به بروز ناکامیهای مکرر در درمان این معضل و نهایتا بروز یاس و نا امیدی از درمان میگردد. در حالیکه چنانچه درمان بدرستی شروع شده و ادامه یابد، یک بار اقدام کافی است تا بیمار را به نتیجه مطلوب برساند.

5- آیا درمان اعتیاد را می توان تضمین نمود؟

درمان اعتیاد شامل دو بخش عمده درمان وابستگی جسمی (که اصطلاحا به آن سم زدائی می گویند) و درمان وابستگی روانی می باشد که درمان وابستگی روانی مهمترین بخش آن می باشد . در درمان وابستگی جسمی پزشک نقش عمده را داشته ولی در درمان وابستگی ذهنی و روانی بیمار نقش اصلی را ایفا می نماید. البته در درمان وابستگی روانی پزشک آگاه و مجرب می تواند راهکارهای متعددی را به فرد ارائه نماید تا وابستگی فرد را رفع نماید ولی چنانچه فرد پس از سم زدائی در پی شرکت در برنامه های آموزشی فوق نبوده و یا آنها را در عمل بکار نبندد متاسفانه احتمال عود بالا خواهد بود( چرا که رمز موفقیت در انجام دادن است نه دانستن ).از اینرو تضمین سم زدائی تا حدود زیادی بعهده پزشک ولی تضمین درمان کامل عمدتا در دست خود بیمار است و با شناخت نسبی از بیمار و سایر مسائل مهم در مشاوره ابتدای درمان تا حدودی می توان نتیجه نهایی درمان را پیش بینی نمود.

6- ترک مواد مخدر با چه علائم جسمی و روانی همراه است؟

بدنبال قطع مصرف مواد مخدر در فردی که اعتیاد به این مواد دارد علائم متعددی بروز می کند که اصطلاحا به آن سندرم محرومیت (Withdrawal Syndrome) گفته می شود. این سندرم شامل:

درد عضلانی-استخوانی ، بیخوابی، بیقراری، عطسه، آبریزش بینی، خمیازه، اسهال، تهوع و استفراغ، بی اشتهایی، ضعف وبیحالی، پرش اندامها، احساس سرما و گرما، لرز، تعریق، تپش قلب، اشک ریزش، درد شکم، هذیان، پرخاشگری، وسوسه به مصرف مواد .... می باشد . شدت علائم فوق در افراد مختلف متفاوت بوده و تحمل آنها بدون اقدامات درمانی صحیح بسیار دشوار می باشد.

7- آیا ترک اعتیاد می تواند سلامتی فرد را به مخاطره افکند؟

درمان وابستگی جسمی به مواد مخدر که اصطلاحا سم زدائی نامیده شده و در جامعه به ترک اعتیاد معروف است در مواردیکه بیمارتحت ارزیابی صحیح پزشکی و آزمایشات لازم انجام نگرفته و یا استانداردهای مراقبتهای پزشکی و پرستاری رعایت نشود می تواند با خطرات جدی همراه باشد، در غیر اینصورت سم زدائی سلامتی فرد را مورد تهدید قرار نمی دهد. سم زدائی از نظر علمی عبارتست از بکار بردن روشهایی که به بیمار کمک نماید تا دوره ترک را با حداقل علائم و بطور کنترل شده و بی خطر پشت سر گذارد.

لازم به ذکر است ترک الکل خطرات بیشتری نسبت به ترک مواد مخدر داشته و حتی با رعایت استانداردهای پزشکی امکان تشنج، کوما و مرگ وجود دارد.

8- سم زدائی با چند روش علمی انجام می پذیرد؟

در حال حاضر پنج روش علمی جهت سم زدائی وجود دارد که هر یک با مزایا و محدودیتهایی همراه می باشد. این روشها عبارتند از :

روش علامتی ،روش جایگزینی ، روش سریع (RD) و روش فوق سریع (URD یا UROD) که دو روش اول عمدتا بصورت سرپایی و دو روش آخر الزاما بصورت بستری انجام می پذیرد. علاوه بر روشهای فوق که در مرکز تخصصی نوین برای بیماران مختلف انتخاب و انجام می پذیرند، طب سوزنی نیز از روشهای علمی سم زدائی است که در این مرکز استفاده نشده و در موارد خاصی کاربرد دارد.

9- روشهای مختلف سم زدائی چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند؟

این روشها از نظر میزان موفقیت، سرعت بهبودی و دوره درمان، شدت علائم، هزینه ، نیاز به استراحت و غیبت از کار، نیاز به داشتن همراه، سرپائی یا بستری بودن و امکانات و تجهیزات لازم جهت انجامشان با یکدیگر متفاوت می باشند.

روش علامتی کم هزینه ترین روش بوده ولی در عین حال نیاز به چندین روز استراحت در منزل داشته و از آنجا که علایم جسمی و روحی درمان در برخی موارد بخوبی کنترل نمی شود از اینرو درصد کمی کاربرد موفقیت آمیز دارد. این روش بصورت سرپائی یا بستری قابل انجام است.

روش جایگزینی چنانچه بدرستی انجام گیرد همراه با علایم بسیار خفیفی بوده و اغلب نیاز به استراحت نداشته، فرد قادر به انجام فعالیتهای روزمره میباشد. این روش نسبت به روش قبلی هزینه بالاتر و در عین حال دوره طولانی تری داشته و بهمین دلیل در صورت عدم انتخاب صحیح بیمار موفقیت پایین تری دارد و تنها در موارد خاصی کاربرد دارد.

روش فوق سریع از نظر موفقیت و سرعت بهبودی بالاترین درصد را داشته، ضمن آنکه اغلب راحت ترین روش سم زدایی نیز میباشد ولی هزینه آن بالاتر از سایر روشها بوده و بدلیل تکنیک پیچیده و ظرافتهای خاصی که در انجام موفقیت آمیز آن وجود دارد،نیاز به دانش و تجربه بالای کادر پزشکی و پرستاری و رعایت استانداردهای خاص بیمارستانی دارد، در غیر اینصورت نه تنها درمان به موفقیت نمی انجامد بلکه میتواند با خطرات جدی نیز همراه باشد.

10- آیا برای همه بیماران می توان یک روش خاص سم زدائی را بکار برد؟

خیر. با توجه به آنکه بیماران مختلف از جهات متعددی با یکدیگر متفاوت بوده و در عین حال تمایلات متفاوتی برای درمان دارند برای هر بیمار خاص تنها یکی از روشهای سم زدائی بهترین روش می باشد. آگاهی بیمار از مزایا و معایب هر یک از روشهای سم زدایی و تطبیق آنها با خواسته ها و شرایط خود کمک زیادی در تصمیم گیری صحیح جهت تعیین روش مناسب و هماهنگ با نظر پزشک معالج مینماید. در این زمینه بیمار می بایست عواملی چون موفقیت، راحتی، سرعت، هزینه، کیفیت خدمات، رعایت استانداردهای پزشکی و بستری یا سرپایی بودن را مورد توجه قرار دهد. البته پزشک در تشخیص روش مناسب عمدتا موفقیت روش را مد نظر قرار می دهد (چرا که هدف اصلی مراجعه کننده نیز رسیدن به نتیجه و ترک کامل است) . ممکن است روشی موجود باشد که بسیار راحت و بدون علائم باشد (همچون کپسولهای دست ساز حاوی مخدر موجود در بازار که ندرتا ممکن است به سم زدایی کامل بینجامند) ولی نهایتا فرد به سم زدایی کامل نرسد ، در اینصورت چنین روشی بی ارزش خواهد بود.

11- روش سم زدائی علامتی چگونه می باشد؟

این روش حدود 8 تا 10 روز بطول می انجامد و درطی مدت فوق با استفاده از داروهای غیر مخدر مختلف علائم جسمی بیمار کنترل می گردد. در طی روزهای اول سم زدایی معمولا از داروهای بیشتری استفاده می گردد و پس ازآن داروهای مصرفی کاهش یافته ومعمولاظرف مدت 10 روزاغلب آنها قطع می گردند.

در این روش چنانچه بیمار در طی مدت درمان از ماده مخدر استفاده ننموده باشد داروی نالترکسون معمولا در روز هفتم برای بیمار شروع میگردد (البته پس از تست مرفین و نالوکسون). در برخی از بیماران علائم ترک با این روش بخوبی کنترل نمی شود و از اینرو محدودیت دارد، ضمن آنکه در برخی از موارد علائم ترک ممکن است بخوبی کنترل شود ولی بدلیل وابستگی روانی بالا ممکن است فرد در طی دوره سم زدایی اقدام به مصرف ماده مخدر نماید که در اینصورت سم زدایی موفق نخواهد بود و اینرو در همه بیماران کاربرد ندارد.

12- روش سم زدائی جایگزین چگونه است؟

این روش حدود 2 تا 4 هفته بطول می انجامد و در طی دوره فوق از داروهای مخدریا شبه مخدر(خوراکی یا زیرزبانی) بعنوان جایگزین مخدر مصرفی بیماراستفاده می گردد. داروهای فوق در طی مدت فوق تدریجا قطع می شوند و معمولا در هفته سوم پس از انجام تست مرفین و نالوکسون برای بیمار داروی نالترکسون شروع می گردد. کاهش دوز داروهای جایگزین شده بسیار حساس بوده و با توجه به طولانی شدن دوره درمان این روش در برخی از بیماران موفق نبوده و از اینرومحدودیت دارد . این روش چنانچه بدرستی انجام گیرد با علائم جسمی خفیفی همراه می باشد . کپسولهای دست ساز موجود در بازار ( که اغلب بعنوان گیاهی و غیر مخدر معروف می باشند) حاوی مواد مخدر بوده و با این مکانیسم سعی در سم زدائی دارند ولی از آنجائی که ظرافتهای بسیار زیادی در موفقیت این روش وجود دارد اغلب افراد قادر به قطع کپسولهای فوق نبوده و به آنها اعتیاد پیدا می کنند.

13- روش سم زدائی فوق سریع چیست؟

این روش که در زبان انگلیسی Ultra Rapid Opiate Detoxification یا به اختصارURD یا UROD نامیده میشود جدیدترین روش جهت سم زدایی مواد مخدربوده ( البته بهترین روش در همه موارد نمی باشد و در همه موارد امکان پذیر نمی باشد ) و به این ترتیب است که بیمار اغلب به مدت 24 تا 48 ساعت در مرکز درمانی بستری گردیده و درطی 3 تا 6 ساعت تحت بیهوشی عمومی ( نه خواب عمیق که فوق العاده خطرناک است) در اتاق عمل قرار میگیرد. در طی مدت بیهوشی داروهای ویژه ای برای بیمار تجویز می گردند که منجر به بروز علائم ترک بصورت سریع و فشرده می شوند. (البته بیمار در طی بیهوشی هیچگونه علامت خاصی را احساس نمی نماید).این عمل منجر به ترشح سریع مواد مخدرداخلی بدن گردیده که جایگزین مواد مخدر مصرفی بدن بیمار می گردد و تحمل بدن فرد نسبت به علائم ترک بسیار بالا می رود . در این روش بیماربیشترین شدت علائم جسمی را در طی مدت بیهوشی سپری می نماید .

بزرگترین مزیت روش سم زدایی فوق سریع نسبت به روشهای دیگر سم زدایی میزان موفقیت آن (در مرحله سم زدایی) می باشد و درصورتیکه بدرستی انجام گیرد میزان موفقیت آن نزدیک به 100% است . البته انجام روش سم زدائی فوق سریع نیاز به دانش و تجربه بسیار بالایی دارد ، در غیر اینصورت نه تنها به موفقیت نمی انجامد بلکه می تواند با خطرات و آسیبهای جدی نیز همراه باشد. البته لازم به ذکر است روش فوق در تمامی موارد امکان پذیر نبوده و در صورتیکه بیماری زمینه ای قلبی ، ریوی شدید یا برخی از بیماریهای دیگر وجود داشته باشد نمی توان به آن اقدام نمود. این روش عمدتا در مواردی کار برد دارد که سم زدایی با روشهای دیگر مقدور نبوده و احتمال شکست بالایی دارند.

مزایای دیگر این روش نسبت به سایر روشها سرعت بهبودی بالاتر و در اغلب موارد (نه همه موارد) راحتی بیشتر آن است . البته باید در نظر داشت در این روش کلیه علائم در طی مدت بیهوشی از بین نرفته و بطور کلی هیچ روش سم زدایی وجود ندارد که بدون علائم باشد ( و نمی توان انتظار معجزه داشت ) و تبلیغاتی که راجع به این روش می شود که در طی مدت 4 ساعت کلیه علائم از بین می رود بی پایه و اساس است .

بزرگترین مشکل در روش سم زدایی فوق سریع ضعف عمومی بدن پس ازمدت بیهوشی است که بطور متوسط 3 تا 5 روز ادامه دارد (در برخی موارد کمتر و در برخی موارد بیشتر است ) و با گذشت زمان بهبود می یابد. بجز مسئله ضعف عمومی که در اکثریت بیماران پس از سم زدایی فوق سریع (به درجات مختلف ) مشاهده می گردد، در برخی از بیماران علائم دیگری از قبیل علائم گوارشی ، خمیازه ، درد بدنی ، بیقراری یا بیخوابی نیز به درجات مختلف دیده می شود که جهت کنترل آنها داروهای موثری موجود بوده و علائم فوق اغلب برای بیمار مشکل ساز نمی باشند. شدت و نوع علائم جسمی پس از سم زدایی فوق سریع در افراد مختلف متفاوت بوده و تا حدودی قبل از سم زدایی قابل پیش بینی می باشد.

پس از انجام سم زدایی فوق سریع (در صورتیکه بدرستی انجام شده باشد) داروی نالترکسون از روز اول برای بیمار شروع گردیده و می بایست روزانه و اغلب بمدت یکسال مصرف شود . یکی از راههای تشخیص اینکه UROD درست انجام شده است یا خیراین است که آیا برای بیمار نالترکسون از روز اول شروع شده است یا خیر. متاسفانه بدلیل پیچیدگیهایی که شروع نالترکسون در این روش دارد در برخی از موارد این دارو در روزهای بعدی برای بیماران شروع می شود که همراه با عوارض و مشکلات عدیده ، عدم تحمل بیمار یا شکست سم زدائی می باشد. یکی از دلایل عمده موفقیت بالای روش فوق سریع شروع نالترکسون از روز اول است ( که اگر نتوان این کار را انجام داد میزان موفقیت سم زدائی بسیار پائین می آید).

14- داروی نالترکسون چیست و چه نقشی در درمان دارد؟

داروی نالترکسون یک داروی ضد مخدربوده و از عود اعتیاد به مواد مخدر پیشگیری می نماید.(البته در کنار مصرف این دارو انجام روان درمانی نیز ضروری است). این دارو در افرادی که اعتیاد دارند قابل استفاده نبوده و همراه با عوارض بسیار شدیدی می باشد و تنها پس از سم زدائی قابل تجویز در بیماران می باشد و بعنوان یک برنامه استاندارد پزشکی لازمست تمامی بیماران پس از پایان سم زدائی ( با هر یک از روشهای موجود) تحت درمان با این دارو بمدت یکسال قرار گیرند.

اثر نالترکسون به این ترتیب است که در صورتیکه فرد وسوسه زیاد جهت مصرف ماده مخدر داشته و آنرا مصرف نماید از تاثیر ماده مخدر بر روی بدن وی جلوگیری می نماید، که این مسئله اهمیت بسیار زیادی در پیشگیری از عود دارد ، بدلیل آنکه بدنبال عدم تاثیر ماده مخدر بر روی بدن فرد احتمال ادامه مصرف ماده مخدر بسیار پایین می آید و فرد از تلاش بیهوده فوق دست خواهد کشید ( البته در برخی از بیمارانیکه هروئین بر روی نالترکسون مصرف مینمایند بدلیل آنکه هروئین موجود در بازار اغلب همراه با داروهای خواب آور می باشد ممکن است حالات خواب آلودگی بروز نماید، یعنی نالترکسون جزء مخدری هروئین را خنثی مینماید ولی جزء خواب آور آن اثر می نماید که در چنین شرایطی تست ادراری در تشخیص کمک کننده است). در صورتیکه اگر این دارو مصرف نشود کافی است فقط فرد یکبار پس از ترک ماده مخدر استفاده نماید و ماده فوق بر روی بدنش اثر نماید که در اینصورت قطعا این روند ادامه یافته و فرد دچار برگشت اعتیاد می شود. در برخی از موارد در صورتیکه ماده مخدر بر روی نالترکسون مصرف شود امکان بروز علائم و عوارض خفیفی نیز وجود دارد( از جمله حالت تهوع و.....).

علاوه بر اثر فوق نالترکسون تا حدودی وسوسه و میل به مصرف ماده مخدر را نیز کم می نماید.البته نه به این معنا که این دارو ضد وسوسه یا تنفرزا می باشد و تبلیغاتی که در این زمینه می شود بی پایه و اساس است و راه ایجاد تنفر تنها با روان درمانی می باشد.

15- عوارض داروی نالترکسون تا چه حد جدی است؟

داروی نالترکسون در فردی که مبتلا به اعتیاد به مواد مخدر می باشد علائم بسیار شدید سندرم محرومیت را ایجاد می نماید که کنترل آنها اغلب بسیار دشوار بوده و بعضا با خطرات جدی روبرو می باشد. ولی این دارو در افرادی که سم زدائی شده اند ندرتا عوارضی را در پی دارد که هیچیک جدی نمی باشند. مهمترین عارضه ای که در ارتباط با نالترکسون مطرح می باشد افزایش آنزیمهای کبدی است که بسیار نادر بوده و در عین حال عارضه مهمی نمی باشد، بدلیل اینکه نالترکسون بدون آنکه به سلولها یا بافت کبدی آسیبی برساند سبب افزایش این آنزیمها می گردد و برخلاف بعضی از داروها که هپاتیت و آسیب کبدی به همراه دارند چنین عارضه ای در مورد نالترکسون مطرح نمی باشد. افزایش آنزیمهای کبدی با آزمایش خود بطور دوره ای مشخص می گردد و در صورت بروز با قطع دارو به حد طبیعی بازمی گردد. لازم به ذکر است بسیاری از بیماران مبتلا به اعتیاد در زمان مراجعه به درمان آنزیمهای کبدی بالا دارند که پس از اقدام به درمان و شروع نالترکسون آنزیمهای کبدیشان به حد طبیعی بازمی گردد.

16- آزمایشات مربوط به اعتیاد به مواد مخدر تا چند روز پس از اقدام سم زدائی منفی می شوند؟

آزمایشات فوق معمولا از 2 تا 10 روز پس از قطع مصرف مواد مخدر منفی می شوند . در روش فوق سریع هر چند مواد مخدر از روز اول از سطح سلولهای پاک می گردند ولی از آنجائی که دفع این مواد عمدتا وابسته به دفع کبدی آنها از بدن می باشد این روش تاثیر زیادی در تسریع منفی شدن تستهای آزمایشگاهی فوق ندارد. لازم به ذکر است متاسفانه تستهای آزمایشگاهی فوق در برخی موارد منفی یا مثبت کاذب داشته و از اینرو به تنهایی اعتبار زیادی ندارند. مواردی که انگیزه شان از مراجعه به درمان تنها منفی شدن تستهای آزمایشگاهی می باشد متاسفانه پیش آگهی خوبی نداشته و اغلب همراه با عود زود هنگام می باشد و پزشک در این موارد می بایست دقت بیشتری در پذیرش بیمار داشته باشد.

17- آیا روش خاصی از سم زدائی وجود دارد که از عود اعتیاد پیشگیری نماید؟

خیر. درمان اعتیاد بطور کلی به دو بخش درمان وابستگی جسمی (سم زدائی) و درمان وابستگی روانی تقسیم می شود . البته درمان مراحل جزئی تری را نیز شامل می شود ( از جمله مشاوره انگیزشی در ابتدای درمان که حداقل یکساعت بطول می انجامد و....) که در راستای یکی از بخشهای دوگانه فوق می باشند. سم زدائی با هر یک از روشهای علمی فوق الذکر تنها بیمار را از نظر علائم جسمی یا روانی سندرم محرومیت کنترل می نماید وتاثیر مشخصی در درمان وابستگی روانی به تنهایی ندارد. از اینرو روش سم زدائی فوق سریع به تنهایی تاثیر و برتری مشخصی در پیشگیری از عود اعتیاد ندارد و نمی تواند جایگزین مراحل درمانی دیگر در این زمینه شود. البته روش سم زدائی فوق سریع از این نظر که داروی نالترکسون سریعتر برای بیماران شروع می گردد و بیماران سریعتر از نظر جسمی بهبود می یابند می تواند به بیماران کمک نماید تا با شرایط بهتر و مطمئنتری بتوانند به درمان و مبارزه با وابستگی روانی خود بپردازند.

.....................................................

اعتیاد219543.jpg

 

اعتیادك مركز ترك اعتياد در يكى از خيابانهاى شمال شهر تهران، فقط پذيراى آن دسته از معتادانى است كه خود يا خانواده هايشان توانايى پرداخت هزينه هاى بالاى آن را دارند. ديوارهاى كرم رنگ با نوارهاى تزئينى صورتى بر روى آنها، روتختى هاى صورتى و پرده هاى صورتى و نور ملايمى كه از لاى آنها به داخل اتاق تابيده و سكوت و مهيا شدن يك فرد معتاد براى ترك اعتياد.
كف راهروها از تميزى برق مى زند. همه چيز در نهايت شيكى و سليقه براى بسترى شدن و درمان بيماران معتاد به موادمخدر آماده شده است. اما بيمارانى كه قادرند براى يك دوره درمانى ترك اعتياد بيش از يك ميليون تومان پرداخت كنند، در اين مركز با استفاده از روش سم زدايى طولانى مدت و سرپايى، ايجاد تنفر نسبت به مصرف موادمخدر و ارائه خدمات اجتماعى، جلسات مشاوره و گروه درمانى علاوه بر ترك جسمانى به ترك روانى اعتياد آنها كمك مى شود. جايى كه يك تاجرفرش براى ترك اعتياد پسر ۲۵ساله اش به حشيش، دسته چكهاى صدهزار تومانى را به صندوق مى دهد. در انتهاى طبقه دوم همين مركز پيرزنى پسر ۳۰ساله اش را تا اتاقى كه بايد در آن بسترى شود، همراهى مى كند. او با پول فروش چند النگوى طلايش، مقدارى پس انداز حساب قرض الحسنه اش در بانك و قرض گرفتن از فاميل و آشنا توانسته هزينه بسترى شدن پسرش را در اين مركز تهيه كند. پيرزن مى گويد: «وقتى فهميدم پسرم معتاد است و ممكن است مصرف مواد او به قدرى زياد شود كه يك به يك سراغ فروش لوازم و وسائل خانه برود، خودم دست به كار شدم. طلا فروختم، فرش فروختم، تا پول بسترى شدن و ترك اعتياد او را بدهم...»
<<<
وجود حدود چهارميليون نفر معتاد موضوع كم اهميتى نيست. ۲۷سال مبارزه با خريد و فروش موادمخدر، برخورد انتظامى و قهرى با معتادان از فرستادن آنها به شورآباد، دادن كوپن و قرص و اعدام نه تنها موجب ريشه كن شدن مصرف موادمخدر در كشور نشد، بلكه مسؤولان را به بازبينى روشهاى گذشته و اصلاح آنها وادار كرد.
امير محمد پيام روانشناس و مدير بخش آموزش يك كلينيك مشاوره مى گويد: «اصلى ترين موضوع در جريان اعتياد، نگرش ما نسبت به مسأله اعتياد است. اگر نگرش ما اين باشد كه اعتياد يعنى مصرف مواد، آن وقت در تمام مراحل مقابله با اعتياد با همين نگرش اقدام كنيم. براى مثال با اين نگرش بودجه ها صرف مبارزه قهرى در مرزها مى شود و بازده موفقيت فقط اعلام ميزان كشفيات است. در بخش درمانى چون فكر مى كنيم اعتياد فقط مصرف مواد است درمان هم مى شود صرفاً ترك جسمانى مواد. در اصل در اين نگرش، عامل اصلى اعتياد، ماده مخدر است كه با حذف آن مشكلات ناشى از اعتياد به آن هم برطرف مى شود. در واقع اگرچه اعتياد را يك بيمارى مى دانيم، اما اين بيمارى را فقط از منظر زيستى نگاه نمى كنيم، بلكه عوامل روانى و اجتماعى را هم در آن دخالت مى دهيم. با اين نگرش اگر بخواهيم اقدام كلان كنيم، به هر سه جنبه عوامل اصلى بروز اين پديده توجه خواهيم كرد. يعنى هم به دنبال مبارزه با ماده مخدر، هم به دنبال برطرف كردن ريشه هاى روانى و شخصيتى فرد معتاد و هم به زمينه هاى اجتماعى بروز اين پديده توجه خواهيم كرد.
به اين ترتيب درمان هم مى شود پاك كردن جسم فرد معتاد، هم اصلاح نگرشها و رفتارهايش و هم فراهم كردن زمينه هاى اجتماعى براى بازگشتش به جامعه.
<<<
خانواده فرد معتاد هميشه بيشترين رنج را از اعتياد فرزند، همسر يا والدين خود مى برند. در طول چندسال گذشته تغيير تدريجى نگرش ها به مصرف مواد مخدر، اعتياد و تا حدى زدودن عنوان مجرمانه از معتادان سبب شده بسيارى از خانواده ها بخواهند با كمك مراكز ترك اعتياد براى ترك اعتياد افراد مبتلاى خانواده خود اقدام كنند. دكتر پژمان فرهادى زاد متخصص ترك اعتياد و روانپزشك مى گويد: «در مراكز ترك اعتياد، كار بايد در سه بعد فيزيكى - جسمانى، روانى و اجتماعى هم پاى هم پيش برود تا مؤثر باشد. اگر فقط به ترك جسمانى با سم زدايى از بدن بپردازيم ميزان موفقيت در ترك طولانى كاهش پيدا كرده و احتمال شروع مجدد مصرف مواد افزايش مى يابد. در واقع در روشهاى امروزى، اگرچه همچنان ترك جسمانى يا همان سم زدايى گام اول درمان است اما مهمترين گام نيست. تقريباً ده درصد مرحله درمانى، فقط شامل اين بخش مى شود و مابقى كار يعنى ۹۰درصد ديگر مراحل درمان را خدمات روانشناختى ومددكارى و كمك به ترك روانى و كاهش احساس نياز روانى به مصرف مواد را شامل مى شود.»
آرامشى كه استفاده از روشهاى پزشكى روز براى خارج كردن سموم ناشى از مصرف موادمخدر از بدن فرد معتاد در اطرافيان و خانواده او به وجود مى آورد، بزرگترين تشويق براى خانواده و فرد معتاد در مراجعه به مراكز ترك اعتياد محسوب مى شود. زهرا ۴۵ساله كه پسرش اعتياد شديد به مصرف هروئين داشته، در طول دوسال گذشته، بارها با مراجعه به مركز ترك اعتياد براى ترك دادن پسرش اقدام كرده است: «هنوز پسرم ترك كامل نكرده، اما همين كه مصرفش كمتر شده و بعضى ساعتها در روز او را هشيار و سلامت مى بينم، برايم كافى است كه براى آوردنش به اين مركز خسته نشوم.»
در حال حاضر اصلى ترين نشانه درمان در فرد معتاد، قطع كامل مصرف موادنيست. بلكه به اعتقاد امير محمد پيام روانشناس تداوم حضور فرد معتاد در برنامه درمان مهم تلقى مى شود، على رغم آنكه ممكن است گاهى مصرف مواد داشته باشد: «درمانگر فقط به فرد معتاد مى گويد: «بيا، ادامه بده» تداوم حضور او بيشتر از ترك جسمانى مواد اهميت دارد. در واقع امروزه ديگر درمان اعتياد با آن شكل فانتزى كه ما تصور مى كنيم كه مى شود معتاد را به يك فرد كاملاً سالم تبديل كرد، از بين رفته است. به عبارت ديگر درمان اعتياد يك جريان طولانى مدت از مجموعه خدمات پزشكى، روانشناسى و مددكارى است كه بسيار هم آسانگير است و با توجه به واقعيات موجود برنامه درمانى در نظر گرفته مى شود نه با توجه به ايده آل هاى جامعه. براى مثال براى فردى كه سالهاست هروئين را از طريق تزريق مصرف مى كند و به اصطلاح آخر خط است، شايد درمان او مصرف ترياك يا قرص متادون براى حداقل ۲ تا ۴سال باشد. چون خطرهاى مصرف تزريقى مواد كه همراه با بيمارى ايدز و ديگر بيماريهاست به مراتب بيشتر است. بنابراين اين ديدگاه با ايده آلهايى كه طبق آنها حتى مصرف سيگار بعد از ترك اعتياد هم مذموم شمرده مى شود فاصله دارد، اما همان طور كه گفتم؛ در حال حاضر تأكيد بر درمان گام به گام با كاهش مصرف مواد و بتدريج تغيير سبك زندگى است.»
<<<
پژوهش هاى سازمان جهانى بهداشت نشان داده كه درمان اعتياد تا ۸۰درصد از فعاليتهاى مجرمانه و بين ۳۰ تا ۵۰درصد از مراجعه به بيمارستانها و مراكز درمانى را كم كرده است و به ازاى هر يك دلار هزينه اى كه براى درمان فرد معتاد صرف شده، هزينه هاى مرتبط با جرايم موادمخدر بين ۴ تا ۷دلار كاهش يافته است. بر اين اساس درمان فرد معتاد كم هزينه ترين شيوه مقابله با اعتياد دانسته مى شود. به همين دليل مراكز ترك اعتياد دولتى زيرنظر سازمان بهزيستى از چندسال گذشته از كشور شروع به فعاليت و جذب افراد معتاد كردند. به موازات شروع به كار اين مراكز و افزايش مراجعه به آنها، سازمان بهزيستى و وزارت بهداشت اقدام به ارائه مجوز ايجاد مراكز ترك اعتياد به بخش خصوصى كردند. اما در طول چندسال ناگهان تعداد زيادى از اين مراكز حتى بدون مجوز وارد اين حوزه شدند. به گونه اى كه براى صاحبان برخى از آنها سودجويى بيشتر از ارائه يك خدمت درمانى و اجتماعى اهميت پيدا كرد. علاوه بر اين بالا بودن هزينه ترك اعتياد در برخى از اين مراكز عملاً  امكان استفاده از آنها را محدود به قشر و گروه خاصى كرد. در حال حاضر هزينه هاى ترك اعتياد در مراكز ترك اعتياد به طور متوسط بين ۳۰۰ تا ۵۰۰هزار تومان و در برخى مراكز ديگر با قرار دادن خدمات جانبى حتى به بيش از يك ميليون و ۳۰۰هزار تومان نيز مى رسد.
محدوديت پذيرش در مراكز دولتى ترك اعتياد، زمينه را براى سوء استفاده از وضعيت بحرانى و اضطراب آور خانواده معتادانى كه به هر قيمتى خواهان ترك اعتياد فرد مبتلاى خود هستند، فراهم مى كند.
امير محمد پيام روانشناس مى گويد: «تعداد دو تا سه ميليون معتاد با ظرفيت فعلى پذيرش دولتى اگر براى درمان اعتياد بخواهند به اين مراكز محدود مراجعه كنند، شايد به آخرين نفر آنها بيش از ۴۰سال بعد نوبت برسد. ظرفيت پذيرش سيستم درمانى دولتى بسيار پايين است. از طرفى هر چند سيستم مجوز دادن به بخش خصوصى طى يكى دوسال گذشته توسط سازمان بهزيستى شروع شده، اما تعداد زياد معتادان وكمبود ظرفيت پذيرش مراكز رسمى منجر به اين شده كه آن بخش سودجوى واحدهاى خصوصى مثل قارچ رشد كنند و متأسفانه چون ابزار كافى براى نظارت بر اين سيستم ها وجود ندارد و از نظر قوانين هنوز ابهام هايى در رابطه با اينكه متولى رسمى اين نظارت و كنترل چه كسى است، وجود دارد بايد خود مردم و استفاده كنندگان از مراكز ترك اعتياد در مراجعه به اين مراكز آگاه باشند و فريب تبليغات و وعده هاى آنها را نخورند.»
<<<
سم زدايى ممكن است براى هر فرد معتادى كه به مراكز ترك اعتياد مراجعه مى كند و چه بسا براى خانواده او جذاب و خوشايند باشد. اينكه در فاصله چندروز يا چند هفته فرد معتاد از سموم ناشى از مصرف موادمخدر در بدنش رهايى مى يابد، اما تأكيد بسيارى از متخصصان ترك اعتياد به ادامه كار با كمك گرفتن از روشهاى مشاوره و روان درمانى است. دكتر پژمان فرهادى زاد متخصص ترك اعتياد و روانپزشك مى گويد: «در مراكزى كه صرفاً از مدل سم زدايى پيروى مى كنند ميزان موفقيت كمتر از پنج درصد است ولى به كارگيرى روشهايى مثل مشاوره، گروه درمانى وگروههاى خوديارى و كمك گرفتن از جلسات مشترك ميان اعضاى خانواده فرد تحت درمان آمار موفقيت تا ۵۰درصد هم افزايش داده است. به همين دليل و با توجه به نقدهايى كه طى چندسال گذشته در سطح رسانه ها صورت گرفته، به نظر مى رسد آگهى هاى مراكز ترك اعتياد هم كم كم در متن خود تغييراتى داده و توجه به عوامل روانشناختى و اجتماعى را شروع كرده اند. چنانچه در خيلى از آنها به ارائه خدماتى مثل روان درمانى، گروه درمانى و برقرارى جلسات مشاوره بعد از سم زدايى اشاره شده است. اما متأسفانه چون هيچ مرجع رسمى بر آنها نظارت ندارد، نمى توان به طور قطعى درباره ميزان موفقيت و كيفيت خدمات آنها حرفى زد.»
معمولاً معتادان پس از سه سال استفاده از موادمخدر، به هروئين روى مى آورند وحدود ۵۰درصد آنها به گونه اى معتاد مى شوند كه نيازمند اقدام سريع براى ترك اعتياد است. موضوع ترك اعتياد از آن جهت اهميت زيادى دارد كه مى توان با افزايش آگاهى هاى فردى و جمعى و افزايش مراكز ترك اعتياد به فرد معتاد كمك كردتا قبل از قرار گرفتن در مرحله شديدتر اعتياد و سخت تر شدن درمان به ترك اعتياد اقدام كند

 

 

+  سه شنبه بیستم آذر 1386 8:55  آدمک  | 

در ادامه مباحث مربوط که در زمینه های مختلف گرد آوری کرده ام به لحاظ گستردگی اعتیاد در سطح جامعه بر خود لازم دانستم تا چندین مطلب رو به همین موضوع اختصاص بدم چون به نظر من یک معتاد نه تنها خودش رو بلکه اطرافیانش رو هم به نابودی میکشونه اینکه آیا میشود ترک کامل کرد یا نه بنظر من ترک کامل برای یک معتاد در کوتاه مدت امکانپذیر نیست اما در بلند مدت این امر میسر است چون تعداد زیادی تونستند این کار رو انجام بدهند پس دوست عزیز من اگر شما هم به مواد مخدر اعتیاد دارید میتونید

موفق باشید

اعتیاد

اعتیاد

اعتیاد جرم یا بیماری؟

- اعتیاد چیست؟



تمایل شدید جسمانی و روانی فرد به ادامه مصرف یک ماده که باعث تغییر در شرایط عادی وضعیت جسمانی، روانی و اجتماعی او می شود، وابستگی دارویی یا اعتیاد نام دارد شرایطی مانند: نا امیدی، ترس شدید، رفتار نادرست، افسردگی، دلشوره، نگرانی همیشگی و...
2- معتاد کیست؟

به کسی که دارای وابستگی جسمی و روانی نسبت به مواد می باشد و ناگزیر اسن مصرف مشخصی از آن را به طور مستمر ادامه دهد، معتاد گویند.

3- مواد مخدر چیست؟

مواد شامل همه ترکیباتی است که باعث تغییر کارکرد مغز به صورت هیجان و عصبانیت یا اختلال در قضاوت و شعور بشود. به عبارت دیگر:

انسان برای بیماریهای جسمی و روانی خود مبادرت به مصرف دارو برای بهبود بیماری و یا تسکین علایم آم می کند. مواد موثر بر وضعیت روانی عمدتاً نه به منظور درمان و تسکین آلام بیماری، بلکه برای ایجاد تغییر در رفتار و هیجانات مصرف کننده، مورد سوء مصرف قرار می گیرد. این تغییرات با اثر بر سیستم اعصاب مرکزی و روانی فرد ایجاد می شود.

4- رویکردهای پیشگیری کدامند؟

●اطلاع رسانی

●آموزش عاطفی

●جایگزین ها

●آموزش مهارت های مقاومت

●آموزش مهارت های اجتماعی و شخصی

5-انواع مواد مخدر کدامند؟

●حشیش

بنگ

●ماری جوانا

●کراس

●چرس

●مسکالین

●ال اس دی

●دی ام تی

●اکستاسی

●تریاک

●کوکائین

●کوکا

●کراک

●خات (یاقات)

●کراتم

●ناس

●آمفتامین

6- عوارض جسمی موادمخدر کدامند؟

هر ماده مخدری عوارض خاص خود را دارد. موادمخدر باعث از بین رفتن مغز، قلب، ریه، کبد، کلیه و ماهیچه ها می شود. همچنین مصرف مواد می تواند منجر به خونریزی بینی، سردرد، تشنج، جوش های چرکی، دوبینی، حالت تهوع و از بین رفتن حافظه و تمرکز شود.

7- عوارض روحی مواد مخدر کدامند؟

●خشنونت در خانواده

●کودک آزاری

●افت کارکرد شغلی

●بروز حادثه در حین کار

●غیبت و تاخیر در کار

●کاهش اعتماد به نفس

●بیکاری و اخراج از کار

●فقر و بی خانمانی

●عصبانیت و زود رنجی

●افسردگی

●ضعف در اصول اخلاقی و اعتقادی

●اختلال در قضاوت

8- برخی از علائم اعتیاد کدامند؟

●کدر شدن رنگ صورت

●تیره شدن رنگ لبها

●آبریزش بینی

●عطسه و خمیازه

●لاغری

●چین و چروک صورت

●بی موقع چرت زدن

●دو رگه و کلفت شدن صدا

●سیاه شدن زیر ناخن های شصت و نشانه

●جرم گرفتن دندان ها

●گوشه گیری

●نقطه های سیاه و کبودی روی بازوها

●ضعف در تماس جنسی

●دردهای مزمن معده و یبوست

●ارش بیش از حد پا و بینی

●ضعف اعصاب و پرخاشگری

9- چگونه خودمان را در مقابل موادمخدر حفظ کنیم؟

می توانید با والدین یا دوستانتان در این رابطه صحبت کنید، به شرایطی که ممکن است به شما پیشنهاد مصرف مواد مخدر داده شود و اینکه شما چگونه اجتناب خواهید کرد فکر کنید. توانایی های مثبت و سالم را در خود پرورش دهید و بدانید افراد درس خوان و تحصیل کرده، ورزشکاران و آنهایی که در حل مشکلاتشان به خدا متوسل می شوند، کمتر رو به اعتیاد می آورند.

10- درمان های معمولی ترک اعتیاد چیست؟

●دارو درمانی با استفاده از کلونیدین و داروهای کمکی، متادون و...

●روان درمانی فردی (بویژه شناخت درمانی و رفتار درمانی)

●گروه درمانی

●اجتماع درمان مدار

●آموزش مهارت های مقابله ای و اجتماعی

●پرهیز کامل از مصرف مواد

●خانواده درمانی

مقاله دوم د ر خصوص اعتیاد

چطور گرفتار اعتیاد می‌شوند؟
 
تحقيقات- همشهری آنلاین-المیرا صدیقی:
اعتیاد خانمانسوز است. زندگی‌ها و جوامع را به مخاطره می‌اندازد و خانواده‌های بسیاری را از هم  پاشیده است

 این شاید واضح‌ترین تعریفی باشد که تا به حال در مورد اعتیاد ارائه شده که به همین خاطر به محض شنیدن نام اعتیاد ما از ترس به خود می‌لرزیم و آرزوی دور بودنش از خانواده‌ها را می‌کنیم. اما بد نیست بدانیم از لحاظ علمی چه اتفاقی در بدن رخ می‌دهد که اعتیاد خودنمایی می‌کند. شاید با دانستن آن بتوانیم از بروز آن جلوگیری کنیم.

اعتیاد چیست؟
در مورد اعتیاد سوالات بسیاری در ذهن‌ها وجود دارد و هنوز اینکه مصرف بعضی از قرص‌ها می‌توانند در بدن
اعتیاد ایجاد کنند یا خیر جای سئوال دارد و محققان در مورد این موضوع که یکی از بزرگترین معضلات جوامع است در حال تحقیق هستند.

 آنچه که در طی سالیان سال کشف شده است آن است که اعتیاد تنها به مواد خاص نیست بلکه تکرار هر آنچه که ضروری نیست می‌تواند در بدن فرد تبدیل به اعتیاد شود. مانند اعتیاد به پرخوری و در پی آن چاقی، سیگار کشیدن و یا حتی استفاده از اینترنت.

اعتقاد اولیه در سالیان سال قبل در مورد مصرف الکل و مواد مخدر آن بود که استفاده از این مواد می‌تواند در بدن عادتی بوجود آورد که ترک آن سخت است. اما بعدها مشخص شد که اعتیاد بخشی از شخصیت فرد می‌شود.

 به این معنا که وقتی فرد از آن استفاد نکند دچار مشکلات روحی و جسمی می‌شود و نمی‌تواند درست عمل کند و ماده کم‌کم تبدیل به بخشی از زندگی می‌شود که زجر آور است. دقیقا مثل بیماری‌های لاعلاج.

اینکه برخی از مواد تاثیر مستقیم روی مغز می‌گذارند کاملا مشخص است و سالهاست که به اثبات رسیده است. تاثیر این مواد این طور است که مصرف کننده مدام می‌خواهد که بار دیگر آنها را امتحان کند و این مصرف مدام ادامه می‌یابد.

اعتیاد یک بیماری مغزی
ما به همان دلیل به ماده‌ای معتاد می‌شویم که از آن برای اولین بار استفاده می‌کنیم. دلیل آن مطمئنا لذتی است که از استفاده از آن برده‌ایم. بسیاری از افراد مواد مخدر را تنها یک بار تجربه کرده‌اند و دیگر به طرف آنها نرفته‌اند اما تمامی آنها احتمال معتاد شدن را با خود داشته‌اند.

آخرین تحقیقات علمی اعتیاد را یک بیماری مغزی خوانده است. هنگام مصرف مواد و یا هر کاری که لذت بسیاری در ما می‌آفریند مغرماده ای به نام "دوپامین" را از خود آزاد می‌کند. این ماده دقیقا همانی است که باعث لذت بردن ما می‌شود که هر چه مقدار مصرف ما از مواد لذت بخش بیشتر باشد این ماده بیشتر ترشح می‌شود و در نهایت هم می‌تواند "اور دوز" یا شوک ناشی از مصرف را سبب شود که بسیاری اوقات کشنده است.

تاثیر "دوپامین" در مغز است که سبب می‌شود ما به مصرف دوباره ماده کشیده شویم. حتی اگر این لذت، ورزش کردن و یا خوردن غذا باشد ممکن است احساس اشتیاق برای مصرف مجدد در ما بوجود آید.

ترشح بیش از حد "دوپامین" اختلالی در مغز بوجود می‌آورد که برای رفع آن مغز مجبور به تحرک بیشتر است که به همین خاطر موادی را بیش از حد ترشح می‌کند که حالات مختلف رفتاری عجیب و حتی افسردگی در فرد مصرف کننده بوجود می‌‌آورند.

در طول زمان و مصرف بیش از حد، مغز دیگر به اندازه قبل "دوپامین" را ترشح نمی‌کند و به همین خاطر لذت مصرف پائین می‌آید. وقتی مصرف بیشتر شود کم‌کم ماده کنترل مغز را به دست می‌گیرد و آنگاه است که دیگر رفتارهای فرد کاملا غیر عادی می‌شود.

علائم اعتیاد:

علائم فیزیکی: فرد معتاد قبل یا بعد از مصرف به شدت عرق می‌کند. دستانش می‌لرزد و اختلال در خواب پیدا می‌کند. بسیاری از معتادان حالات اضطراب شدید را تجربه می‌کنند و تا زمانی که ماده را مصرف نکنند در همین حال باقی می‌مانند.

علائم رفتاری: بسیاری از معتادان تجربه‌های بسیاری برای ترک مواد داشته‌اند. مصرف مواد کم‌کم سبب می‌شود فرد نسبت به گذشته‌اش وقت بیشتری را برای مصرف مواد بگذارد. هیچکدام از لذاتی که قبل از اعتیاد در فرد وجود داشته دیگر جذابیتی ندارند و فرد با اینکه می‌داند مصرف مواد به شدت به او ضرر خواهد زد باز هم به مصرف آن ادامه می‌دهد.

نظریه‌های جدید:

اعتیاد از چندین منظر مورد بررسی قرار گرفته است و برخی محققان معتقدند که زمینه معتاد شدن در افراد متفاوت است و به طور مثال ژنتیک و فشارهای روحی از جمله اضطراب و استرس‌ها تمایل به اعتیاد را بیشتر می‌کند.

کسی که دچار افسردگی است ممکن است برای از بین بردن احساس بدی که نسبت به خودش داد به مصرف بی رویه مواد الکی یا مخدر رو آورد و به سرعت به آنها معتاد شود.

چند ماده مخدری که بیشترین آمار مصرف را دارند از قرار زیرند:

1- متامفتامین: استفاده از این ماده رفتارهای بسیار عجیبی را در پی خواهد داشت. اثر این ماده روی مغز تا حدی است که فرد پس از مدت زیاد مصرف حتی ممکن است 50 درصد سلولهای زنده مغزش را کم کار کند . این ماده از سال 2001 در بازارها دیده شده است.

2-  داروهای مسکن. مصرف داروهای ضد درد که حاوی مخدر است رشد بی رویه مصرف در کشورهای اورپایی و آمریکایی را داشته است که اعتیاد به آنها بسیار بالاست.

3- هروئین: سال 2005 حدود 2.4 درصد مردم آمریکا ادعا کردند که حتی یک بار هم که شده مصرف هروئین را تجربه کرده‌اند. ترک هروئین بسیار درد آور است و باید به طور مرتب مصرف شود. مرگ برای معتادان به این ماده بسیار زیاد است.

4- الکل: اشکالاتی که اعتیاد به الکل در افراد به وجود می آورد از هروئین هم بیشتر است و اثرات مخرب روی مغز بر اثر این ماده چنان زیاد است که به مرور فرد کاملا اختیارش از دست می‌دهد.

5- این فقط مواد نیستند که در فرد اعتیاد به وجود می آوردند. امروزه اعتیاد به خوردن غذا 2 درصد مردم آمریکا را تحت تاثیر قرار داده است و بسیاری از افراد در کشورهای غربی به قمار بازی کردن اعتیاد پیدا کرده‌اند.

مبارزه با اعتیاد:
 محققان با در نظر گرفتن عوامل ژنتیکی در افراد در تلاشند تا احتمال اعتیاد را پائین بیاوردند. گرچه هنوز گفته نشده است که برای اعتیاد یک ژن مخصوص وجود دارد اما آنچه اثبات شده آن است که کار چند ژن با یکدیگر در بدن افراد می‌تواند احتمال اعتیاد را بالا ببرد.

"متادون" سالهاست که برای درمان اعتیاد به هروئین استفاده می‌شود  و می‌تواند حالات روحی و جسمی معتاد به هروئین را کم کم التیام بخشد.

"نالمفن" در حال آزمایش روی افراد معتاد به الکل است اما آنچه ثابت شده آن است که روی افراد معتاد به قمار بازی اثر مثبت گذاشته است.

فاکتور دیگری که امروزه در نظر گرفته می‌شود حالت روحی افراد است. اگر احساس افسردگی و حالات بد روحی کم شود ، تعداد افراد مبتلا به اعتیاد هم کم خواهد شد.

بنابراین کار کردن روی افرادی که مستعد افسردگی و یا دچار آن هستند می‌تواند از اعتیاد آنها جلوگیری کند

اعتیاد

اعتیاد

اعتیاد

معتاد

معتاد

معتاد

مواد مخدر

مواد مخدر

اعتیاد

اعتیاد

اعتیاد

معتاد

 

 

طلاق آثار ناشی از اعتیاد

طلاق

طلاق و زندگي پس از طلاق

حدود 99 درصد دختراني که والدينشان جدا از هم زندگي مي کنند يا به مواد مخدر اعتياد دارند و يا در معرض شديد آسيب هاي اجتماعي قرار مي گيرند. شهلا پرويزي، مدير مرکز نگهداري از دختران بهزيستي عاصف در گفت و گو با خبرنگار برنا با بيان اين مطلب تصريح کرد: دختران بد سرپرست و بي سرپرستي که در معرض آسيب هاي اجتماعي قرار دارند، پس از انتقال به مرکز مداخله در بحران هاي اجتماعي بهزيستي به اين مرکز، ارجاع داده مي شوند. پرويزي بيشترين مشکل اين دختران را اعتياد و جدايي والدين دانست و تاکيد کرد: بد سرپرست بودن بيشتر از بي سرپرست بودن دختران را به آسيب هاي اجتماعي دچار مي کند. به نحوي که طبق آمار اين مرکز، 99 درصد دختراني که به اينجا منتقل مي شوند در خانواده هايي معتاد و از هم گسيخته رشد کرده اند. وي با توجه به اينکه در حال حاضر 20 دختر در اين مرکز نگهداري مي شوند، ادامه داد: هر دختر تا زماني که به طور کامل به استقلال نرسد و نتواند درآمد زندگي خود را تامين کند، از اين مرکز ترخيص نمي شود.وي افزود: فعاليت هاي فرهنگي ، آموزشي، اشتغال، استقلال و بازتواني آنها از جمله کارهايي است که از سوي اين مرکز براي اين دختران در معرض آسيب انجام مي شود

فقر، اعتياد و عدم تفاهم، 3‌عامل اصلي طلاق

 
 

زن و شوهر‌ها با وجود اين‌كه هيچكدام مشكل خاصي ندارند، نمي‌توانند با هم زندگي كنند

فقر، اعتياد و عدم تفاهم، 3‌عامل اصلي طلاق
«طلاق به عنوان يك معضل اجتماعي، علل گوناگوني دارد؛ 3 علت عمده طلاق عبارتند از: اول، مباحث اقتصادي، فقر، بيكاري و دغدغه‌هاي معيشتي؛ دوم، اعتياد كه با توجه به زياد شدن روز افزون معتادان اين پارامتر به يكي از مهمترين علت‌هاي طلاق تبديل شده است و در نهايت عدم تفاهم زوجين كه بسياري از طلاق‌ها در اين قالب رخ مي‌دهد و زن و شوهر‌ها با وجود اين‌كه هيچكدام مشكل خاصي ندارند، نمي‌توانند با هم زندگي كنند.»
عباس جعفري دولت آبادي، رئیس مجتمع قضايي خانواده یک با بيان اين مطلب، گفت: برخي از طلاق‌ها ناشي از ازدواج‌هاي غلط است، ازدواج‌هايي كه يا ناشي از اجبار يا ناشي از عدم شناخت، عواطف و احساسات زودگذر يا ازدواج بدون تعمق بوده است. برخي از طلاق‌ها از ازدواج‌هاي نادرست و برخي ديگر از دخالت‌ها و دلسوزي‌هاي نابجاي ديگران سرچشمه مي‌گيرد؛ اگر ما مي‌توانستيم به خانواده‌ها آموزش دهيم كه به جاي دخالت، فرزندان خود را راهنمايي كنند؛ زمينه بسياري از طلاق‌ها از بين مي‌رفت.
وي معتقد است: يكي از مشكلات مهم زنان در دادگاه‌ها بحث هزينه دادرسي است؛ زن براي ادامه زندگي نفقه مي‌خواهد ولي هزينه دادرسي ندارد؛ مهرش را مي‌خواهد به اجرا بگذارد، ولي باز هم هزينه دادرسي ندارد. براي برطرف شدن اين مشكلات بايد تسهيلاتي در اين بخش‌ها به‌وجود آوريم، ما بايد هزينه دادرسي را در برخي پرونده‌ها مانند نفقه برداريم. برخي از احكام را قطعي اعلام كنيم تا اطاله كم‌تر شود وگرنه با وجود قوانين فعلي اطاله دادرسي همچنان ادامه دارد.
جعفري درخصوص اثر فساد در جامعه بر روابط بين زوجين اظهار داشت: معتقدم كه فساد و فحشا از عوامل مهم آسيب‌هايي است كه استحكام خانواده را از ميان مي‌برد. يعني خانواده‌اي كه بخواهد از خطرات مصون بماند بايد در محيط سالم رشد كند وقتي زوجين دچار روابط نامشروع شوند، روي كانون خانواده و در نتيجه فرزندان و رفتار آنها تاثير مي‌گذارد. حكومت در اين بخش بايد به طور جدي برنامه‌ريزي كند.
ليلا اسدي، معاون قضايي مجتمع خانواده یک نيز درباره نگاه مردسالارانه قوانين گفت: مسئله دفاع از حقوق زنان در كل دنيا وجود دارد و همين مسئله باعث به‌وجود آمدن نگاه فمينيست شده است و نمي‌توان گفت علت به وجود آمدن اين نگاه، قانون مردسالارانه كشور ماست. من معتقدم كه قوانين ما بخصوص در حوزه خانواده تا حدي نگاه مردسالارانه دارد ولي علت اصلي به وجود آمدن اين نگاه از ديدگاه‌هاي مردم و فرهنگ جامعه كه از ديرباز وجود داشته سرچشمه مي‌گيرد و هم اكنون آرام آرام در حال
 

" برخي از طلاق‌ها ناشي از ازدواج‌هاي غلط است، ازدواج‌هايي كه يا ناشي از اجبار يا ناشي از عدم شناخت، عواطف و احساسات زودگذر يا ازدواج بدون تعمق بوده است.... "

 
 
تغيير كردن است و البته به سمت صحيحي نمي‌رود.
وي در ادامه افزود: قوانين ما بر اثر تغيير به سمت عصيان زنان در حركت است. زنان با توجه به ظلم‌هايي كه فكر مي‌كنند در گذشته به آنها رفته و هنوز هم تا حدي وجود دارد با قصد مقابله با ظلم‌ها‌ي گذشته برخاسته‌اند و اين مقابله به تفريط متمايل شده است.
جعفري در ادامه اين مطلب افزود: با توجه به اين‌ كه حق طلاق با مرد است مگر در مراحل اثبات عسر و حرج از جانب زن، اخيرا زنان درصددند كه حق طلاق را در قالب شرط وكالت به دست آورند اين مسئله كم‌كم در حال مطرح شدن است و مغايرتي با فقه ندارد. در حال حاضر زنان براي به دست آوردن حق طلاق مي‌توانند اين حق را به عنوان يكي از شروط ضمن عقد مطرح كنند. منتها جامعه در حال حاضر ظرفيت پذيرش اين حق را ندارد و كار فرهنگي و آموزش بيشتر در اين زمينه ضرورت دارد.
وي مشكلات قوانين را ناشي از اسلام نمي‌داند و معتقد است كه اشكال به مسلماني ما بر مي‌گردد. اسلام داراي اصل كلي است كه در آن مي‌گويد مردان، زنانشان را خوب نگه‌دارند يا آنها را به‏خوبي آزاد كنند. شكل سومي وجود ندارد. اين‏كه مردان شكل سوم را انتخاب مي‌كنند و زنانشان را آزار مي‌دهند، ريشه در سوءاستفاده مسلمانان از اين حق دارد. اگر اسلام به معني واقعي‌اش اجرا شود، مشكلات زيادي نخواهيم داشت. اينها اشكالاتي است كه به خاطر دورافتادن از تربيت اسلامي به آن مبتلا شده‌ايم.
سرپرست مجتمع قضايي خانواده یک درباره راه از بين بردن اين سوءاستفاده‌ها گفت: بايد در بخش فرهنگي فعاليت بيشتري صورت گيرد؛ در حال حاضر آنقدر كه رسانه‌ها براي تبليغات مواد غذايي و نظاير آن وقت صرف مي‌كنند، به آنچه كه اسلام براي رفتار كردن با زن‌ها گفته و توصيه‌هايي كه پيامبر (ص) درباره زنان كرده توجه كمتري صورت مي‌گيرد.
وي پيشنهاد كرد: بايد در درجه اول، آموزش براي زوجين را همگاني كنيم تا حداقل بخشي از مشكلات برطرف شود؛ الان دادگاه‌هاي ما بيشتر به صحنه نزاع و مجادله زوجين تا صحنه احقاق حق شباهت دارند. مرد و زن هر 2 قصد بر زمين زدن يكديگر را دارند و زن مي‌خواهد با اجرا گذاشتن مهر، همسرش را اذيت كند و مرد مي‌خواهد عدم تمكين بگيرد تا نفقه ندهد. ميداني كه اسلام براي ايجاد محبت پيش‌بيني كرده بود، به فضاي جنگ و نزاع تبديل شده است. جعفري دولت‌آبادي در پاسخ به اين‏كه آيا مرد بودن قضات دادگاه خانواده سبب يك‌جانبه نگاه كردن آنها به پرونده‌ها مي‌شود يا نه؟ گفت: در اسلام و قانون، قاضي بايد مرد باشد. پيشنهاد ما اين بوده و هست كه فضاي دادگاه‌ها بايد از اين فضاي يك طرفه خارج شود و اين به معناي اين نيست كه مردان حكم نكنند بلكه قضات بايد در كنار مشاوران حكم را صادر كنند چرا كه در جامعه‌اي هستيم كه حيا و سنت در آن نقش دارند و زنان، بسياري از مسائل را نمي‌توانند به مردان بگويند؛ براي همين حضور زن در دادگاه باعث مي‌شود كه فضاي دادگاه براي زنان مساعد‌تر شود.
وي افزود: ما در برخي دعاوي مانند طلاق معتقديم كه ساختار‌ها را بايد از رسيدگي فردي به سيستم تعدد قاضي كشاند و از فردي بودن خارج كرد و زنان مي‌توانند در اين سيستم تعدد به خوبي نقش ايفا كنند. خوشبختانه شوراي توسعه قضايي در لايحه‌اي كه اخيرا تدوين كرده به اين مسئله پرداخته و پيشنهاد دادرسي براي زنان ارائه شده است.
در ادامه اسدي،‌ معاون قضايي دادگاه خانواده در اين خصوص گفت: از قرن ششم و هفتم بعد از شيخ طوسي مسئله رجوليت قاضي مطرح
 

" يكي از مشكلات مهم زنان در دادگاه‌ها بحث هزينه دادرسي است؛ زن براي ادامه زندگي نفقه مي‌خواهد ولي هزينه دادرسي ندارد؛ مهرش را مي‌خواهد به اجرا بگذارد، ولي باز هم هزينه دادرسي ندارد... "

 
 
شد وليكن دلايلش در اين زمينه بسيار خدشه پذير است و مقالات بسياري در اين زمينه نوشته شده است. امروزه با فرض اين‏كه بپذيريم نظر فقها در خصوص عدم امكان قضاوت زنان درست است؛ با انطباق قاضي‌اي كه در فقه تعيين شده با قضات امروزي متوجه مي‌شويم كه در واقع هيچكس امروزه قاضي نيست؛ علت اين است كه از جمله شرايطي كه براي قضاوت گذاشته‌اند علاوه بر رجوليت، اجتهاد نيز هست در حالي‌كه 9/99 درصد قضات ما واجد اين شرط نيستند بنابراين همان‌طور كه آقايان داراي شرط اجتهاد نيستند، خانم‌ها نيز شرط رجوليت را ندارند.
اسدي در ادامه تصريح كرد: اگر فرض كنيم كه همه قضات داراي همه شرايط قضاوت باشند، باز هم نمي‌توانند قضاوت كنند چون مواد قانون، قاضي مجتهد را از مراجعه به اجتهادش منع مي‌كند، مطابق ماده 3 آئين نامه دادرسي مدني، قاضي مجتهد اگر به منصب قضا بنشيند و به او پرونده‌اي ارجاع شود كه فتواي خودش مخالف با فتواي قانون باشد، نمي‌تواند بر مبناي فتواي خودش رسيدگي كند و بايد پرونده را ارجاع دهد تا به قاضي ديگري ارجاع داده شود.
معاون قضايي مجتمع قضايي خانواده یک در اين خصوص كه آيا مرد بودن قضات در دادگاه مانعي ايجاد مي‌كند؟ گفت: اين مسئله كه صرف مرد بودن در دادگاه مشكل ايجاد مي‌كند در مقابل صرف زن بودن نيز در دادگاه مشكل ايجاد مي‌كند؛ بنابراين مشكل موسع بودن قوانين خانوادگي را بايد حل كنيم؛ چون قوانين خانواده بايد كاملا بي‌طرفانه باشد در حالي‌كه كلماتي كه در قانون وجود دارد به صورت سليقه‌اي قابل تفسير هستند مانند بحث مصلحت در ماده 1117 قانون مدني بحث حضانت بر اساس مصلحت طفل در ماده 1169 قانون مدني بحث عسر و جرح در ماده 1130 قانون مدني و... كه قاضي به زعم خودش آنها را تفسير مي‌كند.
وي ادامه داد: مشكل ديگر اين است كه قضات اعم از زن و مرد وسيله تشخيص عسر و جرح و كلماتي در مواد قانون آمده است را ندارند. وسيله تشخيص، مشاور تخصصي است و مراكز تخصصي مشاوره‌اي كه مصوبه 1371 شوراي عالي انقلاب فرهنگي پيشنهاد داد، عملا اجرا نشده است. به همين سبب، به قاضي هيچ دستمايه‌اي داده نشده تا بتواند در حكم خود مصلحت طفل، عسر و حرج و ساير موارد را به خوبي تشخيص دهد. اگر اينگونه مسائل حل شود زن بودن يا مرد بودن قاضي مشكلي ايجاد نمي‌كند.
رئیس مجتمع قضايي خانواده یک با توصيه به مردم براي اين‏كه به بحث مشاوره به صورت جدي توجه كنند، افزود: ما عادت كرده‌ايم كه هر وقت مشكلي پيدا كرديم به دادگاه رجوع كنيم. مراجعه به دادگاه خط اول حل اختلافات نيست، بايد محيط خانواده را آرام سازيم و اگر نشد به مشاور رجوع و در صورت حل نشدن مشكلات به دادگاه رجوع كنيم.
جعفري دولت‌آبادي در ادامه اين گفت‌وگو با ايسنا، به اظهارنظر درباره امنيت قضايي قضات پرداخت و افزود: برخي از استادان حقوق امنيت را عبارت از اطمينان خاطري دانسته‌اند كه براساس آن افراد در جامعه براحتي زندگي مي‌كنند. برقراري امنيت مستلزم دو مولفه اساسي است، اول امنيت افراد در مقابل هر نوع توقيف، بازداشت، حبس و تعرضات غيرقانوني خودسرانه، دوم تضمين امنيت افراد از طريق اعمال حكومت دولت كه مكلف است امنيت را در همه شرايط فراهم كند و افراد نيز مكلفند با رفتار خود امنيت ديگران را مخدوش نكنند.
وي خاطرنشان كرد: اين مبحث در محيط داخلي و مجامع بين‌المللي داراي اهميت است. براساس ماده 3 حقوق بشر هر شخصي حق زندگي، آزادي و امنيت شخصي دارد، همچنين بند يك ماده 6 و بندهاي ديگر نوع ميثاق بين‌المللي نيز شاهد اين مطلب است و بيان مي‌كند كه هر كس حق آزادي و امنيت شخصي دارد و نشان مي‌دهد كه امنيت مقوله‌اي از روي تفنن و تفريح نيست.
 

" خانواده‌اي كه بخواهد از خطرات مصون بماند بايد در محيط سالم رشد كند وقتي زوجين دچار روابط نامشروع شوند، روي كانون خانواده و در نتيجه فرزندان و رفتار آنها تاثير مي‌گذارد... "

 
 
جامعه نياز به امنيت دارد و حكومت مكلف است كه امنيت را برقرار سازد. اصل 22 قانون اساسي و بند 14 اصل سوم اين قانون نيز به مباحث امنيت و لزوم آن پرداخته است.
جعفري اظهار داشت: مي‌توان اهميت امنيت براي انسان‌ها را به دو دسته امنيت فردي و اجتماعي تقسيم كرد. امنيت فردي به امنيت مادي و معنوي تقسيم مي‌شود. امنيت معنوي مسائلي چون دشنام، فحاشي، تهمت، افترا و افشاگري را شامل مي‌شود. بعد مادي به مسئله امنيت جان اشاره مي‌كند. امنيت جان از نگاه اسلام بسيار مهم است و در آيات بسياري مانند سوره مائده‌ آيه 32 و سوره اسراء آيه 31 به اين مطلب اشاره شده است.
وي درباره امنيت قضايي تصريح كرد: براي ايجاد امنيت قضايي بايد روي دو بعد امنيت قضات و امنيت آحاد مردم كار كرد. تصميماتي كه در بحث امنيت قضات به آن نيازمنديم چند پارامتر دارد، از جمله توجه به اصل برائت در قانون اساسي كه اصل 37 به اين مسئله به عنوان يك راهكار مهم توجه كرده است. براساس بند یک ماده 11 حقوق بشر و بند 2 ماده 14 همين قانون اساسا فرد بيگناه است مگر اين‏كه خلاف آن ثابت شود. اين مطلب امنيت افراد را تضمين مي‌كند.
سرپرست مجتمع قضايي خانواده‌ یک، تضمين‌هاي ديگر امنيت قضات را تعقيب‌هاي قانوني كه در اصل 32 قانون اساسي به آن اشاره شده است، تسريع در تفهيم اتهام طبق ماده 24 آئين دادرسي كيفري و محاكمه عادلانه تشريح كرد كه خود محاكمه عادلانه داراي 15 پارامتر است كه مهمترين آن حق دفاع و انتخاب وكيل طبق اصل 35 قانون اساسي و مواد 185 الي 187 آئين دادرسي كيفري، علني بودن محاكمات بر اساس اصل 165 قانون اساسي و ماده 188 آيين دادرسي كيفري، قانوني بودن جرم و مجازات طبق اصل 36 قانون اساسي، منع اعمال فشار و شكنجه عليه متهمان طبق اصل 38 و 39 قانون اساسي و دادگستري صالح و كارآمد براي ايجاد امنيت مردم كه بايد طبق اصل 34 قانون اساسي، دسترسي به متهم سهل و آسان باشد. جعفري درباره شرايط تامين امنيت قضات، اظهار داشت: طي چند ماه گذشته شاهد وقوع ترور‌هايي بوديم. حكومت در مقابل اين ترور‌ها موظف است كه امنيت آحاد مردم را فراهم كند و اين امر را مي‌توان جزو وظايف ذاتي دولت دانست. قضات نيز در اين عموميت شركت دارند اما قاضي به سبب منصب مهمي كه دارد بايد در محيط كارش امنيت بيشتري داشته باشد، زيرا كه قاضي با منافع بيش از حد برخي مبارزه مي‌كند و افراد فرصت‌طلب راحت‌ترين راه رسيدن به منافع خود را از ميان برداشتن قاضي مي‌دانند.
وي ادامه داد: ما بايد فرهنگ احترام به قاضي را در جامعه نهادينه كنيم كه شروع اين احترام بايد از مسئولان باشد. حرمت شكني قاضي تهديد امنيت اوست. در اسلام هيچگاه به منصب قاضي تعرض صورت نگرفته است، بلكه منصب او بزرگ و محترم شمرده شده است.
جعفري همچنين درباره اطاله دادرسي در دادگاه‌هاي خانواده يادآور شد: در اطاله دادرسي عواملي تاثير دارند، از جمله نقش قاضي؛ ما در بخش قوانين معتقديم در دادگاه خانواده بايد قوانين مناسب باشد تا وقتي زوجين به دادگاه مراجعه مي‌كنند، در بوروكراسي قوانين سردرگم نشوند، مهمترين معضل دادگاه‌هاي خانواده بحث معضل ابلاغ اوراق است. نقش پرسنل دفتري و كساني كه از بيرون در دادرسي نقش دارند مانند داوران و كارشناسان، وكلا و غيره. اين عوامل در مجموع موجب اطاله دادرسي مي‌شوند و در واقع در مورد اطاله دادرسي مباحث زيادي وجود دارد كه در فرصت مناسب به آن پرداخته خواهد شد.
سرپرست مجتمع قضايي خانواده یک در پايان اظهار داشت: در دادگاه خانواده به سرعت و دقت بالايي نيازمنديم، سرعت در پرونده‌هايي مانند ملاقات فرزند و دقت در پرونده‌هاي طلاق كه نياز به بررسي بيشتري دارد.

طلاق زندگي دوباره

طلاق

+  سه شنبه بیستم آذر 1386 8:36  آدمک  | 

جبران خلیل جبران سخنی داده که میگه من هفت بار شخصیت خودم رو بی

ارزش ساختم

هفت بار نفس خود را بي ارزش و حقير شمردم

جبران خلیل جبران 

۱- هنگامي که   نَفس  خود را  گرفتار پستي و حقارت نمود تا به سربلندي برسد .

۲- هنگامي که او را ديدم در برابر معلولين و ناتوانها  وانمود به لنگيدن مي کند .

 

۳- هنگامي که ميان آسان و دشوار حق انتخاب به او داده شد و آسان را  اختيار نمود .

 

۴- هنگامي که او مرتکب گناه شد  سپس خود را تسلي مي داد  که ديگران همچون او مرتکب گناه مي شوند .

 

۵- هنگامي که نَفس به خاطر ضعفي که بر او وارد شد   تاب و تحمل آورد  ولي  صبر خود را به قدرت و توان خود نسبت داد.

۶-زماني که نفس زشتي رخي را نکوهش کرد   و آن  چيزي نبود جز يکي از نقابهاي خودش .

۷- هنگامي که ترانه مدح و ستايش سرود ٬ و آن را فضيلت و برتري شمرد. 

تو این دوره زمانه همه به نوعی برای راه انداختن کار خودشون شخصیت خودشون رو زیر سوال میبرند چون اگه غیر از این باشه کارشون پیش نمیره اما من دیدم افرادی رو که رازی نمیشند شخصیت خود رو برای رسیدن به اهداف هر چقدر هم که بالا باشه زیر پا بگذارندچه خوبه سعی کنیم شبیه به این شخصیتها باشیم در هر صورت من فکر میکنم اعتیاد موضوعی باشه که جبران خلیل جبران فراموش کرده که به اون اشاره کنه اعتیاد به نظر من ریشه بسیاری از بی شخصیتی ها در افراد معتاد است به گونه ای که شخص معتاد حتی نسبت به زن دختر و خانواده خودش بی تفاوت میشه و حاضره هر

 

کاری رو انجام بده تا لحظه ای در حالت نشئه گی باشه

به امید روزی که افراد شخصیت خودشون رو با گرایش به اعتیاد خوار و

ضعیف نکنند

 

بيائيد با عدم گرايش به اعتياد خود را بي شخصيت نكنيم

 

دختر غمگين اعنياد خانواده معتاد

اعتياد

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

شعري براي تو

 

اکنون به انتظار نشسته ام آمدنت را
و می ترسم از آن روزی که خرد شوم
زیر پاهای گذر زمان
و از یادت بروم
و از يادت بروم
به انتظارت هستم
و شمارشگر لحظه های بیهوده ای که
جاری می شوند  بدون نشانی کوچک از تو
لحظه ای بیا ندیش
همه ی بودنم را که سرد است و سیاه
و شتابم را در گذران افق تردید
و روزهایم را چون آینه ای زنگار گرفته
لحظه ای یباندیش و احساسش کن
تمام دلدادگی ام را
...

دوستت دارم

 

..........................................................................................................................

 اعتیاد

اعتياد يــك «بيمارى اجتماعي» است كه عوارض جسمى و روانى دارد و تا زمانى كه بـه علل گرايش «بيمار» توجه نشود، درمان جسمى و روانى فقط براى مدتى نتيجه‏ بخش خواهد بود و فـــرد مـــعتاد دوباره گرفتار « مواد اعتياد آور» مي‏ گردد.

تعریف سازمان بهداشت جهانی از ماده مخدر این است : هرماده ای که پس از وارد شدن به درون ارگانیزم بتواند به یک یا چند عملکرد از عملکردهای آن اثر بگذارد ماده مخدر است.

این تعریف مصرف کنندگان مواد مخدر را افراد غیر طبیعی نمی داند و دارای این مزیت است که همه مخدرهای قانونی نظیر :توتون و مشروبات الکلی را در بر می گیرد و هم مخدر های غیر قانونی نظیر :هروئین ال اس دی را شامل می شود.

سالانه حدود دو هزا تن مواد مخدر وارد كشور مي شود كه از اين مقدار حدود سيصد تن توسط مامورين مبارزه با مواد مخدر كشف شده ،حدود هفتصد تن در داخل كشور مصرف شده و بقيه نيز به صورت ترانزيت از كشور خارج مي گردد.بيشترين افراد معتاد در كشور در سنين 30-20 سلگي بوده و بيشترين ماده مصرفي نيز ترياك مي باشد.

يكي از مهمترين روشهاي مبارزه با مواد مخدر  كاهش تقاضا براي مصرف يعني ايجاد مصونيت در فرد و خانواده و در نهايت كل جامعه است

مواد مخدر شايع در ايران:

ترياك:ماده اي قهوه اي رنگ و داراي قوام خميرياست كه به صورت كشيدني و خوراكي مصرف مي شود.

هروئين:پودر نرم و سفيدي است كه به صورت كشيدني ،استنشاقي و تزريقي مصرف مي شود

حشيش، بنگ، ماري جوانا:قسمت هاي مختلف گياه شاهدانه كه به صورت كشيدني و خوراكي مصرف مي شود

ماده ای به رنگ سبز تیره و گاهی قهوه ای مایل به سبز شبیه به حنا که از گل , برگ و یا ساقه گیاهی به نام شاهدانه هندی یا کانابیس که در مناطق گرمسیر و قاره ای به دست می آید .

قرص هاي شيميايي:از تركيبات مواد مخدر مانند قرص اكستازي

الكل:به صورت خالص يا تركيب با مايعات ديگر وبه صورت نوشيدني مصرف مي شود.

اعتياد به موادمخدر يكى از عوامل اصلى شيوع بيماري‏هاى ايدز و هپاتيت مي‏باشد.
موادمخدر آنچنان آرام و بي ‏صدا برجسم و روان مصرف‏ كننده مستولى مي‏گردد كه هيچ معتادى آغاز اعتياد خود را به ياد نمي ‏آورد.

اعتياد سبب تباهى ميليون‏ها مغز فعال مي‏شود كه سرمايه‏ هاى آينده جامعه بشرى بشمار مي ‏روند.
اعتياد به مواد يكي از معضلات بهداشتي، رواني و اجتماعي جهان امروز است. اعتياد به داروهاي مجاز و غيرمجاز در چند دهة گذشتة بسيار فراگير شده است و حاكي از بروز يك مشكل جدي درسلامت جسمي، رواني واجتماعي است و درمان آن نيز نياز به يك عزم جدي و كار همگان دارد.

اگر افرادي از دوستان و آشنايان را مي شناسيد كه معتاد هستند:

به فرد معتاد اطمينان دهيد در صورت تصميم قطعي ،موفق به ترك اعتياد خواهد شد

به بيمار توضيح دهيد كه اگر زودتر براي درمان خود اقدام نكند افراد بيشتري از اعتياد او باخبر خواهند شد و در نظر اطرافيان موقعيت بدتري پيدا خواهد نمود

از او بخواهيد كه مشكل خود را با خانواده و نزديكان دلسوز درميان بگذارد و از نزديكانش نيز بخواهيد تا با تقويت رابطه با او امكان ارتباط معتاد با دوستان بيمارش را قطع كنند.

در صورت داشتن هر گونه سؤال و ابهام در خدمت شما هستم.

معتاد

مواد مخدر

اعتیاد

معتاد

مواد مخدر

اعتیاد

معتاد

مواد مخدر

اعتیاد

معتاد

اعتیاد

معتاد

مواد مخدر

مواد مخدر

اعتیاد

معتاد

مواد مخدر

مصرف

اعتياد

 

 

از معضلات عمده جهانی در حال حاضر مسئله اعتیاد است. اعتیاد عامل بروز بسیاری از آسیبهای اجتماعی و نابسامانیهای خانوادگی و فردی است.
تحلیلی پیرامون پدیده اعتیاد یكی از معضلات عمده جهانی در حال حاضر مسئله اعتیاد است. اعتیاد عامل بروز بسیاری از آسیبهای اجتماعی و نابسامانیهای خانوادگی و فردی است. سازمان بهداشت جهانی ( ١٩٩٩) مساله مواد مخدر را اعم از تولید، انتقال، توزیع ومصرف را در كنار سه مساله جهانی دیگر یعنی تولید و انباشت سلاحهای كشتار جمعی، آلودگی محیط زیست، فقر وشكاف طبقاتی، از جمله مسائل اساسی شمرده است كه حیات بشری را در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در عرصه جهانی مورد تهدید و چالش جدی قرار می دهد آمار رو به افزایش مصرف مواد مخدر در دنیا به حدی است كه یكی از سم شناسان معروف دنیا به نام " لودوینگ" می گوید: " اگر غذا را مستثنی كنیم، هیچ ماده ای در روی زمین نیست كه به اندازه مواد مخدر این چنین آسان وارد زندگی ملت ها شده باشد. در حال حاضر نیز در كشور ما مصرف مواد مخدر افزایش داشته و زمینه های بروز آسیبهای اجتماعی متعددی را فراهم نموده كه درادامه به آنها اشاره می كنیم.‏ تعریف اعتیاد واژه اعتیاد از نظر لغوی، اسم مصدر عربی از ریشه " عاد " است كه در فرهنگ لغت معین، به مفهوم عادت كردن و خوگرفتن می باشد. در فرهنگ نامه دهخدا، اعتیاد به مفهوم" پیاپی خواستن چیزی " آمده است. سازمان ملل متحد (١٩٥٠) اعتیاد را این گونه تعریف كرده است: " اعتیاد، مسمومیت حاد یا مزمنی است كه برای شخص یا اجتماع زیان بخش می باشد و از طریق استعمال داروی طبیعی یا صنعتی ایجاد می شود. به طور كلی چند ویژگی در خصوص اعتیاد به مصرف مواد مخدر ذكر شده است:‏ ‏- احساس نیاز شدید به ادامه استعمال دارو و تهیه آن از هر طریق ممكن.‏ ‏- وجود علاقه شدید به افزایش مداوم میزان مصرف دارو.‏ ‏- وجود وابستگی روانی و جسمانی به آثار دارو،‌ به طوری كه دراثر عدم دسترسی به آن، علائم وابستگی روانی و جسمانی در فرد معتاد هویدا می شود.‏ بر اساس تعاریف فوق، معتاد كسی است كه از راههای گوناگون نظیر خوردن، دود كردن یا استنشاق، یك یا چند ماده مخدر را باهم وبه صورت مداوم مصرف می كند و درصورت قطع آن، با مسائل جسمانی، رفتاری یا هردوی آنها مواجه می شود.‏ علل و عوامل گرایش به اعتیاد اعتیاد معضلی است چندوجهی كه علل و عوامل متعددی در بروز و شیوع آن موثر می باشند. در این میان از عوامل فردی و خانوادگی در سطح خرد و عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در سطح كلان می توان نام برد. برای تبیین اعتیاد در سطح كلان به عوامل ساختاری ونارسائی بخشهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی وسیاسی جامعه از جمله مسئله شكاف طبقاتی، نابرابری واحساس محرومیت نسبی در حوزه اقتصادی، شكاف میان دولت وملت، ناكارآمدی مدیران، آشفتگی اجتماعی و بحران هویت در حوزه اجتماعی و فاصله ارزشها وهنجارها با عدم انطباق میان اهداف و امكانات، تعارض ارزشها در حوزه فرهنگی و غیره ... توجه می شود. ‏ در سطحی پایینتر كه بیشتر مورد نظر روانشناسان اجتماعی است، بر محیط نزدیك و بلافصل افراد، روابط افراد، روابط فرد درارتباط با گروههای اجتماعی مانند خانواده، مدرسه ، همسالان و ... و نقش آنها در در فراهم كردن زمینه گرایش مستقیم وغیر مستقیم فرد به سوی اعتیاد اشاره می شود. در این زمینه " كارسون" معتقد است عملكرد خانواده و روابط حاكم برآن، بستری برای گرایش افراد خانواده به اعتیاد است. هنچنین اعتیاد یكی از اعضای خانواده، عامل فشارآور بالقوه ای است كه می تواند اثرات نامطلوبی ایجاد كند. زمانی كه والدین، مبادرت به انجام رفتار مخاطره آمیز كنند به عنوان الگو، تاثیر مستقیمی بر فرزندان خواهند داشت. دوستان و همسالان نیز تاثیر زیادی برروی همدیگر دارند، لذا زمانی كه فرزندان عضو گروههایی می شوند كه انجام رفتارهای مخاطره آمیز و از جمله اعتیاد را تشویق كرده و شجاعت بدانند، این رفتارها در افراد افزایش خواهد یافت. ‏ در سطح فردی نیز بر شخصیت و ویژگیهای فردی، عوامل انگیزشی، گذشته فرد،‌ انواع مشكلات جسمانی، روانی و رفتاری فرد، ضعف ایمان و اراده، ترس و اضطراب، تنهایی و افسردگی، كنجكاوی و كسب تجربه، غرائز جنسی و باورهای نادرست نسبت به اثرات مثبت مواد مخدر نظیر انرژی زائی، كاهش درد و غیره ... توجه می شود. در تحقیقات متعدد میان اعتیاد با زمینه های شخصیتی افراد همبستگی وجود دارد و هرچقدر افراد از عزم و اراده قوی برخوردار باشند، به همان نسبت در برابر رفتارهای انحرافی دیگران از قبیل بستگان، دوستان و آشنایان مقاومت می نمایند و از ارتكاب آن دوری می كنند. در حالی كه افراد سست رای، سریع تحت تاثیر افراد معتاد قرارگرفته و ارزشها، هنجارها و اسلوب رفتاری آنان را می پذیرند. در مجموع به نظر می رسد افرادی با روحیات ضعیف، كم طاقت در برابر مشكلات، سرخورده، فاقد اعتماد به نفس، هیجانی و ... بیشتر در معرض خطر ابتلا به اعتیاد قرار دارند. ‏ ‏ سطح تحمل پذیری افراد در برابر سختی ها و ناملایمات تاثیر بسزایی در میزان گرایش آنها به اعتیاد دارد. تحمل پذیری و بردباری افراد در برابر سختی ها و ناملایمات نیز به خلق و خو، ساختار فیزیولوژیكی و قدرت اراده آنها بستگی دارد. هر چه سطح تحمل افراد كمتر باشد، بیشتر به دنبال لذت جویی های آنی و راحت طلبی می روند و كمتر اهداف متعالی و بزرگی را دنبال می كنند. امروزه متاسفانه جوانان درصدند به جای رسیدن به لذت های پایدار، از ابزارهای نامشروع و راههای میان بر برای رسیدن به لذت ها و خوشی های آنی و گذرا استفاده نمایند.‏ شخصیت های ضد اجتماعی معمولا رفتاری را مرتكب می شوند كه مورد قبول افراد جامعه نیست، ولی خود،‌ آن رفتار را ناپسند و زیان بخش نمی دانند. آنان با اتخاذ شیوه های نامناسب از قبیل دروغ گویی، مكر و فریب، دزدی و ... برای رسیدن به مقاصد نامشروع، حقوق دیگران را پایمال می كنند. از نشانه های شخصیت های ضد اجتماعی خودمحوری،‌ فقدان احساس گناه و پشیمانی، جلب اعتماد دیگران، بی توجهی نسبت به مهربانی و اعتماد دیگران و داشتن ظاهری فریبنده و آرام است. همچنین بارزترین ویژگیهای آنها، لذت طلبی، فرار از درد و مشكلات و رهایی از مسئولیتهای زندگی است. آنها به منظور تامین این اهداف به اعتیاد روی می آورند، لذا بسیاری از معتادان، شخصیت ضد اجتماعی دارند.‏ برخی از افراد به دلیل رهایی از دردهای جسمانی و تسكین آنها، از مواد مخدر و مشتقات آن استفاده می كنند. این تسكین موقتی برای فرد مصرف كننده، به منزله پاداش تلقی می شود. لذا استعمال مواد را ادامه داده و در نتیجه معتاد می شود. تحقیقات برروی ٢١٠٥ معتاد نشان می دهد كه ٣١٢ نفر از آنها به علت بیماری جسمی، معتاد شده اند. یكی از عوامل عمده ارتكاب رفتارهای انحرافی نظیر اعتیاد، احساس تنهایی است، به طوری كه بعضی رونشناسان اعتیاد را بیماری تنهایی می دانند. افرادی كه ارتباط مستحكمی با دیگران از قبیل خانواده، دوستان، بستگان ندارند و همیشه احساس تنهایی می كنند و تنهایی آنان نتیجه ناكامی و شكست در عشق و دوستی می باشد، سعی می كنند برای فراموشی شكست و ناكامی خود در عشق و رهایی از غمها و غصه ها، به مواد تخدیركننده روی آورند و بدون درنظر گرفتن عواقب منفی وناگوار آن، لذت های آنی را جایگزین آن نمایند.‏ خانواده اولین محیطی است كه فرزندان را با باورها، رزش ها و هنجارهای جامعه آشنا می كند و به تدریج شخصیت فرزندان براساس این عناصر شكل می دهد. فرزندان با الگوبرداری از والدین، اغلب رفتارهای آنان، حتی رفتارهایی را كه والدین توجهی به آن ندارند، نظیر شیوه و لهجه صحبت كردن، پرخاشگری،‌ به كار بردن الفاظ ناپسند، فحاشی، كارهای خلاف و ... تقلید می كنند. اعتیاد والدین سیگار با مواد مخدر، موجب می شود تا فرزندان، رفتار آسیب زای آنها را الگو قرار داده و معتاد شوند. از سوی دیگر تحمل فرزندان، به جهت زندگی در خانه ای كه آلوده به مواد مخدر است و اغلب اعضای خانواده نشئه و بیكار و ... می باشند، كاهش می یابد و به سوی اعتیاد كشیده می شوند. درگیری و نزاع بین والدین در محیط خانواده موجب سلب آرامش و آسایش فرزندان در خانه می شود، لذا آنها ترجیح می دهند كه بیشتر اوقات خود را در خارج از منزل سپری نمایند و به جهت كمبود محبت از سوی والدین، جذب محبت های ظاهری گروههای منحرف شوند و با تحریك آنها برای رهایی از سختی های و مشكلات زندگی، به مصرف مواد مخدر روی آورند. براساس، نتایج یك پژوهش، حدود ٨٢ درصد از معتادان، ستیزه های خانوادگی را عامل فرار خود از منزل و روبه آوردن به اعتیاد می دانند. بنابراین هرچقدر اختلافات خانوادگی بیشتر باشد، احتمال گرایش فرزندان به سوی اعتیاد بیشتر است. ‏ طلاق و جدایی به عنوان آسیبی اجتماعی، آثار روانی نامطلوبی بروری زوجین و فرزندان آنها می گذارد. پژوهش ها نشان می دهد كه تعداد قابل توجهی از زنان بعد از طلاق نسبت به آینده ناامید بوده و احساس اضظراب، دلتنگی و اندوه می نماید. دراغلب خانواده های طلاق، فرزندان به ویژه دختران، از منزل و مدرسه فرار می كنند و جذب باندهای انحراف شده و به ارتكاب جرائم مختلف از جمله اعتیاد تن می دهند. طلاق و جدایی از همسر همچنین اثرات سوء و ناگواری را بر زوجین به ویژه زن برجای می گذارد، به حدی كه زن مطلقه برای رفع مشكلات روحی ناشی از طلاق به اعتیاد گرایش پیدا می كند. ‏ پیامدها اعتیاد از جمله آسیبهای اجتماعی است كه تاثیرات نامطلوب فراوانی بر خود فرد، خانواده و جامعه می گذارد. آثار زیانبار اعتیاد طیف وسیعی از عوارض جسمی، روانی،‌ اختلالات رفتاری و عاطفی، از هم گسیختگی خانواده ها، طلاق و دهها مورد دیگر را دربر می گیرد. معتاد دائمی به عوارض جسمی چون ناراحتی های عصبی، اضطراب و بی قراری، عطسه، ریزش آب از بینی و چشم ها، استفراغ مكرر، سوءهاضمه، سوء تغذیه، اختلالات گوارشی، اختلالات قلبی و عروقی، اختلالات مغزی، تنفسی و ریوی، عفونت های خطرناك‌، تاثیر بر هورمون ها و تغییر آنها، خارش بدن،‌ تیره شدن رنگ چهره و لب ها و ... می شود. موارد اشاره شده بخشی از تاثیرات زیانبار مصرف مواد مخدر بر جسم انسانهاست. آسیبهای جسمی ناشی از مصرف مواد مخدر و سیگار در صورت استعمال در خانه، می تواند به اطرافیان از قبیل زن و فرزندان نیز منتقل شود و آنها جزء قربانیان پنهان این ماجرا و معتادان دست دوم خوانده شوند. ‏ وابستگی روانی معتاد به مواد مخدر، یكی از پیامدهای فردی اعتیاد، محسوب می شود كه در استمرار اعتیاد فرد، نقش عمده ای دارد و موجب كشش فرد به مصرف مداوم و مجدد مواد مخدر می شود. شخص معتاد، تعادل روانی خود را تا رسیدن به دارو از دست می دهد و در نهایت دچار كاهش هوشیاری و تیزبینی، تنبلی، بی تفاوتی، افسردگی، اضطراب، غم و ناامیدی و ... می شود.‏ اختلالات رفتاری كه یك فرد معتاد دچار آن می شود، دگرگونی های خلقی و شخصیتی به صورت بروز رفتارهایی نظیر دروغگویی، پرخاشگری، شب نشینی های مكرر، حركات مشكوك، پنهان كاری در منزل و محل كار،گوشه گیری و انزوا، خروج از منزل خصوصا بعد اظهرها، دوستی با افراد مشكوك، سرقت، عدم تمایل به مسافرتهای دور، قرض گرفتن پول، و ... می باشد. افراد معتاد غالبا دچار كمبود اعتماد به نفس، افسردگی، اضطراب، بی خوابی و پرخاشگری هستند، آنها به دلیل ناتوانی در برقراری روابط عاطفی، قادر به برقراری روابط سالم اجتماعی نیستند و دچار احساس بی كفایتی می باشند و از مواجه شدن با مشكلات روزمره زندگی. از خود ناتوانی نشان می دهند. مصرف كنندگان مواد مخدر در پناه نشئگی حاصل از مصرف مواد، برای خود كاخی پوشالی از رویاها و تصورات بنا می كنند ودر آن كاخ دروغین و تصوری، خود را درامان احساس می كنند. غافل از آنكه شخصیت آنان با مصرف مواد مخدر تباه می شود. استعمال این مواد نه تنها آنان را از جامعه و انسانیت بیزار و دور می كند، بلكه سعادت و سلامت فردی آنان را به خطر می اندازد. مصرف مواد مخدر موجب عزلت و فرار آنان از اجتماع و پیدایش حاشیه نشینی اجتماعی می شود كه خود از عوامل رفتارهای ضد اجتماعی است.‏ ‏ آثار اعتیاد بر خانواده ها بسیار زیانبار بوده و یكی از عوامل اصلی در نابسامانی و فروپاشی خانواده ها محسوب می شود. شواهد آماری حاكی از آن است كه ٣٤ درصد از طلاق های كشور ناشی از اعتیاد و مسائل مرتبط با مواد مخدر می باشد و ٦٠ درصد علل درخواست طلاق از سوی زنان، اعتیاد همسر و عدم دریافت نفقه می باشد. بنابراین تعداد بسیاری از خانواده ها تحت تاثیر مستقیم وغیر مستقیم پدیده شوم اعتیاد هستند و طلاق یكی از پیامد های عمده اعتیاد است كه به نوبه خود می تواند دلیلی بر شیوع وگسترش اعتیاد نیز باشد. اعتیاد شوهر غالبا منجر به برهم خوردن نقش ها و وظایف خانوادگی می گردد. به گونه ای كه بار مسئولیت زنان خانه دار را می افزاید و آنها را تحت فشار قرار می دهد. مطابق پژوهش افارل، همسر مردان معتاد، درمورد خود، وضعیت زندگی و آینده خانواده خود در رنج و عذاب هستند.‏ ‏ همینطور اعتیاد زنان نیز تاثیر منفی بسیاری بر خانواده خواهد گذاشت. زن معتاد نسبت به اعضای خانواده خود احساس مسئولیت نمی كند و همیشه نیازهای خود را برخواسته های آنها مقدم می دارد. ارتباط عاطفی او با اعضای خانواده بسیار سطحی و زودگذر است و در آلام آنها همدردی نمی نمایند، هیچ یك از وظایف و نقش های خود را انجام نمی دهد. چنین رویه ای در نهایت منجر به درخواست طلاق از سوی مرد می شود. تحقیقات نشان می دهد تاثیر اعتیاد مادر در فروپاشی خانواده و قربانی شدن كودكان حتی از اعتیاد پدر بیشتر است. زیرا اعتیاد مادر به عنوان ركن اصلی خانواده، نظم و انضباط خانواده برهم می خورد و در صورت زندانی شدن زن معتاد، معمولا همسر وی ازدواج مجدد می نماید واصولا زندگی خانوادگی نابسامان می گردد. همچنین مادر معتاد در دوران بارداری، فرزندش را معتاد و ناقص می كند و با دست خود، از داشتن فرزند سالم محروم می شود و فرزندانی معتاد و بیمار تحویل جامعه می دهد. یافته های تحقیقاتی حاكی از آن است كه به احتمال زیاد، نوزاد زنان معتاد از نظر فیزیكی غیرعادی بوده و دچار محرومیت می باشند. ‏ والدین معتاد ضمن ارایه الگوی رفتاری نادرست و غلط به فرزندان، كنترل و نظارت كافی بر رفتار اعضای خانواده را نیز از دست می دهند. والدین معتاد، به جای اینكه افكار،‌ اخلاق ورفتار فرزندان را كنترل كنند، اعمال و روابط آنها توسط سایر اعضای خانواده كنترل می شود و حتی از سوی فرزندان كنترل می شوند. در این شرایط فرزندان از آزادی بیشتری برخوردار بوده و در مقابل رفتارهای مختلف خود پاسخگو نیستند. در اغلب موارد پسران و اخیرا دختران شب ها را با گروه دوستان خود سپری می كنند و بدون اجازه و رضایت والدین به هر شهری كه بخواهند مسافرت می كنند و هر گروهی را برای دوستی خود برمی گزینند و از هر راهی كه بخواهند درآمد كسب كرده و هرطور بخواهند خرج می كنند. از این رو زمینه انحراف فرزندان دارای والدین معتاد به مراتب بیشتر است. در این خانواده ها معمولا فرزندان ترك تحصیل نموده ویا دچار افت تحصیلی می شوند. فرزندان خانواده های پدر معتاد با معضلات ذیل مواجهند: ارزشهای اجتماعی را به درستی پذیرا نمی شوند، باهمسالان عادی خود، سازگاری ندارند، به نظافت و لباس پوشیدن خود توجه كافی ندارند، معمولا ترك تحصیل با افت تحصیلی دارند، اوقات خود را بیهوده هدر می دهند و‌ معمولا جذب همسالان بزهكار می شوند.‏ عمده ترین آسیب خانوادگی اعتیاد به مواد مخدر بر روابط عاطفی، جسمی و روانی زن و شوهر در خانواده می باشد. اعتیاد شوهر به انزوا و دوری از همسر و عدم تعلق عاطفی، جرو بحث و درگیری و نزاع بین زن و شوهر منتهی می شود. این وضعیت تاثیرات نامطلوبی بر شخصیت فرزندان می گذارد. عموما شوهر معتاد، مواد مخدر را دراختیار همسرش می گذارد و اورا در دوراهی اعتماد و عدم اعتماد به شریك زندگی قرار می دهد، او سعی می كند كه به دلائلی همچون سوء استفاده از همسر جهت تهیه مواد مخدر، پوشاندن خصوصیات غیر قابل قبول خود و انتقام جویی و تلاقی ازهمسر، جلوگیری از متاركه و جدایی همسر،‌ جلوگیری از نزاع و سرزنش های همسر، داشتن شریك و همدم برای مواقع استعمال و حالات نشئگی و غیره... همسر خود را معتاد نماید.‏ از جمله تاثیرات زیانبار اعتیاد، انتقال بیماریهای گوناگون و خطرناك از جمله بیماری مهلك ایدز می باشد. براساس برآوردها،‌ حدود ٦٤ درصد علل ابتلای افراد آلوده به ایدز، تزریق مواد مخدر و استفاده از سرنگ های آلوده بوده است. مطابق آمار، مردان معتاد اكثریت مبتلایان به ایدز را تشكیل می دهند،‌ لذا احتمال انتقال ایدز از سوی مردان به همسر و فرزندان آنها وجود دارد. اغلب مردان معتاد به دلیل داشتن رابطه جنسی با روسپیان و افراد همجنس،‌به بیماریهای جنسی و ایدز مبتلا می باشند. ‏اعتیاد در ایران ‏ ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود و همجواری و داشتن ١٩٢٣ كیلومتر مرز مشترك با بزرگترین كشورهای تولید كننده مواد مخدر دنیا، یعنی افغانستان و پاكستان در معرض ورود سیل آسای مواد افیونی قرار دارد. براساس گزارشهای ارایه شده از سوی سازمان ملل ، ایران در زمینه كشف مواد افیونی، رتبه اول جهان را دارد،‌به طوری كه در سال ١٣٨٠ بیش از ٥٤ درصد از كشفیات مواد مخدر جهان در ایران بوده است. طبق برآورد نیروی انتظامی و ستاد مبارزه با مواد مخدر، تعداد معتادان كشور،‌ دو میلیون نفر شامل یك میلیون و ٢٠٠ هزار نفر معتاد دائمی و ٨٠٠ هزار معتاد تفننی است كه این تعداد معتاد در هر سال حدود ٧٤٧ تن مواد مخدر مصرف می كنند. از لحاظ جنسیت،‌ آمار كلی معتادان،‌ شامل ٩٥ درصد مرد و ٥ درصد،‌ زن می باشند. ٧٣ درصد از مردان و زنان معتاد، متاهل و اكثرا بی سواد و كم سواد هستند. ‏ راهكارها برای از بین بردن معضل اعتیاد در جامعه می بایست با تعرضه كنندگن مواد مخدر برخورد قاطع و سختی صورت گیرد. در این میان، تشكیل پلیس ویژه مبارزه با مواد مخدر و آموزش و تجهیز آنها می تواند تا حد زیادی در برخورد با عرضه مواد مخدر نتیجه بخش باشد. در این زمینه همچنین می بایست با جلب حمایت سازمان های بین المللی كنترل مواد مخدر، برای از بین بردن لابراتوارهای تبدیل تریال كب هروئین و مرفین در كشورهای پاكستان و افعانستان تاسیس كارخانه های صنعتی و مولد اقدام كرد. تمركز بر شناسایی و مجازات سریع و سنگین قاچاقچیان و اشرار دانه درشت، به جای دستگیریهای بی رویه افراد خرده پا سزایی در كاهش عرضه مواد مخدر در كشور خواهد داشت. از آنجا كه اكثر افرادی كه در شرق كشور به امر قاچاق مواد مخدر به كشور مشغولند، لذا می توان با ایجاد و فراهم كردن زمینه های اشتغال و تاسیس كارخانه هایمولد در مرزهای شرقی كشور موجبات اشتغال این افراد به كارهای مثبت و مولد تشویق كرد در خصوص پیشگیری از اعتیاد برنامه های وسیع و منسجمی می بایست اتخاذ گردد. لذا تهیه و ارائه برنامه های پیشگیری از اعتیاد در سطح مدارس و آشنایی دانش آموزان با مضرات این پدیده ضروری است. از سوی دیگر رسانه های ارتباط جمعی نقش مهمی در آگاهسازی و فرهنگ سازی در بین جامعه و خانواده ها دارند. این وسایل ارتباطی با تهیه و پخش برنامه های آموزنده نقش مهمی در افزایش سطح آگاهیهای افراد در خصوص مضرات اعتیاد ایفا می نمایند.

+  دوشنبه نوزدهم آذر 1386 14:0  آدمک  | 

بهنوش بختياري ستاره تلوزيون و سينما بازيگر نقش اول

بهنوش بختياري

بهنوش بختياري متولد 29/2/1354 در بيمارستان اقبال تهران و ساكن شهرك ژاندارمري است.
پدرش بختياري و مادرش تهراني است. بهنوش عضو آخر يك خانواده 6 نفري است. يك خواهر و دو برادر بزرگ‌تر از خود دارد كه هر سه متاهلند.

در رشته مترجمي زبان ليسانس گرفته و با توجه به علاقه فراواني كه به اين رشته دارد به محض اين‌كه فرصتي پيدا كند، به سراغ اين رشته و ترجمه متون مي‌رود.
با توجه به شايعات فراواني كه در مورد ازدواج او بر سر زبان‌هاست هنوز مجرد است و به قول خودش شايد اصلا ازدواج نكند.

با مجموعه هواي تازه ساخته محمد رحمانيان پا به عرصه بازيگري گذاشت و بعد از آن در مجموعه‌هاي وكيل محله، خانه قديمي، سايه‌ها و معجزه وكيل هم بازي كرد.
قبل از بازيگري به عنوان منشي صحنه فعاليت مي‌كرد كه اين كار او را بسيار مسئوليت‌پذير و منظم بار آورد كه پايه‌گذار موفقيت‌هاي او در بازيگري بود.
سال 75 به مدت يك سال زيرنظر خانم مهتاب نصيرپور در مدرسه رسام هنر دوره يك ساله تئاتر را گذراند كه به واسطه آن با ادبيات بازيگري آشنا شد.
به موسيقي علاقه فراواني دارد، پدرش هم در اين وادي كار مي‌كند و يكي از دو برادرش هم در زمينه موسيقي فعال است.

در مجموعه زير آسمان شهر(3) و ورود ممنوع ممنوع به عنوان دستيار كارگردان در كنار مهران غفوريان حضور داشت.
علاقه زيادي به فوتبال ندارد اما فوتبال‌هاي ملي رادنبال مي‌كند در صورتي كه فرصت پيدا كند به ورزش بدنسازي مي‌پردازد.
علاقه‌اي به بيزينس ندارد. به قول خودش هر كسي جلوي او از پول و حساب و كتاب حرف بزند احساس مي‌كند او سرگرم صحبت به زبان اسپانيايي است.
عاشق خطاطي است و خيلي دلش مي‌خواهد اين هنر را به صورت حرفه‌اي دنبال كند.
با توجه به مشغله كاري فراوان زياد به كارهاي خانه‌داري و آشپزي نمي‌رسد اما بسيار منظم و خوش‌سليقه است. چلوكباب از غذاهاي مورد علاقه اوست.
عاشق لهجه بختياري پدرش است اما خودش به لهجه بختياري صحبت نمي‌كند.
علاقه فراواني به مسافرت دارد. آخرين مسافرتش به شهر مقدس مشهد بود و سرعين اردبيل به يادماندني‌ترين نقطه‌اي بود كه به مسافرت رفته است.

علاقه فراواني به مطالعه دارد و تا فرصتي به دست آورد به مطالعه مي‌پردازد. او عاشق مطالعه كتاب‌هاي روان‌شناسي و رمان است. آخرين كتابي كه مطالعه كرده سلاخ خانه شماره 5 بود.
در دوران كودكي برخلاف بسياري از بچه‌ها كه خيلي شلوغ و شر هستند دختر آرام و دوست‌داشتني بوده.
به موسيقي كلاسيك علاقه فراواني دارد و از بين خوانندگان پاپ به صداي رضا صادقي، مرحوم ناصر عبداللهي و مازيار علاقه فراواني دارد.
در صورتي كه وقت كند به سينما مي‌رود. او سعي مي‌كند همه فيلم‌هاي روز را ببيند. آخرين فيلمي كه در سينما ديده «وقتي همه خواب بودن» است.
علاقه فراواني به مهمانداري هواپيما دارد. او پذيرايي در اوج آسمان را عاشقانه دوستدارد.
از خواندن شعر لذت مي‌برد، اما اصلا نمي‌تواند شعر بگويد و يا شعر حفظ كند ولي بسيار روحيه رمانتيكي دارد.
آخرين كارهايش مستند ايرانگردي و كار 90 دقيقه‌اي «يك روزي زنجيرش رو پاره مي‌كنم» ساخته آقاي عباسي است كه هنوز پخش نشده.
به بازي خانم‌ها ثريا قاسمي، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، ليلا حاتمي، سحر ولدبيگي و شقايق دهقان علاقه فراواني دارد.
تا به حال در اكثر كارهاي مهران مديري به ايفاي نقش پرداخته و در اكثر نقش‌هايش موفق ظاهر شده است، به هيچ عنوان از بازي كسي ايراد نمي‌گيرد و اهل بدگويي نيست.
براي بازي چندين پيشنهاد دارد كه به خاطر بازي در مجموعه باغ مظفر به پيشنهادهايش جواب نه داده. او شرط بازي در كارهاي روتين را متن و كارگردان و عوامل خوب عنوان مي‌كند.

بهنوش بختياري

عكسهاي خانم بهنوش بختياري ستاره دوست داشتني سينما

بهنوش بختياري

بهنوش بختياري

عكس جديد بهنوش بختياري

بهنوش بختياري

بهنوش بختياري

بهنوش بختياري

بهنوش بختياري

بهنوش بختياري

بهنوش بختياري

بهنوش بختياري

بهنوش بختياري

عكسهاي جديد بهنوش بختياري

عكسهاي جديد بهنوش بختياري

هديه تهراني

هديه تهراني

عكسهاي جديد بهنوش بختياري

بهنوش بختياري

بهنوش بختياري

بهنوش بختياري

بهنوش بختياري

 

 بهنوش بختياري

بهنوش بختياري

بهنوش بختياري

بهنوش بختياري

بهنوش بختياري

بهنوش بختياري

جديدترين عكس بهنوش بختياري ستاره دوست داشتني سينما و تلوزيون 

+  دوشنبه نوزدهم آذر 1386 11:13  آدمک  | 

  Shahab Hoseini

   شهاب حسيني

 

نام: شهاب حسيني

تاريخ تولد: 1352

 

  Biography

   شرح حال

متولد 1352 در تهران

دانشجوي انصرافي روانشناسي دانشگاه تهران
ابتدا با گويندگي در راديو آغاز كرد و سپس در تعدادي از برنامه هاي تلويزيون مجري بود.

در مجموعه تلويزيوني « پس از باران » در عرصه بازيگري هم خود را آزمود و در نهايت در سال 1379 در فيلم رخساره به عنوان اولين فيلم سينمايي اش موفق ظاهر شد.

مجموعه « پليس جوان » اوج هنرنمايي او در زمينه بازيگري است.
 


فيلم شناسی:

  • رخساره (امير قويدل، 1379)

  • همسفر (مجموعه تلويزيوني، در دو اپيزود، 1380)

  • پليس جوان (مجموعه، سروس مقدم، 1380)

  • آدمكها (علي قوي تن، 1381)

  • واكنش پنجم (تهمينه ميلاني، 1381)

  • اين زن حرف نمي زند (احمد اميني، 1381)

  • شمعي در باد (پوران درخشنده، 1382)

  • زهر عسل (ابراهيم شيباني)

  • رستگاري (سيروس الوند،1383)

  • گرداب ( حسن هدايت ، 1384 )

  • آتش بس ( تهمينه ميلاني ، 1385)

  • پيشنهاد 50 ميليوني(مهدي صباغ زاده- 1384)

  • اكسيژن (سري اول، مجري، 1377)

  • رنگ صبح (مجري، 1378)

  • برپا - برپا (مجري، 1378)

  • با شما (مجري، 1378)

  • آفتابگردان (مجري، 1378)

  • اكسيژن (سري دوم، مجري، 1378)

  • ويژه برنامه عيد فطر (مجري، 1379)

  • پس از باران (مجموعه، سعيد سلطاني، 1379)

  • قتل آنلاين ( کارگردان  مسعود آب پرور  ،1385)

عشق loveمرگdeathزندگي life مهناز افشارmahnaz afsharمحمد رضا گلزارmohamad reza golzar نيكي كريميniki karimiهديه تهرانيhedieh tehranعكسphotoگالري gallery رزيتا غفاريrozita ghafariايراني iranianدخترgirl زن womenزنان  مهدي سلوكي mehdi soloki بهرام رادانbahram radan هنرمندانactorsهنرمندان زنactressبانوي ايرانيmp3آهنگ دانلود فلسفه philosophyفلاسفه   فيلسوف ژاپن japanژاپني japanees زبان language موزيك merila zarei مريلا زارعي shahab hosini شهاب حسيني behnosh bakhtiariبهنوش بختياري چت chat دانلود downloadكليپ clipeالناز شاكر دوست elnaz shaker doost آنته فقيه نصيري ateneh faghih nasiri بهنوش بختياري behnosh bakhtiari زهرا ابرهيمي zahara ebrahimi مهتاب کرامتي mahtab keramati فريماه فرجامي farima farjami ليلا اسکندري lila eskandari اليزابت امينيelizabet aminiالهام حميدي elham hamidi افسانه بايگان afasane bayeganنيکي کريمي niki karimiهانيه توسلي hanieh tavasoli فاطمه معتمد آريا fateme motamed arya شقايق فراهاني shaghayegh farahaniگلشيفته فراهاني golshifteh farahani mahnaz afsharمهناز افشارنيلوفر خوش خلق nilofar khosh akhlaghمريلا زارعي merila zarei

عكس photo عكسهايgallery

شهاب حسيني

شهاب حسيني

شهاب حسيني

شهاب حسيني

شهاب حسيني

شهاب حسيني

شهاب حسيني

شهاب حسيني

شهاب حسيني گالري عكس و عكسهاي

شهاب حسيني

شهاب حسيني

شهاب حسيني

شهاب حسيني

شهاب حسيني

شهاب حسيني

شهاب حسيني

شهاب حسيني

شهاب حسيني

شهاب حسيني

شهاب حسين در سينما و زن و مرد

 

+  دوشنبه نوزدهم آذر 1386 10:52  آدمک  | 

تقريبا پستهاي اين سايت تو زمينه هاي مختلف تكميل شده بود به غير از پست مربوط به موزيك و آهنگ

اينهم تقديم به دوستداران موزيک و آهنگ چنانچه لینکها عمل نمیکنند تو قسمت نظرات بنویسید

 

جدیدترین آهنگ محسن یگانه بنام چشمهای خیس من لینک کار میکند

آهنگ جدید و زیبای محسن یگانه
به نام چشم های خیس من  

لينک دانلود
براي دانلود، روي لينکهاي بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.

دانلود تيتراژ پایانی برنامه طنز شبكه 3.5
حجم : 508 كيلوبايت
دانلود تيتراژ پایانی برنامه طنز شبكه 3.5 كه به جاي تيتراژ اولي اومد
حجم : 528 كيلوبايت                       خواننده : معراج محمدي
دانلود تقليد موزيك خيال نكن نباشي عصار
حجم : 725 كيلوبايت
دانلود تقليد موزيك محمد اصفهاني
حجم : 1110 كيلوبايت
دانلود تقليد موزيك مهتاب مجيد اخشابي
حجم : 791 كيلوبايت
دانلود تقليد موزيك متهم گريخت مجيد اخشابي
حجم : 1090 كيلوبايت

آهنگ جدید نادر قرایی با همراهی سارا به نام من هنوزم

 دانلود آهنگ [192] [128] [64] [24]

 

Nader Gharaii  Ft Sara - Man Hanoozam

حامد هاكان

 

-نم نمک

 

محسن یگانه - خدا دل گیرم ازت

 

آهنگ جدید و بسیار بسیار زیبای محسن یگانه به نام خدا دلگیرم ازت

دانلود آهنگ [128] [64] [

 
موزيك تيتراژ پاياني سريالهاي تلوزيوني
 
طبق درخواستهای مکرر دوستان ایندفعه دوتا موزیک بسیار زیبا از "احسان خواجه امیری" رو برای دانلود قرار میدم .

 

 

دانلود موزیک متن سریال میوه ممنوعه (آزاد آزادم ببین - قسمت آخر)

حجم : ۱۴۰۰ کیلوبایت

دانلود موزیک متن "هر چه دارم از تو دارم" سریال میوه ممنوعه

حجم : ۱۳۰۰ کیلوبایت

دانلود موزیک تیتراژ مدار صفر درجه

حجم : ۷۲۶ کیلوبایت

دانلود موزیک تیتراژ سایه آفتاب

حجم : ۱۰۰۹ کیلوبایت

دانلود موزیک تیتراژ سریال شب دهم

حجم : ۶۶۱ کیلوبایت

دانلود موزیک تیتراژ سریال مرده متحرک

حجم : ۶۰۹ کیلوبایت

دانلود آواز درآمد ابوعطا

حجم : ۱۵۶۰ کیلوبایت

دانلود تصنیف نسیم سحر

حجم : ۹۵۶ کیلوبایت

دانلود تصنیف بهار دلکش

حجم : ۸۶۴ کیلوبایت

دانلود موزیک تیتراژ ابتدایی سریال اغما

حجم : ۱۲۶۰ کیلوبایت

دانلود موزیک تیتراژ پایانی سریال اغما

حجم : ۱۴۵۰ کیلوبایت

دانلود موزیک تیتراژ ابتدایی سریال میوه ممنوعه (بی کلام)

حجم : ۸۱۶ کیلوبایت

دانلود موزیک متن سریال میوه ممنوعه (نیما رئیسی)

حجم : ۹۴۱ کیلوبایت

دانلود موزیک تیتراژ پایانی سریال یک وجب خاک (زاهدی و مدرس)

حجم : ۶۸۲ کیلوبایت

دانلود تیتراژ برنامه ماه عسل

خواننده : محسن یگانه                           حجم : ۱۳۶۰ کیلوبایت

دانلود تیتراژ سریال میوه ممنوعه

خواننده : احسان خواجه امیری                 حجم : ۱۱۷۰ کیلوبایت

دانلود تیتراژ سریال رسم عاشقی (پخش در سالهای گذشته)

خواننده : همایون شجریان                       حجم : ۷۲۲ کیلوبایت

دانلود تیتراژ سریال شکرانه

خواننده : محمد اصفهانی                         حجم : ۹۸۰ کیلوبایت

دانلود تیتراژ سریال یک وجب خاک

خواننده : مجید اخشابی                          حجم : ۷۳۰ کیلوبایت

 

قصد دارم از قبل از رفتنم وبلاگ رو آپدیت کنم . البته با موزیک های جدید !

دانلود موزیک

حجم : ۱۰۰۶ کیلوبایت

اینم آدرس فایل فلش همین موزیک برای گذاشتن روی وبلاگ

http://ir-tv.parsaspace.ir/Flash/Music.swf

قصد دارم از قبل از رفتنم وبلاگ رو آپدیت کنم . البته با موزیک های جدید !

دانلود موزیکی که روی وبلاگ قرار داره

حجم : ۱۰۰۶ کیلوبایت

اینم آدرس فایل فلش همین موزیک برای گذاشتن روی وبلاگ

http://ir-tv.parsaspace.ir/Flash/Music.swf

دانلود موزیک اسپانیایی سریال راه بی پایان (البته بدون خواننده)

حجم : ۵۹۰ کیلوبایت

دانلود رمیکسی از احسان خواجه امیری

حجم : ۱۲۷۰ کیلوبایت

 تيتراژ ابتدائي آخرين گناه
حجم : 543 كيلوبايت
تيتراژ پاياني آخرين گناه
حجم : 991 كيلوبايت
كليپ مذهبي اسماء الحسنا
حجم : 359 كيلوبايت
تيتراژ اولين شب آرامش
حجم : 678 كيلوبايت
تيتراژ سريال آينه
حجم : 540 كيلوبايت
تيتراژ ابتدائي براي آخرين بار
حجم : 550 كيلوبايت
تيتراژ پاياني براي آخرين بار
حجم : 786 كيلوبايت
تيتراژ سريال زندگي به شرط خنده
حجم : 403 كيلوبايت
كليپ صوتي بوي نوروز (مرحوم ايرج بسطامي)
حجم : 2240 كيلوبايت
دانلود موزيك مياني برنامه كوله پشتي (امام زمان)
حجم : 670 كيلوبايت
تيتراژ سريال كيف انگليسي
حجم : 379 كيلوبايت
تيتراژ ابتدائي سريال عشق گم شده
حجم : 321 كيلوبايت
تيتراژ پاياني سريال عشق گم شده
حجم : 604 كيلوبايت
تيتراژ ابتدائي سريال فقط به خاطر تو
حجم : 544 كيلوبايت
تيتراژ پاياني سريال فقط به خاطر تو
حجم : 523 كيلوبايت
تيتراژ برنامه فوتبال ايراني
حجم : 398 كيلوبايت
موزيك ميان برنامه غريبانه (هر چي آرزوي خوبه ...)
حجم : 560 كيلوبايت
تيتراژ سريال گمگشته
حجم : 592 كيلوبايت
تيتراژ برنامه جذر و مد سال 84
حجم : 554 كيلوبايت
تيتراژ برنامه جذر و مد 85
حجم : 788 كيلوبايت
تيتراژ سريال خاك سرخ
حجم : 353 كيلوبايت
تيتراژ ابتدائي سريال خانه به دوش
حجم : 419 كيلوبايت
تيتراژ پاياني سريال خانه به دوش
حجم : 950 كيلوبايت
تيتراژ سريال خانه ما
حجم : 434 كيلوبايت
اولين تيتراژ برنامه خانه مهر
حجم : 316 كيلوبايت
دومين تيتراژ برنامه خانه مهر
حجم : 192 كيلوبايت
تيتراژ پاياني برنامه كوله پشتي
حجم : 450 كيلوبايت
تيتراژ ابتدائي برنامه كوله پشتي
حجم : 430 كيلوبايت
موزيك ميان برنامه كوله پشتي (مهر علي و زهرا)
حجم : 690 كيلوبايت
تيتراژ ابتدائي سريال ما چند نفر
حجم : 338 كيلوبايت
تيتراژ پاياني سريال ما چند نفر
حجم : 513 كيلوبايت
تيتراژ برنامه مهتاب
حجم : 491 كيلوبايت
تيتراژ برنامه محله بنده نواز
حجم : 562 كيلوبايت
تيتراژ برنامه مردان آهنين نوروز 85
حجم : 197 كيلوبايت
موزيك فيلم سينمائي ميم مثل مادر
حجم : 463 كيلوبايت
تيتراژ ابتدائي سريال مرده متحرك
حجم : 757 كيلوبايت
تيتراژ پاياني سريال مرده متحرك
حجم : 609 كيلوبايت
تيتراژ سريال مسافري از هند
حجم : 476 كيلوبايت
تيتراژ ابتدائي سريال نرگس
حجم : 434 كيلوبايت
تيتراژ پاياني سريال نرگس
حجم : 343 كيلوبايت
تيتراژ ابتدائي سريال او يك فرشته يود
حجم : 496 كيلوبايت
تيتراژ پاياني سريال او يك فرشته بود
حجم : 659 كيلوبايت
تيتراژ ابتدائي سريال پرواز در حباب
حجم : 414 كيلوبايت
تيتراژ پاياني سريال پرواز در حباب
حجم : 382 كيلوبايت
تيتراژ سريال پشت كنكوري ها
حجم : 529 كيلوبايت
كليپ صوتي مذهبي ربنا صل علي
حجم : 109 كيلوبايت
تيتراژ سريال ريحانه
حجم : 420 كيلوبايت
تيتراژ ابتدائي سريال صاحبدلان
حجم : 257 كيلوبايت
تيتراژ پاياني سريال صاحبدلان
حجم : 618 كيلوبايت
تيتراژ ابتدائي سريال زير زمين
حجم : 441 كيلوبايت
تيتراژ پاياني سريال زير زمين
حجم : 903 كيلوبايت

دانلود موزیک تیتراژ ابتدائی برنامه ترش و شیرین

حجم : ۴۱۰ کیلوبایت

دانلود موزیک تیتراژ پایانی برنامه ترش و شیرین

حجم : ۳۹۵ کیلوبایت

دانلود موزیک تیتراژ ابتدائی برنامه حبیب آقا

حجم : ۲۶۹ کیلوبایت

دانلود موزیک تیتراژ پایانی برنامه حبیب آقا

حجم : ۳۴۵ کیلوبایت

دانلود موزیک تیتراژ ابتدائی برنامه بچه های بوستان (صیام و تیام)

حجم : ۲۴۷ کیلوبایت

دانلود موزیک تیتراژ پایانی برنامه بچه های بوستان (صیام و تیام)

حجم : ۳۶۳ کیلوبایت

دانلود موزیک امام زمان از بنیامین (پخش شده از شبکه تهران)

حجم : ۴۲۷ کیلوبایت

دانلود موزیکی با صدای حامی(پخش شده از برنامه مژده بده)

حجم : ۷۵۳ کیلوبایت

دانلود دعای هنگام تحویل سال با صدای محمد اصفهانی (پخش شده از برنامه مژده بده)

حجم : ۲۵۰ کیلوبایت

دانلود صدای فرزاد حسنی که میگه "آغاز سال ۱۳۸۶ هجری شمسی"(پخش شده از مژده بده)

حجم : ۹۰ کیلوبایت

دانلود موزیک عید با صدای مجید اخشابی

حجم : ۴۸۱ کیلوبایت

 

دانلود موزيك بردي از يادم
حجم : 1010 كيلوبايت
دانلود موزيك تيتراژ سريال بوي پيراهن يوسف (موزيك لايت)
حجم : 1790 كيلوبايت
دانلود كليپ صوتي امام زمان (آقاسي)
حجم : 1800 كيلوبايت
دانلود موزيك سريال خوش ركاب
حجم : 327 كيلوبايت
دانلود موزيك سريال خوش غيرت
حجم : 1450 كيلوبايت
دانلود موزيك سريال كت جادوئي
حجم : 937 كيلوبايت
دانلود موزيك سريال معصوميت از دست رفته
حجم : 1690 كيلوبايت
دانلود موزيك ابتدائي تيتراژ سريال وفا
حجم : 1020 كيلوبايت
دانلود موزيك پاياني تيتراژ سريال وفا
حجم : 763 كيلوبايت
دانلود موزيك تيتراژ سريال ولايت عشق
حجم : 1410 كيلوبايت
دانلود موزيك تيتراژ پاياني سريال كتاب فروشي هدهد (قسمت پاياني)
حجم : 1230 كيلوبايت
دانلود موزيك برنامه آفتاب شرقي
حجم : 1000 كيلوبايت

چند تا کلیپ صوتی مداحی وبلاگ رو بروز میکنم .

کلیپهای مداحی به مناسبت رحلت حضرت رسول (ص)

دانلود کلیپ مداحی ۱

دانلود کلیپ مداحی ۲

دانلود کلیپ مداحی ۳

دانلود کلیپ مداحی ۴

کلیپهای مداحی به مناسبت شهادت امام حسن مجتبی (ع)

دانلود کلیپ مداحی ۱

دانلود کلیپ مداحی ۲

دانلود کلیپ مداحی ۳

دانلود کلیپ مداحی ۴

دانلود کلیپ مداحی ۵

منبع : سایت تبیان

امروز واستون چند تا موزيك از رضا صادقي ميزارم . شايد قبلا اونارو دانلود كرده باشيد . اما شايدم نه .... در كل اميدوارم كه خوشتون بياد .

دانلود موزيك تيتراژ ارث بابام

حجم : ۱۱۱۰ كيلوبايت

دانلود موزيك تيتراژ پاياني ارث بابام (آهنگ نرو - كامل)

حجم : ۷۵۲ كيلوبايت

دانلود موزيك تيتراژ برنامه فوق العاده

حجم : ۹۳۲ كيلوبايت

دانلود موزيك تيتراژ برنامه كوله پشتي

حجم : ۴۳۰ كيلوبايت

دوتا هم موزيك از كاست جديد آقاي صادقي ميزارم . كه موزيك فردا با ماست رو از راديو چند باري شنيدم

دانلود موزيك وايسا دنيا

حجم : ۸۵۶ كيلوبايت

دانلود موزيك فردا با ماست

حجم : ۸۸۸ كيلوبايت

 

دانلود موزيك خداي مهربون (خيلي قشنگه)
حجم : 1470 كيلوبايت                     خواننده : دي جي نگار
دانلود موزيك سلام
حجم : 276 كيلوبايت                       خواننده :  بازيگران برنامه فتيله
دانلود موزيك تيتراژ برنامه فتيله
حجم : 409 كيلوبايت                       خواننده : بازيگران برنامه فتيله
دانلود موزيك پدر و مادر مهربون
حجم : 248 كيلوبايت                       خواننده : بازيگران برنامه فتيله
دانلود موزيك تيتراژ برنامه تماشا
حجم : 184 كيلوبايت                       خواننده : يه دختر بچه اي هستش

دانلود موزیک اول (دستگاه اصفهان)

حجم : ۵۲۸ کیلوبایت                             نوازنده : آقا مهدی ...

دانلود موزیک دوم (دستگاه شور)

حجم : ۱۸۸۰ کیلوبایت                            نوازنده : آقا مهدی ...      

دانلود موزيك دختر ما مثل گله
حجم : 304 كيلوبايت                  خواننده : عمو پورنگ
دانلود موزيك عيد و وقته شادي
حجم : 457 كيلوبايت                  خواننده : عمو پورنگ
دانلود موزيك خواب
حجم : 321 كيلوبايت                  خواننده : امير محمد و عمو پورنگ
دانلود موزيك خدا نگهدارتون
حجم : 210 كيلوبايت                  خواننده : عمو پورنگ
دانلود موزيك تك تك اردك
حجم : 398 كيلوبايت                  خواننده : عمو پورنگ
دانلود مداحي به خدا دنيا رو نمي خوام
حجم : 158 كيلوبايت                   مداح : اميرمحمد
دانلود مداحي آقامون دلبره
حجم : 245 كيلوبايت                   مداح : اميرمحمد
-----------------------------------------------------------------------------
دانلود موزيك تيتراژ كمربند ها را ببنديم
حجم : 355 كيلوبايت                   خواننده : همه بازيگران اين مجموعه
دانلود موزيك تيتراژ باغچه مينو
حجم : 343 كيلوبايت                   خواننده : نميدونم
دانلود كليپ طنز شماره يك
حجم : 265 كيلوبايت                   خواننده : سيد جواد رضويان
دانلود كليپ طنز شماره دو
حجم : 418 كيلوبايت                   خواننده : سيد جواد رضويان
دانلود كليپ طنز شماره سه
حجم : 203 كيلوبايت                   خواننده : سيد جواد رضويان
دانلود كليپ طنز شماره چهار
حجم : 176 كيلوبايت                   خواننده : سيد جواد رضويان

دانلود تيتراژ پایانی برنامه طنز شبكه 3.5
حجم : 508 كيلوبايت
دانلود تيتراژ پایانی برنامه طنز شبكه 3.5 كه به جاي تيتراژ اولي اومد
حجم : 528 كيلوبايت                       خواننده : معراج محمدي
دانلود تقليد موزيك خيال نكن نباشي عصار
حجم : 725 كيلوبايت
دانلود تقليد موزيك محمد اصفهاني
حجم : 1110 كيلوبايت
دانلود تقليد موزيك مهتاب مجيد اخشابي
حجم : 791 كيلوبايت
دانلود تقليد موزيك متهم گريخت مجيد اخشابي
حجم : 1090 كيلوبايت

مدیحه

 

حضرت رسول اکرم (ص)   امام جواد (ع)
امام علی (ع) امام هادی (ع)
حضرت زهرا (س) امام حسن عسگری (ع)
امام حسن مجتبی (ع) حضرت مهدی (عج)
امام حسین (ع) حضرت زینب (س)
امام سجاد (ع) حضرت عباس (ع)
امام باقر (ع) حضرت علی اکبر (ع)
امام صادق (ع) حضرت علی اصغر (ع)
امام کاظم (ع) حضرت معصومه (س)
امام رضا (ع)  

مدیحه هایی که به تازگی روی سایت قرار گرفته اند:

مدیحه امام حسن مجتبی (ع) ، حاج محمود کریمی
نماز و روزه ی ماه مبارک     ماه روی حسن بن حیدر
مدت فایل: 0:08:46  ،  حجم فایل: 1,549 کیلو بایت

. ..................  ..............     ..............  .................. .

مدیحه امام علی (ع) ، حاج محمد رضا طاهری
علی علی علی  (ذکر حضرت علیه السلام)
مدت فایل: 0:06:07  ،  حجم فایل: 1,442 کیلو بایت

. ..................  ..............     ..............  .................. .

مدیحه امام علی (ع) ، حاج محمد رضا طاهری
قرار دلای بی قراری     تو صاحب تیغ ذوالفقاری
مدت فایل: 0:14:34  ،  حجم فایل: 2,569 کیلو بایت

. ..................  ..............     ..............  .................. .

مدیحه امام علی (ع) ، حاج محمد رضا طاهری
شده همه ی عالم مست شراب کوثر    ستاره ها می خونن ترانه ی یا حیدر
مدت فایل: 0:05:30  ،  حجم فایل: 1,298 کیلو بایت

. ..................  ..............     ..............  .................. .

مدیحه امام علی (ع) ، حاج حسین سازور
ذکر اهل آسمون شد قُل هو الله      آمده از کعبه بیرون اسد الله
مدت فایل: 0:11:31  ،  حجم فایل: 2,032 کیلو بایت

. ..................  ..............     ..............  .................. .

مدیحه امام علی (ع) ، حاج احمد نیکبختیان
آئینه ی خدا علی    علی مدد
مرشد انبیاء علی    علی مدد
مدت فایل: 0:06:18  ،  حجم فایل: 1,487 کیلو بایت

. ..................  ..............     ..............  .................. .

مدیحه امام علی (ع) ، حاج سعید حدادیان
امشب کعبه منوّر   شد از لبخند حیدر
حتی بت های کعبه   گرم الله اکبر
مدت فایل: 0:06:55  ،  حجم فایل: 1,628 کیلو بایت

حضرت رسول اکرم  (صلی الله علیه و آله و سلم)

1. مهدی اکبری

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 چراغ آسمان لبخند زن بر روی احمد بود 444 0:03:33
2 آبروی اهل عالم شاه خاتم رسول الله 758 0:06:06

2. احمد الباوی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 صلوات صلوات  عَلی'  محمد و علی 468 0:03:45

3. سيد مجيد بنی فاطمه

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 پروانه ها آوُردن رو بالشون ستاره 851 0:06:51

4. حاج سعید حدادیان

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 گنبد خضرا  برده از ما دل 573 0:04:51
2 امشب ای ساقی از تو پيمانه     گيرم و گردم گرد جانانه 500 0:04:00
3 گل نکند جلوه در جوار محمد (ص) 1,699 0:13:46
4 بمَديحِکَ طابَلي الکَلِمُ وَ حَلا لِأحِبَتیَ النَقِمُ 454 0:03:38

5. حاج مهدی سلحشور

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 یا حبیبی ابا الزهرا 734 0:05:55
2 النّبی یا حبیبی یا مولا 1,522 0:12:19

6. حاج محمد رضا طاهری

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 بيا به مکه ببين    تجلی نور مبين 1,148 0:09:16
2 امشب از سوی عالم بالا     می رسد بانگ يا رسو الله 1,249 0:10:06
3 عشق هستی را آمنه می بوید 563 0:04:31
4 آمده موسم گل، آمده ختم رسل 409 0:03:16
5 هر چه خوبی است حق تعالی داده برما (همراه حاج محمود) 446 0:05:03

7. حاج محمود کریمی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 بَلغَ العُلی بکمالِهِ     کشفَ الدُجی بجَمالِهِ 641 0:09:49

8. احمد نیکبختیان

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 امشب ملائک حیرون و مست اند 430 0:06:32
2 خداوندی که این عرض و سماء را خلق کرد 134 0:01:58
3 ابا الزهرا مولانا رسول الله 441 0:03:32
4 ای مبارک از قدومت، هر دو عالم یا محمد 386 0:03:05

9. متفرقه

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 تويی به هستی   مظهر سرمد   جلوه ی ايزد 1,096 0:08:51
2 فرشته های آسمون رو دست گرفتند آینه 772 0:06:13

برای دانلود کردن مدیحه ها، روی آیکون  کلیک راست نموده

1. مهدی اکبری

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 علی ابن ابيطالب   هو الحيدر 169 0:01:19

2. سید مجید بنی فاطمه

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 هر کی يه يا علی بگه جاش تو بهشته 577 0:04:38

3. حاج سعید حدادیان

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 امشب کعبه منوّر شد از لبخند حیدر 0:06:55 1,628

4. حاج حسین سازور

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 ذکر اهل آسمون شد قُل هو الله 2,032 0:11:31

5. حسین سیب سرخی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 ما را به جرم عاشقی دیوانه خواندند 754 0:06:04

6. حاج محمد رضا طاهری

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 ذکر امام علی (ع) 1,442 0:06:07
2 قرار دلای بی قراری    تو صاحب تیغ ذوالفقاری 2,569 0:14:34
3 شده همه ی عالم    محو شراب کوثر 1,298 0:05:30
4 من کی ام حبل المتینم 136 0:01:32
5 شه آفرینش 577 0:04:38

7. احد قدمی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 لا اله الا الله  محمد رسول الله  علی ولی الله 277 0:04:10
2 لبش می ريزد   قيامت خيزد 277 0:04:10

8. حاج محمود کریمی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 از عشق همیشه مست مستم 947 0:11:42
2 بر لرزش اُفتاده زمین 304 0:02:24

9. حاج احمد نیکبختیان

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 آئینه ی خدا علی    علی مدد 1,487 0:06:18

10. حاج عبدالرضا هلالی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 علی مولا   تويی که ملک فقيرته 459 0:03:40
2 أنت فی قلبی یا علی 391 0:03:07

برای دانلود کردن مدیحه ها، روی آیکون  کلیک راست نموده
و  گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.

 

امام حسین (علیه السلام)

1. مهدی اکبری

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 عشق حسین فاطمه دل خوشی زندگیمه 311 0:02:37

2. حسين سيب سرخی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 همه ی هستیمو مدیون چشاتم    می دونی 622 0:05:00

3. حاج مهدی سلحشور

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 آقام ابا عبدالله الحسین 896 0:07:36

4. سلحشور و میرداماد

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 وقتی که اسم تو می آد ... 1,044 0:08:52

5. احد قدمی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 زکربلا اومدم این دل جا مونده تو حرمت 77 0:01:04

6. سید مهدی میرداماد

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 امیرم  الهی برات بمیرم 570 0:04:49

7. حاج عبدالرضا هلالی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 روح الله تويی   عين الله توي 229 0:01:48

 

برای دانلود کردن مدیحه ها، روی آیکون  کلیک راست نموده
و  گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.

1. حسین سیب سرخی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 ابوفاضل، مددی یا ابوالفضل